پرواز

 

 

پرواز بر فراز سایت جنت آبادپرواز

تصویر پرواز اینجانب برفراز سایت جنت آباد

به نام خدا

اینجانب به جهت سال ها تدریس دررشته روزنامه نگاری و روابط عمومی وهمچنین یازده سال سابقه

فعالیت در روزنامه همشهری با سمت دبیر آگهی ها برآن شدم تا با کمک اساتید بزرگواری نظیر استاد

مهرداد شهسواریان این وبلاگ آموزشی را راه اندازی نمایم. 

امید دارم در این گامی که در وادی مقدس آموزش برداشته شده است از رهنمودهای اساتید و

دانشجویان گرامی جهت پربارتر شدن مطالب ارائه شده، بهره مند گردم. انشاءالله

 

                                                                                                ارادتمند حبیب شیخی

تغییر نام وبلاگ

دبیرستان دخترانه درنیکا
ثبت نام در دبیرستان دخترانه درنیکا

با سلام ،نظر به فعالیت جدید اینجانب در حوزه آموزشی دبیرستان وافتتاح مجتمع آموزشی درنیکا و راه انداری مقطع دوره دوم متوسطه ،نام وبلاگ به دبیرستان دخترانه درنیکا تغییر یافت. جهت ثبت نام فرزندان دختر دبیرستانی دانشجویان ودوستان قدیمی با تسهیلات ویژه در خدمت می باشیم.ارادتمندکحبیب شیخی

بازگشایی دبیرستان غیرانتفاعی درنیکا  به آدرس: ستارخان،باقرخان غربی،نرسیده به بزرگراه چمران،پلاک36

دبیرستان دخترانه درنیکا درحال ثبت نام می باشد

قابل توجه دانشجویان جهت دپارتمان تهیه گزارش نهایی کارورزی

قابل توجه دانشجویان جهت دپارتمان تهیه گزارش نهایی کارورزی


شیوه نامه تهیه گزارش نهایی در بخش ارشیو موضوعی قرار دارد

جهت مشاهده لطفا بر روی آن کلیک کنید

رسانه های تصویری و فرهنگ(1)


 
 
به نام خدا
دانشگاه جامع علمی کاربردی
واحد قوه قضاییه
 
 
 
 
 
 
درسنامه
 
رسانه های تصویری
و
فرهنـــــگ
 
 
گرد آورنده: حبیب شیخی
تابستان 1392
 
 
 
 
 
1-                مفهوم فرهنگ
 
فرهنگ كه ريشه اي پهلوي دارد و معرب آن را «فرهنج» گفته اند، در لغت به معناي علم، دانش، ادب، معرفت، تعليم و تربيت، آثار علمي و ادبي يك قوم يا ملت و نيز به معني كتابي كه شامل لغت هاي يك زبان و شرح آن ها باشد، آورده است. معني اصلي آن به زبان پهلوي، همان «تعليم و تربيت» است كه پس از فراموشي چندصد ساله، يا به كار بردن اين لغت به معني «لغت نامه» و پس از آن نامگذاري وزارتخانه متولي امور تعليم و تربيت و برخي اموري كه امروزه آن ها را امور فرهنگي مي ناميم، بيشتر متداول شد. به مرور و با گسترش معني فرهنگ و جدا شدن مفهوم تعليم و تربيت و لزوم كاربرد يك كلمه مستقل براي كلمه لاتين "Culture" ، كلمه به کاررفت.
         تعريف مفهوم فرهنگ به‌علت وسعت و گستردگي، کار ساده‌اى نيست. چرا که بيش از دويست و پنجاه تعريف را شامل مى‌شود. در اينها تنها به چند تعريف که از اهميت بيشترى برخوردار است بسنده مى‌کنيم.                                                                                                                                                                                                
 
به‌نظر ”ادوارد تايلر“ (E.B.Tylor) مردم‌شناس بزرگ انگليسي، ”فرهنگ مجموعه پيچيده‌اى است که شامل مجموعه علوم و دانش‌ها، اعتقادات، هنرها، افکار و عقايد، صنايع، تکنيک، اخلاق، قوانين و مقررات، سخن، عادات و رسوم و رفتار و ضوابطى است که انسان به‌عنوان عضو يک جامعه آن را از جامعه خود فرا مى‌گيرد و در قبال آن تعهداتى به عهده دارد“.
 
به‌نظر ”ژان کازنو“ (Jean Cazneve)، ”ثمرهٔ واقعى و قابل مشاهده کوشش انسان‌ها در زندگى اجتماعى به‌طور کلى فرهنگ ناميده مى‌شود“.
 
”رالف لينتون“ (Ralf Linton) انسان‌شناس مشهور آمريکائي، فرهنگ را اين‌طور تعريف مى‌کند: ”فرهنگ ترکيبى از از رفتار مکتسب است که به‌وسيله اعضاء جامعه معينى از نسلى به نسل ديگر منتقل مى‌شود و در ميان افراد مشترک است.
 
”هرسکويتس“ (Herskovits) در تعريف فرهنگ مى‌گويد: ”فرهنگ آن قسمت از محيط است که به‌دست انسان ساخته شده و تأثيرپذير است.
 
همگونی فرهنگی
آلف هنرز- جامعه شناس- دلایلی عنوان کرد و در آن به ضرورت تنوع فرهنگی در جوامع نوین اشاره کرد. در نگاه نخست، جهانی شدن، جوامع را به سمت تمدن متحد و جهانی رهنمون می­سازد که نابودکننده تنوع است. هنوز، به مطالعه تهدیدهایی می­پردازد که جهانی­شدن بر تنوع روا می­دارد. چرا تنوع کهنه نمی­شود، خلاقیت و رابطه بین فرهنگ­ها باعث می­شود تا به سرعت تمدنی جدید خلق شود و روند جهانی­شدن را تسریع بخشد. به عبارتی دیگر از آنجا که تغییر فرهنگ­ها سریعتر از تلفیق فرهنگ­ها صورت می­گیرد، تنوع فرهنگی چیره می­شود.
هلر می­گوید: «ورود و خروج به هر فرهنگی – بومی یا منتخب- عملی آزاد محسوب می­شود در غیر این صورت «آزادی افراد در اتخاذ هویتهای چندگانه در زمانی که فقط اتخاذ یک هویت خواسته شود محدود می­شود.
همگونی فرهنگی عبارت است از نوعی استحاله و انفعال در چنین رابطه­ای معمولاً فرهنگ­ها در برابر فرآیند جهان شدن منفعل می­شوند و حتی ضمن پذیرش فرهنگی که جهانی­شدن اقتصادی حامل آن است، ویژگی­های خود را از دست می­دهند.
همگون­سازی و امریکایی کردن فرهنگ به صنعت فرهنگ­سازی و اطلاع­رسانی محدود نمی­شود و حتی در رفتار و آداب روزمره نیز نمود می­یابد. مثلاً جورج ریتزر در بحث از مک دونالدیزاسیون صرفاً درباره گسترش جهانی صنعت غذایی سریع و آماده امریکایی سخن نمی­گوید بلکه به رسوخ فرهنگی خاص در سازمان و زندگی شخصی اشاره دارد.
برخی دیگر هم در انتقاد از  نظریه امریکایی کردن، مدعی هستند که این نظام سرمایه­داری است که جهانی می­شود نه فرهنگ امریکایی و علت و زمینه این گسترش هم در اصول و منطق مدیریت و اقتصاد سرمایه­داری نهفته است. از دیدگاه آنان منابع، ابزارها و شیوه­های نفوذ فرهنگی بسیار متنوع و متفاوت­تر از آن است که بتوان از امریکایی کردن فرهنگ سخن گفت. گر فرایند جهانی­سازی فرهنگی را همگون­تر شدن جهان از طریق گسترش یک فرهنگ در عرصه جهانی بدانیم می­توان گفت که نظام سرمایه­داری چنین تحولی را سبب می­شود. این نظام که ماهیتاً گسترش طلب است و گرایشی جهانی دارد همواره می­کوشد جهان را به بازاری برای تولید و مصرف تبدیل کند. بنابراین درصد است تا به کمک ایدئولوژی یا فرهنگ مصرفی و تصورات مردم از هویت و نیازهای خود آنها را به مصرف کنندگانی در خدمت فرایند انباشت سرمایه تبدیل کند.
 
2- رسانه چیست؟
رسانه یا Media در لغت به معنی رساندن است و به آن دسته از وسایلی گفته می‌شود که انتقال‌دهنده فرهنگ‌ها و افکار عده‌ای باشد، رسانه از تمدن‌های جدید بوجود آمده‌ و مورد توجه است. اکنون آنچه که مصداق این تعریف است وسایلی همانند: روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، CDها، ویدئو و... می‌باشد.
رسانه در نوع آموزشی آن ﺑﻪ ﻛﻠﯿــﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎﺗﯽ گفته ﻣﯽ‌ﺷــﻮد ﻛﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺷﺮاﯾﻄﯽ را در ﻣﺤﯿﻂ آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﻮﺟﻮد آورﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﺤﺖ آن ﺷﺮاﯾﻂ، ﻓﺮاﮔﯿﺮان، اﻃﻼﻋﺎت، رﻓﺘﺎر و مهارت‌های ﺟﺪﯾﺪی را ﺑﺎ درک ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺪﺳﺖ آورند.
 
 
تاریخچه رسانه‌های عمومی
در حدود ۱۶۰ سال قبل با منتشر شدن کاغذ اخبار به مدیریت میرزای شیرازی، ایران وارد جهان رسانه‌ای شد و این در حالی است که در غرب این تاریخ به ۴۰۰ سال پیش برمی‌گردد.
 
ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ﯾﮏ رﺳﺎﻧﻪ:
رسانه‌ها بستر و مجاری طبیعی تهیه و توزیع اطلاعات در جامعه برای شهروندان هستند و موجب می‌شوند که نیروهای اجتماعی ضمن وقوف و آگاهی به حقوق خویش، سهم خود را از قدرت طلب نمایند.
نگاهی اجمالی به تلاش‌های در حال انجام در حوزه رسانه‌های منطقه‌ای و جهانی، این واقعیت تلخ را آشکار می‌سازد که تقریباً تمامی رسانه‌های مسلط جهان اعم از مکتوب، صوتی و تصویری عملاً به ابزاری برای استکبار جهانی تبدیل گردیده اند؛ در جهت ترسیم سیاست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و ترویج فرهنگ غربی و لیبرالیسم سکولاریسم و نفی تنوع فرهنگی و تشویق به تمرد از اصول و ارزش‌های اسلامی و ملی.
پیدایش انواع رسانه‌های نوین، شیوه اطلاع رسانی را دگرگون کرده است. به طوری که رسانه در میان رویداد و مردم، مسیری مجازی ایجاد کرده و در مدل‌های رسمی، نیمه رسمی یا غیر رسمی که بر خبرگزاری‌ها و سایت‌های رسمی، وبلاگ‌ها و سایت‌های نسبتا معتبر دلالت دارد، ساز و کار خاصی برای امر اطلاع رسانی و اطلاع‌یابی تعریف کرده است. پیدایش و توسعه رسانه‌های غیر رسمی یا نیمه رسمی جهانی با عنوان وبلاگ نیز که روزانه بر تعداد آن ها افزوده می‌شود، تاثیر بسزایی بر امر اطلاع رسانی در مدل‌های جدید با محوریت کاربر دارد. این مسئله حجم محتوای تولید شده را در جهان تا حد زیادی افزایش می‌دهد، از سویی دیگر میزان مشارکت اجتماعی کاربران را بیشتر کرده و به موازات آن آگاهی روزآمد کاربران را نیز ارتقاء می‌بخشد. در نتیجه ورود به عصر جامعه اطلاعاتی و تولد و گسترش رسانه‌های الکترونیکی و اینترنتی، مرز میان رویداد و مردم را باریک‌تر از قبل معرفی کرده است.
 
اﻫﻤﯿﺖ ﮐﺎرﺑﺮد رﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ:
١- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی دﺳﺖ اول و ﯾﺎ ﻧﺰدﯾﻚ ﺑﻪ آن
٢- اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن
٣- ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش
۴- ارﺗﺒﺎط آﺳﺎن‌ﺗﺮ و ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺑﻬﺘﺮ
۵- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺳﺮﯾﻊ‌ﺗﺮ ، ﻋﻤﯿﻖ‌ﺗﺮ و ﭘﺎﯾﺪارﺗﺮ
6-       ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ
 
3-فرایند اجتماعی کردن و کارکرد رسانه‌ها در انتقال هنجارها و ارزش‌ها
 اجتماعی شدن فرایندی است که طی آن کودک ناتوان به تدریج به شخصی خودآگاه، دانا و ورزیده در شیوه ای فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می شود. یا به عبارت دیگر منظو ر از اجتماعی شدنsocialization آن است که یک انسان از بدو تولدش چگونه با جامعه و فرهنگ (شیوه های رفتاری، باورها، ارزش‌ها، الگوها و معیارهای فرهنگی خاص به جامعه) انطباق مییابد . اجتماعی شدن  موجب پیوند میان نسلهای مختلف می شود.
نفوذ و گسترش سینما، تلویزیون، اینترنت و سایر رسانه‌های جمعی در سطوح مختلف سنی سبب توسعه‌ی اعتماد اجتماعی میان نسلی در زمینه‌ی حوزه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شده است.
اجتماعی کردن دارای دو نقش اساسی است:
اول- از نظر فردی، اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا می‌کند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخصی اجتماعی را فراهم می‌آورد.
دوم- از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگی‌های فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقش‌ها و احراز پایگاه‌های مختلف اجتماعی. جامعه‌شناسان دو نوع عامل اجتماعی را از یکدیگر متمایز کرده‌اند.                                                                                                    
 الف- اجتماعی کردن نخست که خانواده و گروه‌های همسالان را دربرمی‌گیرد.
 ب- اجتماعی کردن دوم که شامل مدرسه و رسانه‌ها است.رسانه‌های همگانی به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم اجتماعی کردن مطرح هستند. روزنامه ها، نشریات ادواری، مجلات و به ویژه تلویزیون و رسانه‌های نوین ماهواره‌ای و الکترونیکی و دیجیتالی، هر روزه مورد استفاده وسیع گروه‌های مختلف اجتماعی و از جمله نسل های کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می گیرد و نگرش و عقاید آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تحقیقات فراوانی انجام شده است که تأثیر برنامه های رسانه‌یی را بر نگرش‌های کودکان و بزرگسالان تحلیل کرده‌اند. اگر چه هنوز بیشتر این تحقیقات از نظر استنباط قطعی نیستند. اما نمی‌توان انکار کرد که رسانه‌های جمعی انواع گوناگونی از اطلاعات و محتوا (به ویژه هنجارها و ارزش‌ها) را انتقال می‌دهند.
رسانه‌ها به عنوان فراهم کننده چارچوب‌های تجربه برای مخاطبان، نگرش‌های کلی فرهنگی‌ای برای تفسیر اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزی ایجاد می‌کنند. رسانه‌ها شیوه‌هایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کنند بنابراین در جریان جامعه پذیری کودکان و نوجوانان و جوانان، رسانه‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کنند، بدین معنی که ارزش‌ها و هنجارهای خانوادگی و اجتماعی را به نسل جدید انتقال می‌دهند و آن را درونی می‌کنند                                                                                                                                                                                                                                                                              رسانه‌ها، کارکرد‌ها و نقش های متعددی در جامعه برعهده دارند. "دنیس مک کوئیل"  در کتاب "مقدمه‌ای بر نظریه‌ی رسانه‌های جمعی"، ارتباط جمعی را فرآیندی جامعه‌گستر و رسانه‌ها را میانجی روابط اجتماعی می‌داند. وی معتقد است، همانطور که از واژه media" " یا رسانه برمی‌آید، رسانه‌های جمعی از چند لحاظ میانجی هستند: یکی اینکه غالباً میان ما به عنوان دریافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوه‌ای که خارج از ادراک یا تماس مستقیم ما است، قرار می‌گیرند؛ دوم ممکن است، میان ما و سایر نهادهایی که با آن سر و کار داریم (قانون، صنعت، دولت و غیره) قرار گیرند؛ سوم امکان دارد پیوندی میان این نهاد‌های گوناگون ایجاد کنند؛ چهارم رسانه‌ها، مجراهایی هستند که توسط آنها دیگران با ما و ما با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و پنجم اینکه غالباً رسانه‌ها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از سایر گروه‌ها، سازمان‌ها و رویدادها شکل می دهند (. به نظر مک کوئیل، "نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید وتوزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجع‌هایی معنی دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت ما را توانا می سازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافت های ما از این تجربه نظم و نسق می دهد و ما را یاری می کند تا معرفت های گذشته را محفوظ نگهداریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم". رسانه‌ها وظیفه انتشار انواع معرفت را برعهده دارند، پس به جای دیگر نهادهای معرفتی (آموزش و پرورش و دانشگاه و...) هم عمل می‌کنند. رسانه‌ها در یک فضای عمومی فعالیت می کنند، یعنی علی الاصول در دسترس همه اعضای جامعه به صورت باز، داوطلبانه و کم هزینه قرار دارند. رسانه‌ها در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی، بر تعداد بیشتری اثر می‌‌گذارد و زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد.
"هارولد لاسول و "چارلز رایت" از جمله پژوهشگرانی هستند که به طور جدی به نقش و کارکرد رسانه‌ها در جامعه توجه کرده‌اند. آنها معتقدند که رسانه‌ها دارای کارکردهای نظارت بر محیط، ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط و انتقال میراث فرهنگی و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت است (همان: 108). این دو نظریه پرداز ارتباطات بر این باورند که در کارکرد نخستین، وظیفه رسانه‌ها نظارت، مراقبت، تهیه و رساندن خبر درباره‌ی محیط پیرامونی است. دومین کارکرد رسانه، انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط است. رسانه اغلب شامل انتقادات و تجویزهایی برای چگونگی و منش افراد به حوادث است. دراین نقش رسانه‌ها به تقویت ارزش‌های اجتماعی، اجماع و افشای انحرافات، رجوع به پایگاه رهبران افکار، ممانعت از تهدید ثبات اجتماعی و وحشت عمومی، مدیریت افکار عمومی و نظارت بر حکومت و حفاظت می‌پردازند. یکی دیگر از کارکردهای رسانه، انتقال فرهنگ، افزایش انسجام اجتماعی و تعمیق تجربه‌ی مشترک، کاستن از نابهنجاری‌های اجتماعی و احساس از خود بیگانگی، استمرار اجتماعی شدن پیش و پس از آموزش رسمی و کمک به یک‌دست سازی و انسجام است.
از نظر "هارولد لاسول"  جامعه شناس و نظریه‌پرداز ارتباطی امریکایی، رسانه‌ها در حکم انتقال‌دهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آنها از این راه با گسترش بنیان تجربه‌ی مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهند. رسانه‌ها با استمرار اجتماعی شدن پس از اتمام اموزش رسمی و نیز با شروع آن در طول سالیان پیش از مدرسه، به جذب افراد در جامعه کمک می‌کنند. گفته شده است که رسانه‌ها با نمایش و عرضه‌ی جامعه‌ای که فرد خود را با آن هم هویت ساخته و معرفی کرده است، می‌توانند احساس از خود بیگانگی یا احساس بی‌ریشه بودن او را کاهش دهند (سورین و تانکارد،1381: 452). از نظر مک کوئیل نیز، مخاطبان از رسانه‌ها برای کسب تأیید ارزش‌های شخصی، جذب الگوهای رفتاری، هم‌ذات‌پنداری با دیگران و پیدا کردن بینش راجع به خود استفاده می‌کنندبسیاری دریافته‌اند که رسانه‌ها آثاری مهم و فراگیرنده دارند. این آثار نه تنها مستقیم و فوری قابل مشاهده هستند، بلکه عمیقاً بر تاریخ بشریت نیز تأثیر گذاشته‌اند. (همان:22) "هایبرت" عقیده دارد، در پژوهش‌هایی که درباره‌ی آثار وسایل ارتباط جمعی بر جامعه انجام گرفته، سه زمینه کلی وجود دارد: تأثیر رسانه‌ها بر شناخت ادراک، تأثیر رسانه‌ها بر تغییر عقیده و ارزش، تأثیر رسانه‌ها بر تغییر رفتار. وی معتقد است که تغییر ارزش‌ها به آگاه بودن و درک محتوای پیام بستگی دارد. اکثر مدارک و شواهد پژوهشی مبین این نظریه هستند که ایجاد عقاید جدید، آسان‌تر از تغییر دادن عقاید موجود است
 
رسانه‌ها، تغییر ارزش‌های سنتی و شکاف نسلی
مفهوم شکاف نسلی به چگونگی تداوم فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر مربوط می‌شود. اگر در فرآیند اجتماعی کردن کودکان، نوجوانان و جوانان، فرهنگ یک جامعه تا حد مطلوبی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و باز تولید فرهنگی به نحو احسن انجام پذیرد، میزان اشتراک فرهنگی دو نسل بالا می‌رود. اختلاف فاحشی بین دو نسل به وجود نمی‌آید، در این صورت تفاهم بین دو نسل جدید و قدیم برقرار می‌شود و بحرات هویتی نیز برای نسل جدید روی نمی‌دهد. در مقابل اگر فرآیند اجتماعی کردن به علل داخلی و خارجی دچار مشکل شود و به طور ناقص انجام گیرد و فرهنگی جامعه در حد مطلوبی به نسل بعد منتقل نشود، تداوم فرهنگی جامعه دچار مشکل می‌شود و بین نسل جدید و قدیم شکاف می افتد (پناهی،1383: 2). عوامل اجتماعی متعددی بر دور شدن نسل‌ها از یکدیگر و بروز شکاف نسلی تأثیر گذار هستند. در این میان وسایل ارتباط جمعی نقش بارزی دارند. در ذیل به بررسی نقش رسانه‌ها در دگرگونی ارزش‌ها و در نهایت ایجاد و توسعه‌ی الگوهای نوین در جامعه و به چالش کشاندن ارزش‌های سنتی و پدیده شکاف هنجاری و ارزشی نسلی اشاره می‌شود.
در همین ارتباط، یکی از نظریه پرادازان امریکایی به نام "دیوید رایزمن در کتاب خود به نام "انبوه تنها" سیر تحول جوامع ودگرگونی های آنها را ناشی از تحول ارتباطات و وسایل ارتباطی می‌داند. وی سیر زندگی بشر را به سه دوره تقسیم بندی کرده‌است. وی در این دوره‌ها، به نقش رسانه‌ها در تغییر سنت‌ها و ایجاد شکاف نسلی اشاره کرده است: دوره اول، دوره سنت راهبر است. در این دوره سنت‌ها فرهنگ را انتقال می‌دهند و هر نسل پیوند خود با نسل‌های پیشین از طریق اشتراک سنت‌ها باز می‌یابد و همین باعث می شود که وحدت و هویت اقوام انسانی (نسل های انسانی) تأمین شود. سنت‌ها به عنوان راه‌ها و شیوه‌های عمل و میراث نیاکان، بعدی تقدس آمیز دارند و همین امر هر گونه شک و تردیدی در مورد آنها را از بین می برد. در این دوره راه‌های آینده، همان راه‌هایی است که نیاکان جامعه ما طی قرن ها پیموده‌اند (رابرتسون،1372: 131). به عبارتی در دوران سنت راهبر یک نوع ساخت اجتماعی مبتنی بر سنت، رفتار بشر را یکنواخت و قابل پیش بینی می‌کند و به او آرامش و ثبات می‌دهد. ارتباطات در این دوره چهره به چهره است. رایزمن" بر این باور است که تربیت فردی در مرحله‌ی نخست، از طریق حماسه ها، افسانه ها و اسطوره‌ها شکل می‌گیرد که به صورت شفاهی به فرد منتقل می‌شود و نقش این نوع تربیت همزمان، هم سنت‌ها را متذکر می شود و هم نشان می دهند چطور قهرمانان بزرگ و استثنایی می‌توانند، جاودانه شوند.
دوره دوم، دوره درون راهبر است. این دوره با کاهش تدریجی اهمیت سنت‌ها آغاز و باعث کاهش تشابهات در رفتارها و اعمال می‌شود. در این دوره همه افراد جامعه از الگوی یکسانی در حیات اجتماعی تبعیت نمی‌کنند. همچنین فردگرایی گسترش می‌یابد و انسان بار مسئولیت و عمل خود را به دوش می‌گیرد. "رایزمن" این دوران را دوران التهاب، هراس و سرزنش‌های بی‌پایان می‌داند. (رابرتسون،1372: 131) در این مرحله، انتقال میراث فرهنگی، از طریق نوشتار به ویژه چاپ و مکتوبات که انگاره های فردی را رواج می‌دهند، انجام می‌گیرد. در حالی که اسطوره‌ها و حماسه‌ها با حلقه زدن بر گرد اجاق قبیله بازگو می‌شد و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد. نسل از درون هدایت شده کتاب خود را در انزوا و در خلوت و یا در گوشه ای از اتاق خود می خواند.
دوره سوم، دوره‌ی دگر ‌راهبر است که دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده‌هایی چون هدایت از راه دور، بت‌واره پرستی، شیء سروری و بحران هویت از ویژگی‌های آن است. این دوره عده‌ای با استفاده از قدرت جادویی وسایل ارتباط جمعی، توده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و الگوهای خاص فکری و اجتماعی خود را القا می‌کنند. انسان در این دوره در پی امحای روابط سنتی و پابرجای خانوادگی، خویشاوندی، همسایگی و وسایل ارتباط جمعی دوستی‌های قدیم است و در برابر رسانه‌ها و گردانندگان قدرتمند آن و همچنین وسوسه‌های ناشی از آن بسیار آسیب پذیر است. به زعم "رایزمن" این دوره در تاریخ انسان با عنوان دور‌ه‌ای ثبت خواهد شد که در آن رسانه‌ها و گردانندگان آنها الگوهای حیات اجتماعی را می‌سازند (رابرتسون،1383: 131). به عبارتی این دوران ناشی از تمدن ارتباط جمعی و پیدایش ابزارسالاری است. در این دوره بت‌های ذهنی جدیدی به وجود می‌آید که در انسان موجب از خود بیگانگی می شود. در این مرحله فرهنگ بلعیده می شود(مهدی زاده،1380: 24). رسانه‌ها افراد را می سازند، آن‌هم نه در میان جمع خانواده و یا در گوشه‌ی عزلت، بلکه در میان گروه دوستان و همسالان. تأثیر آموزشی رسانه‌ها در تمام طول حیات انسان تداوم می‌یابد و رسانه‌هایی مانند تلویزیون، رادیو (و تکنولوژی‌های نوین ارتباطات و اطلاعات) دائماً افراد کلیشه‌ای و متحدالشکل توده را هدایت می‌کنند و به رفتار آنها نظم می‌بخشند.
"دانیل لرنر جامعه شناس امریکایی و از پیروان این رویکرد به نقش رسانه‌ها در تغییر ارزش‌های سنتی در جوامع و جایگزین شدن ارزش‌های مدرن اشاره کرده است. وی در کتاب "گذر از جامعه سنتی؛ نوسازی خاورمیانه"، معتقد است که رسانه می‌تواند به فروپاشی سنت‌گرایی، - که معضلی برای نوسازی محسوب می‌شود- کمک کند. این کار با بالا رفتن انتظارات و توقعات، باز شدن افق‌ها، توانا شدن مردم به تخیل ورزیدن و خواهان جایگزینی شرایط زندگی بهتر برای خود و خانواده عملی می‌شود.
لرنر" بر این باور است که ورود به جامعه‌ی مدرن و جدید مستلزم مساعدت ملی یکپارچه، ارتباط با بازارهای ملی و بین‌المللی، ایجاد انگیزه برای تقاضای کالاها و خدمات مدرن، بحران کسب منابع توسعه و گسترش روش‌ها و ارزش‌های نوین در زمینه‌هایی چون تغذیه، تنظیم خانواده، بهداشت، تولید کشاورزی و صنعتی در زندگی شهری و روستایی است. برای تحقق این هدف، تحرک روانی در سطح فردی و اجتماعی ضروری است و رسانه‌ها مناسب‌ترین و مؤثرترین ابزار تغییر نگرش ها، ارزش‌ها و رفتارها و به بیان دیگر ایجاد تحرک فردی و اجتماعی هستند.                                                                                                                                                                                                                رسانه‌ها موجب ایجاد پدیده‌ای تحت عنوان"تحرک روانی" می‌گردند یا موجب ایجاد پدیده دیگری تحت عنوان"بیگانگی عاطفی" می‌شوند که "لرنر" آن را به مثابه امتیازی روانی در نوسازی مؤثر می‌داند. بیگانگی عاطفی، در نظر وی به معنای قدرت تطابق با محیط پر از دگرگونی در وضعیت های مختلف و متغیر است. بنابراین وسایل ارتباط جمعی، اولاً باعث آموزش درک وضعیت‌های مختلف شده، با برانگیختن تخیل، افراد را به جای کسانی که کارگردان قضایا هستند، قرار می دهد. این وسایل موجب به وجود آوردن تجارب جدید مختلفی می‌‌شوند، که لرنر آنها را عوامل افزایش تحرک روانی می‌داند.
رونالد اینگهارت"، معتقد است که تغییر ارزشی، روندی است که از نسلی به نسل دیگر رخ می دهد، نه به طور مداوم از سالی به سال دیگر (یوسفی،1383: 42). وی معتقد است که اشاعه‌ی رسانه‌های جمعی منجر به تغییر ارزش‌ها شده است؛ به‌طوری که در عصر کنونی، جهانی شدن ارتباطات و رسانه‌ها بر شکاف ارزش‌های نسلی تأثیر گذاشته است. لباس‌های متحدالشکل جوانان، موسیقی پاپ و... از نمودهای تأثیر رسانه بر تغییر رفتارها و ارزش‌های نسل کنونی و عدم پای‌بندی به سنت‌های فرهنگی خود است. (
"یان رابرتسون جامعه شناس، معتقد است که از اوایل قرن بیستم رشد و گسترش تدریجی رسانه‌های جمعی و وسایل ارتباطی چنان بر زندگی بشر سایه افکند که اثرات مثبت و منفی فراوانی بر زندگی بشر گذاشته است. از همه مهمتر اینکه در عصر کنونی با ظهور اینترنت و تکنولوژی‌های ارتباطات و اطلاعات و به ویژه اینترنت فضای ارتباطات و تأثیر گذاری آنها، توسعه زیادی یافته است. به طوری که ما هم اکنون، تحت تأثیر این رسانه‌های نوین "دهکده جهانی" به سر می‌بریم. به عبارتی مخاطبان جهانی رسانه‌ها و نسل های کنونی در معرض انتشار و نمایش پیام های متنوع رسانه‌ای قرار دارند و پیام‌هایی را دریافت می‌کنند که می‌تواند سنت‌ها و الگوهای فرهنگی و اجتماعی و نسلی جوامع و همچنین روابط نسلی آنها را دست‌خوش چالش و دگرگونی کند .برخی متفکران معتقدند که با تسریع در جریان اطلاعات در شاهراه‌ها و شریان‌های اطلاعاتی دنیا، تحولات مهمی در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی در حال رخ دادن است. رسانه‌هایی مانند ماهواره، ویدئو، نوار کاست، عکس و پوستر، مجلات و نشریات هم اکنون محتوایی دارند که مغایر با الگوهای فرهنگی و ارزش‌های سنتی نسل قبل است. محتواهای رسانه‌های فعلی پر از خشونت، مواد مخدر، رفتار تبهکارانه، سکس، کمدی، تخیل و علم است، به طوری که محتوای فرهنگی سنتی جوامع را دچار بحران و یا دگونی کرده است.          وسایل ارتباطی آنی و موقتی، وقایع و دگرگونی های اجتماعی‌ای فراهم می‌سازد که دامنه آن اخبار و عقاید هوی و هوس ها و مدها را دربر‌می‌گیرد. این وسایل معرفی کننده‌ی الگوها، نقش ها، دیدگاه‌ها و چگونگی روی آوری به سبک های زندگی هستند که ممکن است مردم به طریق دیگر هرگز به آنها دسترسی پیدا نکنند. طبقه‌ی جوان نیز از طریق تبلیغات رسانه‌های گروهی مطالبی را درباره نقش های آینده خود فرا‌می‌گیرد.تغییرات هنجارها و ارزش‌های اجتماعی به سرعت در رسانه‌های گروهی منعکس می‌شود و ممکن است به آسانی مورد پذیرش مردم قرار گیرد. گسترش سریع گرایش‌های جدید در فرهنگ جوانان، عمدتاً به رسانه‌هایی مانند تلویزیون، رادیو، مجلات ویژه جوانان و سینما بستگی دارد .
در دنیای پرشتاب فن‌آوری امروز، رسانه‌های جمعی افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول کرده، آنها را از تعامل با دیگران باز می‌دارند .البته این موضوع نافی منافع ابزارهای تکنولوژیکی نیست اما نوع بهره برداری غیر فرهنگی از ابزارهای فنی موجب شده است که کارکرد آنها عمدتاً درجهت تقویت فردگرایی سوق پیدا کند. به عبارتی، اگر جریان فرهنگی شدن ابزارهای رسانه‌ای تحقق بیابد، مضرات آنها به شدت کاهش می‌یابد و کارکرد اصلی خود را پیدا می‌کنند. گرچه برخی نظریه‌ها بیانگر این مطلب هستند که ذات ابزارهای الکترونیکی به دلیل استفاده از عنصر تغییر، نمی‌تواند موجد آرامش باشند، بلکه مخل آن می‌باشند. برخی دیگر این نظریه را افراطی و یک سویه می‌دانند. کارکردهای رسانه‌های جمعی به‌ویژه رسانه‌های شنیداری و غیر متعامل به دلیل کارکرد متنوع خود و ایجاد تغییرات پیوسته، به تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و موجب شده‌اند فضای انفرادی، به‌جای فضای جمعی و عاطفی در خانواده حاکم شود، به‌طوری‌که گسترش تکنیکی رسانه‌های شنیداری و رایانه‌ای، ارتباط مستقیمی با فردگرایی و دوری از فضای روانی و عاطفی خانواده را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، این ابزارها، به تدریج فضای روانی و محیطی گفت وگو را در یک ارتباط بین فردی، خدشه دار می‌کنند و اعضای گروه را به جای هم‌گرایی، به واگرایی سوق می‌دهند؛ تا جایی که هر عضو خانواده صرفاً در یک فضای فیزیکی مشترک زندگی کرده، اما هیچ تعاملی با هم نخواهند داشت. در ادامه، متأسفانه، اهداف آنها نیز به تدریج نسبت به هم، واگرا و منفک می‌شود. دراین مسیر، تعامل واقعی فرد به‌جای آنکه با افراد دیگری در محیط انسانی سامان بیابد، با رسانه‌های الکترونیکی، شکل می‌گیرد و به دلیل برتری تکنولوژیکی وتجهیزات خیره کننده رسانه ای، نوعی رعب فرهنگی و انفعال شخصیتی در فرد ایجاد می‌شود. نتیجه این می‌شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صمیمی با یکدیگر که می‌تواند به تقویت پیوندهای عاطفی وانسجام اعضای خانواده منجر شود، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار می‌کنند؛ ارتباطی که فاقد بار عاطفی، احساسی و هیجانی است. به تعبیر "فوکویاما" به دلیل محدودیت اخلاق و کیفیت زندگی امروزی به تدریج شاهد یک فروپاشی بزرگ خواهیم بود. این فروپاشی در زمینه های اخلاقی و در نهاد‌ها، بیشتر در زمینه خانواده اتفاق خواهد افتاد.
"مک گایر" ورود ابزارهای رسانه‌ای را به ورود بیگانه تعبیر کرده است و می‌گوید، به طور متوسط شش روز در هفته، بیگانه‌ای درخانه شما حضور دارد. بیگانه‌ای که آزادانه در همه جای خانه سرمی‌زند و تأثیر می‌گذارد. این بیگانه وظیفه ساده‌ای دارد و آن محدود کردن توانایی ما و بچه ها درتشخیص رویا از واقعیت می‌باشد. ما به او اجازه می‌دهیم که در هر ساعتی وارد خانه‌مان شود. اگر ما درباره بیگانگان وغریبه‌ها به بچه هایمان هشدار می‌دهیم، متأسفانه درباره این بیگانه هیچ هشداری به بچه‌ها نمی‌دهیم. این بیگانه یکسره حرف می‌زند وهرچه می خواهد می‌گوید و دیگران هم سراپا گوش می‌شوند. "جان تیلور گاتر 'درباره‌ی وسعت دنیای مجازی می‌گوید :" تلویزیون و رسانه‌ها با صرف وقت کودکان به دنیای مجازی، فرصت تجربه دنیای حقیقی و آشنا شدن با واقعیت‌های جذاب، نشاط آور و حتی مخاطره آمیز را از آنان سلب می‌کند و این امر آنان را
نتیجه گیری:
رسانه‌ها کارکردهای متفاوتی همانند انتقال ارزش‌ها و میراث فرهنگی را برعهده دارند اما از نظر صاحب نظران این ابزارها تنها بخشی ار میراث گرانب‌های نسل پیش را منتقل می‌کند و بیشتر خواهان و مروج نوآوری هستند. و از آنجا که رسانه در جامعه در دست عده ای خاص قرار دارند سعی می‌کنند ارزش‌ها و هنجار مورد پسند آن قشر خاص را ترویج کنند که ممکن است با فرهنگ سنتی، نگرش‌ها و باورهای عموم مردم در تضاد باشد و نوعی شکاف نسلی به‌وجود آورد. در هر حال به نظر می‌رسد، رسانه‌ها موجد تغییر در الگوهای سنتی جوامع هستند و با تشویق ارزش‌ها و هنجارهای جدید، الگوهای نسل پیش را به چالش می‌کشند. بر اثر مسأله فراملی شدن رسانه‌ها و دسترسی به فرهنگ‌های مختلف محلی و جهانی از طریق رسانه‌ها و به‌ویژه اطلاع از جدیدترین الگوها و شیوه‌های رفتاری و ظاهر و ترویج گسترده‌ی نمادهای فرهنگی بیگانه، (به ویژه فرهنگ غربی) فرهنگ و ارزش‌های سنتی جوامعی مانند ایران دچار دگرگونی های فراوانی شده است که نمود آن در جامعه و خانواده قابل مشاهده است. همین امر مسئله‌ی شکاف نسلی را دچار مشکل کرده است. رسانه‌ها با وابسته کردن نسل جدید از نظر اطلاعات و دانش و سرگرمی، سعی در دیکته کردن ارزش‌ها و هنجارهای متضاد و مغایر با فرهنگ غالب دارند؛ به‌طوری‌که به جرأت می‌توان گفت که نسل فعلی بیشتر برداشت های فکری و ظاهری خود را از رسانه‌ها می‌گیرد. البته نباید به رسانه‌ها با دید منفی نگاه کرد و نباید کارکردهای مثیت آنها را در عرصه آموزش و اطلاع رسانی و ترویج دانش‌های نوین و نقش آنها را در توسعه‌ی جوامع نادیده گرفت. باید با شناخت جایگاه رسانه‌ها در جامعه‌پذیری و ارائه و انتقال محتواهای فرهنگی به جامعه، به تدوین و سیاست‌گذاری مناسب در جهت استفاده مناسب از آنها پرداخت؛ و در جهت تقویت فرهنگ و پالایش عناصر فرهنگی برای ارتقای فرهنگی جامعه و انتقال میراث فرهنگی به نسل آینده کوشش کرد، تا شکاف نسلی - که حاصل متغیرهای بسیاری از جمله نفوذ و رخنه رسانه‌ها در فرهنگ و جامعه است- کاهش پیدا کند و یا اصلاً به‌وجود نیاید.
4- تاثیر رسانه های گروهی بر روی افراد
تأثیر رادیو ، تلویزیون ، جراید ،‌ ماهواره ، اینترنت و ... بر زندگی افراد سبب شده است تا افراد در شرایطی جدید و قهری برنامه‎ خود را متناسب و همسو با آنها تغییر دهند. به عنوان نمونه معمولا اعضای خانواده برنامه‎ کار و زندگی خود را طوری تعیین می‎کنند که بتوانند به موقع از تماشای برخی از برنامه‎ها بهره‎مند شوند . قطعا تأثیر رسانه‎های متنوع و متعدد برحسب محیط و برداشت تماشاگران مختلف جامعه فرق می‎کند و گروه‎های تحصیل کرده با دارا بودن معلومات کافی و آگاهی وسیع می‎توانند مسایل را از ابعاد مختلف شناسایی و بررسی نموده و درباره‎ آنها به قضاوت نشسته و داوری نمایند. لیکن گروه‎های کم سواد و ناآگاه ، به واسطه‎ محدودیت اطلاعات و درک ناکافی در موارد زیادی قادر به تجزیه و تحلیل داده‎های دریافتی نبوده و به ناچار یا آنها را می‎پذیرند و یا این که خود را نسبت بدانها بیگانه احساس کرده و از اظهار نظر خودداری می‎کنند. اما آن چه مسلم است، رسانه‎ها به شیوه‌های متفاوتی با جرم و خشونت ارتباط دارند، در میان رسانه‎های جمعی ، فیلم‎های سینمایی به عنوان یک عامل مؤثر در انحراف و بزه‎کاری جوانان سابقه‎ی قدیم‎‎تری دارند. نمایش اعمال خشونت‎بار ، کشتار ، جنایت و نیز صحنه‎های هیجان‎انگیز در فزونی و تشدید اعمال انحرافی و بزه اثر بسزایی دارد. نقش فیلم‎ها در بزه‎کاری و جرم و جنابت از این امر ناشی می‎شود که آنها صحنه‎های پرخاشگرانه مانند تندخویی ، بی‎رحمی ، آدم‎کشی و دعوا را با تمام فنون و بکارگیری آخرین و پیچیده‎ترین شگردهای سینمایی ناشی از فن‎آوری روز در این حوزه به نمایش می‎گذارند. چیزی که امروز به نظر می‎رسد، در بخش قابل توجهی از فیلم‎ها و سریال‎های پخش شده از رسانه‎ تصویری ملی ما دیده می‎شود. تحقیقات نشان می‎دهد که تعداد زیادی از بزه‎کاران در مقایسه با افراد عادی به دیدن فیلم‎های سینمایی خشونت‎بار و جنایی و از این قبیل دلبستگی بیشتری داشته‎اند. معتاد شدن به معنی عام کلمه از اثرات منفی این پدیده است بخصوص این امر در کودکان بیشتر دیده می‌شود. کودک چنان به برنامه‎های مورد علاقه‎ خود گرایش پیدا می‎کند که ضروری‎ترین امور زندگی و تعامل اجتماعی را از یاد می‌برد. برعکس هر گاه وسایل ارتباط جمعی یک سویه قابل انتظار است در حالی که بسیاری از بزرگسالان به مکانیزمهای دفاعی خاص خود مجهز شده‎اند، اما این موضوع در مورد کودکان مصداق کمتری دارد چرا که هنوز ذهن کودک رموز تحلیل عقاید و سنجش و سپس پذیرش یا طرد منطقی آن را درک نکرده است، از این رو وقتی کودکان بدون هیچ پناه و یا حفاظ در برابر وسایل ارتباط جمعی قرار می‎گیرند ، سخت تأثیر پذیر شده و ناچار به سختی آسیب‎پذیر خواهند شد. تلویزیون به مثابه‎ رسانه‎ای همه‎گیر و پرنفوذ تأثیری فراتر و بیشتر از سایر رسانه‎های موجود دارد. نظر به این که معمولا تصویر بیش از نوشته یا سخن انسان را متأثر می‎سازد، بیشتر بررسی‎های مرتبط با تأثیر وسایل ارتباط جمعی در رفتارهای انحرافی به سینما ، تلویزیون و احتمالا نوارهای مصور اختصاص یافته است. با این وجود مرور برخی از تحقیقات و یافته‎های پژوهشی نشان می‎دهد که تلویزیون تأثیر قابل ملاحظه‎ای در افزایش خشونت یا تحمیل عقاید و تغییر افکار ندارد. شاید مشکل در این قبیل پژوهش‎ها بدین سبب باشد که هیچ‎گاه نمی‎توان تأثیر تلویزیون را از متغیرهای دیگری مانند پایگاه اجتماعی ، ساخت خانواده‎ها ، جنس ، سن ، تحصیلات و ساخت روانی فرد جدا کرد و درباره‎ آن به داوری نشست.
5- درک مفهوم از رسانه های تصویری
از رسانه دیداری وشنیداری متحرک که شامل (فیلم هاو ویدیوها) می گردد؛در آموزش مفاهیم علوم تجربی بیشتر میتوان سود جست,ازجمله زندگی حیوانات ،نحوه شکارآنان ومراحل تکامل ودگر دیسی درحشرات وبعضی ازجانوران،مراحل شکل گیری پدیده های طبیعی ازجمله سیل،بارش باران و...
6- تغییر و دگرگونی در ادراکات ودریافت های انسانی در بهره گیری پیوسته از تلویزیون     
بورستین «Daniel Borstin» درمقام مقایسه وسائل ارتباط جمعی الکترونی با کتاب و رسانه های نوشتاری، به ذکر سه برهة تاریخی در روابط انسان ها با یکدیگر می پردازد:دوران بیان شفاهی،دوران انتشارات ونوشتارهای چاپی و بالاخره دوران امواج رادیویی و تلویزیونی. دوران اول طولانی ترین زمان را در تاریخ بشریت انسان ها شامل می شود.برهة دوم از قرن پانزدهم آغاز گردید و با ظهور صنعت چاپ و انتشار کتاب، حریم های فردی و محدوده خصوصی در هم نوردیده شد.در این مرحله دانش جنبة کالای قابل خرید و فروش پیدا کرد. وهر کس توانایی خواندن ونوشتن را داشت می توانست با پرداخت بهای کتاب آن را مالک شود و از آن بهرمند شود. 
اما تفاوت این برهه (چاپ) با دوران سوم یعنی برهة امواج  عبارتست از:
1- در دوران چاپ کالایی که عرضه می شد خریدار آن با اختیار کامل آن را دریافت می کرد.سلیقه ، هدف ، اختیار و مصلحت در آن نقش اساسی داشت.در حالیکه در امواج پیام های آن را هر کس که دارای یک گیرنده است، دریافت می کند.                                                                                                                       2- در دوران چاپ رابطه بین پیام ودریافت کننده یک رابطة مستقیم وتابع نیازهای فردی است. در حالی که چنین رابطه ای با چنین ضابطه ای در امواج وجود ندارد.                                                                                                                                                                                                          3- دریافت کنندة پیام در یک کتاب باید تا حدودی قدرت درک وفهم ونیز توانایی خواندن ونوشتن را داشته باشد.اما مخاطب یک پیام موجی نیازی به دارا بودن این شرایط را ندارد و کافی است فقط یک انسان باشد.گرچه انسان بودن هم دیگر اعتبار خود را از دست داده وحیوانات نیز می توانند مخاطب امواج قرار بگیرند. 
تأثیرات تلویزیون در ادراک و آگاهی ما
بورستین می گوید دو عنصر اصلی هر حادثه ، یعنی زمان و مکان وقوع در ذهن ما مخدوش می گردد.یعنی تصویر خود به تنهایی نمی تواند زمان و مکان را منعکس کند و باید با زبان گفتار این دو عنصر را بیان کرد. در حالی که حضور در محل واقعه این نقیصه را در پی نداشت. همین طور برداشت ما از جمع و جماعت مخدوش شده است چرا که در گذشته از اجتماع حضور افراد در یک مکانی خاص به ذهن متبادر می شد در حالی که اجتماع تلویزیونی از افرادی تشکیل می شوند که دور از یکدیگرند وخارج از محدوده یکدیگر قرار دارند.توسعه وفرهنگ نیز دو مقوله هستند که در تصور دیرینة ما با تحرک و جابجایی وخلاقیت در ارتباطی مستقیم قرار داشتند.انسانهای فعال ، محرک، متحرک وخلاق گذشته امروزه به یک تماشاچی منفعل و راکد تبدیل شده است .                                     نکته مهم دیگر این است که تلویزیون یک ابزار انتقال علم ودانش نیست بلکه وسیله ای است برای اطلاع رسانی. و در اطلاع رسانی نو بودن ، جالب بودن وچند بعدی بودن ملاک ارزیابی محسوب می شود..    همچنین آنچه تلویزیون ارائه می دهد همزمان برای همه است.گروه بندی ها وسنین متفاوت بینندگان و درک وشعور مختلف آنها هیچ تأثیری در شکل ومحتوای برنامه ندارد.و به علت اینکه برنامه های تصویری اغلب بایستی عامه پسند و همگانی باشد فاصله ومرز میان عالم وجاهل و دارندگان فرهنگ وشعور برتر با افراد عامی از میان برداشته می شود.در حالی که کتاب وکتابخوانی بر دانش وقدرت فهم ونیز اطلاع افراد دارنده فرهنگ وشعور برتر می افزاید.گستردگی بی نظیر تلویزیون به عنوان وسیله ارتباط جمعی وحضور آن حتی در زوایا وحریم خلوت وخصوصی افراد، این ابزار را به مردمی ترین و دموکرات ترین پیام آور ودر عین حال به مستبد ترین فرمانروا وهدایت گر اجتماعی مبدل کرده است..
همان طور که گفته شد تلویزیون برداشت ما را از واقعیت ها نیز مخدوش ساخته است.هر واقعه و هر ماجرایی امروز دوبار رخ می دهد؛ یک بار در عالم واقع و بار دیگر بر روی صفحه تلویزیون.اما کدام یک به حقیقت نزدیک تر است؟ آنچه که درعالم واقع ودر همسایگی ما رخ داده یا آنچه در تلویزیون نشان داده شده است؟ آثار این دوگانگی را درجامعه مشاهده می کنیم چرا که بین این دو واقعیت رقابت شدیدی وجود دارد.در نظر غالب مردم آمریکا و اروپا هرحادثه ای که از طریق تلویزیون بیان نشود گویی رخ نداده ویا لا اقل در صحت آن تردید می کنند..
سؤال اساسی این است که در یک جامعه برخوردار از آزادی های فردی و اجتماعی چگونه می توان رسانه های جمعی خاصه تلویزیون را تحت قدرت و کنترل قرار داد؟اگر حکومت را فقط به عنوان مسئولیت اداره جامعه در نظر بگیریم در چنین جامعه ای وظیفه حکومت فقط اجرای نظرات و امیال اکثریت جامعه است.اما اگر برای حکومت علاوه بروظیفة اداره جامعه وظیفة هدایت را نظر بگیریم و اکثریت جامعه، رهبری وهدایت را پذیرفتند.در این صورت اعمال کنترل از سوی چنین ارگانی بر رسانه های جمعی مغایر با آزادی انسان ها در بیان آراء وعقایدشان ندارد وناقض اصول حاکم بر یک جامعه آزاد نیست
بخش دوم: کنش ها و واکنش های دماغی به هنگام دیدن،شنیدن وخواندن
تلویزیون - بر خلاف رسانه های نوشتاری که قوای دماغی را تقویت می کند - شدیدترین اثر تخریبی را بر قوای دماغی انسان دارد . دلیل های این ادعا را می توانید در این کتاب مطالعه بفرمایید فعالیت دماغی مغز در دو شاخه عمده تخیل و تعقل انجام می گیرد . این دو نوع فعالیت، در دو قسمت چپ و راست مغز که مستقل از یکدیگرند، انجام می شود و یک پل ارتباطی این دو بخش رابه هم وصل می کند . در این کتاب با شواهد و قرائن علمی استدلال آورده ام که کار تلویزیون تخریب این پل ارتباطی است . با تخریب این پل ارتباطی دیگر شخص نمی تواند قوای تخیلی و تعقلی خود را همزمان به کار اندازد و در برابر پدیده ها، عکس العمل های مناسب از خود نشان دهد . اگر قدرت تخیل در ما ضعیف شد، از فهم و تعقل نیز عاجز خواهیم گشت                                                                                              زمانی که یک مادر با لحنی عصبانی عباراتی تند و خشن خطاب به کودک می‌گوید، در کلیه مراحل تربیتی خیر و صلاح او را در نظر دارد، می‌بایست کودک مزبور در یک سردرگمی روحی، بحرانی غیرمتعادل قرار گیرد. بخش راست مغز او که ناخوشایندی حال و هوا و عدم ارضاء خواسته او را پردازش می‌کند باید وضع ناگوار و نامطلوب عاطفی او را جلوه‌گر سازد و بخش چپ با استماع عبارات نشان‌دهنده خیر و صلاح و عافیت او، وضع ناگوار و مطلوب و مورد رضایت او را پدیدار می‌کند. طبیعی است که ماحصل این دو پردازش در تعارض و مغایر با یکدیگر بوده و باید کودک را میان دو جریان غم و نشاط به این طرف و آن طرف بکشاند. ولی وجود پل ارتباطی میان این دو بخش و وجود سیستم تعادل، باعث می‌گردد که کودک مزبور ـ مانند دیگر کودکان با اختلافات جزئی و کم‌ و بیش با نگرشی محتاطانه و تفاهم‌آمیز به دو قطب متناقض این دو جریان پاسخی متعادل می‌دهد و این بدان دلیل است که هر دو جریان در عین پردازش مجزای دماغی، در ارتباط با یکدیگر و همزمان با هم و به عنوان یک مجموعه واحد ارزیابی می‌گردد و عمل می‌کند. یک باور عمومی و مشهود این است که تماشای تلویزیون باعث می‌گردد یک سلسله تصاویر و حرکت‌هایی را که در پی هم می‌آیند، بگونه‌ای غیرفعال دریافت کنیم، در حالی که با مطالعات و قرائت یک متن موجب تحریک مغز برای تعقل مستقل بوده و با مراجعه به دانسته‌های قبلی و آوردن آنها در حوزه پردازش آگاهانه مطلب قرائت شده و با ارتباط و پیوستگی لغات و کلمات در یک مجموعه‌ی به هم مرتبط، پیام نهفته در آن استنباط می‌گردد. آنچه در ارزیابی و بررسی این باور عمومی می‌باید بدان توجه داشت تا نتیجه صحیح حاصل آید، وجود و دخالت سیستم تعادل و پردازش‌های نامتعادل‌کننده دو قسمت چپ و راست مغز است که قبلاً اهمیت آن را دیدیم. یک تماشاگر تلویزیون یا سینما که حادثه‌ای را می‌بیند، از همان آغاز در حال و هوایی غیر از آنچه ناظر واقعی آن صحنه در جهان خارج با آن مواجه است به سر می‌برد. آن چه را که تماشاگر چه بر روی صفحه تلویزیون و یا بر روی اکران سینما می‌بیند تصاویر یا سلسله تصاویری انتخاب شده از دیدگاه دوربین و زاویه سلیقه و نگرش کارگردان می‌باشد. تماشاگر این صحنه در واقع با گزارشی دست دوم از واقعیت خارجی روبه‌رو است، که معنی و مفهوم آن را در ارتباط و متناسب با معیارهای درونی خود، از طریق بازسازی ذهنی به دست می‌آورد. خواننده یک متن نیز باید به بازسازی ذهنی صحنه توصیف شده بپردازد. از این لحاظ او نیز با گزارشی دست دوم روبه‌روست. با این تفاوت که عناصر انتقال‌دهنده اطلاعات و ابزار پیام‌رسانی در این جا، کلام است و قواعد آن و این همان ابزاری است که خواننده یک متن اگر بخواهد اطلاعات نهفته در آن را بر زبان آورد یا بنویسد و یا در حافظه‌اش نقش بندد، از آن استفاده می‌کند، اما در مورد بیننده تلویزیون وضع غیر از این است. تفاوت دیگر در میزان دخالت ابعاد پردازش‌های اپی کریتیکال و پروتو کریتیکال و نیز تفاوت در میزان اهمیت و جاذبه عوامل برونی و درونی و بالأخره تفاوت در میزان به‌کار گیری حافظه می‌باشد. تفاوت مهم دیگر در پیام مکتوب، امکان تکرار مطالعه تا هر چند بار که خواننده اراده کند، می‌باشد. در این جا لازم است در مورد نقش بیوشیمی، حافظه اندکی درنگ کنیم. هنگام مواجهه با یک پدیده و یا یک واقعه‌ی خارجی چه از طریق تصویر و فیلم و چه از طریق قرائت یک متن، در هر حال حافظه ما فعال عمل می‌کند. بدون بهره‌گیری از حافظه کوتاه مدت یا باصطلاح حافظه موقت، قادر نخواهیم بود ارتباط آن چه را که در این لحظه می‌بینیم با آن چه را که در لحظات قبل دیدیم یا بعداً خواهیم دید، برقرار کنیم. اگر حافظه موقت فعال نباشد، هرگز نمی‌توانیم بین تصاویری که عبورمی‌کنند یا کلماتی که پی‌درپی می‌آیند پیوند برقرار سازیم و معنی و مفهوم آن را دریابیم. اگر کسی یک عکس را یک کلام و یا یک حرف را دائماً تکرار کند، بدون بهره‌گیری از حافظه موقت قادر به درک تکرار نیستیم. توان و ظرفیت مغز انسان برای اینکه بتواند آن چه را مشاهده کرده است در درازمدت به حافظه بسپارد، بسیار بالاست ولی دو شرط اساسی دارد. اول آنکه زمان مواجهه انسان با آن کوتاه نباشد دوم آن که ویژگی نمایان و برجسته‌ای را دارا باشد که هنگام به خاطر آوردن و یادآوری بتوان از آن بهره گرفت. اگر شخصی را با صد تصویر یا عکس‌های متفاوت مواجه سازیم و به او فرصت کافی بدهیم تا آنها را به دقت بررسی کند و مورد توجه قرار دهد، آنگاه این تصاویر را با نهصد تصویر دیگر درهم آمیزیم و به او نشان دهیم، قادر خواهد بود حتی بعد از گذشت یک یا چند ساعت قریب به 90 تصویر از تصاویری را که قبلاً دیده است از آن میان تمیز دهد. به این نوع کار حافظه اصطلاحاً «بازشناسی» می‌گوییم. به خاطر آوردن و یادآوری آن چیزی که انسان می‌داند، عملی است سهل، مشروط بر آن که شاخصه‌های برجسته‌ای برای بازشناسی و تفکیک وجود داشته و وجوه تمایز به اندازه کافی باشد. همین وجوه تمایز، کارمقایسه ذهنی اجزاء را با یکدیگر، انطباق یا عدم انطباق آنها را با هم در مرحله بازشناسی آسان می‌کند. در سیستم امتحانات کتبی به روش چند سوالی تستی که پاسخ‌دهنده باید یکی از جواب‌ها را انتخاب کند و ضربدر یا علامت بزند در واقع از همین وجوه تمایز بهره گرفته می‌شود. در این جا دانش‌آموز جواب صحیح را در میان جواب‌های موجود بازشناسی می‌کند. در حالی که یادآوری و به خاطر آوردن و دادن پاسخ صحیح به سوال در روش متداول کاری است دشوارتر. در آن روش، مقایسه وجوه متفاوت و شناخت ویژگی موردنظر، به بازشناسی منجر می‌شود. در روش دیگر کار ذهن، یافتن ارتباط منطقی و ارتباط دادن مطلب با دانسته‌های قبلی و به خاطر آوردن همه آنها و بالأخره استنتاج می‌باشد. همه‌ی ما با دشواری‌های به خاطر آوردن یا یادآوری مواجه شده‌ایم؛ زمانی که به فرد آشنایی برمی‌خوریم ولی نام او را به یاد نمی‌آوریم، اصطلاحاً می‌گوییم نام او سر زبان ماست ولی به خاطر نمی‌آید. یافتن یک ویژگی که مددرسان حافظه باشد کار یادآوری را آسان می‌کند. زمانی که می‌خواهیم شماره تلفن را حفظ کنیم یا می‌خواهیم واقعه‌ای را به خاطر بسپاریم، سعی می‌کنیم بین ارقام نوعی ارتباط ویژه پیدا کنیم و آن را به خاطر بسپاریم یا واقعه را با یک ویژگی و مطلب مهم و مشخصی مرتبط می‌کنیم، که در چنین صورتی کار یادآوری سریع‌تر و آسان‌تر صورت می‌گیرد. همین واقعیت نیز نشان‌دهنده رابطه و تعادل میان پروسه آفکتیو و افکتیو می‌باشد. جالب توجه این است که هرچه میزان نظم و ارتباط فی‌مابین اجزاء و عناصر اطلاعات وارده به ذهن بیشتر باشد، کار پردازش دماغی و به خاطرسپاری و نیز فرایند یادآوری آسان‌تر و دقیق‌تر می‌باشد. برای روشن‌تر شدن مطلب به یک آزمایش متوسل می‌شویم.
آیا تصویری که در درون ذهن ما از دیدن،شنیدن و خواندن یک واقعیت خارجی نقش می بندد،در هر حال یکسان است؟ چه واکنش ها و کنش هایی در مغز ما صورت می گیرد تا ما از یک پیام شنیده شده یا خوانده شده یا دیده شده تصویری از واقعیت را در ذهن خود ایجاد کنیم؟و این تصویرهای ذهنی حاصل شده از یک پدیده خارجی در هر سه مورد چه تفاوت هایی دارند؟
هیچ انسانی به ضبط و دریافت هر آنچه خارج از او رخ می دهد بدون انتخاب و بدون حدومرز نمی پردازد بلکه علائق و درجه جالب و نو بودن و کارائی و فایده اجزاء یک رویداد خارجی از عوامل مهم نوع دریافت ما از آن و نیز دریافت و انتقال آن به ذهن و درون ما می باشد.هرکدام از این عوامل باعث می گردد تا بعد از برخورد انسان با یک پدیده خارجی و لمس آن، مسیرهای مختلف و فعل و انفعالات پیچیده در درون مغز او طی شود.در اولین گام اجزاء برونی ارگان های حسی ما هستند که با یک پدیده خارجی مواجه می شوند و به مثابه یک گیرنده عمل می کنند.درست است که ما با چشم خود می بینیم و با گوشش خود می شنویم اما ماهیت و ذات آنچه گیرنده های تحریک شده ارگان های حسی ما بعد از دریافت آن به درون مغز می فرستند هیچگونه شباهتی با ذرات برخورد کننده با حواس ما ندارند.نمونه های تحریک شده به صورت تپش های متوالی از راهها و مقاطع عصبی مختلفی عبور کرده ، در ایستگاه های مختلف رله و مدولاسیون ،تضعیف ، تقویت و تبدیل شده و از غربالهای متفاوت اطلاعاتی گذشته و مورد شناسایی و تحلیل ابتدایی قرار گرفته و به زبان اعصاب ترجمه شده و با دریافت کد جدید وارد مدار مغزی می گردد.آنچه از این به بعد توسط مغز پردازش می شود عبارتست از داده های تحریک شده حسی. بعد از عمل پردازش نوبت به مکانیسم و سیستم بسیا پیچیده دریافت و استنباط می  رسد که عملی است درونی و نتیجه تفسیر و مقایسه و پردازش درون ذهنی. این فرایند که من بهره مندی از عواطف، برای بهر ه برداری های تعقلی آماده می شود داده ها وارده را برای تعیین نوعرفتار و اندیشه ما آماده می سازد. به عنوان مثال وقتی به یک تابلوی نقاشی زیبا نگاه می کنیم،یا یک قطعه موزیک می شنویم، یا از دور شاهد پایکوبی و جشن انسان ها هستیم بدون خودآگاهی و توجه ما، یک سلسله داده های حسی در مغز ما پردازش می شود و از مراحل پیچیده و گوناگون عبور می کند و سرانجام به یک واحد منسجم یافتی و استنتاجی بدل می گردد.
فعالیت های سه بعدی مغز)ابعاد سه گانه فعالیت دماغی)
هرکدام از این ابعاد سه گانه فعالیت دماغی ، هم مستقل و هم در ارتباط با یکدیگر و هم در یک سیستم متعادل و متأثر از یکدیگر عمل می کنند.یکی از این ابعاد سه گانه اپی کریستیکال است که نقش محوری برای ایجاد هماهنگی و حفظ تعادل میان واحد دریافت کننده داده های اطلاعاتی از محیط بیرون و پیرامونی انسان و واحد هدایت و اداره مسیرهای گوناگون پردازش اطلاعاتی ونیز واحد صدور فرمان های لازم برای عکس العمل های کرداری ایفا می کند.اپی کریستیکال مسئول دریافت معنا و مفهوم از داده ها و تحریک های دریافتی از محیط بیرونی است. بعد دیگر مغز عبارتست از پروتدکریتیکال که عهده دار مقایسه،غربال و انتخاب این داده ها و تپش هاست و به آن دسته از داده ها مجال ورود به سیستم پردازش دماغی را می دهد که منطبق با مصالح و علایق و تمایلات متناسب با عکس العمل های مطلوب یا غیر مطلوب کرداری است . بعد دیگر ابعاد سه گانه بعد موسوم به پردازش یا تحریک نفسانی و عاطفی است(آفکتیو) یا هدایت برای کردارهای تعقلی و منطبق با اهداف است(اِفکتیو).اختلاط هر یک از این ابعاد سه گانه با دیگری نتیجه متفاوتی خواهد داشت گاهی نتیجه درهم آمیختگی عاطفی و منفعل بودن است (اپی کریستیکال+ آفکتیو) گاهی این نتیجه تعقلی و هدفدار و فعال است (اِفکتیو+ اپی کریستیکال) و گاهی توف اعمال و غیره . عملیاتی که ماحصل دو بعد ذکر شده پردازش های دماغی است به یک محور متصل می گردد واین محور رشته ارتباط مناسب درونی و برونی ما را نسبت به رویارویی با پدیده خارجی و عکس العمل مطلوب نسبت به آن برقرار می سازد و آن را حفظ می کند. ارتباط میان جهان درون و برخورد با جهان برون، رفته رفته و در خردسالی شکل می گیرد هر پدیده خارجی را کودک نسبت به اندام خود می سنجد و نسبت به خود آن را معنی می کند. روانشناسان و پژوهشگران بر این عقیده اند که همانطور که کودک در مسیر مراحل رشد و نمو و تکامل مغزی نسبت به برون و درون خود خودآگاهی پیدا می کند، انسان های عصر قدیم و مراحل اولیه تکامل نیز از عکس العمل مناسب نسبت به برون خود عاجز بوده اند. عوامل بیرونی نیز به همین نسبت در ذهن آنها نقش می بستند تصویری که در ذهن انسان های اعصار اولیه از جهان و واقعیت خارجی نقش می بست،بدون تردید با امروز تفاوت دارد همین مطلب است که مرکز توجه پژوهشگران آثار رسانه های جمعی امروز را تشکیل می دهد. نوع و روشی که هر کدام از این رسانه ها و هرکدام از این ابزارها، جهان خارج را به درون ذهن ما منتقل می کند قطعا در نوع پردازش و پویش دماغی و فعالیت های مغزی ما تأثیر دارند. یکی از عوامل مهم که دگرگونی بنیادین در شکل گیری و برداشت های ذهنی انسان از واقعیت خارجی را به دنبال داشت اختراع الفبا بوده است که صنعت چاپ این اختراع را گسترش داد. از حروف الفبا و زمان چاپ به بعد جهان ذهنی یک فرد و پیام نهفته در آن،از درون آن فرد به جهان خارج راه یافت و سپس پدیده ای خاجی شد که گسترش یافته بود و عنصری از واقعیت ملموس موجود در جهان برون گردیده بود. طی سه سده بعد از اختراع چاپ جهان ذهنی ما و تصویر ذهنی ما از جهان این شد که امروز هست. قدرت سازش پذیری با شرایط و امکان انعطاف پذیری درون با پدیده های بیرونی باعث چنین مشابهتی شده است.
مطالعات جامعه شناسی جدید نشان می دهد که چگونه عادات و آداب ما و حتی نحوه اطلاع گیری ما و شکل گیری حرکات روزانه ما و نیز سامان دهی اوقات فراغت ما در مواجه با ابزاری از رسانه های ارتباطی و پیام رسانی دگرگون می شود و حتی موجب اعتیاد در مواردی می گردد اما این تغییرات هیچ کدام ما را به شناخت تغییرات حاصله در سیستم و روش کار مغزی ما هدایت نمی کند و دگرگونی هایی را که مغز ما در دریافت و ارزیابی محیط پیرامون ما پذیرفته است نمودار نمی سازد. توان و ظرفیت مغز انسان برای اینکه بتواند آنچه را مشاهده کرده است در درازمدت به حافظه بسپارد بسیار بالاست  ولی دو شرط اساسی دارد. اول آنکه زمان مواجه انسان با آن کوتاه نباشد دوم آنکه ویژگی نمایان و برجسته ای را دارا باشد که هنگام به خاطر آوردن و یادآوری بتوان از آن بهره گرفت بنابراین ابعاد سه گانه پردازش در فعل و انفعالات مربوط به حافظه نیز نقش دارند..
ادامه نوشته

رسانه های تصویری و فرهنگ(2)



بنابراین سه پروسه دریافت،بازشناسی و یادآوری جریاناتی هستند که تصویری نافذ،موثر و کم و بیش واضح را از واقعیت خارجی در ذهن ما خلق می کنند. درونی،احساسی و عاطفی هر آنچه می شنویم، می بینیم و یا می خوانیم میزان جاذبیت و زیبایی و نوع کشش عاطفی ما نسبت به آنه تابع عوامل متعددی است،از جمله ساختار کلامی پیام،موضوع و حوزه معنی و مفهوم آن ، درجه متعارف و غیر متعارف و نو بودن آن. بنابراین تأثیر هر کدام از رسانه های سمعی و بصری و نوشتاری با توجه به ابعاد سه گانه پردازش در انتقال و ایجاد واقعیت خارجی به ذهن ما و ایجاد عکس العمل در ما نسبت به آن و در پرورش قوای دماغی، وتضعیف پروسه هایی از فعالیت مغزی با یکدیگر متفاوت می باشد . کسی که ناظر واقعی یک ماجرا است و کسی که توصیف آن را از طریق گوش می شنود و کسی که آنرا در متن و از متن می خواند هرکدام تصویری متفاوت از دیگری از آن واقعیت خارجی در ذهن خود دارند. و طبیعی است که احساس و عکس العمل و برخوردی متفاوت از دیگری نسبت به آن خواهد داشت. از این جهت وجود تنش های عاطفی و نیز ناهماهنگی در احساس و درک و دریافت و بالاخره برخوردهای متفاوت و حتی متضاد نتیجه طبیعی بکارگیری این ابزار و رسانه ها در مقیاس کل جامعه خواهد بود 
7- قدرت رسانه
ورود به عصر اطلاعات که ابزار اصلی آن رسانه ها بودند همه را آگاه کرد که رسانه ها بسیار قدرتمند هستند، درگذشته قدرت و پول تاثیر گذار بود اما در جهان امروز رسانه ها قدرت بیشتری دارند. در حال حاضر قدرت نرم می تواند قدرت سخت را هم مورد حمایت قرار دهد یعنی در صورتی که رسانه بتواند به خوبی بر روی افکار عمومی تاثیر بگذارد و آن را با خود همراه کند، می تواند تاثیر خود را بر قدرت نظامی و اقتصادی هم افزایش دهد.  رسانه قدرت نفوذ بر روی افراد را دارد در نتیجه می تواند به جریان سازی فکری، اشاعه افکار و اندیشه های خاص بپردازد و ناخودآگاه مخاطبین را با نظر خود همراه کند. همچنین رسانه ها می توانند روی سبک زندگی اثر داشته باشند و رفتار مخاطب را تغییر دهند.
در عصر حاضر کارکرد رسانه به خبررسانی صرف محدود نمی‌شود و حتی در کارکرد خبررسانی آن نیز انتقال و القاء یک تفکر و اندیشه به مخاطب وجود دارد. قدرت رسانه می‌تواند در جهت اعتلاى بشریت کارسازتر از هر ارگان بشردوستانه و یا حتى برخلاف آن در جهت تخریب یک ایدئولوژى مهاجم‌تر از هزاران بمب اتم عمل نماید. رسانه ریشه را موردتوجه قرار مى‌دهد و قادر است در صورت نیاز، ریشه‌ها و تفکرات قومى را به‌صورتى آرام و متوالى موردهجوم قرار داده و کم‌کم آن تفکر را دچار مرگى خاموش نماید. رسانه آنقدر زیبا، هجومى و علنى در ذهن همگان جاى مى‌گیرد که گاهى سرمایه‌گذارى در آن پرسودتر از ساخت سلاح و پرمنفعت‌تر از لشکرکشى‌هاى آن‌چنانى موردتوجه قدرت‌طلبان عمل مى‌نماید. قدرت بلامنازع رسانه تمام ابعاد زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار داده است و گزاف نیست اگر بگوییم رسانه بزرگترین امپراطوری دنیای امروز است.                                                                                                                                                                   این یک ویژگی خیلی مهم رسانه است که خیلی ها بخصوص کسانیکه درصدد کسب منصب های دولتی یا قدرت های ظاهری هستند از آن غافل هستند. بهترین ابزار برای وادار کردن و تاثیر بر روی دیگران رسانه است. فعالان رسانه و بخصوص کسانیکه درصدر آن هستند صاحب بیشترین تاثیرگذاری و قدرت یک جامعه هستند و علاوه بر تاثیر گذاری، ابزار در دست آنها یک ابزار جنگ بی رقیب است که می‌تواند از تمام رقباى در ظاهر با قدرت خود به آهستگى پیشى گرفته و جهان را به یک جنگ خاموش فرا خواند. به همین دلیل هم مدیریت رسانه در اکثریت کشورها پستى استراتژیک و کاملا سیاسى بوده که بهره‌مندى از آن لازمه اجراى درست مبانى تفکرات همان سیستم است.
رسانه وقدرت :هرچه رسانه پايگاه قدرت اجتماعي وسيعتري داشته باشد،بخش بزرگتري ازقدرت آن از خارج رسانه مي آيد رسانه براي آنكه موثرباشد نيازمند مشروعيت اقتدار وحمايت اجتماعي است.
در کلی‌ترین مفهوم، قدرت یعنی توانایی کنش به هوای اهداف و علایق خویش، یعنی توانایی دخالت در مسیر رویدادها و تأثیرگذاری بر نتایج آنها. افراد در اعمال قدرت منابعی را که در دسترسشان قرار دارد به کار می‌گیرند.     مایکل‌مان اشاره کرده چهارشکل اصلی قدرت وجود دارد: اقتصادی، سیاسی، قهری و نمادین. این اشکال مختلف قدرتی به طور کلی به شیوه‌های پیچیده و جابه‌جا شونده در هم تداخل می‌یابند.                                                                          قدرت اقتصادی، ناشی از فعالیت تولیدی و بهره‌زایی انسان است و منظور آن فعالیتی است که با ملاحظة وسایل معیشت از طریق استخراج مواد خام و تبدیل آن به کالاهایی که بتوان در بازار مبادله کرد یا آنها را به مصرف رساند، سروکار دارد. قدرت سیاسی، این نوع قدرت ناشی از فعالیت افراد هم رأی و تنظیم الگوهای تعامل آنهاست. تمامی سازمانها در حدودی از هم رأیی ونظم، واز این رو در میزانی از قدرت سیاسی در این معنا سهیمند. اما گستره‌ای از نهادها هستند که در اصل باهم آرایی و نظم سروکار دارند، و این فعالیتها را به شیوه‌ای پیگیری می‌کنند که در یک قلمرو کم و بیش معنی و محدوده شیوه‌ای به نسبت متمرکز است . این نهادها چیزی را تشکیل می‌دهند که معمولاً از آ، به عنوان حکومت (دولت) یاد می‌شود و آن نهاد نمونة عالی قدرت سیاسی است. قدرت قهری، قدرت قهری شامل استفاده یا استفادة تهدید آمیز از نیروی فیزیکی به منظور فرونشاندن یا غلبه بر حریف است. ارتباط تاریخی و تجربی نزدیکی بین قدرت و سیاسی و قهری وجود دارد، در سرتاسر تاریخ حکومتها بخش عمده‌ای از فعالیتهایشان را متوجه ساخت و استقرار قدرت نظامی و استخراج منابع مادی از طریق فتوحات، غارت یا وضع مالیتهای گوناگون کرده‌اند که برای حفظ نهادهای قدرت مسلحانه ضروری بوده است.                                                                                                                               قدرت نمادین، ابزار حکومت سیاسی و نقش رسانه‌ها قدرت نمادین، قدرت فرهنگی یانمادین از فعالیت تولید، انتقال و دریافت اشکال نمادین معنادار ناشی می‌شود.
نظریة تولید موافقت همانگونه که از نام این نظریه برمی‌آید، رسانه‌های خبری به جای اینکه بر سیاست تأثیر بگذارند یا به انتقاد از آن بپردازند، پوشش خبری خود را به گونه‌ای سامان می‌دهند که برای تعمیمات سیاسی موافقت مخاطبان (تودة مردم) را جلب کنند. بررسی‌های متعدد توسط هرمن، هاموند و چامسکی نشان داده است که پوشش خبری رسانه‌های آمریکا طی دوران‌های بحران به گونه‌ای بوده است کهنه تنها در جهت نقد سیاستهای رسمی حکومت نبوده است، بلکه به تولید موافقت برای آن سیاست پرداخته‌اند، جنگ 1991 خلیج فارس با نام «طوفان صحرا»، حملة نظامی به افغانستان به بهانة نابودی نیروهای تروریست القاعده و سپس حمله به عراق از جمله مثالهایی است که می‌توان برای این نظریه برشمرد. حداقل دو نسخه از این نظریه وجود دارد: نظریة تولید موافقت برای مقامات اجرایی و نظریة تولید موفقیت برای نخبگان.
نظریة تولید موافقت برای مقامات اجرایی این نظریه که توسط پاره‌ای از تحقیقات تجربی نیز تأیید شده است نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌های خبری در نحوة پوشش خبری خود به گونه‌ای عمل می‌کنند که از تصمیمات مقامات اجرایی کشور (مقامات سه قوه و در رأس آنان رئیس جمهور) حمایت کنند. اگر حادثة موردنظر مربوط به مقامات اجرایی کشور نباشد طور دیگری با آن برخورد خواهد شد. برای مثال می‌توان از دو حادثة سرنگون کردن هواپیمایی خطوط هوایی ایران و کره در دهة 1980 توسط آمریکا و روسیه نام برد. رسانه‌های خبری آمریکا سرنگونی هواپیمایی ایرانی را خیلی ناچیز پوششی دادند و آن را ناشی از خطای فنی دانستند، حال آنکه پوشش خبری سرنگونی هواپیمای خطوط هوایی کره که مربوط به مقامات اجرایی روسیه می‌شد
نظریة تولید موافقت برای نخبگان این نظریه اگرچه دراصول با نظریة بالا یکسان است، اما به جرح و تعدیل‌هایی در بیان رابطه بین رسانه‌های خبری و سیاست پرداخته است. طبق این نظریه باید به دو اصلاح در نظریة قبلی پرداختک - نخست باید گفت که رسانه‌های خبری تنها به تولید موافقت برای مقامات اجرایی کشور نمی‌پردازند بلکه آنان به تولید موافقت برای نخبگان (شامل مقامات اجرایی و غیر مقامات اجرایی) می‌پردازند.
با نگاهی گذرا به جهان پیرامون، انحصار و سلطه رسانه های بیگانه را در جهان معاصر به روشنی شاهدیم . در مجموع شش تا از بزرگ ترین فرستنده های رادیو، تلویزیون دنیا، سی بی اس ، ان بی سی ، ای بی سی ، سی ان ان ، بی بی سی و سی بی اس هستند که بیش از 300 میلیون نفر را زیر پوشش دارند . و لذا بیش از هشتاد و پنج درصد از مکالمات تلفن بین المللی به زبان انگلیسی است و سه چهارم نامه های پستی، تلکس ها، فاکس ها و تلگرام ها نیز به زبان انگلیسی است .  بیش از 80 درصد کل اطلاعاتی که در بیش از 100 میلیون رایانه سراسر جهان ذخیره شده به زبان انگلیسی است
امروزه تعداد رسانه های به شدت زیاد شده است. فراوانی و تعداد کثیر این مجراهای اطلاع رسانی و خبر پراکنی این ذهنیت را ایجاد می کند که مالکیت و تنوع دیدگاه ها بسیار متنوع و گوناگون شده و لذا دیگر تک صدایی و انحصارگرایی در عرصه رسانه ها به پایان رسیده است.اما باگدیکیان در این کتاب می کوشد تا نشان دهد چگونه باوجود این حجم عظیم رسانه ها مالکیت رسانه ای در دست تعداد معدودی است.
امروز به صراحت می توان گفت تقریباً همه شبکه های تلویزیونی، ماهواره ای و کابلی آمریکا که در خارج از خاک آمریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از پنج غول رسانه ای اداره می کنند. اساساً امپریالیسم رسانه ای یکی از مولفه های فرهنگ آمریکایی و کالایی صادراتی است که با کنترل کمپانی های آمریکایی بر رسانه های جریان اصلی شاخصه های فرهنگ آمریکایی در سراسر جهان اشاعه می یابد. هالیوود و تصویرسازی ستارگان سینمایی اش در سراسر جهان را نه تنها در آمریکا بلکه به همه مردم جهان تلقین می کند. کوکاکولا، مک دونالد و نایک را فرهنگ آمریکایی به تمام جهان صادر کرده است. با انحصار منابع گسترده این ابر رسانه ها برای کنترل رسانه های جهانی بدیهی است هر روز شاهد گسترش حوزه نفوذ و محدوده مستعمرات این نوع از امپریالیسم در جهان باشیم.
امپریالیسم خبری
یکی از جلوه های امپریالیسم رسانه ای در جهان امپریالیسم خبری است که از شکل های سلطه دنیای غرب بر جهان است. امپریالیسم خبری در حقیقت به معنی سلطه جویی انحصاری در شریان های خبر رسانی جهان است. در این بخش به طور تخصصی، امپریالیسم بر روی حجم، نوع، محتوا، کیفیت، کمیّت، زمان و مکان یک خبر کار می کند. برای نخستین مرتبه واژه امپریالیسم خبری را یورهوک کنن رئیس جمهور وقت فنلاند در گردهمایی کارشناسان ارتباطی یونسکو در دانشگاه تامپر فنلاند در سال 1971 عنوان کرد.
 
کارکرد های جهانی امپریالیسم خبری
1- وابستگی فرهنگی ـ در این بخش امپریالیسم خبری سیاه را سفید و سفید را سیاه جلوه می دهد. پیامد بمباران خبری امپریالیسم خبری از خودبیگانگی فرهنگی، تمدن وارداتی و بی هویتی است که با آخرین دستاوردهای تکنولوژی   عرضه می شود.
2- پرداختن به ارزش های خبری مطابق میل دست اندرکاران ـ امپریالیسم خبری عمدتاً با طرح مسائل نمایشی و در حقیقت کم اهمیت، اذهان مخاطبان بین المللی خود را از پرداختن به حقایق فاجعه آمیز جوامع تحت سلطه باز می دارد.
پنج غول مطبوعاتی و خبری جهان: خبرگزاری های آسوشیتدپرس ـ یونایتدپرس ـ رویتر ـ فرانسوپرس ـ و ایتارناس همگی زاییده رقابت های دوران استعماری دو قرن گذشته بوده در عصر استعماری قرن گذشته قدرت های بزرگ     در تلاش بودند تا در مناطق تحت نفوذ سیاسی اقتصادی شان شبکه های خبری خود را بسط و گسترش دهند. هم اکنون در جهان بیش از 120 خبرگزاری فعالیت دارند و هیچ یک از آنها به عنوان رقیبی برای این 5 خبرگزاری و    غول خبری نیستند.
 
رسانه های جمعی در خدمت گفتمان، آموزش و دموکراسی مشارکتی نیستند و به گونه ای طراحی شده اند که تولیدات مورد نظر شرکت ها را به مصرف کنندگان برسانند و از پس افکار عمومی برآیند. صنایعرسانه ای و مخابراتی آمریکا مدتهاست که خصوصی اند و این مدل آمریکایی در حال تبدیل شدن به یک ارزش جهانی است. گردانندگان رسانه های شرکتی در جهت کسب سود بیشتر سعی در به چنگ آوردن رسانه ها و تبلیغ الگوی رسانه های آمریکایی در جهان دارند، هرچند این گردانندگان آمریکایی خود تنها خریداران بازار نباشند، الگوی آمریکایی الگویی انحصاری است مانند گروه هفت خواهران که بر بازار نفت جهان تسلط دارند بر صنعت رسانه ها نیز دسته ای از سرکردگان مسلطند.
رسانه های جمعی در خدمت گفتمان، آموزش و دموکراسی مشارکتی نیستند و به گونه ای طراحی شده اند که تولیدات مورد نظر شرکت ها را به مصرف کنندگان برسانند و از پس افکار عمومی برآیند. صنایع رسانه ای و مخابراتی آمریکا مدتهاست که خصوصی اند و این مدل آمریکایی در حال تبدیل شدن به یک ارزش جهانی است. گردانندگان رسانه های شرکتی در جهت کسب سود بیشتر سعی در به چنگ آوردن رسانه ها و تبلیغ الگوی رسانه های آمریکایی در جهان دارند، هرچند این گردانندگان آمریکایی خود تنها خریداران بازار نباشند، الگوی آمریکایی الگویی انحصاری است مانند گروه هفت خواهران که بر بازار نفت جهان تسلط دارند بر صنعت رسانه ها نیز دسته ای از سرکردگان مسلطند.
امروزه استراتژی شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای داشتن سهام‌های عظیم و عمده در همه رسانه‌هاست. این استراتژی به این کمپانی‌‌ها و هدایت‌کنندگانشان قدرت ارتباطی عظیمی داده است. دنیای کنونی در دست این معدود بنگاه اقتصادی قدرتمند و انحصارطلب است که تمام مردم را با اخبار، تصاویر، اصوات و مکتوباتشان بمباران می‌کنند.
 
این یک نقطه شاخص است. جرم شناسان، در تلاش حرفه‌ای خود خشونت و جرایم را توضیح می‌دهند، اما تشریح آنان از طریق رسانه‌ها نیست، بلکه عوامل دیگری نظیر فقر، بیکاری، بی‌ خانمانی، رفتار خانوادگی و حتی طبقه اجتماعی، نیز در این جریان نقش دارند. در یک مطالعه با ‌٧٨ نوجوان مجرم و بزهکار که بیشتر جرم آنها عمل خشونت بود، مصاحبه انجام شده و در این مصاحبه‌ها به دنبال رد پای از تاثیر رسانه‌ها بر عمل مجرمانه آنان بوده‌اند. در مقایسه با یک گروه ‌٥٠ نفری از دانش آموزان مدرسه متوسطه با همان سن و سال، به این نتیجه دست یافتیم که نوجوانان بزهکار، کمتر از گروه اول، یعنی‌ دانش آموزان دبیرستانی‌، از رسانه‌ای مانند تلویزیون استفاده می‌کرده‌اند و یا اساسا دسترسی‌ کمتری به تکنولوژی‌های ارتباطی‌ داشته اند و یا هیچ گونه علاقه‌ای از خود نسبت به برنامه‌های خاص بروز نداده‌اند و از برنامه‌های که سایه هم سن و سال‌هایشان لذت می‌بردند، برای آنها لذتی نداشته است.
مطالعه بر روی تاثیر رسانه‌های جمعی‌ معمولا موجب رفتار قالبی در مخاطب شده و تصویری از رضایت آنها از محتوی رسانه را ایجاد می‌کند. در شرایط عموم «سوابق« رویکردی اشتباه است که بیشتر به فرد مربوط می‌شود تا به یک جامعه عموم در ارتباط با رسانه‌های جمعی
با وجود تحقیق‌های زیادی که انجام شده و صدها مورد مطالعاتی که پیرامون موضوع مصرف رسانه‌ای صورت گرفته و در پی‌ رفتار‌هایی که عمل می‌شود، همه نشان‌دهنده این است که رسانه‌های عمومی به یک کلمه بی‌مفهوم نزد مردم عادی بدل شده است. در واقع محققان به درجه‌ای نامعقول از بی‌ تفاوتی‌ رسیده‌اند. این موضوع هم در مورد افراد تحصیل کرده و هم در مورد مردمان عادی صدق می‌کند. اما زمان آن رسیده است که بپرسیم چرا هیچ پاسخ روشنی برای بیان چرایی این بی‌توجهی‌ نسبت به رسانه‌ها وجود ندارد.
دو نوع نتیجه گیری در این میان وجود دارد که از ورای تحلیل‌ها‌ی مختلف، قابل دسترسی‌ است. اول آنکه دستیابی‌ به تاثیر رسانه‌ها بر مردم، به سادگی‌ امکان پذیر نیست. دوم اینکه پژوهش‌های مربوط به رسانه‌ها بر مردم، پیوسته از رویکردی نه صحیح در مورد مردم و به طور کلی‌ جامعه، برخوردار بوده است.
برای تشریح و بیان خشونت‌های اجتماعی، محققان باید از موضوع خشونت کار خود را آغاز کنند و سعی کنند تا در مورد آن و آنچه که تا به حال اتفاق افتاده، توضیحاتی ارائه دهند. این امر می‌تواند با مطالعه شرایط کسانی که در این گونه موضوعات درگیر هستند، هویتشان، سوابقشان و ویژگی‌هایشان از نظر رفتاری و خانوادگی و...مورد بررسی‌ قرار گیرد. تاثیر رسانه‌ها رویکردی است که مفهوم آن از مشکلات و عواقب آن ناشی‌ می‌شود تا در جامعه بشری نسبت داده شود‌.
رویکرد دقیق فردگرایی برخی‌ از روان شناسان، ناشی‌ از همین تفکر است که به دلیل وجود برخی‌ باور‌ها و اعتقادات، برخی‌ از افراد در زمان‌های خاص و در شرایط خاص، تحت تاثیر برخی‌ از مطلب رسانه‌ها قرار می‌گیرند و برداشت منفی‌ از آن می‌کنند که حذف چنین رسانه‌ای شاید قدم مثبتی برای جامعه تلقی‌ گردد. در این صورت بدیهی‌ است که ما به یک جز کوچکی از مشکل بزرگ توجه کرده ایم و یا صورت مساله را به جای حل کردن آن پاک کردیم
 
8-رسانه های تصویری و فرهنگ
رسانه های دیداری ـ خاصه درکشورهای درحال توسعه و دارای سوابق فرهنگی ـ شایسته توجیه بیشتر و برنامه ریزی در ابعاد کلان می باشند . استفاده از متخصصان طراح و صاحبان ذوق و سلیقه که به امور فرهنگی جامعه احاطه دارند درحال حاضر به یک اصل مهم در عرصه تولید برنامه های تلویزیونی بدل شده که این امر به خودی خود بیانگر عمق تاثیر رسانه های دیداری در روح و ذهن طیف مختلف مخاطبان است .تاثیری که امروزه رسانه های دیداری به شکلی هدفمند در تغییر الگوهای رفتاری و اسلوب های منش اجتماعی مخاطبان ایفای نقش می کنند بیانگر جهانی است که شالوده های اصلی آن در عصر رسانه های انبوه برپایه سیگنال های تصویری حرکت می نماید و مخاطبان را همواره مسحور خود می سازد.
اهمیت رسانه های دیداری در بیان عوامل ذیل بیشتر آشکار می شود :
      ا‌.   تنوع شبکه های تلویزیونی و لزوم ایجاد جاذبه های بصری برای مخاطبان؛
     ب‌.  بالارفتن سطح دانش تصویری مخاطبان و تمایل ایشان به تماشای نمونه های جدیدتر و کامل تر؛
     ت‌.  توجه به سرعت انتقال مفاهیم توسط عناصر تصویری و دور شدن از مضامین کهنه و دور از ذهن؛
     ث‌.  نمایش نشانه های ملی و آیینی با استفاده از عناصربصری و توجه به انتقال فرهنگ از طریق تلویزیون در سطح فراگیر؛
      ج‌.  توجه به امر آموزش از طریق تصویر (تصویر درکنارکلام یا تصویر بدون کلام )؛
      ح‌.  توجه به امر اطلاع رسانی برپایه تصویر (فیلم / عکس / گرافیک )؛
       خ‌.  تبلیغات و شناساندن یک شرکت، کالا، خدمت، یا اندیشه و دیدگاه به مخاطب
مارتین اسکورسیزی و اهمیت سواد تصویری
در یک مصاحبه ۱۰ دقیقه‌ای اسکورسیزی نظرش را درباره‌ی سواد بصری بیان می‌کند، داستان‌سرایی سینمایی، خشونت در فیلم، و آموزش برای داستان فیلم‌ها. او با یادآوری خاطراتی از کودکیش آغاز می‌کند، از این‌که چطور تحت تاثیر سینما و تلوزیون قرار می‌گیرد و چگونه آن رسانه‌ها او را به سمت کشف ” نوع متفاوتی از سواد” که سواد تصویری است رهنمون شده‌اند.        
جوانان نیاز دارند که بدانند چگونه ایده‌ها و احساسات از طریق فرم تصویری بیان می‌شوند. باید شروع کنیم به آموزش افراد جوان‌تر که چطور از این ابزارهای قدرتمند استفاده کنند… زیرا ما می‌دانیم که تصویر تا چه اندازه توانمند هستند، نه فقط در کاربردهای خوب، بلکه همچنین برای کاربردهای بد. فیلم قدرتمند است، تصاویر خیلی توانمند هستند – و ما نیاز داریم تا به جوان‌ترها چگونگی استفاده از آن‌ها را آموزش بدهیم یا دست کم این که چطور آن‌ها را تفسیر کنند
*********************************************************************************************
نیل پستمن ، استاد دانشگاه نیویورک، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل ارتباط جمعى، از زمره کارشناسانى است که خطر کاربرد تکنولوژى بدون اخلاق را در کتاب ها، مقالات، سخنرانى‌ها و مصاحبه‌هاى فراوان گوشزد کرده است. وى در این آثار با نگاهى پژوهشگرانه و متکى بر آمار و گزارش‌هاى مستند، آثار انهدام فرهنگى، روانى و اجتماعى را که ناشى از لجام گسیختگى نظام صنعتى جدید است، عرضه مى‌دارد. کتاب تکنوپولى از زوایاى مختلف به این مسأله نگریسته و تصویرى از جامعه آمریکا به عنوان نخستین نظام تکنوپولى ارائه می‌کند؛ نظامى که جامعه را به طور مطلق در انقیاد تکنولوژى مدرن قرار داده و حق دخالت در سرنوشت را از آن ربوده است . دراین میان اگرچه «تکنوپولى» بهترین نمونه براى تبیین آثار این اندیشمند معاصر است اما دیگر کتاب‌هاى وى را نیز به نوعى مى‌توان تکمیل کننده « تکنوپولى» دانست که براى نمونه مى‌توان به آثارى همچون «نقش رسانه‌هاى تصویرى در زوال دوران کودکى»، «زندگى در عیش، مردن در خوشى» و «تلویزیون و آموزش انگلیسى» اشاره کرد .                                                                                                                                   نیل ستمن چه مى گوید؟ پستااو را مى‌توان منتقد جدى جامعه سرمایه‌دارى کنونى جهان و بویژه آمریکا دانست. در این راه وى اگرچه بسیارى از جامعه شناسان را همراه با خود دارد، اما توجبه ویژه او به نقش رسانه‌ها در چنین جامعه‌اى، آثارش را در مقایسه با دیگران متمایز ساخته است. پستااو در آثارش با ارائه مدارک متعدد، به دنبال اثبات این مسأله است که تکنولوژى و توسعه آن در جامعه جدید، اگرچه در ظاهر منشأ خدمات بسیارى بوده است، اما در نهایت لطمه‌هاى جبران ناپذیرى را نیز به جامعه انسانى وارد کرده است که از جمله آنها مى‌توان به از بین رفتن قدرت تفکر و تعقل به دلیل گسترش رسانه‌هاى تصویرى و جایگزینى زبان احساس به جاى زبان تعقل اشاره کرد.
پستمن در بخش دیگرى از آثار خود به صراحت نسبت به اثرات تخریبى انقلاب بصرى که به اعتقاد وى داراى مصادیقى همچون تصویر، کاریکاتور، پلاکارد و آگهى‌هاى بازرگانى است اشاره کرده و مى‌افزاید: «انقلاب الکترونى و انقلاب بصرى دست در دست هم، هر چند ناهماهنگ به تهدیدى عظیم بر ضد زبان، ادب و فرهنگ پرداختند و جهان اندیشه را به جهان نور و موج مبدل ساختند.»
وى در این راه از اندیشه‌هاى «مک لوهان» بهره جسته و با بیان جمله‌اى از مک لوهان مى‌گوید: «به اعتقاد مک لوهان زمانى که بشر در یک محیط الکترونیکى زیست مى‌کند، خصلتى دیگر مى‌یابد و هویت فردى‌اش در تمامیت جمعى استحاله گشته و در آن ذوب مى‌شود تا جایى که «انسان جامع» به «انسان جماعت» مبدل مى‌شود.»
دکتر صادق طباطبایى مترجم آثار پستمن در ایران - در توضیح اندیشه‌هاى وى می‌گوید: «به عقیده پستمن، ‌تکنیک یک دوست بوده و به همین دلیل قابل اعتماد است. اما چنین دوستى بسیارى از چیزها را از انسان مى‌گیرد، تا جایى که مساوى با انسان مى ‌ود. از سوى دیگر در گام بعدى این تکنیک داراى ایدئولوژى شده و به تکنولوژى تغییر مى‌یابد. در این مرحله از انسان نیز فراتر رفته و طبیعى است که هرچه را مانع خود مى‌بیند از سر راه برمى‌دارد.»
وى به حذف تمامى فیلدهاى موجود براى انسان به عنوان موانع تکنولوژى اشاره کرده و مى‌افزاید: «بر این اساس تکنولوژى تمامى این فیلد‌ها همچون خانواده، سنت، فرهنگ و حتى اندیشه را از سر راه خود بر مى‌دارد؛ تا جایى که نبردى در این راه آغاز مى‌شود.» بر این اساس نیل پستمن جامعه را مغلوب تکنولوژى دانسته و معتقد است که تکنوپولى در چنین نظامى مطرح مى‌شود؛ نظامى که با انقلاب تلگراف به عنوان نخستین انقلاب در این زمینه آغاز مى‌شود. وى همراهى تلگراف با انقلاب فوتوگرافیک را نقطه عطفى در تاریخ دانسته و از آن به عنوان عاملى مهم براى تهى‌شدن و یکدستى فرهنگ‌هاى مختلف یاد مى‌کند تا جایى که پس از بیان مراحل پس از ظهور این دو انقلاب، در فصل هاى پایانى کتاب خود به صراحت اعلام مى‌کند: «دیگر امیدى به این جامعه نیست و امید من تنها به کشورهایى است که داراى فرهنگ هوشمند بوده و ورود تکنولوژى را با هوشمندى انجام مى‌دهند.»
تقابل پستمن و تکنولوژى اگرچه بسیارى بر این اعتقادند که پستمن با تکنولوژى مخالف بوده و سعى در رد آن دارد، اما دکتر صادق طباطبایى، خود نظر دیگرى دارد. او مى‌گوید: «ساده انگارى است، اگر بپذیریم پستمن مخالف تکنولوژى است. بلکه او مى‌گوید: به عنوان نمونه، کامپیوتر نیاز است، اما ضرورت ندارد تا یک کودک 6ساله هم درگیر آن شود. در واقع مى‌توان گفت که پستمن مردم را نسبت به روى دیگر سکه تکنولوژى متوجه مى‌سازد.
طباطبایى ادامه مى‌دهد: «پستمن در نظام اجتماعى، مفهوم «ایدز اجتماعى» را مطرح مى‌کند ؛ بدین معنا که انسان قدرت دفاعی خود را از دست داده و همه چیز را قبول مى‌کند. براى نمونه در مقیاس اجتماعى دموکراسى را مى‌پذیرد؛ حال آن که واژه دموکراسى، دروغى بزرگ است.»
مترجم آثار پستمن در ایران معتقد است که وى هدف تکنوپولى را سلطه بر جهان دانسته و در این راه از ابزارهاى مختلفى همچون رسانه بهره مى‌جوید تا فرهنگ تعقل، جاى خود را به تجمل بدهد و در این راه انسان‌ها براى نجات از وضع موجود، چاره‌اى به جز «زهدگیرى اجتماعى» نخواهند داشت؛ بدان معنا که با به کارگیرى قدرت عقل، راه سلطه تکنوپولى و ابزار مستقیم آن همچون رسانه را بر انسان امروزى مسدود نمایند.
مسیر گم شده انسان شرقى در این میان، دکتر ابراهیم فیاض نگاه دیگرى به پستمن دارد. استاد ارتباطات دانشگاه تهران که تأکید بسیارى بر حفظ سنت‌ها دارد، به دو نگاه و تفکر رایج در فرهنگ ارتباطاتى اشاره کرده و مى‌گوید: «در حال حاضر بسیارى از نظریات تابع نظریات «انگلوساکسون» به محوریت انگلستان است و دیگر پارادایم و نظریه‌ها متوجه اروپاى متصل همچون اندیشمندان آلمان و فرانسه است.»
فیاض جهانى شدن را محصول ویژه آنگلوساکسون‌ها عنوان و تصریح کرد: «بسط نظریاتى اینچنینى در جهان که به سمت «دهکده جهانى» حرکت مى‌کنند موجب شده است تا در بسیارى از کشورهاى جهان سوم، بدون تفکر لازم، نگاه‌هایى اینچنینى و در رأس آنها نظریات «الوین تافلر» مورد توجه قرار بگیرد؛ تا جایى که پس از انقلاب، این نوع نگاه در جامعه ما نیز رایج شده است.»
فیاض، پستمن را داراى تفکرى مطابق بر «مسیحیت عرفانى آسیایى» دانسته و در تحلیل نگاه آنان مى‌گوید: «در واقع چنین نوع تفکرى خواستار بازگشت به قرون وسطى است؛ نگاهى که در ایران نیز داراى طرفداران بسیارى است.» جالب آن که فیاض خود نیز تا حد قابل توجهى متأثر از چنین نگاهى است. فیاض در نهایت وضع سردرگمى را براى کشورهاى جهان سوم و بویژه روشنفکران ایرانى ترسیم کرده و مى گوید: «حال ما چه باید بکنیم؟ تفکرات تافلر را پیگیرى کرده و به جهانى شدن اعتقاد پیدا کنیم یا آن که پیرو نظریات جامعه شناسانى همچون پستمن باشیم. در این راه، مسیر سومى نیز وجود خواهد داشت که به سمت هیچ یک از این تفکرات حرکت نکنیم؟!» وى نگاه خود را متوجه راه سوم در این ارتباط دانسته و ضعف پستمن را مشخص نکردن مسیرى در این رابطه براى کسانى مى‌داند که به دنبال پیگیرى هیچ یک از دو تفکر رایج نیستند.
پستمن ؛ نظریه پرداز متوسط
واقعیت آن است که پستمن را باید نظریه پرداز متوسط دانست و از نظرات وى مى توان در سطوح میانى براى نقد جامعه سرمایه‌دارى بهره جست. در واقع در جامعه فعلى سرمایه‌دارى که تمامى مردم و البته اندیشمندان به نوعى غرق در مظاهر تکنولوژى شده‌اند، اندیشه‌هایى همچون نظریه پستمن مى‌تواند تلنگرى مناسب براى آنها جهت نجات جامعه انسانى از وضع موجود باشد؛ وضعى که پستمن از آن با عنوان نظام سلطه تکنولوژى و رسانه بر انسان یاد مى‌کند. در این میان آنچه از سوى پستمن و همفکرانش مورد توجه قرار گرفته است، ترسیم واقعیتى از دنیاى آینده خواهد بود. نبود روشنگرى لازم از سوى پستمن در این رابطه موجب شده است تا ابهامات بسیارى نسبت به جامعه عارى و خالى از تسلط رسانه و تکنولوژى در ذهن مخاطبان ایجاد شود؛ تا جایى که بسیارى وجود چنین جامعه اى را به دلیل تسلط غیرقابل نفوذ رسانه ها بر جهان امروز، امرى غیرقابل باور مى دانند. در واقع پستمن به دلیل ارائه نکردن تصویرى از جهان مورد نظر خود موجب سردرگمى بسیارى از مخاطبان خود شده است. آیا پستمن را مى توان ذهنى گرا دانسته و جهان مورد نظر وى را تنها جهانى ایده آل تصویر کرد یا آن که او به عینیت هاى جهان مورد نظر خود نیز توجه داشته است
 
 
آثار تخریبی فرهنگ توسط رسانه های تصویری
پستمن در ادامه بحث خود، پنج مرحله را زمینه‌ساز تسلیم فرهنگ در مقابل تکنولوژی می‌داند.
الف)انقلاب صنغتی واختراع چاپ
ب) انقلاب در پیام‌رسانی ؛ اختراع تلگراف
ج)اختراع فوتوگرافی یا انقلاب گرافیک
د) انقلاب اطلاعات و آغاز عصر فرستنده‌ها
ه)انقلاب در نرم‌افزارها و سخت‌افزارها
 
اصطلاح معروفی که پستمن در  اوایل این کتاب بیان می‌کند، اصطلاح ایدز فرهنگی است. او معتقد است که محصول نظام تکنولوژی، انسانهایی هستند که شیفته قدرت لایتناهی آن شده و تکنوپولی را عالی‌ترین دستاورد بشری می‌دانند که می‌تواند پاسخ‌گوی قریب به اتفاق نیاز‌های وی باشد. او معتقد است که این خطرات نامرئی و نهفته در ذات تکنولوژی است که سیستم تدافعی یک فرهنگ را از کار انداخته و انسانها را به « ایدز فرهنگی» مبتلا ساخته است.
اندیشه اساسی که پستمن در کتاب «تکنوپولی » بیان کرده ، چیست؟ پستمن در این کتاب:
الف) فرهنگ را اسیر تکنولوژی معرفی کرده است; به عبارت دیگر، او عقیده دارد جنگی بین فرهنگ و تکنولوژی درگرفته و در این جنگ نابرابر، تکنولوژی پیروز شده و فرهنگ را نابود کرده است
ب)  مورد دیگری که پستمن آن را غمبارترین فاجعه تکنوپولی و نظام ماهواره ای می داند، از بین رفتن دنیای کودکی کودکان توسط رسانه های تصویری و به خصوص ماهواره است . طفولیت و کودکی یعنی داشتن بازی ها، سرگرمی ها، لباس ها، اسباب بازی ها، قصه ها و اشعار کودکانه . همه می دانیم که بازی های دوران کودکی با بازی بزرگسالان فرق دارد . بازی آن ها مربی و مسابقه و هیجان و آموزش های خاص ندارد . بچه هر طور که بخواهد عمل می کند، اما آیا این بازی های کودکانه الان در خانواده های آپارتمان نشین عملی است؟ بچه های امروزه از 18 ماهگی بیننده تلویزیون و از سه سالگی معتاد آنند . ما وقتی میخواهیم حرفی را جلوی بچه بزنیم، حدود آن را رعایت می کنیم تا اثر منفی نداشته باشد . ما در زندگی روزمره بین کودک و بزرگسال فرق قائل می شویم . به همین دلیل، جهان بزرگسالی برای کودک یک جهان پررمز و راز است که دلش می خواهد هر چه سریع تر به آن برسد و می داند که برای رسیدن به بزرگسالی باید تلاش کند، بیاموزد و . . . ; اما تلویزیون در برنامه هایش هیچ فرقی بین کودک و بزرگسال قائل نمی شود . همان فیلمی را که شما می بینید، کودک شما هم می بیند . در طی این روند، دیگر تصویری رویایی از جهان بزرگسالی در ذهن کودک نخواهد بود; یعنی دنیای کودکی و طفولیت از کودک گرفته می شود . امروز درغرب با سومین نسل از انسان هایی روبه رو هستیم که دوران طفولیت نداشته اند . در روان شناسی و نظریات زیگموند فروید چنین مطرح است: باید بچه را طوری تربیت کرد که بتواند به امیال خود مسلط باشد و ارضای خواسته های خود را به عقب بیندازد . برای تحقق این خواسته باید مفاهیم پایه ای نظیر شرم و عفت را در ذهن کودک پدید آورد . به عقیده پستمن رعایت شرم و عفت مقوله طفولیت را از یک مقوله بیولوژیک و زیستی، به یک مقوله فرهنگی تبدیل می کند; اما امروزه بر اثر رشد فرهنگ و تمدن جدید غرب و رشد رسانه های تصویری، جهان کودکی و بزرگسالی با هم مخلوط شده است; به عبارت بهتر، دوران طفولیت از بین رفته و همین مساله باعث افول فرهنگ و تمدن جدید غرب شده است . پستمن اعتقاد دارد با زدودن دوران طفولیت و کودکی از جوامع، واپسین تیر خلاص فرهنگ تکنوپولی به فرهنگ جوامع زده شده است . این محتوای کتابی است که با عنوان «و زوال دوران کودکی » توسط این جانب ترجمه و منتشر شده است . خلاصه هشدار پستمن در پایان کتاب این است: به محض این که احساس کردید بچه به پدر و مادر و روابط با افراد بی اعتنا است و شرم و حیایش کم شده و . . . ، بدانید او در آغاز انحراف شخصیتی قرار گرفته است و باید هر چه زودتر معالجه شود . پستمن در پایان کتاب خود می گوید: من هیچ راه حلی برای برخورد با این بحران و نجات از وضعیت موجود نمی بینم، جز این که باید وارد یک نبرد جهانی علیه فرهنگ امریکایی شد . پستمن یکی از راه های مبارزه با فرهنگ امریکایی را مرتبط ساختن نسل جدید با نسل گذشته می داند; برای مثال پیشنهاد می کند که دست بچه های خود را بگیرید و او را به خانه اقوام و پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها ببرید
 
8- اثرات تخریبی تلویزیون بر فیزیک بدن و فعالیت های دماغی را توضیح دهید « کتاب طلوع ماهواره، افول فرهنگ ».
لیستی مرکب از نام 60 شیء گوناگون نظیر میز، لیمو، قطار، مدادپاک‌کن، عروسک، قندشکن و غیره را به دست کسی می‌دهیم و از او می‌خواهیم آنها را به خاطر بسپارد.          
اگر کسی از سن 40 سالگی روزی یک ساعت و نیم تلویزیون تماشا کند، در 60 سالگی قدرت کتابخوانی را از دست خواهد داد; مطالبی که می خواند به درستی در ذهنش جای نمی گیرد و از قدرت تحلیل و ترکیب اطلاعات عاجز می شود . این کار خستگی ناشی از کتابخوانی را به دنبال خواهد آورد و به این ترتیب، شخص کتاب را کنار خواهد گذاشت . حال ببینید تماشای تلویزیون در ذهن بچه ای که از 18 ماهگی بیننده آن و از سه سالگی معتاد به آن می شود، چه اثری خواهد گذاشت؟   
تلـــــویزیون
تلویزیون، مهم ترین وسیله ای است که می تواند تسلّط تکنولوژی را بیان کند با اختراع تلویزیون، تحوّل دیگری در ساخت فرهنگ رخ می دهد و آن، تبدیل «فرهنگ مکتوب» به «فرهنگ الکترونیکی» است. مانند کتاب، برای بررسی تأثیر تلویزیون به عنوان نمودی از تکنولوژی، به ویژگی های آن می پردازیم: - 
1-       آنچه را که تلویزیون، مخاطب خود قرار می دهد، «حس» بیننده است نه «ذهن» او. اگر ویژگی سمعی و بصری تلویزیون را از آن بگیریم، راه دیگر برای انتقال مطالبش نخواهد داشت و این دو ویژگی، مهم ترین کانال های ارتباطی هر انسان نیز هستند. گوش و چشم هر بیننده، مخاطب آن چیزی است که تلویزیون ارائه می دهد. بنابراین برای این که تأثیر خود را عمق و گسترش بخشد، باید از راهکارهایی استفاده کند که این دو حس (بخصوص حس بینایی) را بیشتر فعال کند. استفاده از برنامه های تبلیغاتی یا تفریحی که از جاذبه های بصری مثل رنگ های متنوّع، شکل های مختلف و تصاویر جالب برخوردار است، می تواند تلویزیون را به هدفش نزدیک کند. .                                                                                                                                    
2-         چون تلویزیون، خود را به فرهنگ روزمره و عامّی نزدیک می کند، در نتیجه، چارچوب خاصی برای طیف بینندگان تعیین نمی کند. یعنی هر بیننده با هر اندازه از سواد و ادراک می تواند از این جعبه جادویی استفاده کند. قالبی که یک مفهوم باید داشته باشد تا بتواند در ذیل برنامه های تلویزیونی قرار گیرد، بهره مندی بیشتر از جاذبه های بصری است و همین جاذبه ها، شاه کلید ارتباطی هر بیننده است. پس هر چه این عناصر جذّاب، بیشتر شوند، بدون شک، مفهومی را که قرار است منتقل شود، تحت الشعاع خود قرار می دهند و در نهایت، هر چه بر میزان عناصری که احساس بیننده را تحت تأثیر قرار می دهد افزوده شود، از میزان عناصری که فکر را هدف گرفته، کاسته می شود                                                                                                                
3-   رسالت اصلی تلویزیون، سرگرم کردن افراد است و سرگرمی نیز برای همه، مطلوب. برای تلویزیون مهم نیست که انتقال این میزان از برنامه های تفریحی، برای بیننده، مفید است یا نه؛ مهم، افزایش روز به روز تعداد بیننده هاست. پس در برنامه های تلویزیونی، آن چیزی افزایش می یابد که صرفاً مطلوب است.      *خودداري از انجام خدمت سربازي " : كه در آن، با نگاهي كه داراي طنزي تلخ است، عدم ميهن پرستي و دين‌گريزي جوانان امريكايي را مورد نقد قرار مي‌دهد و دلايل آن را در ظهور تكنولوژي‌هاي جديد كه جوان‌ها را به دنياي پر زرق و برق امريكا وابسته كرده‌است مي‌جويد .                                 
*سرگرم كردن خودمان با مرگ " : كه در آن، به بيان زندگي‌دوستي و ميل به زنده ‌ماندن افراطي و فرار از مرگ مي‌پردازد و با تمسخر، نسبت به وقايع هر روزه‌ي دنياي بشري اظهار مي‌دارد كه ما حاضريم جان خود را فدا كنيم تا اينكه نميريم                                                                         
*صحبت‌هاي مسخره، صحبت‌هاي احمقانه " : كه اشاره‌اي به تفكرات غلط نظام‌ها و مكاتب بشري همانند ماركسيسم و ليبراليسم و ديگر " ايسم ها " دارد و بيان مي‌كند كه اين تفكرات بچه‌گانه، راه حلي براي نجات بشر سر درگم و بحران زده ندارند، بلكه راه حل نجات بشر امروزي، تنها يك بار درست مطالعه كردن كتاب مقدس است و بس                                                                                                                                                              
*زندگي در عيش، مردن در خوشي " : كه در آن به تشريح روند زوال فرهنگ و افول نظام انديشه، در بستر عشرت و هوس‌راني مي‌پردازد .
*كتب و مقالات متعدد ديگر .
 
به عقیده پستمن تلویزیون (و دیگر رسانه های تصویری) دو مشکل اساسی بوجود می آورند:
1-   سرازیر شدن اطلاعات فراوان که هیچ گونه ارتباط و قرابتی با کسانی که دریافت کننده آن هستند ندارد. نتیجه چنین جریانی این است که با وجودی که انسانها در گذشته به دنبال اطلاعاتی بودند که روشنی بخش ساختار و چارچوب واقعی زندگی آنان باشد، در دنیای امروز باید چارچوب و قالبی برای اطلاعاتی که بسوی آنها سرازیر شده است پیدا کنند؛ اطلاعاتی که هیچ فایده ای در زندگی آنان ندارد مگر پر کردن جدول کلمات متقاطع!!
برای درک بهتر مطلب فوق کافی است از خود بپرسید چقدر پیش می آید که اخباری را که صبحگاهان از رادیو و تلویزیون و... دریافت می کنید باعث می شود برنامه ای را که برای آن روز در نظر داشته اید تغییر دهید.
2-   نحوه ی پخش اخبار و برنامه های فرهنگی در تلویزیون است. اینکه برنامه های خبری- فرهنگی با موزیک شروع و گاها پایان می یابد عاملی می شود برای محو شدن و هضم شدن مشخصات مرزی میان امور جدی و امور تفریحی در ذهن و افکار عمومی جامعه.
مادامیکه موزیک برای یک برنامه «چارچوب» به حساب می آید، بیننده مجاز است با این خیال در این اعتقاد لمیده باشد که حادثه ای رخ نداده است که لازم باشد به آن بیندیشد. نیز نحوه پخش اخبار از تلویزیون همراه موزیک و بیان پشت سر هم وقایع بی ربط و رد شدن از آن این طرز تلقی را در بیننده خصوصا جوانان ایجاد می کند که وقایع و حوادثی که در جامعه اتفاق می افتد موضوع با اهمیتی نیست و می توان از کنار آن به راحتی گذشت؛ نیاز نیست به مشکلات اجتماعی فکر کرد و در جهت حل آن گام برداشت و... . القا این شیوه تفکر در جامعه باعث بروز بحرانهای فکری اجتماعی می شود، که نمونه آن در جامعه خودمان زیاد است.  
**********************************************************************************************
طبق نظر نیل پُستمن (جامعه شناس امریکایی)، در تاریخ فرهنگ، چند نوع فرهنگ غالب بر جوامع بشری تاکنون وجود داشته است     1- فرهنگ ابزار،            2 - فرهنگ تکنوکراسی (فنْ سالاری/ انحصارگرایی تکنولوژی)،  3 . فرهنگ تکنوپولی (تسلّط تکنولوژی بر فرهنگ).     هر کدام از این فرهنگ ها در عین این که دوره زمانی خاص خود را دارند؛ امّا به صورت استثنا نیز در جهان امروزی یافت می شوند. فرهنگ ابزار از ابتدای تاریخ تا اوایل قرون وسطا و فرهنگ تکنوکراسی از قرون وسطی تا قرن 19 میلادی حاکم بوده است و فرهنگ تکنوپولی نیز همان فرهنگ کنونی است. قبایل بدوی که در گوشه و کنار جهان وجود دارند، می توانند به عنوان نمونه های نادری از «فرهنگ ابزار» به حساب آیند که به صورت استثنا، هنوز به حیات خود ادامه می دهند.
  1- فرهنگ ابزار:     اصطلاح فرهنگ ابزار، رابطه انسان های آن جامعه را با مبانی اعتقادی و سیستم اجتماعی و این ابزار مشخص می کند. جوامع دارای فرهنگ ابزار می توانند مقادیر زیاد و متنوعی از این ابزار را دارا باشند؛ امّا تعالیم مذهبی و جهان بینی دینی، ایدئولوژی هدایت کننده و کنترل کننده ای است که کاربرد ابزارآلات و کم و کیف استفاده از آنها را تعیین می کند. این فرهنگ، وحدت و همگنی خود را از مبانی متافیزیکی (غیر مادّی) گرفته است. این «تفکر» است که به هستی معنا می بخشد و مانع آن می شود که تکنیک (فن) خود را بر انسان ها و نیازهای آنان تحمیل کند. مهم ترین ابزاری که در این دوره، ابداع شده، آسیاب، دوربین نجومی، باروت و ساعت بوده است.
2-   فرهنگ تکنوکراسی  در یک جامعه تکنوکرات، ابزارآلات، نقش کلیدی ای را در جهان اندیشه های فرهنگی آن جامعه برعهده دارند. همه شرایط، تحوّلات و خواسته ها و تمام ویژگی های اجتماعی باید تا حدود زیادی، تابع خواسته ها و ضوابطی باشد که رشد این تکنیک و سیر تکاملی آن ایجاب می کند.   امّا نقش تکنیک هنوز به آن حدی نرسیده است که موجب تغییر در ساختار فرهنگی و تحوّل آن شود. هنوز مبانی ماورایی و اهداف، جای خود را در فرهنگ ها حفظ کرده اند و هنوز افراد، بر این باورند که ماشین و ابزار صنعتی، دیگر همچنان در استخدام بشریت خواهند بود و هرگز به قدرت حاکم، مبدّل نخواهند شد.
*این تصوّر در چنان جامعه ای وجود داشت که استفاده بیشتر از تکنیک در جهت رفاه مادی، قدرت خوشه دار کردن سیستم ارزشی جامعه را نخواهد داشت. بنابراین، تکنوکراسی به انهدام کامل و تمام عیار آداب و سنن زندگی اجتماعی و تخریب تمامی ارزش های فرهنگی نپرداخت؛ بلکه جایگاه آن را در ورای همه اینها قرار داد. تکنیک نمی خواست در معارضه با سنّت و فرهنگ قرار گیرد؛ بلکه با رسوخ در بخش های مختلف زندگی، نفوذی به وجود آورد که بالتبع، تأثیر فرهنگ و سنت، کم رنگ می شد. در نهایت، دو جهان بینی در تقابل با هم شکل گرفت: «تکنولوژی» و «سنت و فرهنگ».
*مهم ترین وسیله ای که در این دوران ابداع شد، «دستگاه چاپ» بود. با این اختراع، یک تحوّل عظیم در ساخت فرهنگ، رخ داد و آن، تبدیل فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب بود. از این پس، عنان ارابه فرهنگ، به دست «کتاب» افتاد. این مرحله در کشور ما، با فاصله بسیار زیادی به وقوع پیوست و به همین خاطر، کتاب نتوانست آن طور که در فرهنگ غربی «همه گیر» شد، در ایران، ایفای نقش کند. از مهم ترین علل این مسئله، سطح پایین سواد در لایه های مختلف جامعه بود و کتاب، وسیله ای شد که فقط طبقه روشن فکر، با آن در ارتباط باشد.                                                                                                                                                                            *کتاب، به عنوان مهم ترین محصول تکنیک، ویژگی هایی داشت که به بررسی آن می پردازیم. در واقع، این ویژگی ها مربوط به متنی است که در کتاب و چارچوب آن به چاپ می رسد. خصوصیاتی که باعث تمییز «مفهوم نوشتاری» از «مفهوم شفاهی» می شود:                                                                                                       الف)یک متن مکتوب، باید در «قالب (کلیشه)» کلماتی قرار گیرد که به صورت خاصی نظم پیدا کند. چینش کلمات در یک نوشته، با چینش واژه ها در گفتار، متفاوت است و این تفاوت، در مقایسه بین زبان محاوره و زبان نوشتار، کاملاً مشخص است. این ویژگی به خواننده، این معنا را القا می کند که برای برقراری ارتباط با یک متن مکتوب، باید ذهن خود را در راستای این انتظام قرار دهد                                                                                                                                                                                      ب)  چون زبان نوشتار، متفاوت از زبان گفتار است، تفکر بیشتری را برای درک مطالب، نیاز دارد و باعث می شود که ذهن و فکر خواننده، فعّال گردد و دقت وی را بالا می برد.                                       
ج) کتاب، ذهن و فکر افراد را مخاطب قرار می دهد و از جاذبه های حسی برخوردار نیست. پس هر کس به کتاب روی می آورد، با این پیش زمینه که باید تفکّر و دقت خود را افزایش دهد، به مطالعه می پردازد. اگر بین نوشته و ساختار ذهنی خواننده، تفاوت بسیار باشد، نمی تواند با او ارتباط برقرار کند. مثلاً شخصی که کم سواد است نمی تواند با متونی که از مفاهیم پیچیده فلسفی تشکیل شده، رابطه برقرار کند. در نتیجه، درست است که کتاب، میزان تفکر را افزایش می دهد، امّا اگر بین سطح تفکر خواننده و مفاهیم کتاب، تناسب نباشد،                                                                                                                                                                                                   د)کتاب به همراه خود، نوعی «جدی بودن» را دارد و این حالت را نیز از خواننده درخواست می کند. بنابراین، شما زمانی که کتاب می خوانید، بر این باورید که با مطالبی سر و کار خواهید داشت که دقیقاً فکر شما را هدف قرار می دهند و به همین خاطر، دریچه های ذهنتان را بیشتر بر روی مطالب باز خواهید کرد.
 
3-  فرهنگ تکنوپولی
تکنوپولی ترکیبی است از دو واژه تکنولوژی و مونوپولی، به معنای سلطه بلامنازع "تکنولوژی بدون اخلاق" بر فرهنگ جوامع بشری.                وجه بارز این فرهنگ، قرار دادن تکنولوژی به جای خداست. و لذا شاخصه ای آن، «خدای گونه» است. بدین معنا که فرهنگ، اعتبار خود را در تکنولوژی جستجو می کند و دستورالعمل های خود را از تکنولوژی می گیرد. این راه، الزاماً به فروپاشی و نابودی باورها و عقاید سنّتی منتهی  می شود.      نظام تکنوپولی را این چنین می توان تعریف کرد: «نظامی که در آن، جامعه انسانی سیستم ایمنی و قدرت دفاعی خود را در برابر تهاجم سیل اطلاعات، از دست داده است».    بنابراین، در این فرهنگ، «وسیله» با «هدف»، یکی می شود و دیگر بدان معنا، هدفی وجود ندارد که بتواند مانع استفاده بی مورد از تکنیک شود. پس، خصلت نظام تکنوپولی، انبوه اطلاعات است که در قالب ابزاری چون کامپیوتر و تلویزیون، ایفای نقش می کند.
پستمن معتقد است فناوري‌هاي جديد از مرحله "تکنوکراسي" پا به مرحله "تکنوپولي" گذاشته‌اند. در اين مرحله امپراتوري تکنولوژي، رقيب خود يعني جهان‌بيني سنتي را به کنار زده و خود به جاي آن مي‌نشيند. تکنوپولی، فرهنگی است با اوضاع و شرایطی خاص و دارای شاخصه‌ها و خصلت‌های ویژه خود و در عین حال از روح و روانی معین برخوردار است، دوران تکنوپولی موقعیتی است که فرهنگ جامعه، تسلیم محض تکنولوژی شده است و دیگر توان دفاع از خود را ندارد. ویژگی دوران تکنوپولی آن است که بنیان‌های فرهنگی و ارزشی جامعه را فرو ریخته و انسان را منفعل و بنده محض تکنولوژی می‌سازد، این انفعال را در رفتارهای روزمره افراد و در هنگام استفاده از تکنولوژی‌های نوین ارتباط جمعی می‌توان به خوبی مشاهده کرد. تکنوپولی با از بین بردن سنت فرهنگی جامعه، روابط سنتی قبل را از هم جدا کرده و به تدریج رسانه‌ها و تکنولوژی جدید را جایگزین این روابط می‌کند. در این نظام جدید وظیفه بی ‌اعتبار کردن مقدسات و ارزش‌ها به عهده اقتصاد و تجارت گذاشته شده است و این کار با استخدام سمبل‌های گوناگون در آگهی‌های تجاری انجام می‌شود. رسانه‌ها در شرایط جدید می‌کوشند تا با به کارگیری تمامی سمبل‌های موجود به درون روح و روان مصرف‌کننده نفوذ کرده و آن را تصاحب نمایند و بعد در خدمت اقتصاد و بازرگانی درآورند.
 
رسانه ها در باور و درک مخاطب تاثیر بلند مدت دارد
رسانه به دلیل الگوسازی در جامعه تاثیرات مهم و بلند مدتی در باور، درک، گویش و حتی نگرش مردم دارد.
دکتر علی گرانمایه پور در گفتگو با خبرنگار حوزه رادیو و تلویزیون باشگاه خبرنگاران گفت: مهمترین کارکرد تلویزیون در خانواده الگوسازی است تلویزیون باید موضوعاتی را پخش کند که خانواده ها آن را باور داشته باشند مهمترین تاثیر بلندمدت رسانه در باور، درک، گویش و نگرش مردم است.
وی همچنین افزود: اگر فرهنگ حاکم بر رسانه منطبق با الگوهای ذهنی و فرهنگی مردم نباشد خانواده دچار آسیب می شود.
وی خاطرنشان کرد: از عوامل مهم تاثیر تلویزیون آگاه ساختن مردم از تمام نقاط دنیا و پیوند آن با جنبه های زندگی انسان است.
گرانمایه پور همچنین گفت: از عوامل موثر تلویزیون در زندگی  کودکان برنامه هایی با موضوعات اجتماعی – فرهنگی است که باید مطابق با سن آنها ساخته شود و از این طریق می‌توانیم مفاهیم، ارزش ها، باورها و نگرش ها را در ذهن کودکان شکوفا کنیم.
وی همچنین اضافه کرد: به عقیده من بهتر است تلویزیون بین ارزش های جدید جامعه و الگوهای فرهنگی خانواده هماهنگی ایجاد کند و به دنبال یک نوع موضوع نباشد.
وی در پایان افزود: تبلیغات می‌تواند جنبه های مثبت و منفی را در ذهن مخاطب ایجاد کند و هر جامعه ای هم از این طریق مخاطب را سمت موضوع خاص خود می‌برد
 
 
8- نمادها، نشانه ها و رسانه ها
جهان ما ، جهان نشانه هاست . نشانه هایی که الفبای ادبیات دیداری و شنیداری رسانه های فراگیر برپایۀ آن ها شکل می گیرد. .یام های مسلسل وار و بلاانقطاع از گوشه های دوردست دورافتاده ترین کشورها درشکل های متنوع رسانه ای ظاهرشده و هریک طیف مخاطبان خود را می جویند. این پیام ها اینک برسوار برمحملی استوار و تأثیرگذار به نام «تصویر» پا به عرصۀ بی مرز رسان های ارتباط جمعی نشانه بدل شده و گشایندۀ صندوق پررازو رمز فرهنگ های اصیل وریشه دار و ایضاً خرده فرهنگ هایی است که میلیاردها انسان امروز به واسطه آن همدیگر را می شناسند و می بینند. صویر بی تردید تجلی نوعی اسپرانتوی جهان نشانه های بی مرز در گسترۀ رسانه های ارتباط جمعی است. حتی کسانی که به چند زبان زنده تسلط دارند و از لحاظ زبانشناختی بر حوزه های محاوره ای و نوشتاری زبان های شاخص و رایج دنیا اشراف دارند نیز از تأثیر بران و قاطع عامل « تصویر»  آن جا که که پیش از میدانداری کلام ، رخ می نماید غافل نیستند و از آن متأثر می شوند. تصاویر مختلف براساس سلائق متنوع طراحان و هنرمندان و با تکنیک های اجرایی گوناگون دردرون بسته به ارتباطی که از مجرای رسانه انتقال می یابد به عنوان محمل و بستری برای ارائه و درک ساختار اصلی پیام ظاهر می شوند و هدایت بصری چشم و ذهن مخاطب را دردست می گیرند.
چیدمان عناصر تصویری به عنوان محور اصلی در نظرگرفته که اجرای آن ساختار وایده اصلی با توجه به راهکارهای خلاقانۀ مدیرهنری جلوۀ مؤثری پیدا خواهد نمود. فی المثل اگر برنامه ای برمبنای حرکت آزاد دوربین سیار و حرکت مجری به صورت توأمان وهمگون با موضوع برنامه تعریف شده باشد، طبعاً نوع گرافیک صحنه و زاویۀ چرخش دوربین ها و نورپردازی مناسب و ترکیب تصاویر مختلف با نورهای صحنه و احیاناً برخی جلوه های ویژه برهمان مبنا شکل خواهند گرفت .
نشانه چیست و نشانه شناسی چیست؟ و چگونه می‌توان آن‌را در مطالعه‌ی فیلم‌های سینمایی به‌کار گرفت؟ "امبرتو اکو" نشانه شناسی را تمامی آن چیز‌هایی می‌داند، که بر پایه‌ی قراردادی اجتماعی و از پیش نهاده، چیزی را به جای چیز دیگر معرفی می‌کند. این تعریف از نشانه، نکاتی را همراه خود دارد. نخست آن‌که در نشانه شناسی ویژگی پایه‌ای و حائز اهمیت آن است که همواره مفهومی به جای مفهوم دیگر به کار گرفته می‌شود. نکتــه‌ی دوم آن است که نشانه‌ها دارای سویه‌ای اجتماعی‌اند. به این معنا که از رهگذر اجتماعی، نوعی اجماع در زمینه‌ی جانشینی برخی معانی به جای برخی دیگر وجود دارد.
 
شش نظام نشانه های تصویری:
1-نظام نشانه های تصویری :شباهت ظاهری وشکلی مثال عکس وخود فرد
2-نظام نشانه های حرکتی:بیشتر به حرکت های دوربین وتدوین توجه می کند
3-نظام نشانه های زبان شناسانه گفتاری:جایگاه کلام مکالمه وگفت وگو
4-نظام نشانه های زبان شناسانه نوشتاری: عنوان زیر نویس واسم فیلم
5- نظام نشانه های زبان شناسانه اوایی،غیر زبان شناسانه: اصوات وجابگاه صداهای طبیعی .باد وبهم خوردن پنجره ها...
6-نظام نشانه های زبان شناسانه موسیقایی: موسیقی متن وموسیقی فیلم نامه
 
رمز نظامی از نشانه های قانونمند است که آحاد یک فرهنگ به قوانین و عرف آن پایبند اند . این نظام مفاهیمی را در فرهنگ به وجود آورده اشاعه می دهد که موجب حفظ آن فرهنگ می شود . رمز حلقه واسط بین پدید آورنده متن ( برنامه های تلویزیونی ) و مخاطب است و همین طور حکم عامل پیوند دورنی متن را دارد . از همین راه پیوند درونی است که متون مختلف ، در شبکه ای از معانی به وجود آوردنده دنیایی فرهنگی ما با یکدیگر پیوند می زنند . در کل می توان گفت در تلویزیون رمزها در جهت واقیعت پذیری و بازنمایی از واقیعت در جهت القای یک نوع ایده ئولوژی به مخاطب ها به کار گرفته می شود. با به کار گیری رمز ها و همچنین با استفاده از فن تصویری مانند زاویه ها ، نما ها ، عدسی و لنز که هرکدام به نوعی معنا و مفهوم خاصی را در بیننده منتقل می سازد ، این امکان نیز به وجود می آید که محتوای هر پیام ناخود آگاه در بیننده تاثیر گذار باشد . با این وجود طبیعی است که تغییرات شگرفی در رفتار و گفتار حتی در روند زندگی هر بیننده ای تلویزیون به وجود آید . همانطورکه مک لوهان نیز معتقد است : تلویزیون وسیله ای ارتباطی سرد است که می تواند تمام حواس تماشاگر را به خودش جذب کند . در واقع تماشاگر وقتی که تلویزیون نگاه می کند تبدیل به یک دستگاه پخش می شود و برنامه های که از تلویزیون ارائه می گردد ، مانند یک کاست در داخل ذهن مخاطب که حال تبدیل به یک دستگاه پخش شده است ، قرار می گیرد و هر آنچه که می بیند و یا می شنود را دقیقا به فعلیت در می آورد. بنابراین رمزهایی که در تلویزیون همراه با فن آوری ارتباطی روز بکار برده می شود ، می تواند در تغییر روند زندگی اجتماعی مردم تاثیر گذار باشد.
پیام وطراحی تصویر
هر قالب تصویری بر اساس پیام مورد نظر طراحی می شود. یعنی پشت هر تصویری فکری نهفته است وطراح تصویر قصد دارد بیننده پیام مورد نظر او را دریافت کند.
اندازه،زاویه،حرکت،کمپوزیسیون،رنگ،صدا، ریتم،و...هر کدام به تنهایی در ساختمان تصویر نقش دارند.
فرم ومحتوا در تصویر:
1-       فرم :منظور قالب تصویری است که پیام را دربر دارد. به عبارت دیگرفرم عبارت است از شکل بیان ارزش ها و معناها در قالب تصویر
2-  محتوا : به معناها وارزش هایی اطلاق می شود که در تصویر وجود دارد.
­به طور کلی هر وسیله ی ارتباط تصویری کاراکتر وخصوصیات خاص خود رادارد وباید محتوا وپیام تصویر با فرم میدان عمل وسیله ی مورد نظر هماهنگ گردد.
 
- ضرورت آشنایی مخاطب با وسایل ارتباط تصویری:
1- هر چه آشنایی وشناخت گیرنده پیام از وسیله ی ارتباط تصویری بیشتر باشد، درصد دریافت پیام تصویر بیشتر می شود.
2-      اگر تماشاگر در مقابل فیلمی قرار گیرد که شناختی از زبان آن نداشته باشد ،به هیچ عنوان نمی تواند بافیلم ارتباط برقرار کند چون درک زبان خاص فیلم نیاز به زمینه قبلی دارد.
 
مطالعه اطلاعات تصویری تولید شده در فرهنگ‌ها جامعه‌شناسی تصویری به مطالعه همه گونه‌های تصویری تولید شده به عنوان بخشی از فرهنگ می پردازد . هنر، عكس‌ها، فیلم، ویدئو، فونت‌ها، آگهی‌ها، آیكون‌های كامپیوتری، مناظر، معماری، ماشین‌ها، مد، آرایش، مدل‌های مو، حالت‌های چهره، تاتو و بسیاری از عناصری كه مجموعه سیستم ارتباط تصویری تولید شده بوسیله اعضای جامعه را شامل می شود. استفاده و درك گونه‌های تصویری از طریق كدهای سمبلیك ایجاد شده در جامعه رصد می شوند. اشكال و گونه‌های تصویری، ساخته می شوند و ممكن است از بین بروند! آنها ممكن است بعنوان راهنمایی در مسیرهای پیچ در پیچ تعبیر ویا امکان دارد درحوزه‌های گوناگونی همچون نقد ادبی، تئوری هنر و نقد، تحلیل محتوا، نماد شناسی و ساخت زدایی یا دیگر ابزارهای انسان شناسی تحلیل شوند. جامعه‌شناسان تصویری ممكن است آنها را دسته بندی و تقسیم كنند، یا كاربرد و وضعیت اجتماعیشان كه چگونه تولید و مصرف می‌شوند را مطالعه كنند. با توجه به آنچه ذكر شد، مفهوم دوم جامعه‌شناسی تصویری، می تواند به عنوان زیرشاخه ای برای مطالعه تولیدات تصویری جامعه و نحوه تولید، مصرف و معانی آن باشد.
معرفت شناسی و استعاره های وسایل ارتباط جمعی
1-در عصر چاپ، افکار عمومی از انسجام و وحدت برخوردار بوده اند ولی در عصر الکترونیک در اثر سیطره تلویزیون افکار عمومی، نا هماهنگ و بی محتوا می شود ودر جای دیگر همین فصل آمده است تلویزیون هنوز جوان است و آنقدر از عمر آن نمی گذرد که بتوان تولیدات پوچ و بیهوده آن را با ماشین چاپ در مقام مقایسه قرار داد.  طی ادوار طولانی تاریخ بشری زبان طبیعت، زبان اساطیر و سنتها بود در حالیکه امروزه زبان طبیعت اعداد و ارقام و کلمات هستند و به دلیل مکتوب بودن، به حقیقت نزدیکترند و در اینجا ست که دوباره به آن نتیجه همیشگی می رسد که شکل و قالب وسیله ارتباطی است که تعیین کننده حقیقت محتوا و پیام است. به طور کلی این فصل، وسایل ارتباط جمعی را اساس و منشأ معرفت شناسی انسان قرار داده و در آن از دوره استیلای زبان و چاپ است که انسان به آگاهی و حقیقت دست یافته و لی با استیلای تلویزیون انسان لحظه به لحظه احمق تر می شود.
جریان دگرگونی جهان سمبولیک در اثر رشد، وسایل ارتباط جمعی الکترونیک همانندجریان آب رودخانه ای است که در مسیر حرکت رفته رفته آلوده تر می شود. با وجود اینکه به لحاظ شکل ظاهری تغییر نکرده است.
2چاپ کتاب عاملی شد در ستیز با مذهب، چنانچه از تفکر مذهبی تنها نوعی خرافه پرستی محض ارائه میکند،
3-      جامعه آمریکای قرن هفده و هجده که در سیطره چاپ و کتاب بوده و در آن، دوران تعقل و خرد گرایی، جلسات بحث و مجادله طولانی، افکار عمومی آگاه و فعال و .... از خصوصیات این دوران می باشد. قبل از قرن نوزده تبلیغات صرفاً از طریق کلمات حقیقی به توصیف جدی محصول می پرداخت ولی بعد از آن کلمات آهنگین، چاپ رنگی عکس و تکنیکهای روانشناسی و زیبایی شناسی عاملی می شوند برای تحریک احساسات و عواطف مردم و انزوای خرد و اندیشه.
4-      منظور از جهان قایم موشک بازی، عصر بازرگانی شو و دوران نمایشگاه های سرگرم کننده است که این عصر با اختراع تلگراف توسط مورس آغاز می شود و با ظهور مطبوعات زمینه ایجاد کالایی شدن خبر فراهم می شود. پستمن اشاره ای می کند که در جهان قایم موشک بازی ارزش خبر بستگی دارد به اینکه نو، جالب وعجیب غریب باشد و در جای دیگر می گوید اخبار شامل مسایل لحظه ای نمی شود و سرعت و تأخیر نشر خبر نسبت به زمان وقوع آن اهمیت زیادی نداشته است. قدرت جاذبه آن نه بر تازگی بلکه بر جنبه های روانی و ماورایی آن مبتنی بوده است. پس معلوم نمی شود در این دوران، تازگی خبر دارای اهمیت بوده است یا تأخیر.
5-      پستمن در سیر تاریخی شکل گیری عکس (فتوگرافی)اعتقاد دارد که با رشد فتوگرافی و تصاویر، زبان که مهمترین وسیله تبیین و درک و تفاهم و ارزیابی است از میدان به در می شود و فتو گرافی جایگزین آن می شود. در صورتیکه پستمن فراموش می کند که زبان و کلمات که با مفاهیم سرو کار دارد در زیر نقاب استعاره و نشانه مخفی می باشند که برای افرادیکه معنای این نشانه ها را نمی دانند قابل دریافت نیست در مقابله با تصاویر که جنبه استعاره ای و نمادی آن کم و قابل درک و فهم توسط همه است و این امتیاز عکس در مقابل کلمه است، که همه فهم تر از کلمه (مفهوم انتزاعی)است، که همه فهم تر از عکس (مفهوم کمتر انتزایی)می باشد.
6-      پستمن یکی از کاربردهای تلویزیون را تاباندیدن نور در جای تاریک برای مثال مطالعه است در حالیکه ما مثلا در مورد روزنامه نیز می بینیم که برای پاک کردن شیشه و یا... استفاده می شود و و ارزش این رسانه را تا حد یک لامپ کاهش میدهد. البته پستمن به این اکتفا نمی کند و کاربردهای دیگر تلویزیون از این نوع را بر می شمرد. مثلا تخته سیاه الکترونیکی، قفسه کتاب و... .
7-      برخلاف نظر مک لوهان که اعتقاد داشت ابزارهای جدید، تداوم و توسعه ابزارهای گذشته است،پستمن آن را در مورد تلویزیون تکذیب می کند و معتقد است تلویزیون نه ادامه دهنده فرهنگ کتابت است و نه گسترش دهنده و وسعت دهنده آن. حال می خواهیم در اینجا بگوییم که منظور مک لوهان از سخنش به طور مثال پیرامون تلویزیون این بوده است که تلویزیون در امتداد چشم و گوش و مجموعی از حواس دیگر است، چرخ در امتداد پا، رادیو در امتداد گوش و... . پسمتن این نظریه را نیز در جهت مقابله با تلویزیون تعبیر و تفسیر نموده است.
8-       اخبار در مدت زمانی کمتر از یک دقیقه در چارچوب فضایی آهنگین پخش می شود و اخباری مختلف و بی ارتباط به هم، هر کدام خیلی مختصر تا بیننده فرصت اندیشه نداشته باشد. و اصلا بهتر است بگوییم فقط موسیقی رابشنود و اخبار را نشنود. در صورتیکه واقعیت امر چیز دیگری است. تلویزیون چون از لحاظ سرعت انتشار اخبار بسیار سریع عمل می کند، بنابر این اخبار به همراه تصاویر آن پخش می شود. و برای تحلیل این اخبار پخش شده، روزنامه ها هستند که وارد میدان می شوند و اساسا تحلیل و تفسیر با قالب روزنامه سازگاری بیشتری دارد.
9-       آنچه به عنوان برنامه های مذهبی در تلویزیون نمایش داده می شود، شکل و قالب ظرف یعنی تلویزیون را به خود گرفته است؛ یعنی بعد تجاری، مادی و سرگرم کنندگی پیدا رده است.
10-   وقتی سیاست در تلویزیون تبلیغ می شود، می توان استنباط نمود که سیاست شکل شوخی و خنده به خود خواهد گرفت؛ پس در اینجا تلویزیون عامل تمام بدبختیهای بشر شناخته شده و این تلویزیون است که رادیو، روزنامه و سایر رسانه ها را از کارکرد واقعی خود دور ساخته است.
ادامه نوشته

سئوال و جواب فرهنگ و رفتار اجتماعی


سئوال و جواب فرهنگ و رفتار اجتماعی
 
1 - فرهنگ پذیری را تعریف نموده و انواع آن را نام برده و توضیح دهید.
الف- فرهنگ پذیری یکسویه ب- فرهنگ پذیری دوسویه
یکسویه: مربوط به کودکان می شود و به این دلیل است که کودک درمقابل پذیراشدن ارزش های جدید منفعل است یعنی آنکه جریان تاثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه به سوی کودک است و او مقاومتی در برابر ارزش ها از خود بروز نداده و نمی تواند بر جامعه تاثیر متقابل داشته باشد .کودک به تدریج و ابتدا از طریق خانواده به عنوان میانجی با ارزش ها و نهادها و واقعیت های اجتماعی آشنا می گردد.
دوسویه: جریان فرهنگی شدن در بزرگسالان است. بدین معنا که در مورد افرادی مصداق داردکه شخصیت آنان تکوین یافته و دارای فرهنگ پیش بینی باشند در چنین حالتی فرهنگ پذیری تبدیل به جریانی پیچیده می شود و فرهنگ جدید به سهولت فرد را تحت سلطه و تاثیر خود قرار نخواهد داد.
 2-  رفتار اجتماعی را به طور کامل توضیح دهید.
انسان در درون اجتماع زندگی می کند ولاجرم رفتارهایی که از او سر می زند ، بخشی از آنها در ارتباط با تعاملات اجتماعی است و یا به نحوی از طرف عوامل اجتماعی تحت تاثیر قرار می گیرد به طوریکه رفتار یک فرد در تنهایی متفاوت از رفتاری خواهد بود که در مجمع از خود نشان می دهدرفتار اجتماعی یعنی هر رفتار فرد متضمن کنش متقابل دو یا چند انسان باشد.نیاز به کسب حمایت و امنیت شاید اولین نشانه نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است ،لبخند اجتماعی را که در حدود ماه های اول زندگی در نوزاد دیده می شود کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده اجتماعی است.نیاز به دوست داشتن نیاز به حمایت و کسب امنیت (نیازهای مازلو) ارضای این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود.
3 - رفنار اجتماعی را در دوران های مختلف شرح دهید.
ظهور و بروز رفتار اجتماعی از همان ماه های اولیه زندگی آغاز می گردد و نوزاد در ایجاد ارتباط با افراد خانواده و بستگان دیگر گسترده تر عمل می کند .در دوران کودکی در حدود چهار/پنج سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و دردوران مدرسه با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی دارد.رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی نمود پیدا می کند. کودک از این طریق رفتارهای جدیدی می آموزد و در موارد زیادی آنها را در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می سازد .در دوران نوجوانی گرایش فرد به گروه های اجتماعی بیشتر و بیشتر می شود فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان می دهد به عضویت گروه های مختلف درمی آید و در تعامل با این گروه ها رفتار های اجتماعی خود را شکل می دهد. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پخته تر شده اند.فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و.... رفتارهای گسترده تر اجتماعی پیدا می کند.
4- اصول رفتار و رفتار اجتماعی را شرح دهید.
ما در تماس ها وارتباطات اجتماعی که بین ما به وجود می اید با یک رفتار اجتماعی سروکار داریم مثلا شیوه غذا خوردن در جامعه ما در مقایسه با ملت های دیگر متفاوت است این نوع رفتار اولا از قاعده و قانون خاصی تبعیت می کند ثانیا تقریبا در افراد درونی و نهادینه شده است به این جهت رفتار دائمی است مانند شکل غذا خوردن که هم در جمع و هم در خلوت و تنهایی به یک شکل می خوریم. اما زمانی که ما در جماعتی وارد می شویم یا در جمعیتی قرار می گیریم در این موقعیت ما رفتاری شبیه به دیگران داریم که این رفتار الزاما دارای ماهیت یکسانی نیست بلکه موقتا مشابه دیگران است. مانند وقتی که وارد مجلس شادی می شویم طبیعت آن مجلس ایجاب می کند و از ما انتظار دارد که جهره ای غمگین از خود نشان ندهیم بلکه شاد باشیم هرچند ممکن است که ما به دلایلی غمگین باشیم . چنین رفتاری ، رفتار جمعی است بنابراین رفتار جمعی رفتار موقتی است. هر فضای فیزیکی و جغرافیایی دارای هویت فرهنگی است.
5 - اهمیت رفتار اجتماعی را توضیح دهید.
عضویت در گروه های مختلف و ارزش های اجتماعی متفاوت ، به همان میزان در رفتار و کردار این شخص با افراد دیگر تفاوت های چشمگیری به وجود می آورد. البته خط مشی های آموزشی و تربیتی تا حد بسیار تحت تاثیر فرهنگ یک جامعه است بنابراین لازم می شود برای فهم رفتار اجتماعی به زمینه ی فرهنگی و اجتماعی جامعه ای که افراد در ان زندگی می کنند توجه داشته باشیم.
6 -  نهاد اجتماعی را تعریف نمایید.
نظام سازمان یافته از روابط اجتماعی که مبتنی بر ارزش ها و رویه های عمومی معینی است که نیازهای اساسی خاصی از جامعه را برآورده می سازد. ارزش های عمومی به اعتقادات و هدف های مشترک افراد جامعه اشاره می کند. رویه های عمومی حاکی از شیوه های رفتار اجتماعی پذیرفته شده معینی است که افراد و گروه های جامعه از ان پیروی می کنند.نهاد ها (موقعیت شغلی) اعضای خود را از پایگاه اجتماعی خاصی برخوردار می سازند، به این معنی که مردم جامعه راجع به منزلت اجتماعی افرادی که در نهادها عضویت دارند باور قائل می شوند.
7 -  تکنولوژی و رفتار اجتماعی را شرح دهید.
تکنولوژی هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی دارد که باید جنبه های منفی را به عنوان تهدید
تبدیل به فرصت کنیم یا به اصطلاح از روش SWOT یعنی نقاط ضعف و قدرت ، تهدید وفرصت
استفاده کرد
8 - تاثیرمثبت تکنولوژی(ماشینیزم) در رفتار اجتماعی را بنویسید.
1-  به عنوان عامل کنترل اجتماعی جامعه مثل دوربین های مداربسته .
2- ابهام زدایی بسیاری ازابهامات را روشن و واضح می کند مثل دزدی بانکها )شفاف سازی (.
3- تسهیل و تسریع در انتقال اخبار و اطلاعات .
4-آموزش .
5- غنی سازی اوقات فراغت .) ماهواره (
6- سرگرمی و تفریحات .
7- گستردگی و حذف محدودیت های زمانی و مکانی .
8- جهانی سازی فرهنگ .) جهانی شدن فرهنگ (
9- ارتقاء سطوح علمی و آگاهی مردم .) رفاه معیشتی (
10- بهبود امید به زندگی و کیفی بخشی زندگی .
11- افزایش بازدهی اقتصادی و سود آوربودن .
12-  مهارت و تخصصی شدن مشاغل و افراد جامعه .
13-مکانیزه شدن جامعه .
14- ارتقاء سلامت جسمی و روانی  
     
  9-  تاثیرمنفی  تکنولوژی(ماشینیزم) در رفتار اجتماعی را بنویسید 
-  متزلزل شدن تحکیم خانواده .
2-  افزایش کالاها و محصولات فرهنگی مصنوعی و کزایی در جامعه و فقدان هنر اصیل .
3- تضعیف ارزشها ،اخلاق ،معنویت ،باورها و اعتقادات در جامعه .
4-  ابهام افکنی مثل موضوعات سیاسی ،اجتماعی در جامعه .
5- اقناع دروغین و ... .
نتیجه گیری : بر اساس تحقیقات و یافته های علمی و عقلانی جنبه های مثبت تکنولوژی به
مراتب بیشتر از جنبه های منفی بوده و باعث رفاه و آسایش مردم در تمامی جنبه های شغلی وزندگی شده است
 
10 -  رابطه اقوام و رفتار اجتماعی را به طور کامل شرح دهید.
اجتماعی شدن با قوم شناسی ارتباط کامل دارد جدا کردن فرد از جامعه و رسوم فرهنگی بسیار دشوار است.رفتارهای فردی که ما در خود و پیرامون خود می بینیم تنها با توجه به ویژگی های فرهنگی خاص و روح کلی تمدن ، معنی و مفهوم پیدا می کند. در گذشته روان شناسان غربی انواع رفتارهای انسان را مورد مطالعه قرار می دادندو چنین فکر می کردند که نتایج مطالعاتشان در همه جوامع بشری صادق است در صورتی که کم کم به این نتیجه رسیدند که چنین نیست . اجتماعی شدن  بررسی ماهیت و طبیعت اجتماعی  افراد است ، انسان یک موجود اجتماعی است و به همین علت اعمال و افکارش تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد.ما باید از واقعیت طبیعی  قوم مداری بر اساس ملاک های فرهنگ خودی و فرهنگ دیگران درکی صحیح پیدا کرده و سپس قضاوت کنبم.هرگز نباید بگوییم فرهنگ ما برتر است چرا که این می شو تعصب . باید بیاموزیم که از بهترین دستاوردهای بشری قدردانی کنیم بدون توجه به اینکه به کدام فرهنگ تعلق دارد و آن دسته از مهارتهایی را که ارتباط اجتماعی موفقیت آمیز بین فرهنگ ها را تقویت می کند فراگیریم.
11 – اثرات پوشش بر رفتار اجتماعی را کاملا شرح دهید.
پوشاک بارزترن سمبل فرهنگی ، مهم ترین و مشخص ترین مظهر قومی و از نشانه های فرهنگی است که به سرعت انتقال می یابد و به سرعت تحت تاثیر پدیده های فرهنگی دربین جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد. حتی عده ای را عقیده برآن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در آغاز از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه ، نوع معیشت و ساختار اجتماعی آن را متغییر کرد. فرهنگ هر ملتی آیینه ای است که اگر در آن بنگریم نوع پوشش افراد آن جامعه را می بینیم . مبادی آداب بودن و نوع فرهنگ و حتی ملیت یک فرد را می توان از نوع پوشش او تشخیص داد . لباس ما شخصیت ما را شکل نمی دهد اما لباس اغلب پایه ای برای قضاوت اولیه در مورد فرد است. تاثیر گذاری بر دیگران از طریق پوشیدن لباسی خاص نیز امکانپذیر است
12 – عوامل موثر در شکل گیری پوشاک را بنویسید.
1- مذهب : چادر ،روسری ،مانتو،جهت دین اسلام .
2- عوامل طبیعی : در کوهستان ضخیم می پوشند و در خط استوا سفید می پوشند .
3- فرهنگ های اقوام:ُ مثل کرد ،بلوچ ،عرب .
4- منزلت اجتماعی: یقه سفید ها یا مدیران رده بالا غالباً کت و شلوار می پوشند .زیور آلات
برای خانمها منزلت اجتماعی محسوب می شود .
پوشاک نشانگر سنبل ،نماد و منزلت یک فرد ،یک قوم و یا یک کشور می باشد که می توان از اینطریق به عمق رفتارهای اجتماعی و فرهنگ جامعه پی برد .مثل فرهنگ عرب ) لباس عرب (
 
13 – رابطه حقوق و روابط اجتماعی را شرح دهید.
یکی از مهم ترین راه های تنظیم روابط اجتماعی ، وجود قوانین و مقررات و عمل به آنهاست. ورود به سن قانونی برای افراد ایجاد تکلیف می نمایند که حتما باید جهت شناخت و آگاهی کامل از حقوق خود و دیگران به رعایت قوانین و روابط اجتماعی بپردازند.در هر جامعه ای برای ایجاد نظم تکالیفی بر عهده اشخاص ان جامعه گذاشته می شود مانند دریافت مدرک پزشکی برای طبابت و یا حق قانونی رانندگی برای کسی که گواهینامه گرفته است همچنین برای افراد به واسطه قرار گرفتن در زندگی اجتماعی مسئولیت هایی مطرح است:
1-  مسئولیت در مقابل وجدان : مسئولیت انسان در مقابل وجدان ، مراقبت برحسن رفتار و پاکسازی خود از صفات رذیله مانند تکبر و نیت بد  و مسخره کردن دیگران است.2-   مسئولیت در مقابل جامعه : مسئولیت انسان در قبال جامعه این است که به جامعه خود خیر برساند و شرها و بدی ها را از کشور و اجتماع خود دفع نماید.
 
14 – هنگامی که افراد در زندگی اجتماعی قرار می گیرند چه مسئو لیت هایی متوجه انان می شود؟
اول باید خودسازی کند و خود کارهای نیکو و شایسته ای انجام دهد و دوم اینکه دیگران را به کارهای شایسته و نیک دعوت نماید واز ناشایست بازدارد.
15 – رابطه آداب و رفتار اجتماعی در اسلام را شرح دهید.آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی)
زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی)ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد.
16 – حقوق همسایگان در رفتار اجتماعی را توضیح دهید.
گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی).
آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی)
ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد.
16 – حقوق خویشاوندان در رفتار اجتماعی را توضیح دهید.
آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی). زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی)
ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد.
17 – حقوق والدین و فرزندان در رفتار اجتماعی را توضیح دهید.
خانواده به عنوان کوچک ترین مجموعه تشکیل دهنده جامعه در اعتلا و یا انحراف آن نقش موثری دارد .
الف – حقوق پدر و مادر : احترام به حقوق والدین از حقوق انسانی است و از حقوق دائمی است نه از حقوق موقت. احساس محبت و دوستی به والدین در همه حال لازم است هرچند پدر و مادر خوب باشند یا بد ، زنده باشند یا مرده . به انسان امر شده تا نهایت تواضع و فروتنی را گسترده باشد . همچنین از ما خواسته تا در گفتارمان نسبت انها نهایت ادب را داشته باشیم.پیامبر(ص)  فرموده حتی نباید پدر و مادر را به نام صدا زد و در راه رفتن از آنان سبقت گرفت.
ب- حقوق فرزندان: 1- تربیت فرزندان و آموزش آداب اجتماعی 2-  آشنایی فرزندان با احکام و خداشناسی3-  هدایت او در جهت اطاعت از فرمان خداوند 4- راهنمایی و کنترل فرزندان  5-  انتخاب نام نیکو برای فرزندان  6- ایجاد تسهیلات لازم برای تحصیل علم  7-  مهربانی با کودکان و محبت به آنها.
 
18 – انواع ارتباطات غیر کلامی در الگوهای رفتاری از نظر آقای (جی پورتر) را توضیح دهید.
انواع ارتباطات غیر کلامی در الگوهای رفتاری :
از نظر آقای جی پورتر:
1- جسمی : مثل اشاره های چهره ای ،حرکات بدن ،لحن صدا ،چشمک زدن .
2- هنرهای نمایشی : مثل موسیقی ،مجسمه ،نقاشی .
3-  علائم : شامل پرچم ،راهنمایی رانندگی .
4- نمادها : لباس ،آداب و رسوم
19- انواع ارتباطات حسی و غیر حسی در رفتار انسانی را بیان نمایید.
طرز طلقی ،نگرش و احساسات کارکنان و یا مخاطبین را می توان از طریق ارتباطات غیر کلامی
متوجه شد و نسبت به ارزاء آنها اقدام کرد مثل : عصبانیت ،احساساتی بودن و...
اشخاص از طریق پیام های غیرکلامی خود سرنخ های زیادی را به ما می دهندیا نشانه هایی را در مورد هیجانات ، خواسته ها، مقاصد ، شخصیت و حتی پایگاه اجتماعی بروز می دهند. در هر فرهنگ و خرده فرهنگ بر اساس ویژگی حاکم بر خود ، حرکات را به شیوه ی خاصی تعبیر و تفسیر کرده و از آنها معنی مورد نظر خود را جستجو می کنند مانند علامت دادن با دستی که دو انگشت سبابه و شست در نوک به هم چسبیده باشند در غرب به معنی وفق مراد است و لی در ژاپن معنی پول را می دهد.
بخش وسیعی از ارتباطات بدون استفاده از زبان صورت می گیرد. مردم به علائم فرازبانی وابستگی زیادی دارند مثلا نگاه کردن یا نگاه نکردن مستقیم درچشم ، لمس کردن یا لمس نکردن و........رفتار انسانی را تعبیر می کند.
1-      عواطف
شواهد بسیار محکمی وجود دارد که نشان می دهند: عواطف کما بیش در سراسر جهان به یک شکل تجربه می شوند . به نظر می رسد که لذت ، خشم ، ترس ،غم ،تنفر و تعجب از عواطف اصلی هستند که در سراسر جهان به یک شکل درک می شوند چراکه غریزی هستند هرچند قواعد نمایش آنها شیوه ی کاملا فرهنگی دارند.
2-      تماس چشم با چشم :
نگریستن مستقیم در چشم فرد دیگر توسط اشخاص مختلف معانی متفاوت دارد گاهی نشانه گستاخی و گاهی نشانه توجه است.ومهمتر اینکه اگر نگاه چپ کردن صورت پذیرد نشان بی ادبی و جسارت است .
3-      تعیین فاصله:
مطالعات واتسون نشان می دهد درجه بندی فاصله از اعداد کوچک تا بیشترین فاصله در جوامع مختلف متفاوت است. در مجموع می توانیم مطمئن باشیم که در فاصله گرفتن از هم برخی تفاوت های فرهنگی وجو دارد. پژوهش ها نشان می دهد آمریکاییان فاصله بیشتر و اعراب فاصله نزدیکتر  را دوست دارند.
4-      سطح صدا:
فرهنگ های مختلف از بلندی ویژه ای در محاوره استفاده می کنند . عرب ها از صدای بلند استفاده می کنندو معتقدند صادقانه است و صدای ملایم گمراه کننده است و آمریکایی ها بسته به طبقه بندی اجتماعی از صدای آرام تری استفاده می کنند. رسایی صدا و طنین مناسب و روانی سخنگویی می تواند مورد قضاوت و تعیین شخصیت فرد قرار گیردولی لزوما ملاک نمی باشد.
5-      ایما و اشاره:
ایما و اشاره مجرای بسیار مهم دیگری از ارتباطات را می سازد.برخی از آنها جهانی هستنداما بیشتر آنها خاص فرهنگی هستندو تحت تاثیر تفاوت های فرهنگی قرار می گیرند.اشاره ای که در یک فرهنگ شایسته است ممکن است در فرهنگی دیگر کاملا ناشایست باشد مانند حرکات سر که هم بله است و هم نه. این مهم است که بدانیم در یک فرهنگ یکسان نیز در دو زمان متمایز از هم معنی یک حرکت ممکن است تغییر یابد.
6-      لامسه :
لمس کردن به عنوان یکی از حواس پنج گانه ی مهم ما به حساب می آید و دارای ظرفیت بالایی می باشد.پوست که در بردارنده ی گیرنده های حسی فراوانی است ، می تواند فشار ،درد، گرما و سرما را به راحتی دریافت و به مغز انتقال دهد. عامل فرهنگ در استفاده از دست و لمس کردن از اهمیت بالایی برخورداراست و نحوه گرفتن دست کسی در بین مردان در فرهنگ غرب که بندرت صورت می گیرد تعبیر ناپسند دارد ولی در اعراب نشان صمیمت است.
 
19 – قانون گرایی و قانون شکنی در رفتار اجتماعی را کاملا شرح دهید.
تقریبا هیچ کشور ی نیست که در آن قانون وجو نداشته باشد اما اینکه آن قوانین چقدر اجرا و چقدر مورد احترام هستند به تربیت و فرهنگ ان جامعه بستگی دارد.در واقع تفاوت این دو مرحله وجه تمایز بین جوامع متمدن و غیر متمدن است.
حاکمیت قانون دارای دو وجه است: یکی اینکه شهروندان جامعه در سطحی قرار بگیرند که قانون پذیری به ویژگی فرهنگی شان تبدیل شود ضمانت اخلاقی پیدا کند.دوم اینکه مراجع و ارگان ها تطبیق و نظارت بر تطبیق قانون، به وجه احسن ، در جامعه بنیانگذاری شوندتا تخلفات از قانون را مهار ساخته و جنبه عینی حاکمیت قانون را در جامعه به نمایش گذارند.و حتی واضعین قانون خود مکلف به پیروی از قانون باشند و حق تخلف از قانون برای هیچکس وجو ندارد.از مهمترین اهداف قانون گذاری به وجو آمدن نظم و امنیت و تعیین حد و مرز اختیارات و وظایف افراد در روابط اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و قضایی از یک سو و تقویت روحیه تعاون و همیاری از سوی دیگر است. این شهروندان منضبط و مقید به قانون هستند که باعث ایجاد مراحل رشد و توسعه جامه و کشور خود می گردند. با این توصیف می توان گفت که اهمیت و نقش قانون پذیری از حیطه فردی فراتر رفته و ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی انسان ها را در برگرفته است.
20 – فرهنگ ذهنی و رفتار اجتماعی را توضیح دهید.
ما بسیاری از رفتارهایمان را به دلیل احساسمان نسبت به آنچه برای ما شایسته است یعنی همان احساس اخلاقی انجام نمی دهیم.یکی از این عناصر مهم خودشناسی ما خوداثر بخشی است.  خوداثربخشی میزانی که شخص تصور می کند می تواند کاری را با وجود موانع و مشکلاتی که ممکن است او را ازانجام کار بازدارد ، انجام دهد، منعکس می کند. اگر شخصی فکر نکند که قابلیت یا توانایی رسیدن به هدف خاصی را دارد برای رسیدن به آن هدف حتی سعی هم نخواهد کرد مانند اگر فکر کنید فراگیری یک زبان خارجی فکرخوبی است اما فکرنکنید می توانید آن را فراگیرد احتمالا تلاش هم نخواهید کرد.موقعیت ، تعیین کننده ی بسیار مهمی برای رفتار است .نگرش ما نسبت به شخص دیگر مبتنی بر تجربیات پیشین ما و همچنین ارتباط ما با آن شخص است.
 
 
21 – دو منبع تامین کننده نوع رفتار اجتماعی را بنویسید.
22 – عوامل تعیین کننده رفتار اجتماعی را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید.
23 – جامع ترین تعریف از فرهنگ راچه کسی ارائه نموده و توضیح دهید.
24 – نکات مهمی که بایستس به هنگام ارزیابی مطالعات فرهنگی رعایت کنیم را نام ببرید.
25 – خصوصیات رفتار جمعی چیست؟

درس ارتباطات تصویری



ارتباطات تصویری:
1-   مبانی شناخت عناصر اولیه تصویری
2-   زیبا شناسی تصویر (در ارتباطات)
3-   انواع تصویر بعنوان نشانه و رمز –علامت و سمبل و استعاره
آشنایی با عناصر اولیه تصویر
1-  
3
2
1 نقطه: تعریف وانواع آن و انرژی نقطه: نقطه ساده ترین و معجز ترین و اولین عنصر بصری که از لحاظ ریاضی فاقد عرض،طول و عمق می باشد.
1-نقطه وقتی در پایین قرار می گیرد سنگین است
وقتی در راست قرار میگیرد احساس سبکی دارد چون

بعد می سازد
خط ساخته است و در اصطلاح خط تجسمی
سطح ساخته است راست قویتر است و برعکس
2-نقطه وقتی در بالا قرار می گیرد سبک است
3-چون در وسط است خنثی است.
*در هنر ها هرچه به سمت راست ،سمت حق است و چپ باطل
انواع نقطه:
     نقطه تو خالی: منفی یا سبک
     نقطه تو پر: مثبت یا سنگین
 
 
2-خط : تعریف: تعریف: دومین عنصر بصری است که از لحاظ ریاضی فقط دارای طول می باشد

خط منحنی
خط شکسته
خط مستقیم
تعادل نسبی یا متعادل ناپایدار
متعادل یا پایدار مطلق
ناپایدار
خطوط منحنی : نرم و مهربان هستند. مسجد جامع اصفحان
خطوط شکسته: خشن هستند.
خطوط مستقیم: خنثی هستند
خطوط از سه روش :
 الف)تکثیر نقطه               .-.-.-.-.-.-.-.                          
ب)اتصال دو نقطه          . ــــــــ .
ج) از طریق انرژی بیرونی که به نقطه وارد میشود       ـــــــــــــ.
 
3-  سطح : با تکثیر نقطه ها و خط ها  میتوان سطح به وجود آورد.
...........................................
..........................................
.........................................
.                    .
         .
 
تعریف: سومین عنصر بصری است که از لحاظ ریاضی دارای طول وعرض می باشد

زرد
آبی
قرمز  
 
زرد: رنگ خطر است
قرمز: متعادل(اشتهاآور)
آبی: آرام بخش
انواع سطوح:
سطوح مثبت: پیش رونده هستند(برجسته هستند و ارزش تصویری زیادی دارند)
سطوح منفی: پس رونده هستند.(یا پشت زمینه)
پرسپکتیو سطح: سطوح اگر در عمق حرکت کنند
 
4-   حجم:  تعریف: چهارمین عنصر بصری است که از لحاظ ریاضی دارای طول و عرض و عمق می باشد
 
 
 
انواع حجم:
1-   حجم منفی: پس رونده است و در پس زمینه قرار می گیرد مثل کنده کاری
2-   حجم مثبت: پیش رونده است. مثل
3-   نقش برجسته و برهشته:
4-   حجم تو پر:
5-   حجم تو خالی
6-  فضا: تعریف: احساس فضا در زمان و مکان دریافت میگردد. همه هستی جهان در دو سطح دو بعدی و سه بعدی با فضا سر و کار دارد . وظیفه فضا»:فضا مشخص کننده هر پدیده بصری است
انواع فضا:
1- خارجی(بیرونی)
2-داخلی(اندرونی)
3-                       میانی
 
آشنایی با عناصر اولیه بصری
الف)بافت:
تعریف : یکی از عناصر هنرهای تجسمی است که معمولا با دو حس لامسه و بصری دریافت و درک می گردد که تمام پدیده ها این عالم دارای بافت بوده گستره ی تمام پدیده ها پوشیده از یک نوع بافت است که معمولا جنسیت آنها را نشان می دهد.
عناصر تشکیل دهنده بافت: 1-خط 2-سطح 3-حجم
انواع بافت: دو نوع است. 1-بافتهای نرم  2-بافتهای خشن
1-بافتهای نرم: با استفاده از خطوط نرم
2-بافتهای خشن: با استفاده از خطوط خشن  
ب)ریتم: شامل تکرار منظم و هماهنگ عناصر طبیعی و تجسمی است که براساس عوامل بیشمار و روابط ریاضی دسته بندی میشوند به عبارت دیگر ریتم عبارتند از: قانون اصلی و بنیادین طبیعت و هستی که براساس نظم معین و روابط دقیق تنظیم گردیده است.
انواع ریتم:
1-منظم: تکرار شونده-خسته کننده
2-نامنظم: تکامل یابنده-زیبا
ترکیب بندی یا کمپوزیسیون
تعریف ترکیب بندی: جای دادن منطقی عناصر تجسمی در فضای مورد نظر در سطح دو بعدی یا سه بعدی.
این ترکیب بندی تحت قواعد و اصول معینی و محاسبات دقیق انجام می گیرد.
*ترکیب بندی  (معادلش)=   برنامه ریزی برای اجرا
انواع ترکیب بندی:
1-قرینه               
 
 
2-ناقرینه
 
چرا ترکیب بندی در یک اثر هنری انجام می گیرد:
1-برای اینکه توجه مخاطب را به موضوع اصلی یا پیام اصلی جلب کند و متمرکز کردن توجه مخاطب به یک جای خاص کادر
2-زیبا شناسی میکند.
 
آشنایی با رنگ:
*خواص فیزیکی و شیمایی اجسام است که رنگ آنرا مشخص می کند.
سه رنگ اصلی: زرد-قرمز-آبی
رنگهای دوم: نارنجی-سبز-بنفش
زرد+قرمز=نارنجی
زرد+آبی=سبز

خنثی قرمز+آبی=بنفش
رنگ های نوری: قرمز-آبی-سبز

زرد
قرمز
آبی
ارغوان
فیروزه ای
زردنارنجی
یاسی
کاهویی
سبز
بنفش
نارنجی
 

انابی
رنگهای سرد
رنگهای گرم                      

خنثی  
 
 
 
 
آشنایی با روانشناسی رنگ ها (اثرات سایکو فیزیک رنگ ها)
1-رنگ و شخصیت
2-رنگ و دماو حرارت-مزه و لذت مادی و غیره
3-رنگ و وزن
4-رنگ و مذهب و رسومات مذهبی و اجتماعی
5-رنگ و شکل و فرم
6-رنگ و ثروت
7-رنگ و سیاست
8-رنگ و محیط جغرافیای و مکان
روانشناسی رنگها
1-زرد چه میگوید؟ روشن ترین دایره رنگی ،سبکترین رنگ است، و از لحاظ گرمی و سردی خنثی است. نماد علم و دانش و آگاهی و معرفت است. ویژگیهای مثبت: وقتی با سفید همراه می شود نمایانگر علم و دانش الهی و روحانی است. ویژگیهای منفی: اگر با سیاه همراه شود نمایانگر خطر و تنفر و دوری را می رساند.(رنگ متوسط است ، نه درون گراست و نه بیرون گرا)
*هر رنگی با سیاه مخلوط شود منفی و با سفید مخلوط شود مثبت است.
2-آبی چه میگوید؟سردترین و سنگین ترین دایره رنگی است. آرام بخش درونی و روحانی دارد(درون گرا است) و اگر با سفید همراه باشد روحانیتش تشدید می شود و وزنش کم می شود. مناسب برای ارتباطات بصری با مفاهیم مذهبی است . و اگر با سیاه همراه شود وهم و ترس و شفقت و بدبختی را نشان میدهد و درون گراییش کاهش پیدا میکند(درون گرای مرموز)
3-قرمز چه میگوید؟ گرمترین رنگ دایره رنگی است از لحاظ تیره روشنی متوسط است.. بسیار پرهیجان و پر تحرک . بسیار برون گرا و مادی است . حرارت زا است. مورد استفاده در رستورانها . مثبت: قرمز با سفید مانند: قرمز شهادت منفی: قرمز با سیاه مانند: صحنه های قتل و خونریزی
4-سبز چه میگوید؟ محصول ترکیب رنگ زردو آبی است که از لحاظ وزن متعادل و از لحاظ سردی و گرمی : سرد است و از لحاظ درون گرا و برون گرا : برون گرای متعادل است. نمایانگر رشد ، پیشرفت و ترقی و بالندگی است. مثل طبیعت . اگر سبز با سفید و زردهمراه باشد جنبه های مثبت و عرفانی و مذهبی تشدید می شود و اگر با سیاه همراه شود جنبه های مثبت آن خاموش میشود و رشدو بالندگی است کم می شود.
5-بنفش چه میگوید؟تیره ترین و مرموز ترین دایره رنگی است. از لحاظ سردی و گرمی متوسط است . سنگین ترین و حرارت متوسط دارد. نمایانگر دنیای آخرت است . و اگر روشن شود مثبت و عرفانی می شود و رمانتیک و شاعرانه می شود. مانند رنگ یاسمنی. (قرمز آلیزارین +آبی اولترمارین=بنفش ) وقتی با سیاه همراه می شود بسیار وهم آلود و خفقان و ظلم و ستم را میسازد مانند: حکومت نظامی
6-نارنجی چه میگوید؟ مقبول ترین رنگ دنیا است. و از لحاظ وزن متعادل است و گرایش به سبکی دارد. از لحاظ گرمی ، گرمای متوسط دارد. بین خواسته های مادی و روحی انسان تعادل ایجاد می کند. از لحاظ تحرک پذیری متعادل است. و در محیطهای رسمی بیشتر استفاده می شود. برای فضاهای اتاق خواب استفاده می کنند.
1-آشنایی با مفاهیم و کاربرد عکس و اسلاید(تصویر ثابت) –فیلم و تیزرهای تلویزیونی،برنامه های تلویزیونی (تصویر متحرک و براساس قصه پردازی است)
فیلم های سینمایی به سه گروه تقسیم بندی می شوند:
1-فیلم کوتاه از چندثانیه تا چند دقیقه
2-فیلم نیمه بلند حدودا 45دقیقه تا زیر 70دقیقه
3-فیلم های بلند سینمایی
*همه تیزرها از چند ثانیه تا چند دقیقه آموزشی و تبلیغی هستند.
*عکس: فیلم سل دارد و نگاتیو است
*اسلاید: مثبت است
ویژگیهای ارتباطی تصویرهای متحرک
1-تصاویر متحرک درگیری بصری و ذهنی برای مخاطب ایجاد می کند
2-به دلیل وجود قصه و دراماتیک بودن پیام های متعددی در آن گنجانده می شود و نتیجه گیری هم امکان پذیر می شود
3-تصویر متحرک ها از لحاظ انتقال پیام برای مخاطب تنوع و جذابیت بیشتری دارند
*مواردی مثل بودجه و زمان تولید پیام و اهمیت پیام میتواند در وجود ساختار تبلیغی و ارتباط بصری میتواند مهم باشد.
 
                                                                                  1-نور از بالا
2-آشنایی با مفاهیم نمادین نورپردازی –شیوه نورپردازی        2-نور از پایین
                                                                                 3-نورپردازی از روبرو
                                                                                 4- نورپردازی تلویزیونی
1-نوراز بالا: به معنی نورپردازی از جانب خداست و روحانی و الهی نشان داده می شود و به منظور اقناع است.شخص را محترم می کند. 
2-نورازپایین: یعنی نور از زمین ،نورخاکی و مرموز کننده است. شخص را حقیرو مرموز میکند.
3-نوراز روبرو: به معنای صداقت است و معمولادر تلویزیون و سینما استفاده می شود. و در فیلمهای به سبک اکسپرسیونیتی (سبک هیجانی و اکشن ) استفاده می شود . شخص را صادق میکند
4-نورپردازی تلویزیونی: نورها در تلویزیون روشن و بدون سایه است.
 
 
                                      1-نورپردازی واقعی
   ابزارهای نورپردازی:     
                                      2-نورپردازی کامپیوتری
 
نور واقعی: سفید رنگ است .
فرق بین نورپردازی واقعی و کامپیوتری: در نورپردازی کامپیوتری فقط در کامپیوتر است و تنوع رنگ دارد و یا دوبعدی است یا سه بعدی  است ولی در نورپردازی واقعی فقط نور سفید است.
 
تعریف نشانه شناسی: تمام آنچیزی است که برپایه قرارداد اجتماعی و از پیش نهاده چیزی را به جای چیز دیگر معرفی می کند به عبارت دیگر شامل علامات نگارشی ، نوشتاری ، آوایی ؛ آواهای فیزیکی ، نتهای موسیقی به طور کلی نشانه های زبانی دارای معانی هستند که به موجب قرارداد از پیش تعیین شده پذیرفته و درک و دریافت می شود.
مثال: تصاویر نگارشی مثل پوسترها ، کاتالوگها و تصاویر طبیعت
نوشتاری مثل الفبا و نوشته هایی که می نویسیم و برای ما دارای معانی هستند. آواهای فیزیکی مثل خمیازه کشیدن و آروق زدن
سه لایه معنایی محتوایی: طبیعی ،قراردادی ، معنایی ژرف تر (عمیق تر) که این تصاویر شامل نمادها و رمزهای نشانه ها هستند .
ارتباطات غیرکلامی از چند راه امکان پذیر می شود : حرکات ،فرازبانها ، حس بویایی ، حساسیت پوستی و حس لامسه
تصویر قراردادی: تصویری است به شکل گرافیکی با خط و خطوط و سطح تشکیل شده باشد و بر اساس یک انتخاب و قرارداد برای معنا و قرارداد نوشته شده مثل کبوتر که در منقارش دو تکه سنگ وجود دارد کار قراردادی است. ساعت نماد گذشت زمان.
دال و مدلول
هر نشانه یک دال دارد یک مدلول
دال چیست؟ تصویرمثل ساعت       مدلول چیست؟ معنی ذهنی یا تصویر ذهنی است
رمز چیست؟ نشانه های مشخص و جهت یافته ای که ذهن مخاطب را برای هدف مشخص سوق می دهد و آن معنی مشخص و دقیق است و قطعی
کپی رایت چیست؟ استفاده انحصاری از آثار هنری یعنی یک نفر مولف این اثر است . دال است درذهن مدلول به وجود می آید.
نشانه های تصویری: معنی اش قطعی نیست ولی رمزگان معنی اش قطعی است.
علامات نشانه ها و رمزها: در کامپیوتر ، ریاضی ، هندسه، فیزیک ، شیمی  با یک سری علامت نشان داده می شود گاهی رمزگان بین انسان و طبیعت است مثل سرخپوستان. رمزگان میتوانند هم دیداری هم شنیداری و هم نوشتاری و آوایی باشند.
نمادهاو سمبل: نمادها نشانه های تصویری هستند که موضوع رااز قرارداد و قانون تأویل یا تفسیر نماد از راه بازگشت و دقت به آن قرارداد یا عملکرد یا قانون و یا ایده کلی ممکن می شود.
نمادها: معانی را فشرده و یک جا جمع می کند
فرق رمزگان و نماد: فرقش این است که در رمزگان ارتباطی به عملکرد ندارد یا به قرارداد تاریخی ربطی ندارد. نمادها به عملکردشان ربط دارند به قانون ایده کلی ربط دارند .
تصاویر نمادها:
1-  تصاویر اشاره ای تصاویر فیگوراتیو: تصویر اشاره دست سربند ،اجازه گرفتن،پیشانی بند بسیجی نماد بسیجی و رزمنده بودن است.
2-  گل لاله نماد شهادت ، گل سرخ نماد زن ،
چند نمونه از رمزگان: علامت فیزیک، ریاضی،شیمی ، عناصر شیمی ، شاخه گل شکسته ، علامت مرگ هلال احمر
تصاویر استعاره ای: تصاویری هستند که به شکل عملکردی یعنی بیان تصویری ما را به دنیای دیگری هدایت میکنند که این دنیا موازی با معانی ذهنی ماست. مثل جاده که در ذهن ما مسیر زندگی یا سرنوشت انسان را معنا می دهد.
(تعریف کاملتر تصاویر استعاره ای: معنای ذهنی که از یک تصویر طبیعی برداشت میشود)
*همه نمادها تصویر نیستند.
دلالت های ضمنی نمادها : نمادها میتوانند معانی موازی هم داشته باشند با توجه به معنی موازی نمادها باید دقت لازم در کابرد نمادها به کار برده شود تا نماد معنی مورد نظر را به مخاطب منتقل کند. استفاده از نمادهای بین المللی به ما کمک میکند که از هر نمادی استفاده نکنیم.
اشکالات و آفت کاربرد نمادها: اشکالات(مثل آهنگ سباستین باخ که مجاهدین خلق از آن به عنوان سرود آغازین برنامه های خود استفاده می کنند و استفاده از آن بدون توجه به موضوع موجب اشکال برداشتی می شود.) مثل: تبدیل شدن به پازل یکی از نمادها تفسیر نشود
آفت کاربرد نمادها: نمادهایی که میتوانند معنی بد بدهند اگر دقیق انتخاب نشوند میتوانند معنی بد بدهند مثل چیزهایی که برای انسان زشت است.
*اگر در ارتباطات ما محدوده جغرافیایی خاصی را در نظر داریم میتوانیم از نمادهایی که مربوط به رسم و رسوماتی که مخصوص آن منطقه است استفاده کنیم در غیر اینصورت اگر نمادهای ما جهانی است باید از نمادهایی استفاده کنیم که بین المللی باشند.
 عدم تأویل یا تفسیر نمادها: بعضی نمادها هستند که قابل تاویل و تفسیر نیستند به این خاطر که این نمادها گستره معنایی زیاد دارند مخاطب در بین معانی مختلف معلق می ماند. مثال: شمشیر که میتواند نشانگر جنگ و یا عدالت باشد.
 
 
قدرت نمادها:
1-  در فشردن معانی و کمپرس کردن در نمادها است  که از طریق نمادها میتوان معانی را فشرد و کمپرس کرد.
2-  تسهیل در انتقال پیامهای و معانی پیچیده و غیرقابل تصویر
*رمزهای بیشتر در رسانه های غیرتصویری ، نوشتاری وسعت دارند اما نمادها و استعاره ها ی در رسانه هایی مانند تلویزیون سینما و اینترنت و تصویر های مانند پوستر و کاتالوک و غیر کابرد دارند.
آشنایی با صفحه آرایی:
تعریف صفحه آرایی: صفحه آرایی هنری است که وظیفه آن 1-ایجاد انگیزه بیشتر برای خوانندگان 2-راحتی خواندن3-ایجاد جذابیت های ظاهری 4-زیبایی(جذابیتهای بصری) توسط هنرمندان رشته ارتباط بصری اجرا و عمل می شود.
صفحه آرایی در چه موضوعاتی اجرا می شود؟
1-  قطع
2-  موضوع
3-  مخاطب
ارزش صفحه آرایی: بعضی از هنرمندان تصویر کم رنگی را در نظر می گیرند و روی تصویر با رنگ متفاوتی می نویسند. قالیچه ها قرینه هستند.
 
 
قواعد صفحه آرایی:
1-صفحه آرا اطلاع می دهد
2-توجه را جذب یا جلب می کند یعنی تمرکز می دهد به نقاط خاص صفحه
3-سرگرم می کند
4-آگاه می سازد
5-صفحه آرایی در واقع ترکیبی از تصویر-حروف-رنگ و غیره می باشد
نکات حائز اهمیت در صفحه آرایی؟
1-انتخاب مناسب نوع خط
2-متناسب بودن فواصل سطرها
3-در نظر گرفتن فضاهای پر و خالی صفحه
آشنایی با ریتم (ضرب آهنگ)در هنرهای مختلف
1-    هنرهای نمایشی-سینما-تصویر متحرک(کارتون)
2-    تلویزیون و برنامه های تلویزیونی (تدوین برنامه های تلویزیونی ، سریال ها و برنامه های ترکیبی برنامه های ج و د )
3-    ریتم در هنرهای دیگر مثل موسیقی ، رقص و حرکات موزون ، نقاشی مجسمه سازی و صحنه آرایی
*در فیلمهای سینمایی که در آنها صحنه های پر تحرک ، اکشن،تعقیب و گریز،هیجان زیادی داشته باشد در آن صحنه ها باید ریتم یا ضرب آهنگ تند و سریع داشته باشیم تا بتوانیم اطلاعات کافی و مناسب از آن صحنه ها دریافت کنیم. اگر مخاطبان شما کودکان باشند به دلیل کم حوصله بودن و پرتحرک بودن کودکان و به این خاطر که بچه ها جمله هایشان کوتاه هستند باید ریتم تند باشد.
 *برنامه های ترکیبی برنامه هایی هستند که از چند آیتم مثل مجری،خبر،گزارش مردمی،و ... تشکیل شده است و نیاز به ریتم دارند اما اگر مخاطبانشان کودک باشند باید ریتم شان تند باشد و اگر مخاطبان بزرگسالان باشند بستگی به موضوع برنامه دارد و درحالت عادی ریتم متعادل است.
*ریتم در هنرهای نقاشی و گرافیکی(هنرهای مکانی هستند که فضا را اشغال می کنند) تصویری هستند و در روی بوم یا مکان وقوع ریتم گذاری می کنند. ریتم در مجسمه ها از شکل و نوع و سطح و نقطه آن تشکیل شده است .اصولا میگویند مجسمه خوب مجسمه ای است که ناخودآگاه شما به دور آن بچرخید برای دیدن آن.
 
جمع بندی درس و سرفصل های تدریس شده
1-هفت فاکتور مهم زیبا شناسی در ارتباطات بصری کدامند؟
1-زیبا شناسی در رنگ
2-زیبایی شناسی در طبیعی بودن یا انتزاعی بودن: (انتزاع یعنی خطی و گرافیکی شده یک تصویر را گویند) مثلا : کبوتری سفید با شاخه زیتون نماد صلح است و اگر رنگش سفید نباشد معنای دیگری پیدا می کند و پیام صلح دیگر نیست. بعضی از تصاویر ما به صورت طبیعی قابل تفهیم است و بعضی دیگر با انتزاعی شدن .
*گرافیکی بودن تصویر: یعنی استریلیزه شدن تصویر یا خلاصه شدن تصویر
3-زیبایی شناسی در نظم و بی نظمی . هر دوی اینها عنصر ارتباطی هستند در خدمت زیبا شناسی
4-زیبایی شناسی در عناصر اولیه بصری شامل (شکل و فرم –ریتم-بانت-سطح)
5-زیبایی شناسی در عناصر اولیه شامل کمپیزیسیون. کمپزسیون ها قرینه و نا قرینه هستند. دایره نشانه خداوند است. (دایره یک نقطه است که در حال بزرگ شدن است. خداوند مرکز آن و بقیه دایره ها کهکشان ها هستند. دایره نرم و مهربان است. 
6-زیبایی شناسی در عناصر اولیه بصری شامل تعادل و توازن
7-زیبایی شناسی در هارمونی و هماهنگی همه چیز یک تصویر . (هارمونی در رنگ همخوانی دارد. هارمونی دو نوع است : 1-هارمونی با استفاده از رنگهای متضاد (آبی با نارنجی ، قرمز با سبز،بنفش با زرد) وقتی مثلا قرمز و بنفش را به کار بریم هارمونی نداریم .  2-استفاده از رنگهای کنارهم یا رنگهای همجوار می باشد. گروه رنگهای زرد و نارنجی میتوانند هارمونی ایجاد کنند یا گروه آبی های تیره
  

خلاصه درس مردم شناسی



خلاصه درس مردم شناسي
(مدرس: حبیب شیخی)
مردم شناسی در اروپا علی الخصوص در فرانسه معادل انسان شناسی است . وقتی میگویند قوم شناسی فقط روی اقوام یا  " اتنو " کار میکنند
مردم شناسی : بررسی حالات روانی و اجتماعی مردم هر جامعه تعریف شده است . مردم شناسی چند شعبه دارد که به 1) مردم شناسی فرهنگی و  2) مردم شناسی جسمانی تقسیم میشود .
زیرگروه مردم شناسی فرهنگی : 1) مردم شناسی اقتصادی 2) اجتماعی 3) سیاسی 4) هنری و ..........
اما بحث ما در خصوص مردم شناسی فرهنگی میباشد . آقای اصغر عسگری خانقاه دو جلد کتاب بنام مردم شناسی زیستی  دارد ایشان در بررسیهای خود اظهار میدارند که عواملی که از طریق ژن به نسل بعد منتقل میشود (26 کروموزوم) تشابهاتی مانند رنگ چشم یا رنگ مو و علل این تشابهات را مورد بررسی قرار میدهد .
در اروپا بخصوص فرانسه ، مردم شناسی همان انسان شناسی است اما در آمریکا تلفیقی از مردم شناسی فرهنگی و زیستی است . ایران از طریق علوم وارداتی فرانسه در بخش مردم شناسی نیز تابعیت علوم مردم شناسی و علوم اجتماعی فرانسه را دارا میباشد . مردم شناسی زیستی تلفیقی از مردم شناسی جسمانی ، فرهنگی است .
مردم شناسی : بررسی وضعیت جامعه در برشی از تاریخ نیز مردم شناسی است . مثلاً بحث تکنولوژی در جامعه را میخواهند بررسی کنند ورود این تلنولوژی در ایران مدرسه دارالفنون بود . مردم شناس از همان مدرسه شروع میکند دیدگاههای جامعه در همان برهه مورد بررسی قرار میگیرد . مقاومتهای مختلف در برابر احداث این مدرسه بررسی میشود .
الیگارش : یا خاندان حکومت گر و یا ملوک الطوایفی شامل کسانی میشود که در گذشته حکومت کرده اند در زمان صفویه به بعد شامل 40 فامیل الیگارش بوده اند این افراد کسانی بودند که در جنگها شرکت مینمودند و امیر سپاه بودند ، امنیت را حفظ میکردند ، افرادی قوی بوده و زمینها به آنها توسط حکومت مرکزی هبه میشد این افراد بزرگ طایفه میشدند و گروه بسیاری برای آنان کار میکردند .
مردم شناسی به داد و ستد نگاه دارد جامعه شناسی نیز مکتب مبادله را در کنار این تفکر در مردم شناسی دارد .
اکنون بحث استعمار مانند گذشته نیست بلکه بیشتر داد و ستد است . در جامعه شناسی معاصر در بررسی پدیده های اجتماعی از روش ژرفانگر بهره میبرد بنابراین مردم شناسی کاربرد خود را در تمامی جوامع حفظ نموده است .
 
 
در قرن 17 فرانسیس بیکن و راجرز بیکن فرانسوی روش بررسی در مردم شناسی را تغییر دادند و  بررسی فلسفه  از جزء به کل ، همچنین بحث آزمایشگاهها مطرح و علوم شاخه به شاخه شد . مردم شناسی تا آنموقع بوجود نیآمده بود ولی پیدایش آن از آنموقع الهام گرفته شد . استدلال فیلسوفان قدیم در واقعییت ها نمود نداشت و استدلال علمی نبود در حالیکه سیر تاریخی مردم شناسی به قدمت بشر بوده است و از زمانیکه فلسفه از جزء به کل توسط بیکن ها مطرح شد مردم شناسی نمود پیدا کرد از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 ، مردم شناسی به شکل امروزی مطرح گردید
بطور کلی مردم شناسان به دو گروه عمده هستند : گروهی سنتی کار کردند مانند روش پیشینیان مثل سفرنامه های ابوریحان بیرونی که مردم شناسی غیرعلمی سنتی داشته اند نمونه آن " تحقیق ماللهند " ابوریحان بیرونی که از مسیر خراسان به سمت هند میرود و رفتارهای ملتها را مشاهده و نگارش میکند اما پیشتر از اینها حتی بدون مشاهده مینوشتند .
پس در مردم شناسی سنتی دو نوع نگارش وجود دارد : 1) نگارش براساس مشاهده  2) نگارش براساس استدلال
بیکن ها میگویند بررسی علوم براساس مشاهدات باید انجام گیرد و بصورت تجربی و یا آزمایشگاهی باشد سپس بعد از آن علوم بگونه دیگری پیشرفت میکند . حال مشاهده فرد متخصص و غیرمتخصص هم با یکدیگر فرق میکند .
در ایران قبل از اسلام و در میان زرتشتیان " زن مداری "  بود مردان  اجازه ازدواج مجدد نداشتند عکس عربها که مرد سالاری حاکم بود و کاملاً متفاوت از شرایط ایران قبل از ورود اسلام بود. در آئین زرتشتیان ، انتخاب همسر دوم در صورتی محقق میگردید که زن اول بیمار میشد و زن دوم به عنوان کنیز و قبول همین مسئولیت به مجموعه خانواده اضافه میشد
مردم شناسی : انتخاب برشی طولی از زمان و بررسی آن براساس قوانین همان زمان و شناسنامه فرهنگی آن جامعه ، مردم شناسی است .
در مباحث مردم شناسی هم گذشته و هم حال مورد بررسی قرار میگیرد ولی در عمق پدیده ها.
فرهنگ : ارتباط یا برخورد انسان با محیط است . نگاه هر انسانی به پیرامون خود مانند خانواده ، فرزند ، همسر ، کار و .... را فرهنگ تشکیل میدهد
 
 
در آمریکا فردی بنام  "پل بروکا "  در مورد مردم شناسی جسمانی یا ژنتیک بحث میکند ولی در عصر حاضر گرایش مردم شناسی بسوی مردم شناسی فرهنگی سیر میکند . در مردم شناسی جسمانی ، اندیشه ها ترقی کرده و دیدگاهها ی  دانشمندان با موضوعیت برتری نژادی بسیار مضحک بنظر میرسد و عصر ارتباطات نیز به تغییر نگرشهای قدیمی کمک نموده است .
یهودیان  در کسب ثروت ، قدرت و سرمایه سخت کوشند . آنها پایه گذار بدست گرفتن رسانه ها و خبرگزاریها و شبکه های خبری بوده اند . یهودیان اولین کسانی بودند که در مقابل افکار نژادپرستانه نازیسم ایستادند . با این پس زمینه که حضرت موسی در سرزمین مصر دین خود را علنی نمود و آنان رنگین پوست بودند .
مورگان در جامعه شناسی دوره های جامعه را به 3 دوره تقسیم میکند (اگوست کنت نیز این تقسیم بندی را قبول دارد)  1) دوره توحش : که مربوط به انسانهای اولیه بود .  2) دوره بربریت : بربریت که یک گروه آنها چند خدائی را قبول داشتند * گروهی دیگر چند همسری را قبول داشتند * مالکیت را قبول داشتند .  3) دوره تمدن   : یکتاپرستی را قبول داشتند * تک همسری را قبول داشتند * مالکیت فردی را قبول داشتند .
مورگان در بحث تکامل مطرح میکند که : سفیدها به مرحله تمدن رسیدند ولی جوامع ساده در مرحله بربریت  مانده اند. سفیدپوستها میگفتند که اجداد سیاه پوستان ، انسان نبوده اند و بنابراین تفاوت بین رفتارهای سفیدپوستها و سیاهان را به این مقوله مرتبط مینمودند . بنابراین رفتارهای بربریت گونه جوامع ساده را منشعب از ریشه سیاهان و رنگین پوستان میدانستند و بنابراین با این سابقه تفکری ، اعمال آن طبقه را در خور جایگاه طبقاتی و نژادی آنها تلقی مینمودند  .
فیکزیسم (FIXIZM) : یعنی جهشی رخ میدهد و انسان بوجود میآید . گروهی نیز وقوع مسائل را مانند فرهنگ ، تدریجی قلمداد میکنند.
سیر تاریخی اندیشه مردم شناسی : 1) دوره ای است که مردم شناسی را بدون حضور مردم شناس بررسی مینمودند . در ایران نیز بر همین منوال بوده است . مانند پزشکی که در حال حاضر رشته ای آکادمیک است و در قدیم طبابت را فردی طبیب که حکیم هم بود انجام میداد  . هم دارای علم الادیان بود و هم علم الابدان ، بنابراین کسی که هم عالم به علوم دینی بود و هم علوم بدن ، هر دو این مقولات را برای بهبودی بیمار اعمال مینمود پس هم طبیب بود و هم فیلسوف ، حکیم که حکمت میداند راه حل گمشده ها را در سطح اجتماعی پیدا میکند .ناصر خسرو فردی بود که با سفر به جاهای مختلف ، سفرنامه مینوشت و در واقع رفتار انسانها را مورد بررسی قرار میداد .
2) مردم شناسی بدون حضور در میدان تحقیق است . در این حالت ، گذشته ها و شرح حال گذشتگان بدون حضور محقق در میدان تحقیق مورد بررسی قرار میگیرد و نتجه گیری میشود .
3) مردم شناسی میدانی : مانند مالینوفسکی که مردم شناسی را با حضور مردم شناس بصورت میدانی مطرح میکند . در این حالت مردم شناس در مرحله اول زبان آن مردمان را یاد میگیرد و با حضور در بین همان اقوام از نزدیک با مسائل مردم آشنا میشود .
4) مردم شناسی تطبیقی و میدانی : که در عصر حاضر این نوع مردم شناسی با هردو این دیدگاهها انجام میشود . کلود لوی اشتراوس بحث مردم شناسی تطبیقی را مطرح نموده و دو جامعه متفاوت با دو فرهنگ مختلف را مورد بررسی قرار میدهد در واقع فراتر از مقایسه ای است زیرا مردم شناس با حضور واقعی در محیط ، وضعیت را مورد بررسی قرار میدهد .
اندیشمندان عرصه مردم شناسی (انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی ):
هرودوت که متعلق به یونان و روم بوده است او راجع به خوراک و پوشاک مردم آن زمان بحث میکند . ابن خلدون و سپس ابوریحان بیرونی ، ناصرخسرو قبادیانی و ........... که محققین دوره اسلامی بودند .پیشینه تبادل فرهنگی در اطراف رود نیل و فرات بیشتر بوده است بهمین خاطر مشرق زمین را مهد یا گهواره تمدن میدانستند . مناطقی مانند سیلک (سیالک) کاشان ، املش در گیلان ، شوش در خوزستان دارای پیشینه فرهنگی هستند که در باستانشناسی ها به وجود این تمدنها پی برده اند . کسانی که سفرنامه مینویسند راجع به مردم یک سرزمین یا قوم تحقیق میکنند . مردم شناس به عمق یک جامعه ورود میکند و آن محیط را با مجموعه عوامل موجود آن کند و کاو میکند . در واقع در مردم شناسی ، انسان شناسی فرهنگی مورد ارزیابی قرار میگیرد و به عینییت ، فرهنگ را در قالب جامعه می بیند.
 در تاریخ معاصر و در خصوص فرهنگ فولکلوریک ، صادق هدایت و جلال آل احمد تحقیق نمودند .
(ابن خلدون) شخصیت متأثر از فرهنگ است همانگونه که کسانی که در کویر هستند صبورترند زیرا با سختی به آب میرسند و در محرومیت ها بسر میبرند . ابن خلدون تأثیر مکان بر مردم و اقوام را مطرح میکند .
گروهی از اندیشمندان آلمانی بدلیل آنکه نمیتوانستند افکار خود را در آلمان بازگو نمایند به آمریکا مهاجرت نمودند از جمله هابرماوس که مکتب نئومارکسیستها یا مکتب فرانکفورت را که مکتبی انتقادی است را اشاعه دادند . سولژنیتسن که در شوروی سابق زندگی میکرد و به آمریکا کوچانده شد . او تفکرات سیاسی و اجتماعی جامعه خود را در زمان حضورش در روسیه قبول نداشت .
انسان شناسی فلسفی کار میدانی نمیکند بلکه صرفاً سمت و سوی شناخت عرفانی و فلسفی به انسانها دارد .
ارتباط مردم شناسی با ادبیات : در نوشته های  جلال آل احمد سه دوره در زندگی او دیده می شود :
دوره اول : تولد در خانواده که خانواده بافت اولیه شخصییتی و فرهنگی را تشکیل میدهد . در سالهای 1320- 1328 نوشته های بی ریشه ،  اما تحت تأثیر خانواده بوده است و در نوشته های او مشخص میشود که خانواده او مذهبی بودند . پدرش پیش نماز مسجد بود و نام خانوادگی آل احمد دلاللت براین مقوله دارد .
دوره دوم : 1338-1328 * در دانشگاه گرایش به افکار چپ پیدا میکند . چپ آن دوره بیشتر متأثر از کمونیزم بود . چون حکومت در آن موقع به مخالفان انگ چپ میزد ( حکومت این دید را به مردم جامعه میداد که هرکس مخالف است یا راست است یا چپ . آنهائی که به حکومت نزدیک هستند راست گرا و منتقدان به حکومت را چپ گرا میگفتند ) و در همین راستا بود که توسط حکومت وقت ، مارکسیست اسلامی مطرح شد .
جلال در دوره فعالیتهای دانشجوئی ( 1332- 1328 ) همزمان با کودتای 28 مرداد 1332 بوده است . در آندوره جریانات فکری هدایت گر مردم میشود . بدلیل ایجاد فضای سیاسی و فکری و روشنفکری افراد خود را منطبق با آن شرایط میکنند . در دوره ای ، زبان ، زبان گزنده میشود و در ادبیات او هم تأثیر می گذارد . چون بی عدالتی زیاد بود برای تخلیه یا والایش یا تصفیه درونی که نمیتواند تفکرات خو درا صریح بنویسد اقدام به نگارش کلمات غیرمتعارف یا فولکلوریک مینمود . کتاب مدیر مدرسه در دوره دوم اندیشه های جلال نوشته شده بود که افکار چپی دارد و کتاب نیز کتابی انتقادی است . ادبیات در این دوره تند بو دو جلال با احزاب چپ همکاری مینمود .
در کتاب مدیر مدرسه دو زمینه وجود دارد . در واقع دو شیوه برخورد دارد که یکی زمینه اخلاقی است که اخلاق بسیار تند و علی الخصوص در کلاس درس فلک بستن ، تنبیه کردن و سختگیری به وفور مشاهده میشود . در واقع این فضا ، فضای جامعه آنروز بود . زمینه دوم ، زمینه تحقیقاتی بود . چون او کار دانشگاهی میکرد روش تحقیق برای او اهمییت پیدا میکند و نحوه تحقیق او آکادمیک میشود ( تثبیت شغل روی شاغل ) پس مباحث مطروحه توسط او میدانی میشود و سفرنامه مینویسد . با دوربین تصوی رمیگیرد به سیستان و بلوچستان میرود به منطقه بم پور رفته و سفرنامه مینویسد .  او در این دوره در بحث اخلاقیات رک صحبت میکند مثلاً از واژه قرمساق استفاده میکند . در واقع در نوشته هایش از کلمات رکیک استفاده میکند . جلال در مباحث " نقدی بر مدیریت مدرسه "  میزند . یک طرح ذهنی دارد پس در اینجا میدانی برخورد نمیکند بلکه با طرح ذهنی برخورد میکند . مدیر یا معلم مدرسه فردی بنام جلال است . او مطرح میکند که چگونه فردی از معلمی به مدیری میرسد (مثلاً با پارتی بازی و دادن رشوه به فلان شخص ، زیرا در آن دوره یکی از راهکارهای پیشرفت پارتی بازی بوده و این قضیه همیشه وجود دارد و بعضی مدیریتها آنرا تقویت میکنند و بعضی دیگر از مدیریتها آنرا تضعیف مینمایند ) مدیر متوجه میشود که مدرسه وقفی است او این قضیه را دنبال میکند که چرا مدرسه وقفی است ؟ پی میبرد در آن محل زمین زیادی بایر وجود داشت و صاحب آن زمینها برای بالا بردن قیمت زمین ، بخشی از انرا وقف میکند و در آن زمین مدرسه میسازند . رفت و آمد بچه ها باعث میشود که خانواده ها در اطراف مدرسه سکونت داشته باشند و قیمت زمین مالک زمینها بالا میرود . با نگاه چپ گرا بررسی میکند که نیت فرد خیر نبوده بلکه سوء استفاده ابزاری از دین بوده است . سپس مسئله تابلو خدا ، شاه ، میهن را بررسی میکند چون معلم به این سه مقوله اعتقاد نداشته پشت تابلو تصویر داس و چکش را میگذارد . در ادامه میگوید در آن زمان به ظاهر به معلمی خیلی اهمییت میدادند . معلمی زیر ماشین میرود در حالی که ماشین خارجی بود و ماشین داشتن شاخصی برای پولداری محسوب میشد در واقع میخواهد بگوید که قانون در دست آن افراد راست گرا که ثروتمند هستند میباشد حتی در این حد که معلمی که دارای اندیشه است هم زیرگرفته میشود و مسئولین جامعه به کسی که او را زیر گرفته سخت نمیگیرند . مدیر مدرسه برای ملاقا تمعلم خود را مقید به حضور در بیمارستان می بیند پس رابطه عاطفی در جامعه وجود دارد او زمانی به بیمارستان میرسد که وقت ملاقات تمام شده است و او به نگهبان اصرار میکند و وقتی نتیجه نمیدهد به او میگوید که بازرس بیمارستان است و با این ترفند به ملاقات معلم میرود . سپس خصوصیات دانش آموزان از قبیل رفتاری و فرهنگی بررسی میشود .
ارتباط مردم شناسی با ادبیات این است که وارد ادبیات میشویم و بخشی یا دوره ای از ادبیات را انتخاب میکنیم و می بینیم در این دوره چه اتفاقی افتاده است و به رفتار مردم و موقعییت جامعه ، به آزادیها ، به فرهنگ فولکلور و به محتوا و ریشه ضرب المثلها پی می بریم .
در دوره گذار او مذبذب میشود (بادی به هر جهت )
شعر جلال : ما همه شیریم ، شیران علم              حمله مان از باد باشد دم بدم
در واقع با توجه به شرایط زمان که مردم جامعه ، صبحگاه "زنده باد گو" بودند و عصرگاه "مرگ بر گویان"  او این دوره را نقد میکند . شرایطی ک همردم مانند باد مجبور به هر سو رفتن و به سمت هر عقیده رفتن هستند . دوره گذار که برای جلال سه یا چهار سال طول میکشد و او در این دوره بلاتکلیف است .
دوره سوم : از سال 1342 روش فعالیتهای جلال در بحث نگارش و جریان روشنفکری به سمت روشنفکری مذهبی (اسلامی) گرایش پیدا میکند . در این دوره خسی در میقات را بعد از رفتن به حج می نویسد و بعد عرفانی پیدا میکند . چون جریان روشنفکری اسلامی از سال 1342   بیشتر میشود و قدرتمندان متوجه این دیدگاه اندیشه ای میشوند که مذهب کم کم وارد بحث اندیشمندان جامعه میشود . در این دوره او در دانشگاه تدریس میکند و بیشترین تجربیات از گذشته تا زمان حال خود را به مردم نشان میدهد .
 
 
اثر تکنولوژی بر فرهنگ است مانند ماهواره ها که بصورت غیررسمی نقش عمده ای بر آموزش و پرورش رسمی دارد . تعارض یا دوگانگی که فرد نمیتواند راه خود را انتخاب کند زیرا آنچه خود بروز میدهد با آنچه که روبرو با آن میباشد فرق دارد . با بالا رفتن آگاهیها ، سرعت طی نمودن مسیر برای نیل به هدف افزایش یافته است . اثر تکنولوژی بر رفتار تعارض و دوگانگی را موجب میشود .
دو نوع دین داریم : 1) دین مستقر : این دین دین حکومتهاست نوعی تلقی و قرائت از دین که حاکمیت را تأئید میکند در واقع حاکمان آنرا تزریق میکنند مانند کشور اسرائیل ، عربستان سعودی ، ایران و ..............   در دین مستقر روابط کانالیزه شده است و وقتی اشباع شود راه دیگری را پیش میگیرد . 2) دین به سمت ایمان و ایمان درونی و باورهای درونی است که به مختص باورهای فردی است .
الکسیس کارل میگوید انسان در جستجوی معناست .
پیام یک شکل و یک محتوا دارد زمانی ما گرایشهایمان به شکل است و زمانی به محتوا ، و زمانی هر دو را تلفیق میکنیم ولی انسانها در واقع بدنبال محتوای پیام هستند .
فولکلور folk- lore : باورهای عامیانه است چه خوب و چه بد ، ولی وجود دارد . فولکلور ویژه بسیاری از کشورهاست . اولین بار انگلیسیها آنرا مطرح کردند . lore یعنی یک سری دانستنی  * folk یعنی عامیانه . حتی در بحث طب folk-medicine  یعنی طب عامیانه . در واقع طب عامیانه ، دانشهای عرفی یک جامعه است . در بحث فولکلور بیشتر وارد مباحثی میشویم که به حوزه ادبیات عامیانه مردم نظر دارد . مانند قصه کلثوم ننه یا عقاید النساء ، که به جزئیات روابط انسانها حتی با نگاهی سطحی ، رفتارهای سطحی را مورد بررسی قرار میدهد . از این دست ، کتابهای باستانی که در سر مزار مردگان غذا میگذاشتند با این تصور که مرده اگر از گور برخواست گشنه نماند .
در ادبیات غرب we and others مطرح میکند که بحث خودی با ناخودی فرق دارد و بین آنها مرز مشخصی وجود دارد . البته این تفکر در همه جا ریشه دوانیده است و others یا دیگران ، بیگانه اند و رفتار آنها قابل پیش بینی نیست . یکی از بحثهای انسان شناسی مطرح میکند که جامعه شناسان مترقی جوامع عقب افتاده را بررسی نموده و به مسائل و نقاط قوت و ضعف آن جوامع واقف گردیده اند و بر اساس این شناخت راه ورود و استعمار و دخالت را در آن سرزمینها یافته‌اند.
 
 
ادبیات در مردم شناسی : بررسیها نشان میدهد که خویشاوندی هم مانند سایر پدیده های اجتماعی دو جریان عمده را طی نموده است یکی از آنها رویکرد تکاملی و دیگری رویکرد اشاعه است .
رویکرد تکاملی : از این رویکرد اینگونه به خویشاوندی نگاه میشود که خویشاوندی در ابتدا در چارچوب یک خانواده تک همسری نبوده و چند همسری بوده است شامل چند زنی و یا چند شوهری ، آنزمان هنوز در جامعه قوانین و قواعد اجتماعی مانند امروز اجرا نمیشده گوئی روش زندگی حیوانات به مثابه آنچه داروین در مورد دیدگاه تکاملی مطرح میکند بوده است که آنکه اصلح تر است مانده گارتر است و هرکه قدرت دارد به بقای خود ادامه میدهد . مثلاً در میمونها همین قواعد برقرار بوده و میمون قوی که سرپرست گروه است تا زمانی که قوی است اجازه نگاه جنسی به سایر میمونها نمیدهد . تکامل گرها میگویند همه جوامع از ابتدائی به سمت امروزی یا جامعه صنعتی و سپس فراصنعتی پیشرفت کرده اند . حتی در دین وقتی ازدواج با محارم مطرح میشود و آنگاه کم کم نگاه تغییر میکند و ازدواج با محارم گناه شمرده میشود ، خود نوعی تکامل یافته گی است . در دین زرتشت قوانین محرم با دین مسیحی تفرق دارد و همین موضوع درآن دین نیز با اسلام متفاوت است . حتی اسلام هم به تکامل اعتقاد داردچه بسا که مروری بر زندگی پیامبران در زمانهای متفاوت می نمائیم پی به روند تکامل میبریم .
جامعه شناسی هم وام دار انسان شناسی و مردم شناسی است .
مکتب اشاعه : انسانها وقتی پدید آمدند حسب نیاز خودشان ، تکنولوژیهای جدید را هم پیدا کردند . با پیدایش تکنولوژی جدید و پس از مهاجرت انسانها از مکانی به مکان دیگر این دستآوردها به جاهای دیگر و سرزمینهای دیگر هم برده شد بنابراین این دیدگاهها هم به سرزمینهای دیگر اشاعه یافت .
دو تئوری برای پیدایش آمریکا وجود دارد : 1) سفر کریستف کلمب که ریشه غربی دارد 2) افرادی که از راه چین و از راه دریا وارد آن منطقه میشوند و آنزمان عصر یخبندان بوده است پس از آب شده و شکسته شدن یخها آن افراد به ناگزیر در آن مکان میمانند و زاد و ولد میکنند و سرخ پوستها بوجود میآیند . حتی استرالیائیها که مردمان اقیانوسیه نیز نامیده میشوند رنگین پوست هستند و حتی قواعدی در یک بخش از آن سرزمین وجود دارد و در بخش دیگر آن سرزمین هم نوع دیگری از آن وجود دارد که نشانگر اشاعه آن موضوع است . مردم شناسی کار سختی است زیرا در مردم شناسی قاعده رفت و برگشتی وجود دارد . فرهنگ و یا آئینی در یک منطقه با منطقه دیگر که بسیار دور است دارای همخوانی میباشد . مردم شناس جستجو میکند و ریشه های مشترک موضوع را در مییابد .
در بستر زمان شرایط جدید شکل میگیرد . در شرایط فرهنگی و اجتماعی ، شکل مصرف متفاوت است .
ازدواج عبارتند از پیوند جنسی که از نظر اجتماعی به رسمیت شناخته شده و بین دو نفر بزرگسال پسندیده است . ازدواج نهادی است که برای انجام وظایف خانواده بوجود آمده است و زیربنای آن نیاز بیولوژیکی و زیستی میباشد در واقع ازدواج مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است . یعنی جامعه میکوشد تا بوسیله ازدواج روابط غریزی (طبیعت ) را مهار کرده و برآن انگ فرهنگ بزند .
شیوه های همسرگزینی : 1) برون همسری : ازدواجی که اجباراً باید در خارج از گروه خویشاوندی انجام گیرد . 2) درون همسری : عبارتند از الزام به همسرگزینی در محدوده ای معین از خویشاوندان 3) لویرات : ازدواج اجباری یکی از برادران شوهر با زن برادر پس از فوت همسر 4) سرورات : ازدواج اجباری با خواهر زن پس از فوت زن
تعریف خویشاوندی : مجموعه هماهنگ و متعارف زندگی اجتماعی عده ای از افراد که با یکدیگر خویشاوندی سببی و نسبی دارند . و یا مجموعه ای از پیوندهای خونی یا ارادی و اجتماعی و حقوقی که افراد را به یکدیگر مربوط میکند .
انواع خویشاوندی : 1) سببی 2) نسبی 3) رضائی 4) فرزند خواندگی 5) توتمی
توتمی :  در هر جامعه قبیله ای ، توتمی را میپرستند و معیار بایدها و نباید های جامعه از طریق معیار توتمی که میپرستند شکل میگیرد توتم را به عنوان نیای مشترک (پیشینه ، جد مشترک ) میشناسند بدین ترتیب در ان جامعه امر به ازدواج یا نهی به ازدواج براساس توتمی که مورد پرستش قرار میگیرد تعیین میشود مثلاً ترکمنهای یموت معتقدند که اگر ازدواج درون گروهی مرسوم باشد باید از یموت ها همسر گزینند و اگر برون گروهی مرسوم باشد از یموت ها همسر نمیگیرند  
 
 
نقاط مشترک و نقاط تفاوت بین مردم شناسی و جامعه شناسی :
 1) بررسی روشی : روش تحقیق در مردم شناسی ، ژرفانگر و در جامعه شناسی پهنانگر است .چهار مورد پایه های سایر مکاتب که در جامعه شناسی نیز معتبر میباشد شامل : کارکرد گرائی ، اشاعه ، ساختارگرائی ، تکامل میباشد . خواستگاه فردی که از مردم شناسی به جامعه شناسی رسیده است عمیق تر است  2) مردم شناسی به بخشی از جامعه به عنوان مطالعه مقطعی و جزئی میپردازد اما جامعه شناسی کلیّت یک جامعه را بررسی میکند . پوپر میگوید : ابطال پذیری باعث تکامل میگردد. 3) نقطه آغازین پیدایش جامعه شناسی و مردم شناسی همراه نبوده است در جامعه شناسی کار اصلی اش آمارگیری و پرسشنامه نویسی است اما در مردم شناسی بخشی از کارش آمارگیری است . روش تحقیق کیفی در جامعه شناسی وام دار مردم شناسی است . 4) مطالعات جامعه شناسی بیشتر جنبه کاربردی دارد ، مردم شناسی تحقیقاتش بنیادی است . 5) مردم شناسان از کشور خود برای بررسی مردم سرزمین دیگر میروند در حالیکه جامعه شناسان در بطن همان جامعه هستند و ارائه گزارش میدهند . مردم شناسان بیشتر افراد و تبعه های سرزمینهای دیگری بوده اند که به مناطق مختلف مسافرت مینمودند و از خصوصیات زندگی دیگران شناخت بدست آورده و گزارش مینمودند از این رو زمینه های قومی و ملی آنان در گزارشات دیده نمیشود به سخن دیگر آنچه را که دیده اند یا شنیده اند عیناً مینگارند در واقع دخل و تصرف کمتر میشود . در جامعه شناسی معمولاً فرد تعصبات خود را در جامعه خود تأثیر میدهد . اما جامعه شناسان عموماً وابسته به جامعه ای هستند که موارد خاصی از آن جامعه را مورد مطالعه قرار داده اند بنابراین از زمینه های فرهنگی و محلی خود برخوردار بوده و ممکن است دستخوش پیش داوری بشوند
 
 
ارتباط مردم شناسی با روان شناسی و مسائل اجتماعی
مالینفسکی انسان شناس فرهنگی است . او دیدگاه فروید را رد میکند و از انسان شناسان آمریکائی محسوب میشود از یک منطقه تروبریاند (مجموعه جزایر) بررسی میکند . او معتقد است که ویژگیهای شخصییتی فرد به فرهنگش بستگی دارد  و در آن جامعه دوره بلوغ وجود نداشته و انسانها در آن منطقه بعد از مرحله کودکی ، ازدواج مینمودند .
فروید درباره توتم و تابو صحبت میکند و درباره عقده ادیپ که پسر عاشق مادرش میشود و دختر عاشق پدر .
توتم : پرستش یک شیء در یک قبیله
تابو : ارزشهائی که موجب بازداری یا مانع آن فعل میشود مثل ازدواج با محارم .
توتم و تابو رابطه بین فرد و جامعه است .
نقطه نظرهای بین روان شناسی و انسان شناسی :
تحقیق در مردم شناسی ، بررسی کیفی دارد و در روان شناسی ، بررسی کمی دارد .
روان شناسی بیشتر به مطالعه عناصر و نتایج رفتار انسان میپردازد و اساس روان شناسی مبتنی بر فیزیولوژی انسانی است (فیزیولوژی انسانی : طبیعت آدمی ، انگیزه های درونی ، قابلیت ها ، توانمندیها، عواطف ، گرایش و یادگیری ) .
در انسان شناسی نوع انسان ،منشأ و علل اختلافات بین فرهنگهای مختلف را مورد بررسی قرار میدهد و به جای توجه به مقوله های فردی رفتار ، جنبه های عمومی و گروهی رفتار را در حوزه های مطالعاتی خود قرار میدهد .
تأکید روان شناسی بشدت بر فردگرائی ، اما در انسان شناسی گروه و جامعه در دستور کارش قرار دارد .
فروید بعنوان یک روان شناس با نوشتن کتاب توتم و تابو به قلمرو انسان شناسی وارد شده است . اگرچه مالینفسکی ،محقق انسان شناس ، بخشی از نظرات فروید را مردود دانسته است . فروید بر اهمیت عوامل تشکیل دهنده شخصیت در کودکی تأکید داشته و بر روابط بین کودک و والدین و واکنشهای متقابل بین آنها مثل طریقه شیردادن مادر به کودک ، روابط بین مادر و فرزند ، منترل مدفوع و تعلیم مادر ، منترل رفتار و امر و نهی از طریق تشویق و تنبیه ، تأکید میکند . نظریه فروید در مورد عقده ادیپ در مطالعات مالینفسکی که درباره زندگی روانی مردم (تروبریاند *جزایر)انجام داده بود مردود شد زیرا او اعلام کرد که عقده هائی که در نتیجه وضع روابط خانوادگی در فرد بوجود میآید در همه جوامع یکسان نیست و تابع خانواده و طرز تشکیل خانواده است . (افسانه شاهزاده یونانی بنام ادلیپوس که پدرش را میکشد و با مادرش ازدواج میکند )(ندانسته انسان در طبیعت رشد میکند و در جامعه و در گذر رشد انسان از طبیعت و جامعه میگذرد )
مارگارت مید : مردم شناس شهیر که در خودشناسی تمدن و فرهنگها ، مطالعات میدانی  وسیعی دارد  و معتقد به اصولی است این اصول عبارتنداز : 1)رقابت 2)تعاون و همکاری 3)فردیت (قوانین تحت تأثیر فرهنگ است )
فردیت : حوزه خصوصی فرد است ، شخصیت اختصاصی فرد است .
رالف لینتون مردم شناس فرهنگی است و تئوری شخصیت اساسی را مطرح میکند که شامل دو بخش است :
شخصیت اساسی و عمومی : مرتبط به آن شخصییتی است که بین مردم آن جامعه مشترک است . در واقع آن بخشی از شخصییت که مردم یک جامعه در آن شخصییت مشترک هستند یعنی بین مردم جامعه عام است .
شخصییت اختصاصی و فردی : که مختص به شخصییت  فرد میباشد
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
 
اسطوره شناسی
 
اساطیر جمع مکسر واژه اسطوره در عربی است ، که خود واژه ای است معرب از یونانی Historia به معنای جست و جو ، آگاهی و داستان ، و از مصدر Historian به معنای بررسی کردن و شرح دادن . واژه اروپایی برابر آن Myth در انگلیسی، Mytheدر فرانسوی ، Myth-e در آلمانی ، از واژه Mythos به معنای شرح ، خبر و قصه گرفته شده است
وی برون می گوید: « اساطیر به جای آن که تبیین و توجیه طبیعت باشند ، بر توصیف و تعریف مافوق طبیعت تمرکز دارند زیرا میان طبیعی و فوق طبیعی مرزی نیست و دنیوی و دینی در یکدیگر تداخل دارند و از هم بهره مندند اسطوره جزو تخیلات نیست بلکه در زمره واقعیات است. بخشی از واقعیت به گونه ای است که انسان ابتدایی آن رازسیته و به آزمایش وجدان درآمیخته
ونگ نیز معتقد : « اسطوره شناسی بر مبنای احوال کواکب و اختران ، چیزی جز تابانیدن روانشناسی ناخودآگاهی به آسمان نیست. اساطیر هرگز هوشیارانه آفریده نشده اند و نخواهند شد . آن ها  بیش از هر چیز تجلی خواستهای ناخود آگاهانه اند که بر اثر پس رفت جان گرفته اند و می توان آن ها را با رویا قیاس کرد
کتر زرین کوب در کتاب قلمرو وجدان خود اسطوره را چنین تعریف می کند : « اسطوره قصه گونه ایست که طی توالی نسل های انسانی در افواه ثقل می شود. منشأ پدیده های طبیعت و هم چنین آیین ها و عقاید موروث را به نحوی غالباً ساده لوحانه تبیین می کند. دخالت توای مافوق طبیعت را در امور طبیعی و انسانی همراه با اسباب و پبدایش دگرگونی هایی که بر اثر این دخالت ها در احوال عالم حاصل می آید.به بیان می آورد.»
« اسطوره چنان قصه ای است که ناظر به توجیه واقعیات طبیعی از طریق تبیین رابطه موهوم بین آن ها با تو ای ( مافوق طبیعی ) متصور می شود.»
« اسطوره دنیای عینی و ذهنی به هم می آمیزد زمان واقع عینیت خود را از دست می دهد و به زمان ذهنی تبدیل می یابد، الهه به صورت انسان در می آید و انسان قدرت های غیر عینی را که اسطوره به حوادث مینوی مافوق طبیعی اما مورد اعتقاد منصوب می دارد از خود نشان می دهد. ارواح مینوی عالم تاریخ و عرصه زمان عینی را اشغال می کند.
ارکرد اسطوره
اسطوره کاربردهای گوناگونی دارد و در حوزه های آیینی مراسم ، کیش ، راه بردن  به خاستگاه و پایان هستی به ویژه د رجلوه های مختلف هنر پدیدار و شناخت برخی از این مفاهیم درک اسطوره را آسانتر می سازد.
نظریه های مختلفی در باب مفهوم اسطوره مطرح شده است.در میان دانش های اجتماعی مردم شناسی بدینی از بقیه ی دانشها به شناخت اساطیر و تحلیل ساختار اجتماعی و کارکرد آن در جامعه بویژه جامعه ی ابتدایی پرداخته است . پیروان نحله های گوناگون مردم شناسی از دیدگاههای تحول گرایی ، اشاعه گرایی ، شاخت گرایی و کارکرد گرایی تحلیل ها و تعریف های متفاوتی از اسطوره بیان کرده اند.
ماکس مولر ( 1900- 1823 م) ، بنیان کذار مکتب « دین شناسی تطبیقی » و پیروان مکتبش اساطیر را فراورده های دوره بیماری زبان می دانستند. و شیوه ی درست شناخت اسطوره ها ، و دریافت درست معنای آن ها را از راه بررسی و تحلیل زبان اسطوره ها می پنداشتند. آنان میان زبان و اسطوره یک  وحدت واقعی و ریشه مشترک قایل بودند و اعتقاد داشتند که زبان ماهیتی و منطقی و اسطوره به ظاهر ماهیتی نامنسجم و بی عاده و نظم دارد.
جیمز وریزر ( 1941-1884) ، نماینده مکتب تحول  گرایی در مردم شناسی اسطوره ها را تدوین کننده آیین های ابتدایی می دانست و می گفت در آغاز اساطیر آداب و مناسکی آمیخته بودند که غالباً برای زایایی و باروری زمین برگذار می شدند.
برافیسلاو ماینفسکی ( 1942-1884)، پایه گذار مکتب کارکرد گرایی در مردم شناسی ، اسطوره ها را بیانی مستقیم از موضوع و دورنمایة خود و احیا کنندة روایتی از یک واقعه آغازین بی نگاشت که برای برآورده کردن خواسته های ژرف دینی ، پویه های اخلاقی ، قیدهای اجتماعی و تأکید و تصدیق اعمال و حتی نیازمندی های عملی نقل می شوند. او می گفت اسطوره برای انسان ابتدایی همان چیزی معنا می دهد که داستان مقدس آفرینش و هبوط و رستگاری از راه قربانی کردن مسیح بر صلیب ، برای یک مسیحی معتقد و متدین.
کلودلوی ـ ستروس(1908 م) بنیان گذار مکتب ساختگرایی در مردم شناسی ، اساطیر را ساخت هایی مجرد و در تقابل با قصه های روایی و نمادهایی از تجربیات بشر در زندگی می انگارد. او معتقد است که همه ذهن های بشری همانند یکدیگرند و در شیوه هایی که در حل مسایل و مشکلاتشان به کار می برند، این همانندی آشکار می گردد. بنابراین ، اساطیر تولیداتی هم سان از اذهان هماننداند و همه یک ساخت واحد و مشترک دارند.
لوی استروس اسطوره را مانند زبان ، کالا و زن در نظام های زبانی ، اقتصادی و خویشاوندی و جمعی از وجهای ارتباطی میان افراد یک جامعه یا قوم می داند و می گوید عناصر ترکیب دهندة اسطوره ، یعنی شخصیت ها و اشیاء و واقعه های آن ، به تنهایی و فی النفسه معنا نمی دهند و در پیوند با یکدیگر و در یک مجموعه کلی اعتبار و ارزش می یابد و مفهوم و پیام ویژه ای را القا می کنند. به طور کلی اسطوره دارای یک صورت و یک ساخت است. صورت اسطوره ارزش صوری و ادبی آن را می نماید و ساخت اسطوره که صورت نهفته روابط میان عناصر ترکیب دهنده آن است، ارزش معنایی و پیام اصلی و واقعی آن را معین می کند.
اساطیر عموماً ستیز میان نیروهای مخالف و متضاد با یکدیگر ، مانند زندگی و مرگ ، یا طبیعت و فرهنگ را آشکار می کنند. برای کشف و دریافت مفهوم و معنای اسطوره ای خاص باید اندیشه را روی ساخت آن اسطوره و نه بر محتوی داستان یا هر یک از معانی نمادین آن متمرکز کرد.
در هر اسطوره عناصری از رخدادهای تاریخی ، واقعیت های اجتماعی ، نهادهای اقتصادی و نظام های اعتقادی ـ آیینی با یکدیگر در آمیخته است. رمز استمرار و پایداری اسطوره های در میان مردم نسل های گوناگون و در دوره های پیاپی زندگی اجتماعی مردم وجود بن مایه های نیرومند فرهنگی ـ اجتماعی و دینی آنهاست. »( علی بلوک باشی ، 1379 ، ص 24)
از دیدگاه جامعه شناختی ، اسطوره نه یک روایت مقدس که مجموعه ذهنیت اجتماعی یک گروه اجتماعی است و نظام ارزش های پنهان در آن را در بر می گیرد؛ و چنین است که اسطوره همیشه مربوط به گذشته نیست و در جامعه نو نیز پدیدار می شود و پیدایی چنین نمودی ارجاع به گذشته است.
ویژگیهای اسطوره های ایران :
اساطیر ایران به مجموعه اسطوره های ایرانیان اشاره دارد . این اسطوره ها مجموعه ای اسینا نبودند . با گذشت زمان رخ دادن حوادث و داد و ستدهای فرهنگی با اقوام همسایه دگرگونی ها در آنها پدید آمد و گاه حتی تغییرهایی اساسی و ماهوی در برخی از آنها صورت پذیرفت . اساطیر ایران در صورت باستانی خود بیشترین شباهت را با اسطورهای هندو می داند فرهنگ های بومی آسیایی غربی شامل آن بجز ایران میانرو دادن تأثیرات شگرفی بر اساطیر ایرانی داشته اند .
ایرانیان شاخه ای از اقوام هندو اروپایی بودند که در هزاره های پیش از میلاد به فلات ایران در آمدند . ایشان ،از میان اقوام اروپایی با هندوان نزدیکی بیشتری داشتند . محققان بر این باورند که هندو ایرانیان به صورت قومی واحدی می زیستند تا اینکه شاخه ای به ایران و شاخه ای به هند شدند . از این روست که صورت کهنی اساطیر ایرانی شباهت بسیاری با صورت های کهن اساطیر هندی می دارد . مفصل ترین متن ها در باره اساطیر ایران در نوشته ها ی زرتشتی به زبان فارسی میانه است . تدوین نهایی اکثر آن ها در اوایل دوران اسلامی است ولی بیشترشان مبتنی بر متن ها ی اواخر دوران ساسانی است که بعضأ مطالبی مربوط به وقایع پس از حمله تازیان به ایران نیز به کتاب اضافه کرده اند . شماری از نامورترین این کتاب ها عبارتند از بندهش ، دینکرد ، گزیده ها ی از اوسپرم و روایت پهلوی .پس از آمدن اسلام به ایران ، بسیاری از اسطوره های ایرانی کنار گذاشته شد یا حداقل از رونق و رسمیت افتاد ،خصوصأ آن ها که در تضاد یا تقابل با باورهای اسلامی رسا می بود . اسطوره های مربوط به خلقت ، کردارهای ایزدان و کلأ یزدان شناسی نیرو های فرا طبیعی و پیش بینی های مربوط به پایان جهان از آن جمله است بر خلاف موارد ذکر شده ، کردارهای شخصیت های اسطوره های در قالب حماسه به فارسی نو انتقال یافت و تا اندازه زیادی حفظ شد چنان که بزرگترین اثر حماسی تاریخ ایران شاهنامه فردوسی در دوران اسلامی نوشته شده است . شاهنامه از نظر ادبی و حماسی بر همه آثار دوران های پیش برتری شگرفی می دارد .                                     
     با آمدن اسلام به ایران اساطیر سامی با اساطیر ایرانی اندر آمیخت حتی پاره ای از ایرانیان کوشیدند که نوعی رابطه چه بسا هم ارزی میان شخصیت های اسطوره ای این دو چهار چوپ کاملأ متفاوت برقرار سازند پس زمان و مکان و شخصیت های اسطوره ای دو نظام اسطوره ای ایرانی و سامی با هم خلط شدند مثلآ در اساطیر ایرانی پیش نمونه انسان کیومرث است در دوران اسلامی عده ای کیومرث را با آدم که نخستین مردمان در اساطیر سامی است یکی دانستند .                 
  در کنار اندر آمیختگی عجیب و چه بسا عمدی اساطیر ایرانی و سامی با گذشت زمان مردمی می یافت ، اساطیر ایرانی ، بی پذیرفته شدن دست کم آگاهانه و عمدی عناصر اساطیر اسلامی ، نزد اقلیت زرتشتی به حیات و تحول ادامه دادند از مهمترین این تحولات تغییراتی بود که پیش بینی های مربوط به آخر الزمان صورت پذیرفت اشارات به مهاجمان تازی و دین جدید فاتحان بیشتر شد . این هم در آثار پهلوی ای که پس از اسلام نوشته شده است دیده می شود وهم در آثار آتی ای که زرتشتیان به پارسی تدوین کردند . تا پیش از تحقیقات جدید ، تاریخ ایران (به طور سنتی ) از زمان های دور با اسطوره ها ، آغاز شد و اندک اندک به پادشاهان تاریخی رسید و با تاریخی واقعی پیوند خورد با تحقیقات جدید و غلبه دیدگاه انتقادی ، بسیاری از شخصیت های اسطوره های حماسی وجهه تاریخی خود را از دست دادند و نزد مردمان شخصیت های «اسطوره ای»یا حداقل «نیمه ـ تاریخی » تلقی شدند . مثلأ شاهان پیشدادی که به طور سنتی نخستین شاهان ایران دودر پاره ای موارد جهان دانسته شدند امروز اسطوره ای یا نیمه ـ تاریخی به شمار می آیند هنگامی که روایتی اسطوره ای تلقی می شود خود به خود واقعیت تاریخی و عینی از آن سلب می شود آن چه که امروز اسطوره خوانده می شود نزد پیشینیان واقعیتی ازلی و ابدی و مسلم بود تاریخ نگاری مبتنی بر اسطوره یا دست کم نوشتن تاریخ ذیرین مبتنی بر اسطوره ، خاص ایرانیان نبود بلکه آن همه نظام های فکری کهن بود تاریخ عالم را با خلقت آغاز کردند و تا زمان حال ادامه دادند. بنیان اساطیر ایرانی بر نبرد میان خوبی و بدی نهاده است اقوام هندو ایرانی به دو دسته کلی خدایان باور داشتند . اهوره ها 6 در منابع هندی اسطوره هاو دیوان . خصلت این دو رسته خدایان نزد ایراینان و هندوان باژگونه یکدیگر تحول یافت به این معنا که نزد هندیان اسطوره ها خدایان بد شدند و دیوان خدایان خوب ، و نزد ایرانیان اهوره ها خدایان نیک شدند و دیوان خدایان شرور . برای هر دو گونه خدایان قربانی کردند عرض از قربانی برای خدایان شرور ، باج دادن به ایشان بود تا دست از سر مردمان بر دارند قربانی برای خدایان نیک در طلب یاری و برکت از ایشان رخ داد .   
 
آفرینش در اساطیر ایرانی به این گونه است که ، پس از بیهوشی اهریمن ، اور مزد آفرینش گیتی را آغاز می کند . او از زمان بیکران زمان محدود یا کرانه هند را می آفریند تا در هنگام مناسب آفرینش را به حرکت در آورد و سپس آفرینش پدیده های گیتی را آغاز کند او در شش نوبت یک دوران هینوس ، پیش نمونه ها ی شش  پدیده اصلی را می آفریند ، که عبارتند از آسمان ، آب ، گیاه ، جانور ، انسان و....
 
اساطیر ایران باستان یک ویژگی عجیب و منحصر به فرد دارند : تصاویر و مجسمه های بسیار اندکی برای توضیح و روشن تر ساختن آنها موجود است برای مثال آن غنای نقوش و مجسمه هایی که پیوسته اسطوره های کتبی و شفاهی هندی را به نمایش می گذارد و توضیح می دهد ، در این جا غایب است و دلیل آن ، از بین رفتن و گم شدن تصادفی در سیر جریان تاریخ نیست  بلکه به نظر می رسد غیبت و نبود آن ، به خودی خود ، یک اصل اعتقادی می باشد . هرودوت یعنی اولین تاریخ نویسی که دیدگاه یک بیگانه از ایران را ارائه کرده ، به این نکته  اشاره کرده است
بخش اعظمی از اساطیر ایرانی را داستان پهلوانان و قهرمانان تشکیل می دهند داستان ،گرشاسب با رستم ، اسفندیار ، گشتاسب ، فریدون ، کاوه ، سهراب ،جمشید ، ضحاک ، سیاوش ، آرش ، کیکاوس در ساختار داستانی تمامی این اسطوره ها باز هم ثنویت ایرانی حکمفرماست تلاشی قهرمانان و جدال آنها برای دست یابی به خیر و نیکی است ، جدال روشنی و تاریکی است جدال اهورایی و اهریمنی است . در این میان چند داستان هم استثناست مانند نبرد رستم و سهراب و رستم و اسفندیار . 
جان هینلز در کتاب «شناخت اساطیر ایران »می گوید ؛«به مفهومی کلی اسطوره بخشی از تاریخ است ، زیرا اسطوره دیدگاههای انسان را در باره ی خود او و جهانش و تحول آن را در بر دارد ، این مطلب به ویژه در مورد اساطیر ایران صدق می کند زیرا اسطوره های آنان درباره ی آفرینش و بازسازی جهان ،تفسیرهایی است از فرایند تاریخ جهان یا تفکراتی است در باره ی این فرآیند . اما مقصود اسطوره فقط تفسیر گذشته نیست بلکه حال را نیز توصیف می کند به گونه ای که آدمی در آرزوی آینده باشد و به آن تکیه کند (جان هینلز ، 1368 ؛ص 167 و168 )  به وضوح پیداست که اساطیر ایران نه تنها روایت گر گذشته  و آرمانها و افکار مردمان گذشته ایران است بلکه تصویری کاملأ پویا می توان حضور آنها را در تفکر حال حاضر این سرزمین دید با نگاهی به آثار شاعران و نویسندگانی از جمله نیما یوشیج ، سهراب سپهری ، صادق هدایت ، بهرام بیضایی ، مهدی اخوان ثالث ....و می توان به حضور اسطوره های ایرانی و پویایی آنها پی برد 
 
اسطوره های یونان و ویژگیهای آنان
سعید نفیسی در مقدمه ی ایلیاد و ادیسه ی هومر چنین می نویسد:
یونانیان قدیم به ارباب انواع و خدایان چند معتقد بودند. هر یک از آثار طبیعت مانند آفتاب ، باران ، رعد و برق ، آتش و باد ، رودبارها و دریاها را مولود خدایان بسیار توانا که برتری به آدمیزادگان داشته باشند می دانستند . فکر توحید هنوز در میانشان پیدا نشده بود و هریک از آثار مختلف و خصال انسان را از دیگری مجزا و ناشی از نیرویی دیگر و خدایی دیگر می دانستند. حتی برخی از این خدایان را رقیب و معارض دیگری می پنداشتند و گاهگاهی کشمکش و زد و خوردی در میانشان قایل بودند. برای هریک از خدایان خود شکلی مخصوص تصور کرده بودند و کار معین وضعیت معین و حتی جایگاه معینی برای او فرض کرده بودند . معمولاً هر یک از خدایان را به شکل مردی یا زنی مجسم می کردند که از مردان و زنان معمولی بزرگتر و زیباتر و نیکبخت تر و کامرواتر باشند ، اما برای آنها شکل معین و جاهای معین و سلاح معین قایل بودند . این خدایان را « جاوید» می دانستند و عقیده داشتند که در ایشان هم مانند آدمیزادگان میل و شهوت و هوی و هوس و خشم و مهر و غم و شادی و رشک و حسد هست.
ونانیان عهد باستان بزرگترین اسطوره سازان اروپا بودند ، لفظ « میتولوژی» نیز ریشه ای یونانی دارد و ناظر بر داستانهای اعجاب آوری که درباره ی خدایان ، قهرمانان ، آدمیان و جانوران ساخته و پرداخته اند
اسطوره ها داستانهایی خیالی و ساختگی بودند که حقیقت را بیان می کردند.اسطوره های یونانی و داستانهایشان توانستند جذابیت خود را حفظ کنند و کاربرد ادبی و هنری و فلسفی بیابند. بسیاری از این داستانها در نمایشنامه ها ، شعر ها ، رمان ها ، اپرا ها ، تابلوهای نقاشی ، مجسمه و ... بازگو می شوند. و شخصیت های اساطیری مانند ادیپوس ، هلن ، آخیلیس ، آنتیگونه ، آگاممنون ، پرومته ، مدهآو ... در آثار متعدد هنری بارها رخ نموده و خواهند نمود. در موزه ها و گالری های فراوانی نیز چهره و اندام زئوس ، هلن ، آتنا ، آفرودیته ، آرتمیس ، هراکلس و ... به نمایش درآمده اند و موضوع آفرینش هنری هنرمندان بزرگی چون میکل آنژ ، رافائل ، برنینی ، ژاک لوئی داوید و ... بوده اند.
« ایلیاد و ادیسه ی » هومر، « اینید » ویرژیل ، « مسخ ، اووید» ، « تئوگونی» ، هیسود وجود مجسمه ها و اماک تاریخی و نوشته های فراوان برجا مانده از تمدن کهن یونان باستان همگی منابعی سرشار و غنی از فرهنگ اساطیر یونان هستند که بر جای مانده اند.
 
تفاوت و تشابهات اسطوره های ایران و یونان
تفاوتهای اساطیر ایران ویونان :
1-اولین موضوعی که در تفاوت اسطوره های ایران ویونان نمود پیدا می کند وجود خدایان وکارکرد آنها در جامعه ی ایران ویونان است . در ایران خدایان همه مذکر هستند به استثنای آناهیتاکه آنهم نتیجه ی نفوذ فرهنگ بین النهرین در میان ایرانیان است در ایران پس از دوران بسزایی نظام تک خدایی مطرح می شود
2-در ایران تعدد خدایان نداریم اما در یونان با تعداد زیادی از خدایان و الهه گان ورب النوع ها روبرو می شویم که رابطه ی خویشاوندی با همدیگر دارند وبسیاری از آنها انسان خدا هستند در واقع وجه مشترک خدایان ایران ویونان نامیرایی آنان است .
3-خدایان در یونان خصلت های انسانی دارند ، حسادت می کنند ، عاشق می شوند ، ازدواج می کنند ، کینه جویی می کنند ، در کار آدمیان دخالت می کنند با همدیگر به جنگ بر می خیزند حلیه به کار می برند و... اما در ایران اینگونه نیست ، اهورا مزدا در جایگاه خداوند بصورت مطلق خدای خویی است وطرفدار نیکی .
4-در تفکر یونان بسیاری از پهلوانان فرزندان خدایان هستند مانند آشیل که فرزند الهه « تیتس » است در حالی که پهلوانان ایرانی همه زمینی هستند وانسان .
 
تشابهات اساطیر ایران ویونان:
1-هر دو ملت صاحب اساطیری روبین تن هستند ، اسفندیار وآشیل ، اسفندیار از ناحیه ی چشم آسیب پذیراست وآشیل از ناحیه ی پاشنه ی پا . اسفندیار باتیری که به نیرنگ زال و سیمرغ در کمان رستم نهاده اند از پای در می آید و باتیری که آپولون در کمان پاریس نهاده است.
2-هر دو فرهنگ صاحب شخصیتهای اسطوره ای هستند که به دور از خانواده وبه دست چوپانان ودیگر موجودات پرورش می یابند مانند پاریس وزال
3-در هر دو فرهنگ باستانی دژهای مستحکم که با نیرنگ فتح می شوند وجود دارد در ایران « روبین دژ» که به نیرنگ اسفندیار فتح می شود ودر یونان نزوا که با نیرنگ اسب چوبی از پای در می آید . هر دو ملت پهلوانانی دارند که بصورت غیر طبیعی به دنیا آمده اند ، رستم وسزار.
 
 
 
 

رسانه ومدرنیته



رسانه ومدرنیته


 

X

http://www.blogfa.com/layouts/techno/2cat.gif

خلاصه کتاب رسانه و مدرنيته (نوشته جان ب.تامپسون)

http://www.blogfa.com/layouts/techno/1cat.gif

"هو الحي"

 

خلاصه کتاب رسانه و مدرنيته

(نظريه اجتماعي رسانه ها )

نوشته جان ب.تامپسون

ترجمه مسعود اوحدي

انتشارات سروش

چاپ اول  1380

 

 

 

استاد: دکتر سلطاني فر

گردآورنده: سرکار خانم محيا جان نثاري

ارائه درس: نقش رسانه ها در ارتباطات جمعي

خرداد 1385


رونق تعامل رسانه اي

بيشترين اشکال تعامل اجتماعي در تاريخ بشر به صورت رودررو بوده است .

افراد از طريق گرد همائي و تبادل اشکال نمادين در محدوده يک مکان فيزيکي مشترک، با هم تعامل داشته اند. سنت ها پيش از هر چيز خصلتي شفاهي داشته و بقايشان به فراگرد مداوم نوسازي از طريق داستانگوئي و فعاليت ها ي مربوط به آن، در بافت هاي تعاملي رودررو وابسته بوده و دستيابي جغرافيائي نيز به نسبت محدود بوده است.

تحول رسانه هاي ارتباطي، اشکال جديد عمل و تعامل و نيز انواع جديد روابط اجتماعي را به وجود    مي آورد. با تحول رسانه هاي ارتباطي، تعامل اجتماعي از مکان فيزيکي جدا شده، آنچنانکه افراد با وجود آنکه در يک محيط مشترک زماني- مکاني سهيم نيستند، مي توانند با يکديگر تعامل داشته باشند.

 

سه نوع تعامل

براي کاوش در انواع وضعيت تعاملي تشخيص سه نوع تعامل رودر رو، رسانه اي و شبه تعامل رسانه اي مفيد خواهد بود.

·    تعامل رودر رو: در يک بافت هم حضور به وقوع مي پيوندد، شرکت کنندگان نسبت به هم حضور بي واسطه دارند و در يک سيستم مرجع زماني- مکاني مشترک سهيم اند و از اصطلاحات و اسم هاي اشاره استفاده کرده تا ابهام مورد بحث را برطرف کنند. اين تعامل در سرشت خود ويژگي گفت و شنودي (ديالوژيک) دارد.

·    تعامل رسانه اي: شامل استفاده از يک رسانه فني است که اطلاعات يا محتواي نمادين را قابل انتقال و ارسال به افرادي ميکند که در دوردست از نظر زمان, مکان يا هر دو قرار دارند. تعامل رسانه اي در طول زمان و مکان گسترده است و اشکالي همچون نامه نويسي, گفت و گوي تلفني و از اين قبيل است به همين جهت, تعامل رسانه اي منش بازتري نسبت به تعامل رودررو دارد.

·     شبه تعامل رسانه اي: در سرشت خود حالت مونولوژيک دارد.بدين لحاظ که جريان ارتباط به طور عمده يک طرفه است .به عنوان مثال، خواننده يک کتاب، بيش از هر چيز گيرنده شکلي نمادين است که سازنده آن طالب پاسخ مستقيم و آني نيست. شبه تعامل رسانه اي موقعيتي منتظم وسازمان يافته است که در آن بعضي از افراد عمدتا در ساخت اشکال نمادين براي ديگراني که حضور فيزيکي ندارد، درگيرند، در حالي که افراد ديگر عمدتا در دريافت اشکال نمادين که به وسيله گروه نخست ساخته شده و در برابر آنها پاسخ يا واکنشي نمي توانند داشته باشند، ولي مي توانند علقه هاي دوستي، محبت يا وفاداري با ايشان برقرار سازند، شرکت دارند.

شبه تعامل رسانه اي با تعامل رو در رو وتعامل رسانه اي تفاوت دارد.جهت گيري شرکت کنندگان در تعامل رو در رو وتعامل رسانه اي  به سمت ديگران خاصي است وشرکت کنندگان، براي اين ديگران کردار، گفتار وچيزهايي از اين قبيل مي سازند، اما در مورد شبه تعامل رسانه اي، اشکال نمادين براي گستره نامعيني از گيرندگان بالقوه ساخته مي شود.

بسياري از تعاملهايي که در جريان زندگي روز مره به ظهور مي رسد، ممکن است با آميزه اشکال مختلف تعامل سر و کار داشته وبه عبارت ديگر،  داراي خصلت مرکب باشد.ممکن است افراد به هنگام تماشاي تلويزيون با ديگران مشغول بحث باشند، که در اين صورت، در يک موقعيت تعاملي واحد ، تعامل رودررو و شبه تعامل رسانه اي را با هم ترکيب مي کنند.

پيش از آغاز دوران مدرن در اروپا اشکال تعامل رسانه اي و شبه تعامل وجود داشت اما محدود به بخش کوچکي ازجمعيت بود. صنعت چاپ در اروپاي قرن 15و16 و نيز باتحولات بعدي در ساير نقاط جهان و پيدائي انواع رسانه هاي الکترونيک،تعامل رودررو به گونه اي فزاينده با اشکال تعامل رسانه اي و شبه تعامل مکمل شده است.زندگي اجتماعي در جهان مدرن بيش از پيش از اشکال تعاملي که خصلت رودررو ندارند تشکيل شده است. يعني آميزه تعامل دگرگون گرديده است.احتمال اينکه افراد اطلاعات را از منابعي غير از اشخاصي که در زندگي روزمره با آنها تعامل مستقيم دارند بدست آورند، بيشتر شده است.

 

سازمان بندي اجتماعي شبه تعامل با واسطه

هر گونه عمل يا اجرائي در چارچوب تعاملي خاصي که شامل فرضيات و قراردادهاي معين و ويژگي هاي فيزيکي محيط است صورت مي گيرد. فرد تا حدودي رفتارش را با آن تطبيق داده تا تصويري از خود ارائه دهد که با آن چارچوب و حس و تاثري که فرد مي خواهد برساند، سازگار باشد که به آن "پيش ناحيه" گفته مي شود. فرد جنبه هائي از خويشتن که نامناسب است يا او را بي اعتبار مي کند سرکوب کرده و براي ديگر محيط ها و برخوردها که به آن "پس ناحيه" گفته مي شود ذخيره مي کند. در پس ناحيه افراد آسوده نشسته و خود را ملزم به باز نگري اعمال خودشان با همان سطح بالاي انعکاس پذيري، نمي بينند.گذار بين پيش ناحيه وپس ناحيه اغلب به شدت کنترل مي شود.

شبه تعامل تلويزيوني، خالق چيزي به نام"تجربه نا پيوسته مکان- زمان" است. افرادي که تلويزيون تماشا ميکنند بايد تا حدودي چارچوب هاي مکان- زمان زندگي روز مره شان را رها کنند.آنها به صورت مسافران مکان- زمان در مي آيند که در فراگذر از بين چارچوب هاي مختلف مکان- زمان شرکت دارند وتجربه رسانه اي خود را از زمان ها ومکان هاي ديگر به بافتهاي زندگي روزمره خود برگرداننده، به آن مرتبط مي کنند.

پيام هايي که در شبه تعامل تلويزيوني مبادله مي شود، چيره دستانه توسط مجموعه اي از شرکت کنندگان ساخته وبه گستره نامحدودي از گيرندگان ارسال مي شود. البته راه هاي مداخله براي گيرندگان از طريق نامه، تلفن، برنامه هاي حق پاسخ و ... باز است.

براي اکثريت گيرندگان تنها راه مداخله، تصميم بر سر اين است که آيا با روشن کردن تلويزيون وارد شبه تعامل شوند، يا با روشن نگاه داشتنش تعامل را ادامه دهند، يا با بي اعتنايي کانال را تعويض يا خاموش کنند. از ديدگاه سازندگان، اين ويژگي آنها را قادر مي سازد سير ومحتواي شبه تعامل را بدون اجبار به در نظر گرفتن پاسخ گيرنده، معين کنند. اما نبود نظارت بازتابي پاسخ هاي ديگران سرچشمه بالقوه عدم قطعيت نيز هست که يکي از راه هاي مقابله با آن برنامه هاي گفت وشنود وميزگرد است.

گيرندگان مي توانند به هر شيوه که بخواهند با خنده يا ناسزا، لذت يا رنج به سازندگان و پيامهايشان پاسخ دهند واين کار را بي آنکه شبه تعامل دچار وقفه شود ويا سازندگان مورد اهانت واقع شوند، به انجام رسانند. صحيح تر آن است که درگيري سازندگان وگيرندگان را نوعي"شبه مشارکت"تعريف کنيم.

در حالي که سازندگان در موضع تعيين مسير و محتواي اجرا هستند بخاطر هستي متداوم خود به گيرندگان وابسته اند و تماشاگري آنها شرط لازم الاجراي وجود آنها به عنوان سازندگان است. در حالي که گيرندگان براي محتواي اجرايي که به هنگام روشن کردن تلويزيون شاهدش هستند، به سازندگان وابسته اند، سازندگان هم به نوبه خود، براي تمايل گيرندگان به تماشا ونيز حمايتي که با تماشا گري آنها فراهم مي آيد، به گيرندگان وابسته اند و اين بند وابستگي دو طرفه است.

 

کنش از دور؛ عمل برا ي ديگران دور

تحولات رسانه هاي ارتباطي به انواع جديد کنش که ويژگي ها و پيامدها ي مشخصي دارند نيز فرصت ظهور مي دهد.کلي ترين ويژگي انواع جديد آن است که پاسخگو به اعمال يا اشخاص ديگري هستند که در بافت هاي مکاني دور واقع شده اند.

چهار شکل کنش را براي ديگران دور مورد بررسي قرار مي دهيم.

·    خطاب به گيرنده: مي تواند مستقيم يا غير مستقيم باشد. نوع مستقيم هنگامي روي       مي دهد که سازندگان رو به دوربين و با آن صحبت کنند به گونه اي که بينندگان احساس کنند مورد خطاب واقع شده اند مثل پخش اخبار به شيوه سنتي ويا پيام رئيس جمهور و نخست وزير به ملت. از اين رو رهبر سياسي و گروه ساخت بايد بسيار بکوشند تعادلي صحيح بين خودماني بودن و رسمي بودن برقرار سازند، يعني يک سبک محاوره اي آرامتر، که با لحظه هاي به دقت پرداخته خود افشائي هم بافت شده باشد، براي سخنراني شکل مناسب تري است.

نوع غير مستقيم هنگامي صورت مي پذيرد که پيش ناحيه ساخت به صورت سايت تعامل رودررو در ميا ن سازندگاني در مي آيد که در تعامل با يکديگر، به طور غير مستقيم گستره اي از گيرندگان غايب را خطاب قرار مي دهند و برخي از عدم قطعيت هاي ملازم با شبه تعامل رسانه اي را از ميان بر مي دارند از قبيل: مصاحبه هاي تلويزيوني، کنفرانس هاي مطبوعاتي رسانه اي، برنامه هاي گفتگوي خودماني، ميزگردها، جلسات مجلس و ... .

سازندگان با اجراي برنامه گفتگو در حضور تماشاگران استوديو دو هدف تعاملي را در آن واحد دنبال مي کنند؛ از يک سومي توانند مجموعه اي از گيرندگان هم حاضر را براي طرفهاي گفت و شنود فراهم کنند, که واکنشهاي اينان, تا حدي توان بازنگري تاثير گفتار و کردار آن طرفها را برايشان ميسر مي سازد و از سوي ديگر, مي توانند مجموعه اي از واکنشهاي نمونه را براي گيرندگان غايب (بينندگان ) فراهم کنند که مي تواند به عنوان انگيختاري جهت کنش پاسخي خود آن بينندگان عمل کند.

·    فعاليت روزمره رسانه اي: ويژگي متمايز اين کنش آن است که بخشي از جريان واقعي سلوک در زندگي روزمره است. اما اين حقيقت که اعمال يا تعاملهاي مذکور فيلمبرداري يا ضبط شده و سپس براي گستره اي از گيرندگان غايب فرستاده مي شود, و از اين رو بخشي از شبه تعامل رسانه اي, ممکن است بر طبيعت خود عمل و تعامل, و نيز بر مسير متعاقب آن تاثير بگذارد. مثل صحنه هاي خياباني يا تظاهرات عمومي که آن را به طريقي فيلمبرداري مي کنند که براي احتراز از پي بردن شرکت کنندگان, مخفي کاري به قدر کافي در آن مراعات مي شود. فعاليت روزمره همانند شده, هنگامي روي مي دهد که افراد تنها به منظور قرار گرفتن در برابر دوربين, يعني فقط براي به وجود آوردن يک رويداد تلويزيوني, وانمود به درگيري در عمل يا تعامل عادي مي کنند.

·    رويدادهاي رسانه اي: موقعيتهاي بزرگ و استثتايي که از پيش برنامه ريزي شده پخش مستقيم مي شود و در جريان عادي رويدادها وقفه ايجاد مي کند. اين رويدادها با دقت پيش طراحي و تمرين و از پيش اعلام مي شود که با نزديک شدن زمان رويداد،  انتظارات به تدريج شکل مي گيرد و رويداد به صورت پخش مستقيم و اغلب  چندين کانال, شبکه و رسانه هاي گوناگون آن را در برنامه خود جاي مي دهند مثل تحليف رئيس جمهوري جديد, بازيهاي المپيک يا جام حهاني و لحظه هاي بزرگ پيروزي يا آشتي. در تمامي چنين مناسبتهائي رسانه ها با قدرت تمام حضور دارند.

·    کنش غير واقعي يا خيالي: مقدار زيادي از بازده توليد تلويزيوني خصيصه اي به وضوح مجعول يا خيالي دارد و آن ساخت داستاني است که کاملا به صورت فيلم نامه درآمده و به وسيله افرادي که مي دانند در حال کنش (از لحاظ ايفاي يک نقش) هستند, و معمولا گيرندگان غايب چنين تصوري از آنها دارند, بازي مي شود. آنها به بازي در يک نقش مي پردازند, حرفهاي شخصيتي را که بنا کرده اند بر زبان مي آورند, اما     مي دانند که اين شخصيت چيزي غير از خود آنهاست. با وجود آنکه مي توان کنش خيالي را از ديگر اشکال کنش براي ديگران دور متمايز کرد, واضح است که در کاربست عملي توليد تلويزيون گاه ممکن است تمايز بين کنش خيالي و غير خيالي (واقعي) دشوار باشد.

گذشته از اين برنامه هائي وجود دارد که آشکارا در پي محو مرزهاي بين افسانه و واقعيت است, مثل " درام هاي مستند " که از بازيگران و طرح داستاني نيمه تخيلي براي گفتن داستاني که ادعا مي شود واقعي است, استفاده مي کند.

جهاني شدن ارتباطات

يکي از ويژگيهاي چشمگير ارتباطات در جهان مدرن اين است که در مقياسي بيش از پيش جهاني صورت مي پذيرد. پيام ها از فواصل بسيار دور, و به آساني ارسال مي شود. با جدائي مکان و زمان, دسترسي به پيام هاي صادره از منابع دور آني مي باشد. فاصله يا مسافت با رشد فزآينده شبکه هاي ارتباط الکترونيکي در عمل محو شده است. اين فرآيند ها را امروزه معمولا به عنوان"جهاني شدن"يا "جهاني کردن " توصيف مي کنند.اين اصطلاح در کلي ترين معني، به همبستگي رو به فزوني بخشهاي مختلف جهان اطلاق مي شود؛ فرآيندي که به اشکال پيچيده تعامل و وابستگي متقابل فرصت ظهور مي دهد.  "جهاني شدن" در اين مفهوم، ظاهرا از  اصطلاحات وابسته اي همچون " بين المللي شدن " و " فرا مليتي شدن " قابل تميز نيست.

فرآيند جهاني شدن شامل چيزي بيش از توسعه فعاليت ها در فراسوي مرزهاي حکومت هاي ملت محور خاص است.

جهاني شدن هنگامي به ظهور مي رسد که:

·        فعاليت ها در عرصه اي عمومي صورت گيرد که جهاني يا تقريبا جهاني باشد.

·        فعاليت ها سازمان يافته، برنامه ريزي شده يا در مقياس جهاني هماهنگ باشد.

·    فعاليت ها حاوي ميزاني از دوجانبگي و وابستگي متقابل باشد، آنچنانکه فعاليت هاي محلي واقع در نقاط مختلف جهان توسط يکديگر شکل مي گيرند.

اما جهاني شدن به هيچ وجه پديده اي تازه نيست.منشا آن را بايد در توسعه تجارت در اواخر قرون وسطي و اوايل دوره مدرن رد يابي کرد.

استقرار و استواري قدرت استعماري به همراهي تحولي چون صنعتي شدن، الگوي جديدي از داد و ستد جهاني به وجود آورد که مبتني بر پديده نوظهور تقسيم کار در مقياس بين المللي بود. کشور هاي هسته اي مواد خام را از مستعمرات وارد وکالاهاي ساخته شده را به سراسر جهان صادر مي کردند از اين رو ثروت کشور هاي هسته اي نوسان چشم گيري يافت.

 

ظهور شبکه هاي جهاني ارتباطات

با تحول چاپ در اواخر قرن 15 کتاب، جزوه، و ديگر مواد چاپي بسيار فراتر از محل ساخت آنها به گردش درآمد و اغلب از مرز حکومت هاي نو ظهور ملت محور عبور مي کرد.

 در قرن 19 بود که شبکه هاي ارتباطي به طور نظام يافته در مقياسي جهاني سازمان يافتند. در اين قرن جهاني شدن ارتباطات پا گرفت. اين امر تا حدودي مرهون ظهور فناوري هاي جديدي بود که توانست ارتباطات را از ملازمت ترابري فيزيکي جدا کند، اما جهاني شدن ارتباطات به طور مستقيم به ملاحظات اقتصادي، سياسي و نظامي وابسته بود.

با تمرکز بر سه تحول کليدي اواخر قرن 19 و اوايل قرن20 آغاز جهاني شدن ارتباطات را مي توان در سه مورد بررسي قرار داد که عبارتند از:

·        تحول سيستم هاي کابل زير آبي توسط قدرت هاي امپرياليستي اروپا.

·        تاسيس خبرگزاري هاي بين المللي و تقسيم جهان به حوزه هاي اختصاصي عمليات خود.

·        تشکيل سازمان هاي بين المللي در امر تخصيص طيف الکترو مغناطيسي.

 

تحول سيستم هاي کابل زير آبي

تلگراف نخستين رسانه ارتباطي بود که از ظرفيت و توان ارتباطي الکتريسيته با موفقيت بهره برداري کرد. نخستين سيستم هاي تلگراف زمين پايه، وبنابر اين از لحاظ گستره جغرافيائي محدود بودند.

نخستين کابل هاي زير دريايي معمولا از سيم مس با پوشش صمغي لاستيک مانند گوتا پرچا، که يک ماده عايق طبيعي بدست آمده از شيره يک درخت مالايايي بود، ساخته مي شد. بيشتر کابل ها توسط شرکت ها ي خصوصي توليد، نصب و بهره برداري مي شد، هر چند که اين شرکت ها اغلب کمک هاي مالي چشمگيري از دولت ها دريافت مي کردند. لندن مرکز اين شبکه ارتباطي رو به توسعه بود.

پس شبکه هاي کابل زير دريايي که در نيمه دوم قرن 19 توسعه يافته بودند، نخستين نظام جهاني ارتباطات را تشکيل دادندکه درآن، ظرفيت ارسال پيام ها به وضوح از فرآيند هاي وقت گيرحمل و نقل جدا شده بودند.

تا آغاز سال هاي دهه 1830 نامه اي که در انگلستان پست مي شد، تا رسيدن به هندوستان پنج تا هشت ماه وقت مي گرفت، و با توجه به فواصل باراني در اقيانوس هند، دريافت پاسخ به دو سال وقت نياز داشت. در دهه 1870 يک تلگرام مي توانست  ظرف پنج ساعت از انگلستان به بمبئي برسد وپاسخ آن در همان روز قابل ارسال بود، و در سال 1924 در نمايشگاه امپراتوري بريتانيا، پادشاه جورج پنجم تلگرامي فرستاد که ظرف هشت ثانيه تمام کره زمين را دور زد.

تاسيس خبر گزاري هاي بين المللي

تحول دوم قرن 19 تاسيس نمايندگي هاي خبري بين المللي است. خبر گزاري ها با جمع آوري و انتشار خبر و ديگر اطلاعات در گستره هاي بسيار پهناور سر وکار داشتند. آنها پس از يک دوره رقابت در اين کار سر انجام در تقسيم جهان به حوزه هاي عملياتي اختصاصي به توافق رسيدند.

چنانکه يک نظام چند جانبه شبکه هاي ارتباطي به وجود آوردند که از نظر وسعت به گونه موثري جهاني بود. خبر گزاري ها از نزديک با مطبوعات کار کرده و اطلاعاتي که قابل چاپ وانتشار براي مخاطبان بيشمار بود، فراهم مي آوردند. بدين ترتيب خبرگزاري ها به شبکه هاي ارتباطي که از طريق چاپ (و بعدا راديو وتلويزيون) به بخش مهم و در حال رشدي از جمعيت مي رسيدند، متصل بودند.

به لطف معاهده " هم پيماني خبرگزاري ها " در سال 1869 رويتر مناطق امپراتوري بريتانيا و خاور دور؛ آواس امپراتوري فرانسه، ايتاليا، اسپانيا و پرتغال و ولف درمناطق آلمان، اتريش، اسکانديناوي و روسيه را بدست آورد.

کارتل خبر گزاري هاي سه گانه تا آغاز جنگ جهاني اول برجمع آوري و انتشار بين المللي خبر مسلط بود.

به واسطه توسعه دو خبرگزاري آمريکايي آسوشيتدپرس و يونايتد پرس آسوسيشن از زمان جنگ دوم جهاني تاکنون، چهار خبرگزاري عمده  رويترز، آسوشيتدپرس ، يونايتد پرس( آسوسيشن) اينتر نشنال و آژانس فرانس پرس موقعيت مسلط خود را در نظام بين المللي جمع آوري و انتشار اخبار واطلاعات ديگر حفظ کرده و به صورت بازيگران اصلي نظم جهاني اطلاعات باقي مانده اند.

به همت يونسکو تقاضاي همه جانبه براي سازماندهي مجدد نظم جهاني اطلاعات و ارتباطات شکل گرفته است که با مقاومت شديد گروه هاي ذي نفع غربي مواجه شد و به دنبال آن ايالات متحده و بريتانيا از عضويت يونسکو بيرون آمدند.

تشکيل سازمان هاي بين المللي در امر تخصيص طيف الکترو مغناطيسي

تحول سوم ابزار جديد ارسال اطلاعات از راه امواج الکترو مغناطيسي و توالي اقدامات به منظور تقسيم و تخصيص طيف الکترو مغناطيسي است. استفاده از امواج براي مقاصد ارتباطي ظرفيت انتقال اطلاعات را به شيوه اي قابل انعطاف ومناسب از نظر هزينه، گسترش بسيار بخشيد.

هر کشوري چهار چوب مقننه ويژه خود را به منظور تخصيص طيف و شرايط انتخاب براي صدور پروانه به منصه ظهور رسانيد.

بخشهايي از طيف به خدمات ويژه اختصاص يافت و جهان به سه منطقه (اروپا و آفريقا، آمريکا، آسيا و اقيانوسيه) تقسيم شد که براي هر يک مي شد بتفصيل برنامه ريزي کرد.

با فرا رسيدن دهه 1960 و پرتاب نخستين ماهواره هاي ارتباطي ناظر بر زمين ارتباطات از طريق انتقال الکترو مغناطيسي از نظر وسعت کاملا جهاني شد.


بررسي کوتاه الگوهاي امروزي ارتباطات جهاني

قرن 20 شاهد رشد سريع و بي سابقه مجرا هاي ارتباطي و انتشار اطلاعات بوده است. جهاني شدن ارتباطات فرآيندي سازمان يافته ولي نابرابر است که بعضي را بيش از بقيه منتفع ساخته و بخشهايي از جهان را سريع تر به شبکه جهاني ارتباطات کشانده است.

ماهواره هاي ارتباطات دور از همان آغاز به عنوان ايستگاه هاي رله ونقاط توزيع امواج به کار گرفته مي شدند. اين نظام هاي جديد توزيع ذاتا  فرا مليتي هستند. زيرا از ديدگاه فني هيچ دليلي وجود ندارد که حتما ناحيه دريافت (جاي پا) يک ماهواره DBS با مرزهاي زميني يک ملت  يا کشور خاص مطابقت داشته باشد.

ويژگي محوري جهاني شدن ارتباطات، وجود اين حقيقت است که محصولات رسانه اي در يک عرصه بين المللي گردش وانتشار مي يابد. اين فرآيندي ساختار گرفته است که در آن سازمان هاي خاصي داراي نقش مسلط هستند؛ فرآيندي که در آن برخي ازمناطق جهان براي تامين کالاهاي نمادين به شدت وابسته به يکديگرند. ايالات متحده که صادر کننده اصلي برنامه هاي تلويزيوني بوده و هست، مواد رسانه اي بيشتري را نسبت به آنچه وارد مي کند، به کشورهاي ديگر مي فروشد.

 

ارزيابي مجدد نظريه امپرياليسم فرهنگي

هربرت شيلر مي گويد انگيزه جهاني شدن ارتباطات طلب منافع تجاري از سوي شرکت هاي بزرگ فرا مليتي آمريکائي بوده که اغلب در همکاري با منافع سياسي و نظامي غرب کار کرده اند. استدلال طرح شده توسط شيلر به عنوان نظريه امپرياليسم فرهنگي ناميده مي شود. او مي گويد مشخصه دوره بعد از جنگ جهاني دوم سلطه رو به رشد ايالات متحده در عرصه بين المللي است. اين رژيم جديد امپراتوري (امپرياليستي) بر پايه دو عامل کليدي قدرت اقتصادي و احاطه بر دانش ارتباطات استوار است. نتيجه اين وضع تهاجم الکترونيکي است که تهديدي براي از ميان بردن سنت هاي محلي و ميراث فرهنگي کشورهاي کمتر توسعه يافته به زير سيل برنامه هاي تلويزيوني و ساير محصولات رسانه اي است که با ارزش هاي مصرف گرائي، درون گداز شده است. چرا که بيش از هر چيز بسته به نياز هاي توليدکنندگان کالاها، يعني کساني است که از طريق آگهي هاي تجاري تلويزيون عهده دار تامين مالي آن مي شوند.

به هر حال حتي اگر با رهيافت نظري گسترده شيلر و دور نماي انتقادي او همدلي و هم حسي داشته باشيم، باز هم استدلال او را از جنبه هاي بسيار، عميقا غير قانع کننده خواهيم يافت.

تنها در قلمرو اقتصاد در چند دهه گذشته شاهد فراگرد عميق بازسازي جهاني بوده ايم که موضع ايالات متحده را به عنوان قدرت صنعتي برتر از ميان برده است. اقتصاد جهاني به شکلي فزآينده چند قطبي شده است که بر صنايع مختلف مرتبط با اطلاعات و ارتباطات هم تاثير گذاشته است و توليد در شکلي فزآينده به اروپاي غربي، ژاپن و کناره هاي اقيانوس آرام منتقل شده است.

افزون بر اين با وجود اهميت مداوم هاليوود، صنايع غير آمريکاي شمالي پيوسته اهميت بيشتري به عنوان توليد کنندگان منطقه اي و صادر کنندگان فيلم و برنامه هاي تلويزيوني کسب مي کنند. شيلر با انديشه در کارهاي تحليلي اش در 25 سال بعد به اين نکته اذعان کرد که استيلاي جهاني محصولات رسانه اي و فرهنگي آمريکا اگر هم پسروي يا افتي داشته باشد- پسروي چندان محسوسي نيست. بنابراين در حاليکه استيلاي فرهنگي از لحاظ شکل و محتوي همچنان آمريکائي باقي مانده، مبناي اقتصادي استيلا بين المللي شده و به صورت استيلاي فرهنگي شرکت هاي صنفي فرا مليتي در آمده است و اين در واقع نوعي تاييد جهاني شدن فعاليت اقتصادي است.

از طرفي بيشتر اشکال فرهنگ در جهان امروز، فرهنگ هاي دو رگه يا چند رگه هستند که ارزش ها، باورها و کاربست هاي مختلف آن عميقا در هم تابيده است. البته، اين متضمن آن نيست که جهاني شدن ارتباطات از طريق رسانه هاي الکترونيکي نمي تواند موجب روي کار آمدن اشکال جديد استيلا و وابستگي فرهنگي شود.

در ضمن محصولات رسانه اي وارداتي به همه کشور ها وارد شده است نه فقط گيرندگان جهان سومي.

بررسي ها نشان داده که دريافت و تملک محصولات رسانه اي فرآيند هاي اجتماعي پيچيده ايست که در آن افراد فعالانه پيام ها را مفهوم ساخته، تلقيهاي مختلفي نسبت به آن اتخاذ مي کنند و از آن به شيوه هاي متفاوت در جريان زندگي روز مره بهره مي گيرند.

نشر جهاني، تملک محلي؛ به سوي نظريه جهاني شدن رسانه ها 

رابطه بين الگوهاي ساختار گرفته ارتباط جهاني از يک سو، و شرايط محلي که تحت آن محصولات رسانه اي به تملک در مي آيد، از سوي ديگر است. با وجود آنکه ارتباطات واطلاعات بشکلي فزآينده در مقياس جهاني انتشار مي يابد، اين مواد نمادين همواره توسط افرادي دريافت مي شود که در محل هاي خاص مکاني زماني واقع شده اند. تملک محصولات رسانه اي هميشه يک پديده محلي است، از اين نظر که هميشه افراد خاصي را که در بافت هاي اجتماعي تاريخي خاص قرار دارند، و افرادي را که براي درک پيام هاي رسانه اي و يکي کردن آن با زندگي خودشان به منابعي که در اختيار دارند، متوسل مي شوند، درگير مي کنند.

فرآيند تملک همچنان ذاتا تابع مقتضا (زمينه مند) و هرمنوتيک (تاويلي تعبيري) باقي مانده است.

با توجه به خصوصيت هرمنوتيکي تملک، اهميت و دلالتي که پيام هاي رسانه اي براي افراد دارند وکاربرد هايي که گيرندگان (پيام) براي مواد نمادين رسانه اي معين مي کنند، به مضمون يا بافت هاي دريافت ومنابعي که گيرندگان به فرآيند دريافت مرتبط مي کنند، بستگي حياتي دارد.

توجيه مفهومي سره برني محمدي  و محمدي از نقش رسانه هاي ارتباطي در انقلاب ايران نيز به روشني نشان دهنده همين موضوع است. در مبارزه عليه شاه که به واردات فساد انگيز غرب انجاميده بود صور ذهني و زبان سنتي و مذهبي به عنوان اسلحه نمادين بود، اما با توسعه رژيم اسلامي محصولات فرهنگي غرب براي بسياري از ايرانيان اهميت متفاوتي به خود گرفت. مثال هايي از اين دست، خصوصيت تابع مقتضاي فرآيند تملک را به خوبي ترسيم مي کند که از اين طريق محصولات رسانه اي تغيير شکل داده، سپس دريافت وتعبير مي شوند.

 در بررسي پژوهشي جيمز لال درباره تاثير تلويزيون در کشور چين پديده دوري نمادين از بافت هاي مکاني زماني زندگي روز مره مطرح شده است. باآنکه بسياري از بينندگان چيني از برنامه هايي که در اختيارشان گذاشته شده، انتقاد مي کنند، براي تلويزيون بخاطر نحوه ارائه راههاي نو، شيوه هاي زندگي نو و شيوه هاي جديد تفکر ارزش قائل هستند. تلويزيون مدلي از بقيه جهان ارائه مي کند. با اين کار به بينندگان امکان مي دهد که شرايط زندگي خودشان را با شرايط شايع در جاهاي ديگر مقايسه کنند.

تملک محلي محصولات جهاني رسانه ها، منبع تنش وستيز بالقوه نيز هست، زيرا محصولات رسانه اي مي تواند تصاوير وپيام هايي را انتقال دهد که با ارزش هاي ملازم با شيوه سنتي زندگي برخورد تعارضي داشته باشد يا کاملا از آن ارزش ها پشتيباني نکند.

نابخردانه است اگر مدعي شويم تملک محلي محصولات جهاني رسانه ها عاملي اصلي در انگيزش اشکال گسترده تر تعارض اجتماعي و دگرگوني اجتماعي در جهان مدرن بوده است؛ بلکه بينهايت پيچيده و شامل عوامل بسيار گوناگوني است.

همين ديدگاه ها بودکه مردم را به پرسش درباره ارزش هاي سنتي و تعابير رسمي وا داشت و به آنها کمک کرد که به راه هاي متفاوت و شيوه هاي بديل زندگي بيانديشند. اين بدون ترديد به خودي خود سبب بروز تظاهرات متهورانه ميدان تيانان من نشده، ويقينا خط سير رودرروييهاي بعدي را معين نکرده است، اما بعيد به نظر مي رسد که در غياب تلويزيون رويدادهاي ميدان " تيانان من " مي توانست بدانگونه تکوين يابد يا عيان شود ( که شد) يا آنچنان در معرض ديد ميليون ها نفر در چين و در سراسر جهان قرار گيرد. +

http://www.blogfa.com/layouts/techno/5cat.gif


http://www.blogfa.com/layouts/techno/4cat.gif

 

جزوه اموزشی(مکاتبات اداری وگزارش نویسی)


قابل توجه همکاران منطقه 10 شهرداری تهران
جزوه اموزشی(مکاتبات اداری وگزارش نویسی)

نگارش ويا فن نويسندگي که معمولاً نامه هاي خصوصي واداري وحتي کتب ومقالات را شامل مي شود ، متأسفانه از ابتداي سوادآموزي وتا زمان بهره برداري مورد توجه واقع نشده است ودر نتيجه اين امر ضعف گروهي از باسوادان وحتي فارغ التحصيلان مدارس متوسطه ودر بعضي از فارغ التحصيلان دانشگاهي نيز ديده مي شود که اغلب از نوشتن روان نويسي زبان فارسي ( زباني که به آن تکلم مي کنند ) عاجزند . در خوب نوشتن وبيان مطالب به صورت درست وروان غالباً تصور مي شود که اين فن خاص گروهي است که ذوق آن را داشته ويا در رشته هاي خاصي مثلاً زبان وادبيات فارسي تحصيل نموده باشند وبقيه اشکالي بر آنان وارد نخواهد بود چنانچه به اين فن آشنايي نداشته باشند در صورتيکه مسئله اين طور نيست ي  بنابراين يحتي بي موضوعات فني هم بايد با گزينش کلمات ، جملات ، ترکيب وتنظيم آنها
نوشتن متون فارسي ودر حقيقت آنچه که در آغاز کارمان صحبت و يا فکر کردن است و مي بايد بعداً بر روي کاغذ بصورت نوشته در آيد نبايد بي اهميت تلقي گردد وتهيه يک گزارش ويا نامه خوب اداري نياز فراوان به آگاهي در شيوه نگارش دارد . در تهيه آن نيز رشته شغلي وتخصص ودر جه تحصيلي وذوق واستعداد سرشار نيز کافي نيست ، بنابراين يک نفر متخصص در امور فني ويا مهندسي نيز فرضاً در تهيه يک نامه اداري ويا فني ويا تهيه يک گزارش حتي براي موضوعات فني هم بايد با گزينش کلمات ، جملات ، ترکيب وتنظيم آنها با يکديگر اقدام نمايد ودر نتيجه غلط نوشتن کلمات ، جملات ونامفهوم بودن متن نامه ويا گزارش علاوه بر عدم دسترسي به نتيجه مورد نظر ، خود مشکلاتي را نيز بدنبال خواهد داشت ودر نهايت خالي از اشکال نخواهد بود . بي اعتنايي بعضي از مردم وحتي تحصيلکرده ها به فنون واصول خوب نوشتن نمي تواند دلايل آنان را در بي ارج نموده اين فن توجيه کند ، زيرا بايد قبول کرد که نگارش صحيح در هر زماني به عنوان يک نياز اجتناب ناپذير وضروري براي همه افراد جامعه مي باشد وبه ويژه براي افراد تحصيل کرده محسوس تر خواهد بود . چون توقع افراد عادي از اين گروه بيشتر است وعلاوه بر آن اين گروه از جامعه به جهت فعاليت هاي سياسي  واداري واجتماعي وفرهنگي که دارند ، خوب ويا بد نوشتن آنها تاثير مستقيمي بر روي ديگران خواهد گذاشت . براي کارکنان سازمانهاي دولتي بسيار اتفاق افتاده که نامفهوم بودن ويا ناقص بودن نامه اي موجب ، سرگرداني ارباب رجوع ، مکاتبات مجدد وبيهوده ونهايتاً صرف وقت وايجاد هزينه ونيروي انساني بيموردي را شامل گرديده است . بنابراين براي کارمندان اداري بخصوص آگاهي از فنون نگارش در حد متعارف وبه مقياسي که آنها را قادر به نامه نگاري صحيح و کافي براي انجام وظايف محوله نمايد ، ضروري است وبراي رسيدن به اين مقصود لااقل مي بايستي به قواعد کلي واساسي نگارش واصول دستور زبان فارسي آگاهي کامل داشته باشند . وقتي که نامه اي بد نوشته مي شود بدان علت نيست که نمي توان خوب نوشت . کارکنان اداري عمدتاً داراي استعدادهاي متفاوت هستند ونوشتن يک نامه خوب اداري نيز چيزي جز اين نمي خواهد وبه همين دليل اگر نامه اي بد نوشته مي شود به سبب کم اهميت دادن به اين فن مي باشد نه چيز ديگر . اميدوارم مطالبي که به صورت خلاصه بيان مي شود موجبات تغيير نگرش وايجاد تحول در بهتر نوشتن مکاتبات اداري را فراهم آورد .
مكاتبات : مكاتبات عبارت است از نوشته هايي به منظور آگاهي ، اطلاع و خبر بين دو يا چند نفر ، موسسه ، شركت و سازمان كه ميتواند به وسيله پست، فرد و یا الکترونیکی انجام گيرد. مكاتبات در وحله اول بررسي ، اقدام و سپس بايگاني مي گردد.
 مكاتبات بر دو نوع است : 1     مكاتبات بازرگاني    2-    مكاتبات اداري
 
 
مكاتبات بازرگاني : مكاتبات بازرگاني عبارت است از نوشته هاي بازرگاني درباره توليد ، خريد ، فروش ، ارائه خدمات و مسائل مالي . مطالب چاپي روي نامه هاي بازرگاني بشرح زير است : بطور معمول نامه هاي بازرگاني داراي سرلوحه اي است كه نوع و چگونگي فعاليت هاي موسسه را نشان ميدهد.
سرلوحه آن عبارتست از : - علامت تجاري - نام موسسه - شماره ثبت دفتر شركت ها - نشاني - تلفن - نشاني تلگرافي ، تلكس و يا فاكس
مکاتبات اداري :
با توجه به نقش حساس نامه نگاري ( مکاتبات اداري ) نکاتي مختصر جهت اطلاع همکاران محترم توضيح داده مي شود :
- از مطول نویسی مکاتبات جلوگيري نماييم :
1مکاتبات اداري مي بايستي به حداقل کاهش يابد ودر عين حال از وقت کمتر وسرعت بيشتري برخوردار باشد واصولاً کاهش مکاتبات اداري دليلي براي بد نوشتن وعدم آشنايي به فنون نگارش صحيح نخواهد بود بلکه در جهت محو آثار کاغذ بازي هاي بي مورد است .
2- جلب رضايت :
جلب رضايت مردم ، چه کارکنان سازمانهاي دولتي باشد وچه ديگر افراد جامعه که مراجعان سازمانهاي دولتي را تشکيل مي دهند واز واجبات است ، خوب ، صحيح ، خوانا وبدون ايراد واشکال نوشتن کمک زيادي در جهت پيشبرد امور ودر نهايت تسهيل انجام امور مراجعات وارباب رجوع را بدنبال خواهد داشت .
3- نداشتن روحيه چاپلوسي ، تملق وريا
تعمق ودقت در گذشته نشان مي دهد که تاثير عوامل تاريخي وسياسي در طول قرنها متاسفانه موجب شده که عده اي داراي روحيه تملق وريا باشند . وتعارفات ومبالغه هاي حقارت آميز واحترامات ريا کارانه وبيان
مطالب در لباس استعاره وکنايه نيز بر اساس همين طرز تفکر وانديشيدن در کليه شئون ومنجمله مکاتبات اداري ما تاثير گذاشته است . بايد پذيرفت که امروزه جملاتي مانند : تصدقت گردم ، فدايت شوم ، بعرض ميرساند واز اين قبيل چه معاني خاضي در عرف اداري ما دارد که در کمتر جايي از کشورهاي جهان ديده مي شود . بررسي نامه هاي اداري بخصوص گذشته نشان مي دهد که اينگونه کلمات تعارف آميز جزو نامه محسوب مي گرديده است وموارد بسياري وجود داشته که احترامات بي موردي نظير « منوط به رأي عالي است » و« بعرض مي رسد تا هر طور که مقرر فرمايند اقدام گردد» و« به طوريکه ، خاطر آنجانب مستحضر است » بصورت روزمره تکرار گرديده اند .
چگونه يک نامه خوب اداري بنويسيم ؟تنها وقتي حرفي اثر دارد که مخاطب آنرا بفهمد واز نگارش نيز بايد منظور اين باشد که نامه اثر کند ومنظوري را حاصل شود . بنابراين بايد طوري نوشته شود که حرف ماقابل درک باشد ودر غير اين صورت نوشتن نامه رنج بيهوده بودن وتلف کردن وقت است وبهمين لحاظ است که مي بايستي :* الف –  پیش از نوشتن نامه فکر کنيم:
به هنگام پيش آمدن مطلبي نمي بايستي فوراً قلم بدست گفته وبنويسيم بلکه مي بايستي در ابتدا موضوع وهدف از نوشتن را معين کنيم ، براي نوشتن ، نخست مي بايستي موضوع را کوتاه و روشن بيان نماييم ودر صورتيکه موضوع پيچيده ومبهم است در اين حال مي توان آنرا به قسمت هاي مختلف تجزيه نماييم تا بهتر قابل فهم باشد .
* ب – احساس مسئوليت وصراحت :
نوشتن جملاتي مانند « منظور به نظر عالي است » هيچ دردي را دوا نخواهد کرد بلکه نامه مي بايستي از صراحت وقاطعيت برخوردار باشد . تجربه گذشته نشان داده است که مرسوم بوده نامه هاي اداري را طوري بنويسند که باصطلاح دو پهلو باشد ودر آينده قابل تفسير ، چنانچه روزي مورد سوال واقع شوند که چرا مثلاً با اين تقاضا موافقت نموده اي ، با استفاده از معاني جملات ومعني منفي که از نامه به نظر مي رسد اظهار نمايند که ما مخالفت کرده ايم وبالعکس اگر از آنها پرسش شود که به چه دليل با آن مخالفت کرده اي در صورتيکه تقاضا منطقي بوده است ، بلافاصله جواب دهند که بهمين دليل ما هم موافق بوده ايم . از نکات ديگر احساس مسئوليت نيز اين است که در حل مشکل سهيم باشيم نه  اينکه اخذ تصميم درباره همه کارها
با مسئول يا سرپرست باشد واز آنجا که يک نفر درباره همه مسائل نمي تواند فکر روشن وثمر بخش داشته باشد لذا پيشرفت کار ناچيز خواهد بود .
* پ – احتياج خواننده:
معمولاً به هنگام نوشتن نامه کمتر احتياج خواننده در نظر گرفته مي شود وچنين تصو مي شود که او نيز مانند ما به سابقه امر آگاهي کامل دارد ودر نتيجه چيزي که نوشته مي شود نامفهوم است ، بنابراين نامه مي بايستي طوري نوشته شود که خواننده نامه اطلاعات کلي را در ابتداي نامه بدست آورد .
*ت – مخاطب :
مخاطب نامه هميشه بايد مشخص ومعلوم باشد اعم از اينکه نامه اداري به شخص ويا به وزارتخانه ويا سازمان دولتي وغيره نوشته شود .
* ث – اهميت وتنظيم مطالب :
بهنگام مکاتبات مي بايستي مطالب آن را بر اساس اهميتي که دارند تنظيم کنيم ، بطوري که در آغاز نوشتن
مطالب جزئي خودداري گردد زيرا خو.اننده را جلب نمي کند ، اساسي ترين مطلب را به صورت روشن وخيلي کوتاه در آغاز بنويسيم ودنباله را ابتدا ارائه دهيم وبهمين دليل است که تمايل خواننده را بخواندن نامه بدست آورده وتا پایان نامه آن را حفظ کنيم .
*ج- بکار بردن کلمات مناسب :
بکاربردن لغات مشکل وبغرنج وهمچنين کلماتي که ميزان مرتبه وفضيلت شخص را نشان دهد در نامه هاي اداري نه تنها موثر نيست بلکه موجب ناراحتي خواننده وبي اثر بودن نوشته خواهد شد چه اينکه زبان هر نامه اداري تنها وسيله اي است ارتباطي براي فهماندن ودرک مطلب وبهمين لحاظ هر چه قدر از کلمات ساده ، روشن ودقيق تر استفاده شود بهتر وراحتتر خوانده مي شود وهدف ومنظور بهتر درک مي گردد.
* چ- تقسيم بندي نامه :هر قدر طول جملات نامه زياد ونامه سراسر ويکپاچه باشد ، بيشتر کسالت خواننده را موجب مي شود وبراي جلوگيري از اين عيب بزرگ اغلب نامه هاي اداري ، بهتر است که تقسيم بندي نامه به چندين جمله وبند وبا استفاده از اعداد وارقام با حروف صوت گيرد تا هم جملات ومفاهيم از يکديگر جدا
وقابل درک باشد وهم اينکه خواننده مطالب مختلف نامه را يکي تلقي ننمايد واز خواندن ودرک هدف اصلي نامه باز نماند .
*ح- اصطلاحات اداري :
معمولاً درمکاتبات اداري يک سري اصطلاحات وکلمات روزمره وجاري بکار مي رود از قبيل : بازگشت به : عطف به – درپاسخ – پيرو – اقدام مقتضي – اقدام لازم – ارسال مي شود – ايفاد مي شود – اشعارمي دارد –به اطلاع مي رساند – به آگاهي مي رسد – شايسته است – مقتضي است – خواهشمند است دستور فرمايند  و… که در مکاتبات موجود آنان نقش مهمي ا در نامه هاي اداري بازي مي نمايند وکمتر کسي است که بهنگام مطالعه نامه هاي اداري باينگونه کلمات برخورد ننمايد .
هر يک از موارد فوق در جايي خاص بکار مي روند ودر بعضي موارد بکاربردن آنها الزامي است . مثلاً کلمه
 « بازگشت » و« در پاسخ » و« عطف » بهنگام جواب دادن نامه اداري حتماً مي بايستي ذکر شوند در غيراينصورت موجب مکاتبات متعدد خواهد بود وبا ذکر اين کلمه در بسياري موارد مي توان از آن جلوگيري نمود ويا کلمه « پيرو » بهنگام تعقيب وپيگيري اموري که ناتمام وبي جواب مانده است ، ضروري است .
عطف نامه اي است كه براي شما از يك واحد ارسال شده است و شما بدان رجوع مي كنيد و پيرو نامه اي است كه خودتان قبلا ارسال كرده ايد و بدان ارجاع مي دهيد.
درمورد نوشته هایی که درپاسخ به نامه یا دستور رسیده تهیه و ارسال می شود عبارت زیر رایج است :
*عطف به نامه شماره ...
*بازگشت به نامه شماره ...
* درپاسخ به نامه شماره...
*با توجه به بخشنامه شماره ...
*در اجرای دستور نامه شماره ...
*دراجرای دستورتلفنی مورخه ...
دراجرای دستورشفاهی آن مقام
 سفارش می شود از عبارت های (بازگشت به.....و در پاسخ به .....) استفاده شود.چنانچه نامه ای به دنبال نوشته های قبلی و به منظور پیگیری یا اصلاح نامه قبلی نوشته شود ، ذکر سابقه بصورت زیرخواهدآمد
*پیرو نامه شماره....مورخ ....
درمورد نامه هایی که ابتدا به ساکن نوشته می شود و بدون سابقه قبلی است باید درمقدمه علت و بهانه نوشتن نامه به روشنی بیان شود. به طورمثال:
نظربه این که درنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شایسته است مکاتبات و مراسلات فارغ از پیرایه و تعارفات غیرضروری و عاری از اغراق باشد..
*خ- پايان نامه اداري :
معمولاً نامه هاي اداري نوعي تقاضا ودرخواست وبا پاسخ مطالب .تقاضاهاي خواسته شده مي باشند ويا اينکه نامه هاي اداري براي اداي توضيحات مطلبي نوشته مي شود . بهر صورت وقتي مکاتبه اي صورت مي گيرد چه جنبه هاي فوق را داشته باشد ويا نداشته باشد ، ادب ايجاب مي نمايد که با احترام نگاشته شود وبهتر است که در ابتداي نامه معمولاً با سلام واحترام ويا با تقديم سلام واحترام گذاردن ودر پايان تشکر کردن بهر صورت وعنواني مطرح گردد.
آخرین بخش نوشته های اداری ، قسمتی است که به ویژه درج نشانی سازمان است . دراین قسمت که انتهای نامه ی اداری را تشکیل می دهد به صورت چاپی در پایین سربرگ درج می گردد.
دربخش نشانی ابتدا نشانی دقیق سازمان و کدپستی و شماره های تماس تلفن ، دورنگار(فکس ) و سپس نشانی پست الکترونیک
(ایمیل ) و یا پایگاه اینترنتی چاپ می شود.
یکی دیگر از تفاوت های مكاتبات اداري در اندازه كاغذ، فرم و شكل نوشتاری آن مي باشد .
ابعاد نامه هاي اداري : طبق دستور العمل اداره كل بهبود روشها در سازمان امور اداري و استخدامي كشور كاغذها بشرح زير در موارد مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد :
- كاغذهاي A3 : بدون سرلوحه است و براي تهيه جدول ، نمودار و نقشه مورد استفاده قرار مي گيرد.
- كاغذ هاي A4 : مخصوص نامه هايي كه از 5 سطر صفحه A4 بيشتر باشد ( براي گزارش هم از اين كاغذ استفاده مي شود)
- كاغذ A5 : مخصوص نامه هايي كه از 5 سطر صفحه A4 كمتر باشد .
كاغذ A6 : بدون سرلوحه است و براي نامه نگاري بين كارمندان مورد استفاده قرار مي گيرد و فقط در طرف چپ و بالاي كاغذ كلمه (يادداشت ) چاپ ميشود.
طبق اين دستورالعمل اندازه نامه هاي اداري بر دو نوع است :
- نامه هاي بزرگ A4 : به ابعاد 297 × 210 ميليمتر ، مطالبي كه از 5 سطر بيشتر باشد روي اين كاغذ ماشين ميشود.
- نامه هاي كوچك A5 : به ابعاد 148 × 210 ميليمتر ، مطالبي كه از 5 سطر كمتر باشد روي اين كاغذ
ماشين ميشود.
نحوه تهيه نامه هاي اداري : اجزاء مختلف نامه اداري : هر نامه اداري داراي پنج جزء بشرح زير مي باشد :
1-     سرلوحه
2-     عنوان گيرنده ، فرستنده ، موضوع نامه
3-     متن نامه
4-     مشخصات امضاء كننده نامه
5-     گيرندگان رونوشت
اينك بشرح هر يك از اجزاء بالا مي پردازيم :
1- سرلوحه : -آرم جمهوري اسلامي ايران سمت راست يا بالاي نامه .
-نام سازمان اصلي زير آرم و نام واحد يا اداره وابسته زير نام اصلي .
-تاريخ در سمت چپ
-شماره در سمت چپ
-پيوست در سمت چپ
2- عنوان گيرنده ، فرستنده ، موضوع نامه :
الف : عنوان گيرنده عنوان گيرنده كه با كلمه ( به ) در نامه مشخص ميشود عبارت است از : نام شخص يا موسسه اي كه نامه براي او فرستاده ميشود.
عنوان نامه يا مخاطب نامه می تواند شخصيت حقيقی يا حقيقی باشد ، برای طرح مخاطب نامه  بايد به چند نکته توجه داشت : 1- در نگارش مخاطب نامه بهتر است ابتدا شخصيت حقيقی فرد، سپس شخصيت دقيق حقوقی وی ذکر شود به عنوان مثال : جناب آقای دکتر ... رئيس محترم ... 2- چنانچه به هر دليل از ذکر شخصيت حقيقی افراد خودداری می کنيم به شيوه های زير از شخصيت های حقوقی نام می بريم : - رئيس محترم سازمان  ،  بهتر است بنويسيم           رياست محترم سازمان -  مدير کل محترم  ،  بهتر است بنويسيم              مديريت کل محترم  - مدير محترم   ،  بهتر است بنويسيم                   مديريت محترم
3- در نگارش مخاطب نامه بهتر است بين عنوان پست سازمانی مسئول و سازمان مربوطه تناسب برقرار شود . به عنوان مثال برای سازمان  بهتر است بنويسيم        رياست نه اينکه مدير محترم سازمان برای اداره کل  بهتر است بنويسيم      مدير کل نه اينکه رئيس اداره کل برای اداره   بهتر است بنويسيم          رئيس اداره نه اينکه رئيس محترم اداره
ب : عنوان فرستنده عنوان فرستنده كه با كلمه ( از) در نامه مشخص ميشود عبارت است از : نام شخص ، موسسه ، سازمان و يا واحد سازماني كه نامه از طرف آن نوشته ميشود.
 
ج : موضوع نامه موضوع نامه عبارت است از عبارت كوتاه و گويايي كه مبين محتواي نامه باشد. (يعني متن نامه درباره چه موضوعي مي باشد).
مثال:
از: فني حرفه اي استان اصفهان
به : سازمان انرژي اتمي اصفهان
موضوع: ماموريت جهت آموزش
3-  متن نامه : منظور از متن نامه مطالب و شرحي است كه در مورد موضوع نامه نوشته ميشود . متن نامه ممكن است از يك يا چند پاراگراف تشكيل شده باشد كه قسمت اول را پاراگراف افتتاحيه و بعد از آن را پاراگراف مياني و قسمت آخر را پاراگراف
اختتاميه مي نامند. پاراگراف : اصولاً پاراگراف شامل يك بند يا يك قسمت است كه از چند جمله مربوط به هم تشكيل شده و ضمن اينكه پاراگراف ، خود داراي معني مستقلي است اما با پاراگراف هاي بعدي نيز ارتباط دارد و با Enter از هم جدا مي شوند.
4- مشخصات امضاء كننده نامه : مشخصات امضاء كننده نامه در سمت چپ نامه مي باشد . نام و نام خانوادگي مقام يك يا دو سطر فاصله موقعيت سازماني امضاء كننده بايد توجه نمود كه نام و نام خانوادگي درست در وسط عنوان پست سازماني امضاء كننده قرار ميگيرد. در مواردي كه مقام ديگري حق امضاء نامه را بجاي امضاء كننده اصلي داشته باشد در قسمت مربوط به مشخصات امضاء كننده نام و نام خانوادگي امضاء
كننده اصلي و همچنين عنوان سازماني وي نوشته شده و با اضافه كردن عبارت ( از طرف) در جلوي آن امضاي نامه بوسيله مقامي كه به او تفويض اختيار شده صورت مي گيرد .
نامه هاي اداري بر دو نوع است :
1-     نامه هاي وارده : آن دسته از نامه هايي كه به درون ارگان يا سازماني وارد ميشود.
2-نامه هاي صادره : آن دسته از نامه هايي كه به بيرون از ارگان يا سازمان ارسال ميشود. لازم به ياد آوري است كه دفتري بنام دفتر انديكاتور وجود دارد كه مخصوص ثبت كليه مكاتبات نامه هاي وارده و صادره ميباشد.براي ماشين كردن نامه هاي اداري بايد به نكات زير توجه كرد : تحرير كردن مشخصات گيرندگان رونوشت : رونوشت عبارت است از نسخه برداري يا كپي برداري از روي نامه اصلي اگر نامه اداري داراي سه رونوشت براي سه محل مختلف باشد آن نامه در 5 نسخه تايپ ميشود كه سه نسخه آن براي آن سه محل ، يك نسخه از رونوشت براي بايگاني قسمت مربوطه و يك نسخه هم كه همان نامه اصلي مي باشد.
3- مي باشد. پس از تايپ عبارت ( رونوشت ) دو نقطه گذاشته و يك فاصله سطري داده ، از زير دو نقطه با خط تيره شروع به تايپ قسمت هايي كه نامه بايد به آنجا فرستاده شود مي نمائيم. مثال :
رونوشت :
- جناب آقاي ... ( با توضيح سمت)
- جناب آقاي ... ( با توضيح سمت)
- جناب آقاي ... (با توضيح سمت )
- بايگاني
 
پيوست : هر مدركي كه همراه نامه فرستاده ميشود پيوست ناميده ميشود. در قسمت بالاي نامه كلمه پيوست در سمت چپ بصورت چاپي مي باشد كه اگر نامه اي داراي پيوست باشد بايد جلوي كلمه پيوست كلمه (دارد) را اضــــــافه كنيم و اگر نداشته باشد بصورت خط تيره يا كلمه ( ندارد) نشان داده ميشود.
نمــــونه نامه اداری
شماره : 6275987
پيوست : دارد
به : سرپرست آموزش
از : شركت پيشگام وابسته به انرژي اتمي اصفهان
موضوع : آموزش اينترنت
عطف به نامه شماره 441 مورخ 5/6/1381 از آن سازمان محترم درخواست ميشود يك نفرمدرس را جهت
آموزش اينترنت به اين مركز معرفي نمائيد . ضمناً خواهشمند است دستور فرمائيد چند نسخه از جزوه آموزشي اينترنت به اين شركت ارسال نمايند.
قبلاً از همكاري شما سپاسگزاري ميگردد.
نام و نام خانوادگي
مسئول امور اداري
 
رونوشت :
- اداره اطلاعات
- بايگاني
-------------------------------------------------------------------------------------
چگونه بايد بنويسيم
محتوا: نامه هاي اداري عمدتاً به دو گونه درخواستي و امري تقسيم مي شود:
الف) نامه هاي درخواستي:
1ـ سرآغاز نامه هاي درخواستي به شكل زير پسنديده تر است:
ـ با سلام و احترام، به استحضار مي رساند: ـ سلام عليكم  به استحضار عالي مي رساند: ـ با سلام و نهايت احترام، به عرض مي رساند:نامه هاي درخواستي عموماً براي مقام بالا دست نگاشته مي شود، به ويژه آنكه شناسه فاعلي جمله ها از اول شخص به سوم شخص تغيير مي يابد كه قصد نويسنده نامه احترام و ارزشگذاري به مقام مخاطب مي شود. به عنوان مثال:
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران  با سلام و احترام، به استحضار عالي مي رساند: مردم شريف و زحمتكش گيلان ............. لذا از آن مقام منيع تقاضا دارد نسبت به بخشودگي سود اقساط كشاورزي، دستور اقدام لازم را عنايت فرمايند.
2-در نامه هاي درخواستي از به كار بردن كلمات احساسي و در عين حال زياده گويي اجتناب شود، كلمات و جملات كليدي مي تواند با كلمات ايتاليك يا با نشانگرها برجسته شود تا اصل مطلب به مخاطب انتقال يابد.
3ـ در بند (پاراگراف) درخواست، جملات زير شايسته است:
ـ لذا تقاضا مي شود ـ متمني است دستور فرمايند ـ لذا مقتضي است عنايت فرمايند تا ...
-----------------------------------------------------------------
زماني كه مي خواهيد شروع به نوشتن كنيد به مواردي خاص دقت كنيد ازجمله :
1- هدف خود را ازنوشتن مشخص كنيد، چرا مي نويسيد؟
2- براي چه كسي مي خواهيد بنويسيد؟ مخاطب خود را مشخص كنيد!
3- آيا مي توانيد به جاي نوشتن براي برقراري ارتباط ازوسايل ديگراستفاده نماييد؟ (‌ تلفن ، ايميل، فكس و....)
4- مزيت نوشتن را نسبت به سايرعوامل مشخص نماييد؟
5- چه پيامي مي خواهيد بدهيد؟
6-      منتظر چه جوابي هستيد؟
7-     تا چه زماني اين نوشته داراي اهميت است؟دربسياري مواقع شاهد اين هستيم كه نوشته ها يا نامه ها بدون جواب به بايگاني انتقال داده  مي شود حتي دربعضي ازمواقع پيرامون يك موضوع چندين بارمكاتبه مي شود ولي پاسخي
دريافت نمي شود كه بعد ازپيگيري مشخص مي شود نوشته داراي مشكلاتي بوده است. براي اين كه نامه يا نوشته درجريان ارتباط قرارگيرد ومنجربه پاسخ شود بايد مواردي را درتنظيم نوشته رعايت كنيد:
موضوع ومتن نامه واضح ومشخص باشد .
1-     مبهم نباشد.
2-     دو پهلو نباشد.
3-     درتنظيم هرپاراگراف با پاراگراف بعدي يك سانتي مترفاصله رعايت وتنظيم شود.
4-     دريك نامه ونوشته نبايد بيش ازيك موضوع نوشته شود
5-     كاغذ بايد مناسب متن باشد..
6-      مبهم نباشد.
7-     دو پهلو نباشد.
8-     علائم نوشتار درتكميل معني كلمات استفاده شود.
9-     درتنظيم هرپاراگراف با پاراگراف بعدي يك سانتي مترفاصله رعايت وتنظيم شود.
10-در یک نامه نباید بیش از یک موضوع نوشته شود
11-نامه ها و نوشته های رسمی را با سر لوحه خاص از نامه ونوشته شخصی جدا نمایید
12- بهتر است تاریخ در سمت چپ نامه با رعایت 2 سانتی متر از حاشیه نوشته شود. در وسط کاغذ نام خدا ودر سمت راست با رعایت 5/2 سانت از حاشیه موضوع نامه نوشته شود که در نامه های اداری معمولا کاغذ نامه دارای سر لوحه خاص می باشد مانند
از:
به:
موضوع:
به صورت عمودي با فاصله ي يك سانتي مترزير هم نوشته وازحاشيه ي سمت راست با فاصله ي 5/2 سانتي متر.
12- براي نوشتن موضوع چكيده اي ازمتن در سه كلمه درمقابل موضوع مي نويسيم سپس مقدمه ي نامه را
براي آماده سازي ذهن خواننده دريك سطردرارتباط با موضوع نوشته مي شود معمولا مقدمه دروسط كاغذ با رعايت فاصله ي سمت راست وچپ به يك اندازه تنظيم ونوشته مي شود . متن اصلي با فاصله ي يك سانتي متر عمودي بعد ازمقدمه حاشيه سمت راست 5/2 سانتي متر وحاشيه سمت چپ 2سانت نوشته مي شود
ممكن است متن اصلي درچند پاراگراف مرتبط با هم يا يك پارا گراف تنظيم و نوشته مي شود . در پايان هرجمله بايد ازعلائم نوشتاري مناسب براي تكميل معني جمله استفاده شود . درپايان متن درصورت نيازپيشنهاد ، اختتاميه ونتيجه گيري نوشته مي شود. پيشنهاد مي شود درپايان متن با يك نقطه ومميزمتن بسته شود كه كلمه يا جمله ازطرف ديگران  به متن اضافه
نشود، سپس يك سانتي مترازمتن به صورت عمودي پايين رفته نام ونام خانوادگي نوشته مي شود. مكان امضاء يك سانتي مترپايين ترازنام ونام خانوادگي
ترسيم مي شود . چنان چه نامه اداري ومهردار است مكان عنوان پست فرد يك سانتي مترپايين ترازامضاء نوشته مي شود، بهتراست مهراداره روي نام ونام خانوادگي وعنوان پست حك نشود. پيشنهاد مي شود يك سانتي مترپايين ترازامضاء حك شود دليل اين امراين است كه مشخصات پايين نامه سمت چپ كاملا واضح رويت شود .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
آن چه سنديت نامه اداري را مشخص مي نمايد شماره ، امضاء و مهراداره است . آن چه درنامه شخصي هويت نامه را مشخص مي كند تاريخ وامضاء نامه است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
چنان چه درسازمان و موسسات ازطرف رئيس تفويض اختيارشود فردي كه مسئوليت ازطرف رئيس مي گيرد وداراي امضاء باشد بايد بعد ازنوشتن نام ونام خانوادگي ريئـس سازمان وعنـوان پستي يك سانتـي مترپايـين رفته)به صورت عمودي)،‌ نام ونام خانوادگي خود را نوشته وامضاء نماييد ودرمقابل عنوان پستي رئيس سازمان يا نام ونام خانوادگي وي كلمه ي ازطرف نوشته    مي شود. ازاين كه درمقابل نام تفويض اختيارشونده كلمه ي ازطرف قيد شود معني نامه تغيير مي كند ومشخص نيست چه كسي رئيس وچه كسي داراي حق امضاء است.
ازكاربرد كلمات خارجي درنوشتارجدا خود داري شود . همچنين تا آن جا كه ممكن است از كلمات عربي استفاده نشود مگراين كه معادل آن كلمه ( فارسي)‌ نباشد.
درصورتي كه نامه داراي تفويض اختيارباشد كلمه ي ازطرف بدين صورت نوشته مي شود ونام ونام خانوادگي فردي كه اختيارامضاء دارد بعد ازعنوان پست نوشته مي شود./
كلمات احترام آميزنامه تمام شود اما ازچاپ لوسي كردن وسماجت درنامه خود داري شود.
نمونه يك نامه رسمي:
به نام خدا
تاريخ.........................
از: شماره ...........
به: پيوست ...........
موضوع :
مقدمه : .................................................
پاراگراف اول..................................................................
...............................................................................
پاراگراف دوم ...........................................
................................................................................................
 
ازطرف
گيرنده رونوشت: نام ونام خانوادگي
1- امضاء
2- عنوان پست
3-  مهر
نمونه نامه شخصي
 
به نام خدا
تاريخ...............
موضوع:  ..........
مقدمه: .................................................
پاراگراف اول....................................................
...........................................................................
پاراگراف دوم.....................................................
.........................................................................
نام ونام خانوادگي
امضاء
رونوشت:
1-     2-
نتيجه: با توجه به اهميت نوشته واين كه يك نوشته ممكن است به صورت آرشيوحالت تاريخي به خود بگيرد ويا بخواهيم نامه يا نوشته درجريان كارقرارگيرد بايد ازاصول نامه نگاري استفاده شود. نامه خوانا وخوش خط نوشته شود. موضوع كاملا مشخص باشد.
پيشنهاد: براي اين كه بتوان نوشته ي خود را پي گيري نمود تا به نتيجه ي مطلوب منتهي شود و نامه در جايگاه خود قرار گيرد نامه هاي شخصي را بعد ازثبت دردبيرخانه ي سازمان مربوط شماره ي آن را ازمسئول دبير خانه خواسته تا درمواقع مورد نياز با همان شماره اقدام به پي گيري نامه آسان شود.
 
*در اجرای دستور نامه شماره ...
*دراجرای دستورتلفنی مورخه ...
دراجرای دستورشفاهی آن مقام
 سفارش می شود از عبارت های (بازگشت به.....و در پاسخ به .....) استفاده شود.چنانچه نامه ای به دنبال نوشته های قبلی و به منظور پیگیری یا اصلاح نامه قبلی نوشته شود ، ذکر سابقه بصورت زیرخواهدآمد
*پیرو نامه شماره....مورخ ....
درمورد نامه هایی که ابتدا به ساکن نوشته می شود و بدون سابقه قبلی است باید درمقدمه علت و بهانه نوشتن نامه به روشنی بیان شود. به طورمثال:
نظربه این که درنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شایسته است مکاتبات و مراسلات فارغ از پیرایه و تعارفات غیرضروری و عاری از اغراق باشد..
*خ- پايان نامه اداري :معمولاً نامه هاي اداري نوعي تقاضا ودرخواست وبا پاسخ مطالب .تقاضاهاي خواسته شده مي باشند ويا اينکه نامه هاي اداري براي اداي توضيحات مطلبي نوشته مي شود . بهر صورت وقتي مکاتبه اي صورت مي گيرد چه جنبه هاي
فوق را داشته باشد ويا نداشته باشد ، ادب ايجاب مي نمايد که با احترام نگاشته شود وبهتر است که در ابتداي نامه معمولاً با سلام واحترام ويا با تقديم سلام واحترام گذاردن ودر پايان تشکر کردن بهر صورت وعنواني مطرح گردد.
آخرین بخش نوشته های اداری ، قسمتی است که به ویژه درج نشانی سازمان است . دراین قسمت که انتهای نامه ی اداری را تشکیل می دهد به صورت چاپی در پایین سربرگ درج می گردد.
دربخش نشانی ابتدا نشانی دقیق سازمان و کدپستی و شماره های تماس تلفن ، دورنگار(فکس ) و سپس نشانی پست الکترونیک
(ایمیل ) و یا پایگاه اینترنتی چاپ می شود.
شناخت مكاتبات اداري
مكاتبات رايج در سازمان ها و موسسات دولتي و غيردولتي شامل انواع زير است كه ضمن عنوان هريك تعريف مربوطه نيز آمده است:
نامه:
نوشته اي است حاوي مطالب اداري( يك يا چند موضوع ) كه براي تبادل اطلاعات و نظرات ، اعلام خواسته ها و يا پيگيري و اطلاع ازاقدامات انجام شده بين دو يا چند مرجع دورن يا برون سازماني مورد استفاده قرار مي گيرد.
بخشنامه :
مطلبي است مكتوب كه جنبه عمومي داشته و از طرف مقام مسئول و ذيصلاح به منظور آگاهي و يا اجراء براي واحدها و كاركنان ذينفع يا ذيربط ارسال مي گردد.
دستورالعمل:
مكاتبه اي است كه طي آن مراحل انجام كار و وظايف و مسئوليت واحدها و مراجعي از سازمان كه همكاري و هماهنگي آنها به منظور دستيابي به هدف يا اهداف خاص ضروري است، تعيين و از سوي مقام بالاتر براي اجرا ابلاغ مي گردد.
آئين نامه:
آئين نامه نوشته اي است كه راه و روش و چگونگي اجراي يك مصوبه يا يك تصميم را بيان مي نمايد.
تقاضانامه:
نوشته اي كه در آن تقاضا يا خواسته اي از شخص حقيقي يا حقوقي بيان شده باشد.
پيش نويس:
نوشته اي به شكل مكاتبه نهايي كه به منظور تائيد يا اظهارنظر و اصلاح ات احتمالي به مقام بالاتر ارائه ميشود.
مينوت:
نسخه اي از نوشته اصلي است كه توسط اقدام كننده و رده بالاتر پاراف شده و در پرونده بايگاني مي شود.
دستور:
مطلبي است كه از سوي مقام بالاتر ، به منظور اجراء به افراد يا واحدهاي زيردست ابلاغ مي گردد و ممكن است شفاهي يا كتبي باشد.
پيوست:
مدركي است كه امكان وارد كردن آن در متن نامه نيست و براساس ضرورت همراه نوشته اصلي ارسال مي گردد.
ضميمه : اگر پيوست نوشته داراي پيوست باشد به آن ضميمه گويند.
 
عبارات استاندارد در مكاتبات اداري
در مورد بيان مطلب
الف) به مقامات بالاتر : به استحضار مي رساند.
ب) به مقامات مساوي : اعلام مي گردد.
ج) به مقامات پائين تر : ابلاغ مي گردد.
در مورد تقاضاي انجام كار يا دستور اجراي كار
الف) به مقامات بالاتر : استدعا مي شود مقرر فرمائيد يا استدعا مي شود اجازه فرمائيد.
ب) به مقامات مساوي : خواهشمند است دستور فرمائيد.
ج) به مقامات پائين تر : دستور دهيد يا دستور داده مي شود.
 
 
--------------------------------------------------------------------------------------
 
انواع گـــــــــزارش اداري
 
همان طور كه گفته شد گزارش در انواع مختلفي تهيه و تنظيم مي شود .در ادامه بحث چهار نوع گزارش كه در مكاتبات اداري داراي كاربردبيشتري مي باشد مورد بررسي قرار مي گيرد:
1- گزارش خبري
گزارشي است كه بار خبري آن بيشتر از ساير وجوه گزارش باشد . گزارش خبري نيز داراي ويژگي هايي مثل درستي و واقع گرايي ، روشني و قابل فهم بودن اطلاعات و همچنين جامعيت خبر( موجود بودن عناصر خبري و گزارش ) مي باشد.
تعريف خبر : خبر گزارشي است در مورد رويدادهاي واقعي و عيني و پديده هايي كه مربوط به وقايع روز مي باشد.
عناصر خبر كه وجود آنها در هر گزارش خبري ضرورت دارد عبارتند از : كه ) چه كسي ( ؟ ، كي ) چه وقت ( ؟ ، كجا ؟ ، چه ؟ ، چرا وچگونه كه ؟ : يا چه كسي ؟ به فرد يا افراد ، عاملين ، شاهدين ، مجروحين ، مصدومين و گويندگان خبر گفته ميشود.
كي ؟ : يا چه وقت ؟ به زمان دقيق وقوع حادثه ) خبر ( گفته مي شود.
كجا ؟ : شامل نشاني و موقعيت دقيق مكاني محل وقوع خبر يا حادثه است.
چه ؟ : چه چيز يا چه اتفاق ؟ همان اهميت موضوع خبر است مثل آتش سوزي ، انفجار ، آوار ، افتتاح يك بزرگراه ، سد يا بيمارستان و ...
كه در مورد آن گزارش يا خبر تهيه شده است.
چرا ؟ : علت دقيق وقوع حادثه مي باشد كه در خبر يا گزارش ذكر شده و يا در علت يابي و تحقيق مربوط به موضوع به طور دقيق تشريح
مي گردد.
چگونه ؟ : حالت و نحوه وقوع خبر يا حادثه و شرايط گسترش عوارض و خسارات آنرا بيان مي كند . تهيه كننده گزارش بايد بداند واقعه يا
حادثه چرا و چگونه اتفاق افتاده و عامل آن چه و يا كه بوده و در چه قسمت و كجا به وقوع پيوسته است.
2- گزارش توصيفي
گزارش توصيفي يا تشريحي گزارشي است كه پس از انجام بازديدهاي علمي، فني و مطالعاتي و كارشناسي از وضعيت و شرايط محل مورد
بازديد به طور مفصل ثبت مي گردد .در اين گزارش لازم است كليه جزئيات مكاني و زماني و شرايط خاص حاكم بر صحنه يا موضوع و
موارد درخواستي مورد بررسي قرا ر گرفته ومكتوب گردد.گزارش توصيفي ممكن است در بازديد از يك نمايشگاه ، يك مركز تجاري، يك
شهر يا از وقوع يك حادثه وآتش سوزي يا از سوانح غيرمترقبه تهيه و ارائه شود.
3- گزارش اداري يا گزارش كار
اين نوع گزارش از سوي واحدهاي سازماني و يا كاركنان زيردست تهيه مي شود و شامل خواسته ها وپيشنهادات يا نظرات و نتيجه اقدامات مربوط به اجراي دستورات است و براي آگاهي مقام يا مقامات بالاتر تهيه و ارائه مي گردد .ساختار اين نوع گزارش داراي سه بخش سرلوحه يا عنوان ، متن و پايان گزارش مي باشد .نحوه تهيه اين گزارش در صفحات بعد آمده است
آنچه مهم است ويژگي هاي گزارشگر است كه ارزش اين گزارش را بالا خواهد برد . محتواي گزارش حريق يا حادثه شامل اطلاعاتي از قبيل نيروهاي اعزامي ، موقعيت مكاني و زماني وقوع رويداد، عوامل اطلاع دهنده و شرايط حاكم بر وقوع حادثه ، شرح جزئيات آن ، اقدامات انجام شده توسط نيروهاي امدادي ، مشخصات محل و تمهيدات و تجهيزات ايمني موجود ، آسيب هاي جاني و مالي به بار آمده با ذكر مشخصات، شرح دقيق علت وقوع حريق و حادثه و مشخصات افراد و مسئولين و گروههاي امدادي حاضر در محل مي باشد . درصورتي كه گزارش حريق و حادثه داراي فرمهاي مخصوص باشد باتوجه به دستورالعمل هاي مربوطه اقدام به تنظيم يا تكميل فرم گزارش شود.
 
فصل دوم: مشخصات يك گزارش خوب
اگرچه گزارش ها از نظر هدف ، موارد مصرف ، نحوه تهيه و ارائه با يكديگر تفاوت دارند اما در برخي خصوصيات باهم مشترك هستند ازاينرو براي تهيه يك گزارش خوب بايستي نكات زير را رعايت نمود
گزارش بايد صرفا منعكس كننده حقايق باشد و در هيچ موردي اطمينان بيجا و غيرمستند ندهد و عقايد و احساس و سليقه در آن مداخله نكرده باشد،گزارش بايد سرشار از اطلاعات لازم و كافي باشد و از هرگونه مطلب غيرضروري و يا بي فايده دور باشد و به طورصحيح و منظم تقسيم بندي شده باشد.گزارش بايد نه خيلي طولاني و مفصل و نه خيلي كوتاه و مختصر باشد .يعني
 
 به اندازه اي باشد كه همه نكات لازم را در برگيرد و ايجاد خستگي درخواننده نكند بلكه موجب ترغيب او به خواندن تمام گزارش شود.
گزارش بايد براساس تفكري صحيح و منطقي تدوين شده و از حدس و احتمال به دور باشد وموجب ايجاد اعتماد درخواننده شود.
گزارش بايد بدون اظهارنظر صريح و قطعي درباره مسائل مشكوك و احتمالي باشد
نقل قولها بدون تحريف و با دقت آورده شود.
قواعد درست نويسي و نكات دستوري و علائم و نشانه ها در آن رعايت شود.
ويژگيهاي گزارشگر
گزارشگر بايستي داراي ويژگي هاي فردي شامل قدرت تشريح ، تجسم و تفسير باشد.
تشريح:
ذكر جزئيات و آوردن تمامي عناصر آگاهي دهنده از موضوع و خبر به صورت كتبي يا شفاهي را تشريح گويند.
تجسم:
بيان توصيفي موضوع با ذكر حالات و شرايط مادي و معنوي به صورت قابل درك و احساس خواننده تجسم نام دارد.
تفسير:
به ارائه نظر و اعتقاد و برداشت هاي گزارشگر از موض وع به طور دقيق و منطبق بر واقعيت ها تفسير مي گويند بنابراين وظيفه گزارشگر دربازگوئي مسائل استفاده از حواس پنجگانه خود بجاي حواس خواننده است، به طوري كه بجاي او ببيند، بشنود ، لمس كند، ببويد و بچشد،دراين صورت است كه خواننده مي تواند تسلط كافي بر موضوع پيدا كند.گزارشگر با استفاده از خلاقيت هاي ذهني و تخيل پوياي خود،موضوعات كاري واجتماعي را به صورتي زنده و موشكافانه در اختيار خواننده قرار مي دهد و بالاخره ميزان تسلط و مهارت گزارشگر درتكنيك هاي گزارش نويسي و آگاهي كامل از موضوع گزارش و در نظر گرفتن خواست ها ونيازهاي خواننده گزارش ، موجب مي گردد
گزارشي كامل ، گويا و با ارزش تهيه شود.باتوجه به تعاريف گزارش و ويژگيهاي گزارشگر ، هر كس در هر مقامي كه باشد نيازمند گزارش است و يا اينكه بدون توجه به كسب يا ارائه گزارش مي پردازد .مثلا اگر كسي وقت را از شما بپرسد و شما ساعت را به او اعلام كنيد نوعي گزارش شفاهي انجام گرفته است و يا شرح وقايع و اخبار روزانه براي دوستان و همكاران نيز نوعي گزارش شفاهي محسوب مي شود درصورتي كه خبري را به صورت كتبي و يا وقوع حادثه اي را كتبا به فردي اطلاع دهيد گزارش نويسي انجام داده ايد بنابراين گزارش به دوصورت شفاهي و كتبي انجام مي گيرد. ارائه گزارش شفاهي بسيار ساده است اما تهيه يك گزارش مكتوب نيازمند قابليت هاي ويژه و آگاهيهاي مقدماتي است كه موضوع اصلي اين مبحث است.
اصول گزارش نويسي
هر مدير در هر سطح يا رده مديريت براي آگاهي از جريان امور حوزه تحت تصدي خود و انجام اقدامات و تصميم گيريها ي مناسب و صحيح ناگريز از خواندن گزارش هاي مختلف مي باشد .بدون شك محتواي گزارش ها اعم از مطالعات و تحقيقات و بازرسي ها ، نحوه اجرا و مقدار پيشرفت برنامه ها ، نتايج فعاليت ها و بازتاب هاي آن و فعل و انفعالات دروني و بيروني سازمان و خلاصه هر واقعه مهم و حساس ، درتصميم گيري و تشخيص درست و نادرست هر مدير اثرگذار و سرنوشت ساز است بنابراين بايد توجه داشت:
1- مجموعه گزارش ها درحقيقت سنت و سابقه فرهنگي و تاريخي را براي سازمان پديد مي آورد و مي تواند راهنما و راهگشاي زندگي آينده سازمان يا شركت و حتي نهادهاي مشابه باشد.
2- گزارش تا حد زيادي بازتاب كيفيت انجام كاري است كه موضوع گزارش مي باشد .همچنين نمودار شخصيت و مهارت گزارشگر و ياتنظيم كننده گزارش است.
3- در حين تهيه گزارش نقايص كار آشكار شده و معلوم مي شود اطلاعات گزارش داراي چه ميزان ازاهميت است.
4- سازمان و موسسه اي كه فاقد گزارش هاي كاري دقيق و جامع باشد مانند فردي است كه حافظه خود را از دست داده باشد و به ناچارمجبور به دوباره كاري و آزمايش آزموده ها و پيمودن راههاي گذشته و اتلاف وقت و هزينه خواهد بود.
اصولي كه در گزارش نويسي بايستي مورد توجه و دقت گزارشگر قرار گيرد و گزارش ها بر مبناي آنها تهيه شوند عبارتند از:
1- درستي گزارش
گزارش بايستي بازگوكننده حقا يق باشد و در هيچ موردي اطمينان بيجا و غيرمستند ندهد و عقايد واحساسات و سليقه گزارشگر در آن مداخله نكند .تهيه كننده گزارش تحت تاثير شرايط محيط ،جوسازي ها و غوغا سالاري ها قرار نگيرد و صرفا واقعيت ها را درج نمايد .گاهي اوقات ممكن است شرايط چنان طبيعي ساخته شود كه با واقعيت اتفاق افتاده تفاوت چنداني نداشته باشد و گزارشگر را به اشتباه بيندازد.
2- اختصار
مختصرنويسي از عواملي است كه اشتباه را كم مي كند ولي نبايد به روشني و درستي نوشته و جامع وكامل بودن آن خدشه وارد سازد ،يعني به جهت كم گفتن بسياري از واقعيت ها پنهان بماند بطوري كه درتصميم گيري نهايي ما را با مشكل مواجه نمايد و بايستي توجه داشت كه حجم گفته ها و نوشته ها با موضوع مطابقت داشته باشد.
3- دقت
گزارش بايد بسيار دقيق و گويا بوده و اطلاعات جامع و كاملي را به خواننده ارائه نمايد . وظيفه گزارشگر است كه با ثبت اطلاعات دقيق
مانع از انجام مجدد كارها و اتلاف زمان و هزينه اضافي گردد . بنابراين اصل دقت يكي از مهمترين اصول گزارش نويسي به شمار مي رود.
4- تناسب اجزاء
گزارش بايستي داراي حجم متناسب با موضوع بوده و نه بسيار طولاني و ملال آور و نه كوتاه و خلاصه باشد، در عين حال همه نكات لازم رابه صورتي جذاب و مؤثر به طوري به خواننده منتقل نمايد كه رغبت وعلاقه وي را در مطالعه كامل موضوع برانگيزد تا خواننده مطالب را به طور دقيق و جزء به جزء درك نمايد.
5- وابستگي عناصر
گزارش بايستي براساس تفكري صحيح و منطقي تدوين شد ه باشد و از حدس و گمان و احتمال دور بوده و اعتماد خواننده را جلب كرده و فاقد مطالب متضاد و دوگانگي باشد بطوري كه تمامي عناصر تشكيل دهنده موضوع با يكديگر متناسب باشند و يكديگر را انكار نكنند، بلكه باعث تقويت كلي موضوع و مطلب باشند.
فصل سوم : ساختار گزارش
هر گزارش كامل صرف نظر از صفحات عنوان ، فهرست مندرجات و ضمايم معمولا داراي سه جزء عمده زير است
خلاصه گزارش 􀀹
تنه يا متن اصلي گزارش 􀀹
پايان گزارش 􀀹
در صفحه عنوان مشخصاتي از قبيل عنوان گزارش ، نام گزارش نويس ، سازمان و محل كار و تاريخ نگارش و ديگر اطلاعات لازم از نظرگزارشگر درج مي شود
عنوان بايد روشن، مختصر و گويا باشد و نشان دهد گزارش نهايي است يا پيش نويس يا مقدماتي.
فهرست مندرجات بايد به گونه اي تنظيم شود كه ساخت گزارش با نظرهاي اجمالي از روي آن خوانده شود.
ضمايم شامل يادداشت ها، جداول و نمودارها، محاسبات و ارجاعات و ديگرمواردي است كه پشتوانه نظرهاي مندرج در گزارش هستند و بنابه دلايلي از واردكردن آنها درمتن اصلي گزارش خودداري شده است.
 
خلاصه گزارش:
معمولا فصل اول گزارش همان خلاصه گزارش است . چنانچه گزارش كوتاه و فاقد فصل بندي باشد اين خلاصه بخشي مستقل از گزارش محسوب مي گردد ولي به هر حال ميان خلاصه گزارش و گزارش كوتاه( چكيده گزارش ) تفاوت هايي وجود دارد . گاهي ممكن است علاوه بر گزارش كامل ، گزارش كوتاه نيزخواسته شود عده اي از گزارشگران فقط اين قسمت را مطالعه مي كنند و در صورت ضرورت به اصل گزارش مراجعه مي كنند.گزارش كوتاه ( چكيده گزارش ) يادآور وجود اصل گزارش است از اين رو مشخصات گزارش در آن عرضه مي شود تا در صورت لزوم بتوان به اصل آن دسترسي داشت.در نخستين پاراگراف از خلاصه گزارش مجوز تحقيق و بررسي و هدف آن يادآوري ميگردد سپس مسئله به اجمال طرح و مقاصد ، برداشت و روش ، نتايج و پيشنهاد ها بيان مي گردد.نتايج و پيشنهادها را بارديگر در جاي خود نيز مي توان آورد . اين تكرار مفيد است زيرا بعضي از گزارش خوانها فقط همان فصل يا بخش اول گزارش را مي خوانند.
متن اصلي گزارش:
متن اصلي گزارش به بخشها يا فصل هايي تقسيم مي شود كه اين فصل بندي برحسب موضوع و حجم گزارش انجام مي گيرد .اگرموضوعات متعدد باشد هر موضوع در فصلي جداگانه مطرح مي شود و در بخشهاي مختلف خلاصه ، بيان و شرح واقعيت ها و شواهد و دادها تحليل آنها و نتايج حاصل از تحليل مدنظر گرفته مي شود.
ممكن است شرح بحث هايي كه پيش از رسيدن به پيشنهادها جريان يافته نيز در گزارش منعكس شود وپيشنهادها بايد در جايي به صورت قابل توجه مطرح گردد.
فصلها به ويژه فصل اول نبايد زياد از حد طولاني باشد
حجم فصل اول بايد به اندازه اي اختيار شود كه گزارش خوان ظرف يك ربع پيش از جلسه بتواند آنرا بخواند يا اگر تمام گزارش را خواند رئوس مطالب رابه ياد آورد.
عنوان ها بايد زباندار و گويا باشند تا در صورت لزوم صرف خواندن آنها تصوري ازموضوع ايجاد نمايد.جداول طولاني ،دلايل شواهد تفصيلي ، برداشت هاي مربوط به مدارك ، اسناد نمونه ، واژه نامه، كتابنامه و مانند آنها به صورت ضمايمي به گزارش ملحق شوند تا تنه اصلي را زياد نسازند .بااين حال گاهي فشرده و خلاصه اي از موادضمايم در متن درج مي شود . ارقام و شواهد و داده هاي خام فراوان در متن اصلي گزارش و حتي در ضمايم آن پسنديده است، اما اين موارد بايد به نام پشتوانه گزارش در بايگاني گزارش نويس حفظ شود تا هرگاه استفاده از آنها ضرورت يافت در دسترس باشد.
پايان گزارش:
در پايان گزارش خط يا محل امضاء قرار مي گيرد.
گزارش بايد به امضاي گزارش دهنده تهيه كننده گزارش و مسئول واحد سازماني گزارش دهنده و درغياب وي به امضاي جانشين او برسد.
مراحل تهيه گزارش:
با عنايت به تعاريف گزارش هركس در هر مقامي كه باشد نياز به كسب اطلاع در مورد كار خود دارد و يا به عبارت ديگر نيازمند گزارش است . اعلام وقت و ساعت ، تعريف حادثه ، يا شرح وقايع روزانه گزارش به شمار مي روند . بنابراين ارائه گزارش به دو صورت شفاهي يا كتبي صورت مي گيرد . با توجه به اينكه گزارش شفاهي اعتبار و رسميت زيادي ندارد مورد بحث ما قرار نمي گيرد . تهيه گزارش كتبي در چهارمرحله زير صورت مي پذيرد:
1-انتخاب موضوع
2- گردآوري اطلاعات
3- طرح ريزي مطالب
4- عرضه اطلاعات جمع آوري شده
 
1- انتخاب موضوع اولين گام در تهيه يك گزارش است . موضوع گزارش باتوجه به شغل و هدف فرق ميكند انتخاب موضوع بايستي متناسب با زماني كه براي انجام گزارش در نظر گرفته شده است باشد مثلا يك گزارش كار اداري ممكن است يك ساعت زمان ببرد و يك گزارش تحقيقي يك هفته يا يك ماه زمان بخواهد و يك گزارش تحصيلي حداقل شش ماه زمان لازم داشته باشد.
علاوه بر زمان لازم است به اطلاعات موجود در خصوص گزارش توجه شود امكان بررسي و تحقيق ، اندوخته علمي ، دسترسي به منابعاطلاعاتي از جمله نيازهاي تهيه گزارش مي باشد.
2-گردآوري اطلاعات
هر گزارشگر براي تهيه گزارش نيازمند گردآوري اطلاعات و سوابق مرتبط با موضوع است .اين اطلاعات ازطرق گوناگون به دست مي آيد .
مهمترين راه هاي گردآوري اطلاعات عبارتند از:
الف) تحقيق مشاهده اي
ب) تحقيق عمومي( به صورت مصاحبه و پرسشنامه)
ج) تحقيق كتابخانه اي يا پژوهش از راه مطالعه
كليه اطلاعات مربوط به سوابق ،فعاليت ها ، عملكرد و پيشرفت هاي سازمان ها يا موسسات ، به صورت طبقه بندي شده در مركز بايگاني (آرشيو) مخصوص به همان سازمان يا موسسه گردآوري شده و به دقت نگهداري مي گردد. تا مواقع ضروري در اختيار مسئولان و تصميم گيرندگان سازمان قرار گيرد
مطالعه اين اطلاعات توسط مسئولين و تصميم گيرندگان سازمان به اتخاذ تصميمات و استراتژي هايي منجر شده كه سياست هاي عملياتي ،خدماتي و توسعه سازمان بوده اند در حال حاضر نيز هر گونه تصميم گيري در سازمان ها با مطالعه گزارش هاي مطالعاتي ، عملياتي بازرسيها كه مربوط به فعاليت هاي سازمان هستند نتايج مطلوب تري را در پي خواهد داشت.
3- طرح ريزي مطالب
اين مرحله بسيار حساس است و گزارشگر مانند مهندسي است كه مي خواهد بنايي را بسازد، ابتدا وضع زمين و تناسب ساختمان را در ذهن خود مجسم مي كند، سپس به طرح ريزي آنچه ديده و به نظرش رسيده است مي پردازد و نقشه ساختمان را ترسيم مي نمايد و بعد ازانتخاب مواد لازم ، بر حسب تقدم و تاخر به درجه بندي آنها مي پردازطرح ريزي مطالب شامل سه قسمت زير است:
1- طبقه بندي و پردازش اطلاعات و داده ها
2-  ثبت مراحل و جريان تهيه اطلاعات و پيشرفت كار
3- تفكيك اسناد و مدارك متن و پيوست گزارش
4- عرضه اطلاعات جمع آوري شده
پس از آنكه به شيوه هاي سه گانه فوق اطلاعات جمع آوري شد، بايد به تنظيم آنها پرداخت تنظيم اطلاعات كاري آسان است زيرا بعد ازجمع آوري مطالب گزارشگر عناوين كلي گزارش را يادداشت مي كند سپس با توجه به اهميت موضوع هر يك را درجاي مناسب خود قرارمي دهد هنر گزارش نويسي در اين موقع تجلي مي كند . افرادي كه با فكر دقيق و منطقي به نوشتن گزارش مي پردازند .به يقين بهتر ازديگران مي توانند انديشه ها و خواسته هاي خود را عرضه دارند تنظيم گزارش بايستي مبتني بر ساختار گزارش باشد . ساختار ارائه شده درابتداي فصل نويسنده گز ارش بايد پيش از آغاز نگارش فكر كند چه مي خواهد بنويسد؟ براي چه كسي مي نويسد؟چه مقدار و چگونه بنويسد؟ تا نوشته او مورد قبول واقع شود.
مراحل تهيه يك گزارش توصيفي مطالعاتي
در تهيه يك گزارش مطالعاتي رعايت ترتيب مراحل زير قابل توجه است:
الف : تهيه سوابق:
اسناد و مدارك معتبري كه از پيش وجود دارد . همچون گزارش ها ، بريده مطبوعات ، مقالات ، مكاتبات گذشته و برنامه هاي عملياتي. اين سوابق پيش از آنكه كار تحقيقي به معناي واقعي آن آغاز شود بايد مورد مطالعه قرار گيرد تا مشخص و در مسير موردنظر چه كارهايي صورت گرفته است.اسناد مربوط به سوابق در گزارش نهايي به عنوان منبع و ماخذ ياد خواهد شد.
ب : برنامه ريزي و طبقه بندي اطلاعات:
اين برنامه ريزي شامل فهرست بندي مطالبي است كه در گزارش بايد درج شود . افرادي كه با آنها بايد تماس گرفته شود .طرح كل گزارش با ذكر نام مجري طرح و موعد اجرا و همچنين يادداشت ها و مكاتبات مربوطه .در اين مرحله داده ها يا اطلاعات به دست آمده پردازش ياتحليل شده و محل كاربرد آنها در تهيه متن معين مي شود.
ج : پيشرفت كار:
در مواقعي كه گزارش طولاني باشد و نياز به مراجعه و مصاحبه با افراد مختلف در محل هاي متفاوتي باشدلازم است مراحل پيشرفت كار،افراد ملاقات شده و مشكلات و موانع احتمالي مشخص شود . گزارشگر درهر مرحله از انجام گزارش در صورت نياز وضعيت كار را به طورشفاهي يا كتبي گزارش مي دهد تا درصورت نياز مديريت ضمن مطالعه و نظارت مستمر بر كار كمك ها و راهنمايي ها ي لازم را ارائه نمايد.در گزارش نهايي طبعا از گزارش هاي پيشرفت كار البته با گرايش تازه و نتيجه گيري هاي قطعي استفاده مي شود.
مراحل تهيه گزارش اداري يا گزارش كار:
 
1- سرلوحه يا عنوان
سرلوحه گزارش عينا مطابق سرلوحه نامه هاي اداري تنظيم مي گردد بااين تفاوت كه
الف) اگر گزارش دهنده از كاركنان زيردست گزارش گيرنده باشد به جاي عنوان واحد سازماني گزارش دهنده در مقابل كلمه   (از) نام و نام خانوادگي خود را ذكر مي نمايد.
ب ) واحدهاي سازماني و كاركنان يك مجموعه نمي توانند به مقام سازماني كه در تابعيت آن ها قرار ندارند گزارش دهند .در اين گونه موارد بايستي گزارش به عنوان مسئول ذيربط تهيه و طي آن درخواست شود كه مراتب به مقام موردنظر يا واحد سازماني مربوط اعلام و منعكس گردد .مقامات و واحدهاي سازماني برابر ضوابط مقرر در حدود اختيارات عمل خواهند نمود.
2- متن
متن گزارش همانند متن نامه تهيه مي گردد، با اين تفاوت كه:
الف) اگر گزارش براساس دستور صادره قبلي يا مبتني بر سوابقي تهيه مي شود حتما بايستي به دستور صادره اشاره و يا شرح مختصر و مفيدي از سابقه امر، در ابتداي گزارش ذكر شود.
.ب) شرح اقدامات انجام شده در اجراي دستور صادره و نتايج حاصل از آن و يا شرح دلايل وعواملي كه منجر به تقديم گزارش شده است ، بايد در متن گزارش آورده شود.
ج) متن گزارش بايد در صورت لزوم ، حاوي نمودار ، تصوير ،آمار ، تجزيه و تحليل موضوع ،نتيجه گيري و پيشنهادهاي مبتني بر نوع درخواست يا موضوع گزارش باشد.
3- پايان گزارش
پايان گزارش بجز خط امضاء ,فاقد بقيه موارد مربوط به نامه ( نام و نام خانوادگي مسئول واحد سازماني صادركننده نامه و عنوان سازماني وي مي باشد.) گزارش بايد به امضاي مسئول واحد سازماني گزارش دهنده و در غياب وي به امضاي جانشين اوبرسد .
توضيح :
1- گزارش هايي كه حاوي پيشنهاد يا كسب اجازه است نبايد طوري تنظيم شود كه براي مقام گزارش گيرنده تعيين تكليف نمايد.
2- در صورت نياز اسناد و مدارك لازم به ضميمه گزارش ارسال مي گردد.
 
 
 
گزارش و گزارش نویسی:
انواع گـــــــــزارش اداري
 
همان طور كه گفته شد گزارش در انواع مختلفي تهيه و تنظيم مي شود .در ادامه بحث چهار نوع گزارش كه در مكاتبات اداري داراي كاربردبيشتري مي باشد مورد بررسي قرار مي گيرد:
1- گزارش خبري
گزارشي است كه بار خبري آن بيشتر از ساير وجوه گزارش باشد . گزارش خبري نيز داراي ويژگي هايي مثل درستي و واقع گرايي ، روشني و قابل فهم بودن اطلاعات و همچنين جامعيت خبر( موجود بودن عناصر خبري و گزارش ) مي باشد.
تعريف خبر : خبر گزارشي است در مورد رويدادهاي واقعي و عيني و پديده هايي كه مربوط به وقايع روز مي باشد.
عناصر خبر كه وجود آنها در هر گزارش خبري ضرورت دارد عبارتند از : كه ) چه كسي ( ؟ ، كي ) چه وقت ( ؟ ، كجا ؟ ، چه ؟ ، چرا وچگونه كه ؟ : يا چه كسي ؟ به فرد يا افراد ، عاملين ، شاهدين ، مجروحين ، مصدومين و گويندگان خبر گفته ميشود.
كي ؟ : يا چه وقت ؟ به زمان دقيق وقوع حادثه ) خبر ( گفته مي شود.
كجا ؟ : شامل نشاني و موقعيت دقيق مكاني محل وقوع خبر يا حادثه است.
چه ؟ : چه چيز يا چه اتفاق ؟ همان اهميت موضوع خبر است مثل آتش سوزي ، انفجار ، آوار ، افتتاح يك بزرگراه ، سد يا بيمارستان و ...
كه در مورد آن گزارش يا خبر تهيه شده است.
چرا ؟ : علت دقيق وقوع حادثه مي باشد كه در خبر يا گزارش ذكر شده و يا در علت يابي و تحقيق مربوط به موضوع به طور دقيق تشريح
مي گردد.
چگونه ؟ : حالت و نحوه وقوع خبر يا حادثه و شرايط گسترش عوارض و خسارات آنرا بيان مي كند . تهيه كننده گزارش بايد بداند واقعه يا
حادثه چرا و چگونه اتفاق افتاده و عامل آن چه و يا كه بوده و در چه قسمت و كجا به وقوع پيوسته است.
2- گزارش توصيفي
گزارش توصيفي يا تشريحي گزارشي است كه پس از انجام بازديدهاي علمي، فني و مطالعاتي و كارشناسي از وضعيت و شرايط محل مورد
بازديد به طور مفصل ثبت مي گردد .در اين گزارش لازم است كليه جزئيات مكاني و زماني و شرايط خاص حاكم بر صحنه يا موضوع و
موارد درخواستي مورد بررسي قرا ر گرفته ومكتوب گردد.گزارش توصيفي ممكن است در بازديد از يك نمايشگاه ، يك مركز تجاري، يك
شهر يا از وقوع يك حادثه وآتش سوزي يا از سوانح غيرمترقبه تهيه و ارائه شود.
3- گزارش اداري يا گزارش كار
اين نوع گزارش از سوي واحدهاي سازماني و يا كاركنان زيردست تهيه مي شود و شامل خواسته ها وپيشنهادات يا نظرات و نتيجه اقدامات مربوط به اجراي دستورات است و براي آگاهي مقام يا مقامات بالاتر تهيه و ارائه مي گردد .ساختار اين نوع گزارش داراي سه بخش سرلوحه يا عنوان ، متن و پايان گزارش مي باشد .نحوه تهيه اين گزارش در صفحات بعد آمده است
آنچه مهم است ويژگي هاي گزارشگر است كه ارزش اين گزارش را بالا خواهد برد . محتواي گزارش حريق يا حادثه شامل اطلاعاتي از قبيل نيروهاي اعزامي ، موقعيت مكاني و زماني وقوع رويداد، عوامل اطلاع دهنده و شرايط حاكم بر وقوع حادثه ، شرح جزئيات آن ، اقدامات انجام شده توسط نيروهاي امدادي ، مشخصات محل و تمهيدات و تجهيزات ايمني موجود ، آسيب هاي جاني و مالي به بار آمده با ذكر مشخصات، شرح دقيق علت وقوع حريق و حادثه و مشخصات افراد و مسئولين و گروههاي امدادي حاضر در محل مي باشد . درصورتي كه گزارش حريق و حادثه داراي فرمهاي مخصوص باشد باتوجه به دستورالعمل هاي مربوطه اقدام به تنظيم يا تكميل فرم گزارش شود.
 
فصل دوم: مشخصات يك گزارش خوب
اگرچه گزارش ها از نظر هدف ، موارد مصرف ، نحوه تهيه و ارائه با يكديگر تفاوت دارند اما در برخي خصوصيات باهم مشترك هستند ازاينرو براي تهيه يك گزارش خوب بايستي نكات زير را رعايت نمود
گزارش بايد صرفا منعكس كننده حقايق باشد و در هيچ موردي اطمينان بيجا و غيرمستند ندهد و عقايد و احساس و سليقه در آن مداخله نكرده باشد
گزارش بايد سرشار از اطلاعات لازم و كافي باشد و از هرگونه مطلب غيرضروري و يا بي فايده دور باشد و به طورصحيح و منظم تقسيم بندي شده باشد
گزارش بايد نه خيلي طولاني و مفصل و نه خيلي كوتاه و مختصر باشد .يعني به اندازه اي باشد كه همه نكات لازم را در برگيرد و ايجاد خستگي درخواننده نكند بلكه موجب ترغيب او به خواندن تمام گزارش شود.
گزارش بايد براساس تفكري صحيح و منطقي تدوين شده و از حدس و احتمال به دور باشد وموجب ايجاد اعتماد درخواننده شود.
گزارش بايد بدون اظهارنظر صريح و قطعي درباره مسائل مشكوك و احتمالي باشد
نقل قولها بدون تحريف و با دقت آورده شود.
قواعد درست نويسي و نكات دستوري و علائم و نشانه ها در آن رعايت شود.
ويژگيهاي گزارشگر
گزارشگر بايستي داراي ويژگي هاي فردي شامل قدرت تشريح ، تجسم و تفسير باشد.
تشريح:
ذكر جزئيات و آوردن تمامي عناصر آگاهي دهنده از موضوع و خبر به صورت كتبي يا شفاهي را تشريح گويند.
تجسم:
بيان توصيفي موضوع با ذكر حالات و شرايط مادي و معنوي به صورت قابل درك و احساس خواننده تجسم نام دارد.
تفسير:
به ارائه نظر و اعتقاد و برداشت هاي گزارشگر از موض وع به طور دقيق و منطبق بر واقعيت ها تفسير مي گويند بنابراين وظيفه گزارشگر دربازگوئي مسائل استفاده از حواس پنجگانه خود بجاي حواس خواننده است، به طوري كه بجاي او ببيند، بشنود ، لمس كند، ببويد و بچشد،دراين صورت است كه خواننده مي تواند تسلط كافي بر موضوع پيدا كند.گزارشگر با استفاده از خلاقيت هاي ذهني و تخيل پوياي خود،موضوعات كاري واجتماعي را به صورتي زنده و موشكافانه در اختيار خواننده قرار مي دهد و بالاخره ميزان تسلط و مهارت گزارشگر درتكنيك هاي گزارش نويسي و آگاهي كامل از موضوع گزارش و در نظر گرفتن خواست ها ونيازهاي خواننده گزارش ، موجب مي گردد
گزارشي كامل ، گويا و با ارزش تهيه شود.باتوجه به تعاريف گزارش و ويژگيهاي گزارشگر ، هر كس در هر مقامي كه باشد نيازمند گزارش است و يا اينكه بدون توجه به كسب يا ارائه گزارش مي پردازد .مثلا اگر كسي وقت را از شما بپرسد و شما ساعت را به او اعلام كنيد نوعي گزارش شفاهي انجام گرفته است و يا شرح وقايع و اخبار روزانه براي دوستان و همكاران نيز نوعي گزارش شفاهي محسوب مي شود درصورتي كه خبري را به صورت كتبي و يا وقوع حادثه اي را كتبا به فردي اطلاع دهيد گزارش نويسي انجام داده ايد بنابراين گزارش به دوصورت شفاهي و كتبي انجام مي گيرد. ارائه گزارش شفاهي بسيار ساده است اما تهيه يك گزارش مكتوب نيازمند قابليت هاي ويژه و آگاهيهاي مقدماتي است كه موضوع اصلي اين مبحث است.
اصول گزارش نويسي
هر مدير در هر سطح يا رده مديريت براي آگاهي از جريان امور حوزه تحت تصدي خود و انجام اقدامات و تصميم گيريها ي مناسب و صحيح ناگريز از خواندن گزارش هاي مختلف مي باشد .بدون شك محتواي گزارش ها اعم از مطالعات و تحقيقات و بازرسي ها ، نحوه اجرا و مقدار پيشرفت برنامه ها ، نتايج فعاليت ها و بازتاب هاي آن و فعل و انفعالات دروني و بيروني سازمان و خلاصه هر واقعه مهم و حساس ، درتصميم گيري و تشخيص درست و نادرست هر مدير اثرگذار و سرنوشت ساز است بنابراين بايد توجه داشت:
1- مجموعه گزارش ها درحقيقت سنت و سابقه فرهنگي و تاريخي را براي سازمان پديد مي آورد و مي تواند راهنما و راهگشاي زندگي آينده سازمان يا شركت و حتي نهادهاي مشابه باشد.
2- گزارش تا حد زيادي بازتاب كيفيت انجام كاري است كه موضوع گزارش مي باشد .همچنين نمودار شخصيت و مهارت گزارشگر و ياتنظيم كننده گزارش است.
3- در حين تهيه گزارش نقايص كار آشكار شده و معلوم مي شود اطلاعات گزارش داراي چه ميزان ازاهميت است.
4- سازمان و موسسه اي كه فاقد گزارش هاي كاري دقيق و جامع باشد مانند فردي است كه حافظه خود را از دست داده باشد و به ناچارمجبور به دوباره كاري و آزمايش آزموده ها و پيمودن راههاي گذشته و اتلاف وقت و هزينه خواهد بود.
اصولي كه در گزارش نويسي بايستي مورد توجه و دقت گزارشگر قرار گيرد و گزارش ها بر مبناي آنها تهيه شوند عبارتند از:
1- درستي گزارش
گزارش بايستي بازگوكننده حقا يق باشد و در هيچ موردي اطمينان بيجا و غيرمستند ندهد و عقايد واحساسات و سليقه گزارشگر در آن مداخله نكند .تهيه كننده گزارش تحت تاثير شرايط محيط ،جوسازي ها و غوغا سالاري ها قرار نگيرد و صرفا واقعيت ها را درج نمايد .گاهي اوقات ممكن است شرايط چنان طبيعي ساخته شود كه با واقعيت اتفاق افتاده تفاوت چنداني نداشته باشد و گزارشگر را به اشتباه بيندازد.
2- اختصار
مختصرنويسي از عواملي است كه اشتباه را كم مي كند ولي نبايد به روشني و درستي نوشته و جامع وكامل بودن آن خدشه وارد سازد ،يعني به جهت كم گفتن بسياري از واقعيت ها پنهان بماند بطوري كه درتصميم گيري نهايي ما را با مشكل مواجه نمايد و بايستي توجه داشت كه حجم گفته ها و نوشته ها با موضوع مطابقت داشته باشد.
3- دقت
گزارش بايد بسيار دقيق و گويا بوده و اطلاعات جامع و كاملي را به خواننده ارائه نمايد . وظيفه گزارشگر است كه با ثبت اطلاعات دقيق
مانع از انجام مجدد كارها و اتلاف زمان و هزينه اضافي گردد . بنابراين اصل دقت يكي از مهمترين اصول گزارش نويسي به شمار مي رود.
4- تناسب اجزاء
گزارش بايستي داراي حجم متناسب با موضوع بوده و نه بسيار طولاني و ملال آور و نه كوتاه و خلاصه باشد، در عين حال همه نكات لازم رابه صورتي جذاب و مؤثر به طوري به خواننده منتقل نمايد كه رغبت وعلاقه وي را در مطالعه كامل موضوع برانگيزد تا خواننده مطالب را به طور دقيق و جزء به جزء درك نمايد.
5- وابستگي عناصر
گزارش بايستي براساس تفكري صحيح و منطقي تدوين شد ه باشد و از حدس و گمان و احتمال دور بوده و اعتماد خواننده را جلب كرده و فاقد مطالب متضاد و دوگانگي باشد بطوري كه تمامي عناصر تشكيل دهنده موضوع با يكديگر متناسب باشند و يكديگر را انكار نكنند، بلكه باعث تقويت كلي موضوع و مطلب باشند.
فصل سوم : ساختار گزارش
هر گزارش كامل صرف نظر از صفحات عنوان ، فهرست مندرجات و ضمايم معمولا داراي سه جزء عمده زير است
خلاصه گزارش 􀀹
تنه يا متن اصلي گزارش 􀀹
پايان گزارش 􀀹
در صفحه عنوان مشخصاتي از قبيل عنوان گزارش ، نام گزارش نويس ، سازمان و محل كار و تاريخ نگارش و ديگر اطلاعات لازم از نظرگزارشگر درج مي شود
عنوان بايد روشن، مختصر و گويا باشد و نشان دهد گزارش نهايي است يا پيش نويس يا مقدماتي.
فهرست مندرجات بايد به گونه اي تنظيم شود كه ساخت گزارش با نظرهاي اجمالي از روي آن خوانده شود.
ضمايم شامل يادداشت ها، جداول و نمودارها، محاسبات و ارجاعات و ديگرمواردي است كه پشتوانه نظرهاي مندرج در گزارش هستند و بنابه دلايلي از واردكردن آنها درمتن اصلي گزارش خودداري شده است.
 
خلاصه گزارش:
معمولا فصل اول گزارش همان خلاصه گزارش است . چنانچه گزارش كوتاه و فاقد فصل بندي باشد اين خلاصه بخشي مستقل از گزارش محسوب مي گردد ولي به هر حال ميان خلاصه گزارش و گزارش كوتاه( چكيده گزارش ) تفاوت هايي وجود دارد . گاهي ممكن است علاوه بر گزارش كامل ، گزارش كوتاه نيزخواسته شود عده اي از گزارشگران فقط اين قسمت را مطالعه مي كنند و در صورت ضرورت به اصل گزارش مراجعه مي كنند.گزارش كوتاه ( چكيده گزارش ) يادآور وجود اصل گزارش است از اين رو مشخصات گزارش در آن عرضه مي شود تا در صورت لزوم بتوان به اصل آن دسترسي داشت.در نخستين پاراگراف از خلاصه گزارش مجوز تحقيق و بررسي و هدف آن يادآوري ميگردد سپس مسئله به اجمال طرح و مقاصد ، برداشت و روش ، نتايج و پيشنهاد ها بيان مي گردد.نتايج و پيشنهادها را بارديگر در جاي خود نيز مي توان آورد . اين تكرار مفيد است زيرا بعضي از گزارش خوانها فقط همان فصل يا بخش اول گزارش را مي خوانند.
متن اصلي گزارش:
متن اصلي گزارش به بخشها يا فصل هايي تقسيم مي شود كه اين فصل بندي برحسب موضوع و حجم گزارش انجام مي گيرد .اگرموضوعات متعدد باشد هر موضوع در فصلي جداگانه مطرح مي شود و در بخشهاي مختلف خلاصه ، بيان و شرح واقعيت ها و شواهد و دادها تحليل آنها و نتايج حاصل از تحليل مدنظر گرفته مي شود.
ممكن است شرح بحث هايي كه پيش از رسيدن به پيشنهادها جريان يافته نيز در گزارش منعكس شود وپيشنهادها بايد در جايي به صورت قابل توجه مطرح گردد.
فصلها به ويژه فصل اول نبايد زياد از حد طولاني باشد
حجم فصل اول بايد به اندازه اي اختيار شود كه گزارش خوان ظرف يك ربع پيش از جلسه بتواند آنرا بخواند يا اگر تمام گزارش را خواند رئوس مطالب رابه ياد آورد.
عنوان ها بايد زباندار و گويا باشند تا در صورت لزوم صرف خواندن آنها تصوري ازموضوع ايجاد نمايد.جداول طولاني ،دلايل شواهد تفصيلي ، برداشت هاي مربوط به مدارك ، اسناد نمونه ، واژه نامه، كتابنامه و مانند آنها به صورت ضمايمي به گزارش ملحق شوند تا تنه اصلي را زياد نسازند .بااين حال گاهي فشرده و خلاصه اي از موادضمايم در متن درج مي شود . ارقام و شواهد و داده هاي خام فراوان در متن اصلي گزارش و حتي در ضمايم آن پسنديده است، اما اين موارد بايد به نام پشتوانه گزارش در بايگاني گزارش نويس حفظ شود تا هرگاه استفاده از آنها ضرورت يافت در دسترس باشد.
پايان گزارش:
در پايان گزارش خط يا محل امضاء قرار مي گيرد.
گزارش بايد به امضاي گزارش دهنده تهيه كننده گزارش و مسئول واحد سازماني گزارش دهنده و درغياب وي به امضاي جانشين او برسد.
مراحل تهيه گزارش:
با عنايت به تعاريف گزارش هركس در هر مقامي كه باشد نياز به كسب اطلاع در مورد كار خود دارد و يا به عبارت ديگر نيازمند گزارش است . اعلام وقت و ساعت ، تعريف حادثه ، يا شرح وقايع روزانه گزارش به شمار مي روند . بنابراين ارائه گزارش به دو صورت شفاهي يا كتبي صورت مي گيرد . با توجه به اينكه گزارش شفاهي اعتبار و رسميت زيادي ندارد مورد بحث ما قرار نمي گيرد . تهيه گزارش كتبي در چهارمرحله زير صورت مي پذيرد:
1-انتخاب موضوع
2- گردآوري اطلاعات
3- طرح ريزي مطالب
4- عرضه اطلاعات جمع آوري شده
 
1- انتخاب موضوع اولين گام در تهيه يك گزارش است . موضوع گزارش باتوجه به شغل و هدف فرق ميكند انتخاب موضوع بايستي متناسب با زماني كه براي انجام گزارش در نظر گرفته شده است باشد مثلا يك گزارش كار اداري ممكن است يك ساعت زمان ببرد و يك گزارش تحقيقي يك هفته يا يك ماه زمان بخواهد و يك گزارش تحصيلي حداقل شش ماه زمان لازم داشته باشد.
علاوه بر زمان لازم است به اطلاعات موجود در خصوص گزارش توجه شود امكان بررسي و تحقيق ، اندوخته علمي ، دسترسي به منابعاطلاعاتي از جمله نيازهاي تهيه گزارش مي باشد.
2-گردآوري اطلاعات
هر گزارشگر براي تهيه گزارش نيازمند گردآوري اطلاعات و سوابق مرتبط با موضوع است .اين اطلاعات ازطرق گوناگون به دست مي آيد .
مهمترين راه هاي گردآوري اطلاعات عبارتند از:
الف) تحقيق مشاهده اي
ب) تحقيق عمومي( به صورت مصاحبه و پرسشنامه)
ج) تحقيق كتابخانه اي يا پژوهش از راه مطالعه
كليه اطلاعات مربوط به سوابق ،فعاليت ها ، عملكرد و پيشرفت هاي سازمان ها يا موسسات ، به صورت طبقه بندي شده در مركز بايگاني (آرشيو) مخصوص به همان سازمان يا موسسه گردآوري شده و به دقت نگهداري مي گردد. تا مواقع ضروري در اختيار مسئولان و تصميم گيرندگان سازمان قرار گيرد
مطالعه اين اطلاعات توسط مسئولين و تصميم گيرندگان سازمان به اتخاذ تصميمات و استراتژي هايي منجر شده كه سياست هاي عملياتي ،خدماتي و توسعه سازمان بوده اند در حال حاضر نيز هر گونه تصميم گيري در سازمان ها با مطالعه گزارش هاي مطالعاتي ، عملياتي بازرسيها كه مربوط به فعاليت هاي سازمان هستند نتايج مطلوب تري را در پي خواهد داشت.
3- طرح ريزي مطالب
اين مرحله بسيار حساس است و گزارشگر مانند مهندسي است كه مي خواهد بنايي را بسازد، ابتدا وضع زمين و تناسب ساختمان را در ذهن خود مجسم مي كند، سپس به طرح ريزي آنچه ديده و به نظرش رسيده است مي پردازد و نقشه ساختمان را ترسيم مي نمايد و بعد ازانتخاب مواد لازم ، بر حسب تقدم و تاخر به درجه بندي آنها مي پردازطرح ريزي مطالب شامل سه قسمت زير است:
1- طبقه بندي و پردازش اطلاعات و داده ها
2-  ثبت مراحل و جريان تهيه اطلاعات و پيشرفت كار
3- تفكيك اسناد و مدارك متن و پيوست گزارش
4- عرضه اطلاعات جمع آوري شده
پس از آنكه به شيوه هاي سه گانه فوق اطلاعات جمع آوري شد، بايد به تنظيم آنها پرداخت تنظيم اطلاعات كاري آسان است زيرا بعد ازجمع آوري مطالب گزارشگر عناوين كلي گزارش را يادداشت مي كند سپس با توجه به اهميت موضوع هر يك را درجاي مناسب خود قرارمي دهد هنر گزارش نويسي در اين موقع تجلي مي كند . افرادي كه با فكر دقيق و منطقي به نوشتن گزارش مي پردازند .به يقين بهتر ازديگران مي توانند انديشه ها و خواسته هاي خود را عرضه دارند تنظيم گزارش بايستي مبتني بر ساختار گزارش باشد . ساختار ارائه شده درابتداي فصل نويسنده گز ارش بايد پيش از آغاز نگارش فكر كند چه مي خواهد بنويسد؟ براي چه كسي مي نويسد؟چه مقدار و چگونه بنويسد؟ تا نوشته او مورد قبول واقع شود.
مراحل تهيه يك گزارش توصيفي مطالعاتي
در تهيه يك گزارش مطالعاتي رعايت ترتيب مراحل زير قابل توجه است:
الف : تهيه سوابق:
اسناد و مدارك معتبري كه از پيش وجود دارد . همچون گزارش ها ، بريده مطبوعات ، مقالات ، مكاتبات گذشته و برنامه هاي عملياتي. اين سوابق پيش از آنكه كار تحقيقي به معناي واقعي آن آغاز شود بايد مورد مطالعه قرار گيرد تا مشخص و در مسير موردنظر چه كارهايي صورت گرفته است.اسناد مربوط به سوابق در گزارش نهايي به عنوان منبع و ماخذ ياد خواهد شد.
ب : برنامه ريزي و طبقه بندي اطلاعات:
اين برنامه ريزي شامل فهرست بندي مطالبي است كه در گزارش بايد درج شود . افرادي كه با آنها بايد تماس گرفته شود .طرح كل گزارش با ذكر نام مجري طرح و موعد اجرا و همچنين يادداشت ها و مكاتبات مربوطه .در اين مرحله داده ها يا اطلاعات به دست آمده پردازش ياتحليل شده و محل كاربرد آنها در تهيه متن معين مي شود.
ج : پيشرفت كار:
در مواقعي كه گزارش طولاني باشد و نياز به مراجعه و مصاحبه با افراد مختلف در محل هاي متفاوتي باشدلازم است مراحل پيشرفت كار،افراد ملاقات شده و مشكلات و موانع احتمالي مشخص شود . گزارشگر درهر مرحله از انجام گزارش در صورت نياز وضعيت كار را به طورشفاهي يا كتبي گزارش مي دهد تا درصورت نياز مديريت ضمن مطالعه و نظارت مستمر بر كار كمك ها و راهنمايي ها ي لازم را ارائه نمايد.در گزارش نهايي طبعا از گزارش هاي پيشرفت كار البته با گرايش تازه و نتيجه گيري هاي قطعي استفاده مي شود.
مراحل تهيه گزارش اداري يا گزارش كار:
 
1- سرلوحه يا عنوان
سرلوحه گزارش عينا مطابق سرلوحه نامه هاي اداري تنظيم مي گردد بااين تفاوت كه
الف) اگر گزارش دهنده از كاركنان زيردست گزارش گيرنده باشد به جاي عنوان واحد سازماني گزارش دهنده در مقابل كلمه   (از) نام و نام خانوادگي خود را ذكر مي نمايد.
ب ) واحدهاي سازماني و كاركنان يك مجموعه نمي توانند به مقام سازماني كه در تابعيت آن ها قرار ندارند گزارش دهند .در اين گونه موارد بايستي گزارش به عنوان مسئول ذيربط تهيه و طي آن درخواست شود كه مراتب به مقام موردنظر يا واحد سازماني مربوط اعلام و منعكس گردد .مقامات و واحدهاي سازماني برابر ضوابط مقرر در حدود اختيارات عمل خواهند نمود.
2- متن
متن گزارش همانند متن نامه تهيه مي گردد، با اين تفاوت كه:
الف) اگر گزارش براساس دستور صادره قبلي يا مبتني بر سوابقي تهيه مي شود حتما بايستي به دستور صادره اشاره و يا شرح مختصر و مفيدي از سابقه امر، در ابتداي گزارش ذكر شود.
.ب) شرح اقدامات انجام شده در اجراي دستور صادره و نتايج حاصل از آن و يا شرح دلايل وعواملي كه منجر به تقديم گزارش شده است ، بايد در متن گزارش آورده شود.
ج) متن گزارش بايد در صورت لزوم ، حاوي نمودار ، تصوير ،آمار ، تجزيه و تحليل موضوع ،نتيجه گيري و پيشنهادهاي مبتني بر نوع درخواست يا موضوع گزارش باشد.
3- پايان گزارش
پايان گزارش بجز خط امضاء ,فاقد بقيه موارد مربوط به نامه ( نام و نام خانوادگي مسئول واحد سازماني صادركننده نامه و عنوان سازماني وي مي باشد.) گزارش بايد به امضاي مسئول واحد سازماني گزارش دهنده و در غياب وي به امضاي جانشين اوبرسد .
توضيح :
1- گزارش هايي كه حاوي پيشنهاد يا كسب اجازه است نبايد طوري تنظيم شود كه براي مقام گزارش گيرنده تعيين تكليف نمايد.
2- در صورت نياز اسناد و مدارك لازم به ضميمه گزارش ارسال مي گردد.
 
گزارش عبارت است از دادن اطلاعات سازمان یافته درباره اقدامات و رویدادهای زمان قبل، یا وضعیت موجود، یا
رویدادهای احتمالی آینده که بر مبنای آن ، گیرنده گزارش می تواند تصمیمات آگاهانه ای اتخاذ کند.
مصرف کننده یا مخاطب گزارش براساس این تعریف= تصمیم گیرندگان هستند
گاهی مخاطبان گزارش صرفا برای آگاهی، از گزارش استفاده می کنند که گزارش، بیشتر جنبه اطلاع رسانی پیدا می کند. به لحاظ اداری مهم ترین کاربرد گزارش تاثیر آن بر روی تصمیم گیری است.
واژه سازمان یافته بر انسجام اطلاعات دلالت می کند.
 
انواع گزارش با معیارهای مختلف :
1- انواع گزارش بر حسب شیوه ارائه گزارش :
الف- شفاهی                              2- کتبی
2- انواع گزارش بر حسب تعداد تهیه کنندگان:
الف- فردی
ب- جمعی یا گروهی
که این نوع گزارش عمدتا مخصوص گزارش کتبی است.
2-    انواع گزارش بر حسب حجم:
الف- گزارش کوتاه = تا 10 صفحه
ب- گزارش بلند= بیش از 10 صفحه
 
4- انواع گزارش بر حسب دوره انتشار:
الف- گزارش ادواری = در دوره زمانی مشخص ( روزانه ، هفتگی ، ماهانه ، فصلی ، شش ماهه ، سالانه )
ب- گزارش موردی یا مقطعی = در زمان های خا
5- انواع گزارش بر حسب مخاطبان :
الف- گزارش به هم ردیفان
ب- گزارش به کارکنان
د- گزارش به رسانه ها
ه – گزارش به نهادهای نظارتی ( دیوان محاسبات ، حسابرسان مستقل ، سازمان حسابرسی ، دیوان عالی کشور، سازمان بازرسی و .....)                                                                             قضات
و- گزارش به عامه مردم ( نماز جمعه ، جشن عمومی و سخنرانیهای عمومی و .....)  ورزشکاران         مخاطب خاص     دانشجویان
 
6-انواع گزارش بر حسب میزان دسترسی:
الف- عادی
محرمانه
ب- محرمانه    خیلی محرمانه
سری
کاملا سری
- چند روش برای طبقه بندی انواع گزارش وجود دارد؟
- گزارش را چگونه می توان طبقه بندی کرد؟
7- انواع گزارش بر حسب موضوع و هدف :
الف- گزارش اطلاعی = صرفا ارائه اطلاعات
ب- گزارش تحقیقی= بررسی علت ها و روابط بین عوامل
ج- گزارش تحلیلی= جزء جزء کردن موضوع
8- انواع گزارش بر حسب محورهای تخصصی ( یک محور معین)
الف- گزارش مالی
ب- گزارش امور رفاهی
ج- گزارش ورزشی
د- گزارش سیاسی
................................
اصول ناظر در خواست و تهیه گزارش:
 ( هر دو گروه درخواست کننده و تهیه کننده باید به آن توجه کنند)
1- شفاف کردن موضوع گزارش ( عنوان ، شفافیت ، جامعیت و سادگی در کل گزارش)
کوتاه یا بلند
اندازه کاغذ
2- تعین معیارهای کمی گزارش ( ابعاد ، حجم ، مهلت ، تعداد نسخه ها )
3- شناسایی مخاطبان یا استفاده کنندگان ( تا حد ممکن) ( اگر از طرف درخواست کننده مشخص نشده بود، باید بپرسیم )
4-کاربرد گزارش(برای تصمیم گیری ، برای اطلاع رسانی و ...)
5- سطح دسترسی گزارش ( باید بدانیم این گزارش عادی است یا محرمانه و یا ...) ( در معرض دید عموم قرار
بگیرد یا نه ) ( درباره اش صحبت کنیم یا نه )
مراحل تهیه و آماده سازی گزارش :
1-     شفاف سازی درخواست یا کاری ها باید انجام شود. ( عنوان ، حجم، مخاطب و ....)
2- شناسایی انواع اطلاعات مورد نیاز
اطلاعات عملکرد
اطلاعات مالی
اطلاعات کتابخانه ای                      برای تهیه گزارش بسیار هم هستند.
چه نوع ؟        اطلاعات شفاهی
اطلاعات اینترنتی
اطلاعات  سازمانی و ......
 
3- شناسایی منابع اطلاعات (از کجا؟ کدام کتاب ؟)
4- جمع آوری اطلاعات ( اگر موارد 2و 3 را خوب انجام ندهیم نمی توانیم مورد 4 را خوب انجام دهیم )
5- تجزیه و تحلیل ، طبقه بندی ، ارزیابی ، تصفیه و تلخیص اطلاعات
تلخیص یک متن بلند:
- حذف موارد تکراری
- حذف جداول و نمودارها ( با اصلاح ارجاعات متن)
- حذف مترادف ها
- حذف تصاویر
- تهیه ترتیب مناسب برای مطالب باقی مانده
-آغاز نگارش
- بازخوانی و اصلاح و ویرایش و تلخیص و تکمیل احتمالی10- حروف چینی1- نمونه خوانی و غلط گیری (نمونه خوانی : مطابقت متن اولیه یا متن تایپی است)
- آماده سازی و صحافی گزارش نهایی ( تکثیر احتمالی )
- ارائه یا ارسال گزارش
درست نویسی:
عبارات و جملات زیر را هر جا که لازم است اصلاح کنید:
1- لازم به ذکر است که همه کارکنان ملزم به شرکت در این مراسم هستند .
شایان ذکر است
بذکر             به ذکر                همه ی         همۀ
 
2- همۀ حاضران دیدگاه خود را در ارتباط با موضوع خدمات رفاهی کارکنان بیان کردند .
کلمه عربی است ولی بهتر است با« ان » فارسی جمع بسته شود. این مورد بهتر است
حاضرین         کلا عربی می شود
حضار هم درست است.
در ارتباط با ، در رابطه با     ( در خصوص ) ،      دربارۀ
تا حد امکان استفاده نشود     اولویت دوم         اولویت اول
همۀ حاضران دیدگاه خود را دربارۀ خدمات رفاهی بیان کردند.
2-     به دلیل عدم وجود امکانات ، نتوانستیم طرح را تا پایان ادامه دهیم .
نبود ، نبودن  ( اولویت اول فارسی )              به دلیل نبود امکانات ، نتوانستیم طرح را تا پایان ادامه دهیم.
فقدان ( عربی است ) می توان در اولویت دوم قرار داد
عدم را نیز بهتر است استفاده نکنیم ، چون عدم یعنی نیستی، ولی منظورمان نبود است. بهتر است از ترکیبات عدم استفاده نکنیم.
روبرو          غلط است
4- به زودی دراین منطقه با یک بحران بزرگی روبه رو خواهیم شد .
با یک بحران بزرگ
غلط است                                   به این دو شکل درست است. یک نشانه برای فردیت کافی است.
با بحران بزرگی
 
* به میانوند باید جدا نوشته شود:
سربه سر ، یک به یک ، تا به تا ، در به در ، گور به گور ، لا به لا، زود به زود ، دیر به دیر ، گله به گله
 
هیئتی بهتر است                                                                  درست است آمد ( رابطه فعل و فاعل )
5- یک هیأت  از مقامات وزارت     امور خارجه ترکیه به ایران آمدند.
6- - عنوان سازمان ها باید کامل نوشته شود ( وزارت خارجه ) غلط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
به شکل عربی درست است ، ولی در فارسی به صورت هئیت می نویسیم.
نشأت                        در فارسی نشئت می نویسیم.
 
عربی درست
قاعده فارسی سازی همین است
نشئت
سؤال             از نظر فارسی درست است
هیئت
مسئولیت
تیم پرسپولیس خوب بازی کردند = کرد
لشکر حمله کرد . لشکریان حمله کردند
 
هیئتها          فارسی تر است
هیئات         جمع عربی درست است.
 
نشانه‌گذاری نگارش فارسی
ردیف
نشانه
نام
موارد کاربرد
۱
.
نقطه
۱- در پایان همه‌ی جمله‌ها به جز جمله‌های پرسشی و تعجّبی: هوا ابری است. شاید درک این مسئله دشوار باشد. او هیچ گاه به آن شهر باز نگشت. ۲- پس از حرف یا حروفی که به صورت نشانه‌ی اختصار به کار رفته باشد: فردوسی در سال  329ه. ق. به دنیا آمد.
۲
،
ویرگول
۱- میان جمله‌های مستقل که در مجموع جمله‌ی کامل می‌سازند: او با تلاش زیادی که کرد، به مقصود رسید. ۲- پس از منادا: خدایا، مرا عفو کن. ۳- هر جا واژه یا عبارتی به عنوان بدل در ضمن جمله یا عبارتی دیگر آورده شود: اخوان ثالث، شاعر معاصر، سراینده‌ی شعر معروف «خوان هشتم» است. ۴- بین واژه‌های همپایه به جای «و» می‌آید: فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ از بزرگان شعر فارسی هستند. ۵- بین دو واژه که ممکن است خواننده آن ها را با کسره‌ی اضافه بخواند: مادر، حسن را به سوی خود خواند. ۶- به جای مکث کوتاه در جمله: اگر بسیار تلاش کنی، به هدفت می رسی.
۳
:
دو نقطه
۱- قبل از نقل قول: صاحب‌نظران آموزشی می‌گویند: شرط درست نوشتن، درست فهمیدن است. ۲- هنگم برشمردن اجزای یک چیز: اساس نگارش خوب، دانستن و رعایت چند نکته است: چشم باز، گوش شنوا، دقت و ... ۳- مقابل واژه‌هایی که می‌خواهیم آن ها را معنی کنیم: حلیت: پیرایه
۴
؟
علامت سؤال
۱- در پایان جمله‌های پرسشی: آیا تاکنون فکر کرده‌اید که هزاران مادّه‌ی نگارشی پیش روی شماست؟ ۲- برای نشان دادن مفهوم تردید: وفات حافظ در سال ۷۲۱ (؟) اتَفاق افتاد. ۳- برای نشان دادن مفهوم استهزا: او نابغه (؟) است.
۵
!
علامت تعجب
۱- در پایان جمله‌های تعجّبی، تأکیدی، عاطفی: عجب روزگاری است! ۲. پس از اصوات: هان! ای دل عبرت بین.
۶
« »
گیومه
۱- سخنی که به طور مستقیم از جایی یا کسی نقل می‌شود: به قول سعدی: «بنیاد ظلم در جهان اندک بود، هر کس چیزی بدان مزید کرد، تا بدین غایت رسید.» ۲. اسامی و عناوین و اصطلاحات علمی یا فنّی (فقط بار اوّل): «فضاسازی» در آغاز، میانه یا پایان نوشته نقش مهمّی ایفا می‌کند.
۷
؛
نقطه ویرگول
۱- برای جدا کردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نطر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی، با یکدیگر بستگی معنایی دارند: برای نگارش گزارش خوب باید فکر کرد؛ منابع را جمع‌آوری کرد؛ فهرست‌ها را تنظیم کرد و ... ۲- در بیان توضیح و مثال پیش از واژه‌های مثلاً، فرضاً؛ یعنی و ... صور خیال؛ یعنی کاربرد عناصر و آرایه‌های خیال‌انگیزمثل استعاره، تشبیه و ...
۸
-
خطّ فاصله
۱- برای جدا کردن جمله‌ی معترضه: حافظ شیرازی - که او را لسان‌الغیب نامیده‌اند - قرآن را با چهارده روایت در حفظ داشت. ۲- هنگامی که دو واژه بر روی هم دو جنبه‌ی مختلف از یک منظور را نشان دهند: مباحث هنری-ادبی، نزدیکی و قرابت خاصّی دارند. ۳- به معنی «تا» و «به» برای بیان فاصله‌های زمانی و مکانی: قطار تهران-مشهد، وارد ایستگاه شد. حتی گروه‌های سنی ۱۳-۷ سال هم می‌توانند از گلستان به خوبی استفاده کنند. ۴- در مکالمه بین اشخاص داستان‌ها یا نمایشنامه‌ها یا ذکر مکالمات تلفنی، در ابتدای حمله و از سر سطر به جای نام گوینده: - در قبال امیر تعظیم کن. - ساکت شو!
۹
...
سه نقطه
۱- برای نشان دادن واژه‌های محذوف یا ادامه‌دار: گزارش انواعی دارد: ورزشی، سیاسی، خبری، هنری، فرهنگی، ... ۲- سخن ناتمام: شما... شما... زبانم لال... ۳- برای نشان دادن کشش در گفتار: سقف هر...ی ریخت. آها...ی حسین کجایی؟ ۴- افتادگی واژه یا واژه‌ها از یک نسخه‌ی خطی یا کتیبه.
۱۰
[ ]
قلّاب
۱- مطالبی که جزو اصل کلام نباشند: معلّم به کلاس وارد شد [ابراز احساسات دانش‌آموزان] و بر جایش نشست. ۲- در تصحیح متون قدیمی واژه‌های الحاقی با توضیحات احتمالی در قلاب گذاشته می‌شوند: گفت: من مردی طرّارم، [تو] این زر به من امانت دادی. ۳- دستورهای اجرایی در نمایش‌نامه‌ها: - حسین [با قیافه‌ی جدی]: آیا اکنون حاضری به این سفر بیایی؟
۱۱
( )
کمانک
۱- معنی و معادل یک واژه: زبان معیار (استاندارد) زبان ملّی ما است. ۲- توضیح بیشتر: آثار سعید نفیسی سه گروه است: یکی تصحیح (قابوسنامه، غزلیّات عطّار، سیرالعباد...) دوّم تحقیقات ادبی (شرح آثار رودکی، نظامی، خواجو...) سوّم ترجمه‌ها (نمونه آثار پوشکین، ایلیاد و...) ۳- ذکر تاریخ، شهرت، تخلص، نام سابق و ... شهر همدان (هگمتانه) در طول تاریخ بارها پایتخت بوده‌است.
۱۲
/
ممیّز
۱- برای جدا کردن مصراع‌های یک شعر: خانه‌ی دوست کجاست/ در فلق بود که پرسید سوار/ آسمان مکثی کرد/ نکته: برای نوشتن تاریخ در ویکی‌پدیا به صورت ۱۲ تیر ۱۳۷۶ عمل کنید و نه به صورت ۷۶/۴/۱۲.
۱۳
=
تساوی
برای نشان دادن تساوی میان دو مطلب: توانا بود هر که دانا بود = هر که داناست، تواناست.
 
 
 
 
 
 

نمرات درس فرهنگ و رفتار اجتماعی




نمرات درس فرهنگ و رفتار اجتماعی واحد قوه قضاییه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-priority:59; mso-style-unhide:no; border:solid black 1.0pt; mso-border-themecolor:text1; mso-border-alt:solid black .5pt; mso-border-themecolor:text1; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid black; mso-border-insideh-themecolor:text1; mso-border-insidev:.5pt solid black; mso-border-insidev-themecolor:text1; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

ردیف

نام و نام خانوادگی

کتبی

عملی

نمره نهائی

1

علی       اصغری

10

4

14

2

مهدی         باقری

13

4

17

3

محمد رضا  حیدری

14

3/5

17/5

4

لیلا            خالدی

16

4

20

5

طاهره          نادی

16

4

20

6

محسن      جعفری

14

3/5

17/5

7

حوریه جلالی فراهانی

5/13

5/3

17

8

سودابه     رضا یی

15

4

19

9

اکرم          شفاعی

15

4

   19

10

عبدالرضا    فدائیان

13

3

16

11

بهاره     فروغیان    

16

4

20

12

فهیمه         قربانی

16

4

20

13

وحید       مهرعلی

10/5

3/5

14

14

مهدی       عکاسی

13

3

16

15

وحید         کزازی

15

4

19

16

مریم      ربیع زاده

10

3/5

13/5

17

مهدی         کوهبر

14/5

4

18/5

18

حمید          رسام

5/14

4

18/5

19

محمد امین   کیانی

15

5/3

18/5

20

الهام         غفاری

16

4

20

21

علی    یزدانی منش

11/5

3/5

   15

22

پیمان       موسوی

10/5

4

14/5

23

حسین     مراد پور

14

5/3

17/5

24

سیده وجیهه  میر نظام

16

4

20

 

نمرات درس اوقات فراغت دانشجویان قوه قضاییه



نمرات درس اوقات فراغت دانشجویان قوه قضاییه (مدرس: استاد شیخی)


ردیف

نام و نام خانوادگی

کتبی

عملی

نمره نهائی

1

علی            اصغری

12

4

16

2

مهدی           باقری

10/5

3/5

14

3

محمد رضا    حیدری

13

4

17

4

لیلا             خالدی

16

3

19

5

طاهره          نادی

16

4

20

6

محسن      جعفری

13/5

3/5

17

7

حوریه جلالی فراهانی

10/5

3/5

14

8

سودابه         رضائی

16

4

20

9

اکرم           شفاعی

15

3/5

18/5

10

عبدالرضا     فدائیان

5/10

3

13/5

11

بهاره          فروغیان

16

3

19

12

فهیمه          قربانی

16

4

20

13

وحید         مهرعلی

12/5

3

15/5

14

مهدی         عکاسی

10/5

3

13/5

15

وحید          کزازی

16

4

20

16

مریم          ربیع زاده

12

3

15

17

مهدی         کوهبر

15

4

19

18

حمید          رسام

16

4

20

19

محمد امین   کیانی

16

3

19

20

الهام         غفاری

16

4

20

21

علی        یزدانی منش

13/5

3

16/5

22

پیمان       موسوی

13

4

17

23

حسین      مراد پور

14

3/5

17/5

24

سیده وجیهه  میر نظام

16

4

20

 

پرسش های درس اوقات فراغت



پرسش های درس اوقات فراغت


  \
      1-  اوقات فراغت را تعریف کنید ؟
      انسا نها، اغلب اوقات خود را برای انجام کار يا تحصيل يا وظايف و تکاليفی که بر عهده دارند، صرف می کنند.
      به اوقاتی که فرد از اين امور فارغ يا آسوده است، اوقات فراغت می گويند .

2 - فراغت را تعريف كنيد وچهار معني فراغت را در فرهنگ معين بنويسيد ؟فراغت در لغت به معني آسودگي وآسايش است ودر مقابل اشتغالات ودر گيري روز مره كه موجب خستگي مي شود بكار مي رود .در فرهنگ معين به چهار معني آمده است 1- آسايش واستراحت 2- پرداختن به فراغت 3- آسودگي 4- بي اعتنايي و وارستگي 5- فرصت ومجال

 3 -تعريف اوقات فراغت را نظردومازيه ودكتر افروز با هم مقايسه كنيد ؟

از ديدگاه دكتر افروز فراغت فرصت وزماني است كه انسان مسئوليت پذير ، هيچگونه تلكيف يا كار موظفي را عهده دار نبوده ، زمان در اختيار اوست كه با ميل وانگيزه شخصي به امر خاصي بپردازد

اما ازديدگاه دوازيه ،‌فراغت مجموعه فعاليتهاي است كه شخص پس از رهايي از تعهدات وتكاليف شغلي، خانوادگي ، واجتماعي با ميل واشتياق به آن مي پردازد وغرضش ،‌تفريح ، توسعه دانش يا به كمال رساندن شخصيت خويش يا به ظهور رساندن استعداد ها ،‌ خلاقيت ها ويا مشاركت آزادانه در اجتماع است .

4 - ويژگيهاي اوقات فراغت را بنويسيد ؟

1- جدا بودن وقت فراغت از كار ومسئوليت هاي ديگر 2- وجود ميل وفعاليت دلخواه وداشتن حق انتخاب 3- نداشتن انگيزه ونفع اقتصادي


2- فراغت چگونه زمانی است و معمولا چگونه سپری می شود ؟
فراغت زمانی است که پس از انجام کار يا تکاليف درسی، فرصت پيدا می کنيم تا به فعاليّت های
دلخواه خودمان مانند کارهای هنری، ورزش وبازی وسرگرم یهای مفيد يا آموختن مهار تهای مختلف بپردازيم.
3- چه زمان هایی برای انجام فعالیت های دلخواه دانش آموزان مناسب است ؟
برای دانش آموزان، رو زهای تعطيل و همچنين تعطيلات تابستان فرصت خوبی برای انجام فعاليّت های دلخواه است است.
4- برای استفاده مفید از اوقات فراغت چه باید بکینم ؟
برای استفاده از اوقات فراغت بايد برنامه ريزی مناسب داشته باشيم تا بتوانيم بهترين و مفيد ترين استفاده را از اين اوقات ببريم.
5-  چند راه استفاده از اوقات فراغت ار نام ببرید ؟
5-1شرکت در مجالس مذهبی
5-2 حضور در مشارکت های اجتماعی
5-3 پرداختن به هنر و سر گرمی
5-4رفتن به مسافرت ( سیر و سفر)
5-5مطالعه و مهارت آموزی
5-6 بازی و ورزش
6-  چند نمونه از کار هایی را که در اوقات فراغت به تنهایی می توانید انجام دهید بنویسید؟
مطالعه يا حل کردن جدول، ساختن کاردستی، پرورش حيوانات يا جمع آوری مجموعه های سنگ، تمبر
7- چند نمونه از کار هایی را که در اوقات فراغت بهتر است به صورت گروهی انجام دهید بنویسید؟
سفر های زيارتی يا ديدار اقوام يا رفتن به گردشگاه ها را بهتر است همراه خانواده یا دوستان انجام دهیم .
8-  منظور از درنظر گرفتن شرایط و امکانات برای پرکدن اوقات فراغت چیست ؟
ممکن است در محلّ زندگی ما برخی از امکانات وجود نداشته باشد يا پول کافی برای دسترسی به
آن ها نداشته باشيم. در اين صورت بهتر است از روش های ديگر که با امکانات و هزينه ی کم تری
قابل انجام است، استفاده کنيم.
9-  چند نمونه از روش های پر کردن اوقات فراغت در گذشته را بنویسید ؟
شرکت در مراسم وجشن ها، شرکت در مسابقات زو رآزمايی و تيراندازی، مجالس نقّالی و
باز یهای گروهی خود را سرگرم و اوقات فراغت خود را پر می کرده اند.
10-  چند بازی قدیمی را که از گذشته تا کنون در نواحی مختلف ایران رایج بوده اند را نام ببرید ؟
قايم باشک(قايمموشک)، نون بيار کباب ببر، عموزنجيرباف، الک و دولک، بادباد کبازی و طنا ب بازی.
11-  تعدادی ازمكانهاى عمومى گذران اوقات فراغت را بنویسید؟
*کتابخانه های عمومی
*
سالن های تئاتر و سينما
*
نمايشگاه ها
*
بوستان ها(پارک ها)
*
مجموعه های شهر بازی
*
اردوگاه ها
*
مجتمع های فرهنگی- هنری
*
و......
12-  ضرورت برنامه ريزي در اوقات فراغت را بنويسيد ؟

كمبود منابع وضرورت استفاده بهينه از آنها 2- ايجاد هماهنگي در انجام امور متفاوت  3- ضرورت دستيابي وتحقق اهداف 4- ضرورت عدم تكرار خطا هاي گذشته 5- آمادگي جهت مقابله با تهديد ها 6- ضرورت بهره گيري از زمانهاوفرصت ها 7- انجام امور اولويت دار8- تداوم برنامه ها با كيفيت مناسب
13- سطوح برنامه ريزي اوقات فراغت را نوشته وتوضيح دهيد؟

برنامه ريزي اوقات فراغت در سه سطح فردي ، سازماني ومنطقه اي مطرح مي شود .البته گاهي برنامه ريزي مخاطب محور (مثلا برنامه ريزي اوقات فراغت زنان، جوانان ، مديران و...) نيز گاهي موضوعيت پيدا  مي كند . در سطح فردي براي گذراندن بهتر اوقات فراغت لازم است به افزايش مهارته اي فردي مانند شنا ، آموزش احكام دين ، آموزش برخورد با كودكان و... بپردازيم در سطح سازماني برنامه ريزي طوري بايد هماهنگ شود كه با اهداف سازمان وماُموريت هاي آن هماهنگ باشد در سطح سازماني درآمد زايي نيز بخشي از سياست هاي سازمان است

 

 14- برخی ازمؤسسات وسازمان هايی که دراموراوقات فراغت فعاليّت می کنند رانام ببرید ؟
*کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
*
سازمان دانش آموزی
*
سازمان فرهنگی هنری شهرداری
*
سازمان تربيت بدنی
*
سازمان آموزش فنی و حرفه ای
*
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
*
و....
15-  در گذشته بچه ها بیشتر بازی های .....1...... انجام می داند این بازی ها بیشتر
جنبه های .....2..... یا .....3.... را داشتند
1-گروهی
2- حرکتی
3-  قدرتی

16- در سطح فردي براي يك شبانه روز برنامه اوقات فراغت را در جدولي مشخص كنيد ووظيفه افراد را معلوم كنيد ؟

شغل                تغذيه           خواب           نظافت           عبادت            تحصيل          آشپزي

نوع كار

10ساعت     يك ساعت     7ساعت        يك ساعت     يك ساعت       3ساعت      يك ساعت          جمعا 24 ساعت

زمان لازم

 

 

           17- نقش اوقات فراغت در گروه های جنس چگونه است؟

جوانان مرد بيش از جوانان زن و افراد مجرد بيش از متاهلين به بازي و ورزش مي‏پردازند، به سينما مي‏روند، راديو گوش مي­دهند، در مسجد و هيئت مذهبي و مراسم دعا حضور مي يابند و روزنامه مطالعه مي‏کنند.زنان بيشتر از مردان به تماشاي تلويزيون مي­پردازد و به انجام کارهاي هنري (فعاليت­هاي غير حرفه‏اي) در زمان فراغت خود مي­پردازند در حاليکه جوانان مرد بيشتر از جوانان زن (مخصوصا مجردين) بخشي از وقت خود را با قدم زدن در خيابانها و گردش در مراکز خريد و ايستادن سر کوچه و خيابان مي‏گذرانند و به طور متوسط هر فرد علاقه‏مند به اين فعاليت در روز، در حدود 108 دقيقه از وقت خود را صرف قدم زدن در خيابان‏هاي و گردش در مراکز خريد مي کند. بر اين اساس، سرانه زمان قدم زدن در خيابانها و گردش در مراکز خريد،25  دقيقه در روز برآورد مي‏شود. آنها همچنين بيشتر از زنان در زمان فراغتشان، علاقه مند رفتن به پارک و مناطق خوش آب و هوا هستند

 

 

              18  - مقایسه اوقات فراغت قبل و بعد از ازدواج وتاثیرات اوقات فراغت در زندگی خانوادگی چگونه است؟

عامل تاهل در جوانان مرد و سن (مرد و زن) بر ميزان تماشاي تلويزيون تاثير مي گذارد و موجب کاهش مدت زمان آن مي گردد. همچنين عامل تاهل نيز بر ميزان و نحوه گذران فعاليتهاي فراغتي اثر مي گذارد. پژوهش‏هايي که توسط سازمان ملي جوانان انجام شده گواه آنست که عامل تاهل در ميزان تماشاي تلويزيون در جوانان مرد، پرداختن به بازي و ورزش روزانه، گوش دادن به نوار موسيقي، پرداختن جوانان مرد به کارهاي هنري موثر است و مجردها نسبت به جوانان متاهل، زمان بيشتري از وقت روزانه را صرف فعاليت‏هاي فراغتي فوق مي نمايند. حقيقات مختلف نشاندهنده تفاوت و نابرابري فعاليتهاي فراغتي در ميان مردان و زنان است و عامل جنسيت در انجام فعاليتهاي فراغتي موثر است. اکثريت زنان متاهل از نحوه گذران اوقات فراغت خود قبل از ازدواج رضايت بيشتري داشته اند. ضمن آنکه نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که رابطه معنا داري ميان رضايت مندي از گذران اوقات فراغت و رضا مندي از زندگي زناشويي وجود دارد. همچنين زناني که اوقات فراغتشان را درخانه سپري مي کنند، کمتر از زندگي زناشويي شان رضايت دارند.

عوامل موثر بر نحوه گذران فراغت

1-       تأثيرات فردی و خانوادگی بر مشارکت در امور فراغتی

2-       محيط اجتماعی و مشارکت در فعاليتهای فراغتی

3 - موقعيت و شرکت در فعاليتهای فراغتی

در دوره هاي بعدي زندگی ارتباط وجود دارد

            19- کارکردهای اوقات فراغت را نام برده و توضیح دهید. 1 - رفع خستگی یکی از کاکردهای اساسی اوقات فراغت رفع خستگی و تامین استراحت فرد است. انسانها به همه به استراحت و رفع خستگی نیاز دارند. کار مداوم بدون زمانی برای رفع خستگی موجب پائین آمدن بازده عمل و و خم خوردن سلامت روانی فرد می‌شود اما هدف از این اوقات بطالت نیست بلکه زمانی است که فرد به تمدد اعصاب می‌پردازد و حاصل آن افزایش بازده است.

2 - نیاز به تفریح

پس از انجام کار در طی ایامی ، آدمی نیاز دارد تا اوقاتی را صرف تفریح کند. نقل می‌کنند که علی علیه‌السلام در روزهای جمعه به بیرون از شهر مدینه و به قصد تفریح می‌رفتند. تفریح جنبه‌های مختلفی برای افراد می‌تواند داشته باشد. در اسلام به تفریحات سالم متعددی اشاره شده است که می‌توانند نقش موثری در روح و روان فرد داشته باشند پیامبر اکرم با اشاره کردن به عنوان یک تفریح سالم می‌فرمایند: مسافرت کنید تا سلامت بمانید.

3 -  شکوفایی استعدادها

استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرائط مساعدی قرار گیرد به فعل تبدیل می‌شوند. از این جهت شناسائی این زمینه‌ها در زندگی فرد بسیار مهم است. اوقات فراغت یکی از این موقعیتهای بسیار مناسب است که فرد می‌تواند با استفاده از آن به شناسائی و تقویت استعدادهای خود بپردازد. مثلا کمی که در این اوقات به نقاشی و یا دیگر کارهایی می‌پردازد که استعداد دارد.

4 - رشد اجتماعی فرد

 

اوقات فرد علاوه بر تاثیرات فردی که در شخصیت فرد دارد به رشد اجتماعی او نیز کمک می‌کند. شرکت فرد شبکه‌های اجتماعی موجب بهبود روابط اجتماعی فرد شده و پیشرفت از لحاظ اجتماعی کمک می‌کند. بسیاری از پیشرفتهای فرد با پیشرفت اجتماعی فرد پیوند تنگاتنگ دارد اگر فرد دارای بهترین و ارزنده ترین استعداد باشد تا زمانیکه به ارائه آنها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بودهمیت و ضرورت توجه به اوقات فراغت

امروز تفریح و چگونگی گذران اوقات فراغت وسیله موثری برای پرورش قوای فکری و جسمی و اخلاقی افراد بوده و در نتیجه عاملی برای جلوگیری از کجرویهای اجتماعی محسوب می شود . به شرط اینکه مورد عنایت و توجه کافی از سوی خانواده از یک طرف و دولت ها از طرف دیگر باشد . در غیر اینصورت  اوقات فراغت  با سوء استفاده از آن و سوء تدبیر آگاهانه یا نا آگاهانه  یا خانواده و کار گزاران جامعه می تواند به آسیب اجتماعی بدل شود .

یکی از مشکلات پایدار جامعه امروزی فراهم آوردن وسایلی است که نیاز به فعالیتهای تفریحی سالم و کافی را اقناع کند . با اینکه فقدان وسایل تفریحی به هیچ وجه علت منحصر به فرد کجروی نیست ولی غالباً یکی از موجبات آن محسوب می شود . چه علاقه های بسیاری از کودکان را به انواع فعالیتهای جدید و مشغول کننده ذهن ارضاء نشده باقی می گذارد . در این قبیل موارد کودکان گاهی از اوقات فقط برای گذراندن وقت به دزدی و سایر انواع فعالیتهای کجروانه روی می آورند و بدین ترتیب تدریجا در کلاف خلاف هایی که پیوست می پذیرند گرفتار می شوند .بسیاری از دست اندرکاران تعلیم و تربیت نه تنها تاثیر چگونگی گذران اوقات فراغت  را در اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان مهم می دانند ، بلکه اثر آن در اجتماعی شدن مجدد و همچنین اجتماعی شدن تدریجی افراد بزرگسال نیز اذعان دارند . 

اجتماعی شدن تدریجی فرآیند معمولیست که توسط مدارس و موسسات فرهنگی انجام می گیرد و هدف از آن افزایش صلاحیت ها و ابتکارات و شایستگی فردی است . ولی اجتماعی شدن مجدد فعالیتی برای جبران اجتماعی شدن ناقص است که توسط مراکز تأدیبی تربیتی نظیر کانونهای اصلاح و تربیت ، زندانها و یا مراکز روان درمانی انجام می گیرد .

وسایل ارتباط جمعی و و سایل دیگر گذران اوقات فراغت اثر قابل توجهی در این قبیل اجتماعی شدنها دارد .

اعلامیه جهانی حقوقی کودک در نوامبر 1959 توسط مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه شماره 1386 در خصوص نیازمندیهای اساسی کودکان و قرار دادن بازی و تفریح را بعنوان یکی از نیازمند جه به اوقات فراغت نسل جوان و آینده سازان جامعه جهانی است .

"پی پر" می گوید :  موجودیت و اصالت فرهنگ بر مبنای فرصتها و اوقات فراغت افرادی که در آن جامعه زندگی می کنند پی ریزی شده است .

"تاکور" شاعر  معروف هند معتقد بود که تمدنهای انسانی سرمایه های جاویدانی است که از کاشت ، داشت و برداشت صحیح اوقات فراغت متجلی گشته است .

رایزمن در صنعتی شدن جامعه نوعی تباهی انسانها را می دید و تنها راه رهایی از این منجلات را فراغت می دانست .

بطور کلی در گذشته کار با دیده احترام و بیکار با دیده تنفر نگریسته می شد ولی امروزه به خوبی روشن شده است که کار و فراغت دو پدیده لازم و ملزوم یکدیگرند و فراغت و بیکاری دو مفهوم جدای از یکدیگرند . به قول سامئول کینگ هدف ما نباید آن باشد که بیش از پیش بر ساعات بیکاری بیفزائیم بلکه بر عکس باید در جستجو کاری باشیم که بیشتر تولید لذت و خوشنودی کند و بقول برتر اندراسل نباید به این فکر باشیم که هر کاری که برای چیز مادی انجام می پذیرد . هدفی جز تامین معیشت ندارد و یا بقول دیگر بگوئیم که پول در آوردن خوبست و وپول خرج کردن بدو در جهانی که کار و فراغت توام باشد خستگی و فرسودگی اعصاب و ملامت و سوء هاضمه جای خود را به شادمانی و لذت و رضایت و خشنودی از کار خواهد داد و بقول شامنروکلر  "تفریح" و فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت نه تنها موجبات استراحت جهان را فراهم خواهد ساخت بلکه قوای بدن مازاد را آزاد کرده و زندگی را از یکنواختی توام با کسالت روزانه به لذت خشنودی و ارضای ذهن تبدیل خواهد کرد اقتصاد دانان و صاحبان سرمایه و ابزار تولید چگونگی گذران اوقات فراغت کارکنان و کارگران خود را از این لحاظ مورد توجه و سیاستگزاری قرار می دهند که به تولید بیشتر و سود افزونترنایل گردند زیرا بخوبی آگاه شده اند که توجه به ابعاد مختلف انسانی کارکنانی در کارایی آنها تاثیر قطعی و فوق العاده ای دارد .جامعه شناسان و علمای اجتماعی توجه به نحوه گذران اوقات فراغت و بهینه کردن آن را عامل و وسیله ای برای جلوگیری از انحرافات و آسیب های اجتماعی می دانند مردان سیاست سیاستگزاری در اوقات فراغت را عاملی برای کنترل سیاسی و جلوگیری از آشوبها و بحرانهای سیاسی می دانند .روان شناسان و علمای تعلیم و تربیت توجه به نحوه گذران اوقات فراغت را عاملی برای رشد و شخصیت ، شکوفایی خلاقیتهاو استعدادها می دانند و عامل مهمی در بعد پرورشی و تربیتی تلقی می کنند .تحقیقات روان شناسان و جامعه شناسان نشان می دهد که حس گذران اوقات فرغت تضمین کننده سلامت و بهداشت روان است . خلاقیت ها و نوآوریها بین نوجوانان و جوانان از دوران فراغت شکل می گیرد ، زیرا ذهن انسان در اوقات فراغت فعالیتی موظف ندارد و با نشاط خاطر و فارغ البال اندیشه می کند .برخی معتقدند که اصولا بسیاری از رفتار نامطلوب روانی نظیر پرخاشگری ، کم رویی گوشه گیری را می توان در دوران فراغت از بین برد .

 

اوقات فراغت در دوران باستان در دوران باستان جامعه دارای طبقات مختلفی بود ،در بین این طبقات ،طبقه حاکم برای خود یک سری امتیازهای ویژهای از جمله اوقات فراغت قایل بود وبه منظور حفظ آن امتیازها برای خود وآیندگانشان ،حتی به زور متوسل می شدند .نشانه های این مسئله را در بیشتر جوامع پیشرفته گذشته می توان مشاهده کرد .فرهنگ دوران باستان سهم بسزایی در تکامل وپیشرفت جوامع مغرب زمین داشتند .

فلاسفه یونان به اوقات فراغت توجه زیادی داشتند ، زیرا آنها بهره گیری از اوقات فراغت را یکی از راه های حفظ همبستگی می دانستند .ارسطو یکی از معروف ترین فیلسوفان یونان در نوشته های خود از زمان اضافی، زمان برای خود یا زمان آرامش صحبت کرده است وی گفته ما کار می کنیم تا اوقات فراغت داشته باشیم ،جنگ می کنیم تا در صلح زندگی کنیم .در یونان باستان کار در مقابل فراغت نقش منفی تری داشته وبیشتر متوجه بردگان واقشار فرودست بوده است تا وسایل وامکانات طبقه حاکم را فراهم نمایند .

جالب است که یونیان عهد باستان معتقد بودند اوقات فراغت وتفریح شرط اولیه ولازمه زندگی سعادتمند است ،این نظریه که ما کار می کنیم تا اوقات فراغت داشته باشیم ،برای نسل امروز وبه ویژه جوانان بسیار مدرن است .

به هر حال یونانیان باستان عقیده داشتند زندگی انسان از دو بخش تشکیل شده است :بخش اول که همراه با رنج ومشقت است وکار نام دارد وبخش دوم اوقات فراغت است ودر آن انسان به فعالیت هایی می پردازد که مطابق با امیال وخواست های خود اوست .

جامعه روم اولین جامعه بود که اوقات فراغت ساماندهی شده را بنا نهاد برای مثال پارک های بزرگ ،سالن های عمومی وورزشگاههای بزرگی را تاسیس کرد وعلاوه بر ان طبقه حاکم جشن های ومراسم مختلفی برگزار می کرد .

اوقات فراغت در قرون وسطی

در قرون وسطی ،اروپا تحت تاثیر فرهنگ مسیحیت قرار داشت از این رو اوقات فراغت ارزش بیشتری پیدا کرد زیرا بر اساس فرامین مسیح باید بین زمان کار وزمان عبادت تفاوت قایل شد وارزش را به زمان عبادت داد در این دوران اقشار مرفه با استثمار افراد ضعیف زمینه اوقات فراغت خود را فراهم ساخته بودند .

اوقات فراغت وصنعتی شدن

در این دوره هر لحظه استراحت فرصت خوبی برای تجدید قوا بود در بین استراحت های کاری ودر اولین فرصت ممکن ،به طرف غذاخوری یا خانه هجوم برده می شد ،به این ترتیب کارگران تا حداکثر توانایی کار می کردند وطبقه اشراف به امکانات تفریحی وگذراندن اوقات فراغت دسترسی داشتند زمان اوقات فراغت انقدر کوتاه بود که تنها برای طی مسافت بین محل کار وخانه ، صرف غذای مختصر وحداکثر بهداشت صر ف می شد وبا کاهش ساعات کار در اوایل قرن بیستم زمان فراغت افزوده شد وکافه هاورستورانها ابتدا در شهرها وسپس در مناطق روستایی تشکیل شد.با اغاز دهه 90اوقات فراغت نسبت به کار اهمیت بیشتری یافت تا اینکه عقیده حاکم در این دوران این بود که اوقات فراغت باید به اندازه کار لذت بخش باشد .

تاریخچه اوقات فراغت در ایران

اطلاعات محدود موجود نشان می دهد اوقات فراغت در ایران پیش از اسلام در اختیار طبقه اشراف بوده وطبقات عادی فرصت لازم را نداشتند در دوره اشکانیان وساسانیان نواختن موسیقی در بین اشراف رایج شد وبعد از ظهور اسلام علاوه بر حفظ موارد قبلی مواردی چون اسب دوانی به تفریحات اضافه شد از جمله موارد دیگر شرکت در مهمانی قصه گویی نقالی بود .

در زمان صفویه متداول ترین شیوه ها شرکت در جشن ها وایاد بود که در عروسی ها وتولدها نمود داشت وبیشتر مربوط به شاه ودر باریان بود وعلاوه بر این شعبده بازی ،بازی دلقک ،ریسمان بازی در این دوره اضافه شده است .

اوقات فراغت در ایران معاصر

در جامعه ما که جوانی جمعیت یکی از ویژگی‏های اصلی آن است، ضرورت توجه به اوقات فراغت به خوبی ملموس و مشهود است. در شهرهای بزرگ ایران که دارای جمعیت انبوه و متراکمی هستند، امکانات آموزش وپرورش، تربیت بدنی، شهرداری و سایر سازمان‏های دست‏اندرکار فراغت، به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای مردم نیست و از طرف دیگر برای اکثر مردم ما استفاده از یک مکان ورزشی و یا تفریحی سالم، هزینه گزافی را می‏طلبد که معمولاً از عهده آنان بر نمی‏آید، به همین سبب اوقات تابستان برای اکثر نوجوانان و جوانان به بطالت و بیهودگی می‏گذرد وحتی مشکلاتی را برای خانواده‏ها بوجود می‏آورد. امکانات ورزشی و تفریحی مناسب،معمولاً در مناطقی بیشتر وجود دارد که دارای تراکم جمعیتی کمتری است. مثلاً مناطق پائین و فقیرنشین شهر دارای سالن‏های معدود ورزشی و امکانات کم تفریحی با خیل عظیم علاقه‏مندان و مشتاقان است و مناطق بالا و مرفه شهر دارای سالن‏ها و مکان‏های ورزشی و تفریحی بیشتر و جمعیت کمتر می‏باشد.

از این بدتر، کمبود امکانات تفریحی، ورزشی در شهرک ها و محله‏های جدید است که امکانات آن حتی به اندازه مناطق پائین شهر پیش بینی نشده است و در کنار واگذاری زمین، توجهی به ایجاد مراکز و فضاهای تفریحی، هنری و فرهنگی مناسب، برای این جمعیت نشده است.

با پیروزی انقلاب اسلامی، در زمینه اماکن مربوط به گذران اوقات فراغت، سیاستهای جدیدی اعمال شد؛ مراکز فساد و فحشاء و تخریب کننده شخصیت نسل جوان بر چیده شد وتلاش‏های گوناگونی در بهره‏ برداری مطلوب از اوقات فراغت، به خصوص برای نسل جوان،به عمل آمد. «در جامعه ما هر چند، هنوز گذران اوقات فراغت به رسمیت شناخته نشده است، ولی دگرگونیهای عظیم اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی‏در چند سال گذشته به خوبی اثر عمیق این تغییرات را در کلیه شئونات زندگی اجتماعی انسانها، از جمله اوقات فراغت، نشان می‏دهد. در سال 1342، متوسط ساعت کار در 83 شهر ایران، حدود 58 ساعت در هفته بود، که این رقم اخیرا تا حدود چهل ساعت در هفته تقلیل پیدا کرده است و علاوه بر آن تعطیلی‏های رسمی به بیش از سه ماه در سال می‏رسد و نیز مرخصی‏های سالیانه، به خوبی نشان می‏دهد که تا چه اندازه وقت آزاد برای قشرها و گروهای مختلف اجتماعی وجود دارد و پرداختن به این مهم تا چه اندازه ضرورت پیدا می‏کند.»

 

 

 

 

.

 

 

 

o         

سئوالات درس فرهنگ و رفتار اجتماعی


سئوالات درس فرهنگ و رفتار اجتماعی                                              Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}  1- فرهنگ پذیری را تعریف نموده و انواع آن را نام برده و توضیح دهید. الف- فرهنگ پذیری یکسویه ب- فرهنگ پذیری دوسویه یکسویه: مربوط به کودکان می شود و به این دلیل است که کودک درمقابل پذیراشدن ارزش های جدید منفعل است یعنی آنکه جریان تاثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه به سوی کودک است و او مقاومتی در برابر ارزش ها از خود بروز نداده و نمی تواند بر جامعه تاثیر متقابل داشته باشد .کودک به تدریج و ابتدا از طریق خانواده به عنوان میانجی با ارزش ها و نهادها و واقعیت های اجتماعی آشنا می گردد. دوسویه: جریان فرهنگی شدن در بزرگسالان است. بدین معنا که در مورد افرادی مصداق داردکه شخصیت آنان تکوین یافته و دارای فرهنگ پیش بینی باشند در چنین حالتی فرهنگ پذیری تبدیل به جریانی پیچیده می شود و فرهنگ جدید به سهولت فرد را تحت سلطه و تاثیر خود قرار نخواهد داد.  2-  رفتار اجتماعی را به طور کامل توضیح دهید. انسان در درون اجتماع زندگی می کند ولاجرم رفتارهایی که از او سر می زند ، بخشی از آنها در ارتباط با تعاملات اجتماعی است و یا به نحوی از طرف عوامل اجتماعی تحت تاثیر قرار می گیرد به طوریکه رفتار یک فرد در تنهایی متفاوت از رفتاری خواهد بود که در مجمع از خود نشان می دهدرفتار اجتماعی یعنی هر رفتار فرد متضمن کنش متقابل دو یا چند انسان باشد.نیاز به کسب حمایت و امنیت شاید اولین نشانه نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است ،لبخند اجتماعی را که در حدود ماه های اول زندگی در نوزاد دیده می شود کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده اجتماعی است.نیاز به دوست داشتن نیاز به حمایت و کسب امنیت (نیازهای مازلو) ارضای این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود. 3 - رفنار اجتماعی را در دوران های مختلف شرح دهید. ظهور و بروز رفتار اجتماعی از همان ماه های اولیه زندگی آغاز می گردد و نوزاد در ایجاد ارتباط با افراد خانواده و بستگان دیگر گسترده تر عمل می کند .در دوران کودکی در حدود چهار/پنج سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و دردوران مدرسه با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی دارد.رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی نمود پیدا می کند. کودک از این طریق رفتارهای جدیدی می آموزد و در موارد زیادی آنها را در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می سازد .در دوران نوجوانی گرایش فرد به گروه های اجتماعی بیشتر و بیشتر می شود فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان می دهد به عضویت گروه های مختلف درمی آید و در تعامل با این گروه ها رفتار های اجتماعی خود را شکل می دهد. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پخته تر شده اند.فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و.... رفتارهای گسترده تر اجتماعی پیدا می کند. 4- اصول رفتار و رفتار اجتماعی را شرح دهید. ما در تماس ها وارتباطات اجتماعی که بین ما به وجود می اید با یک رفتار اجتماعی سروکار داریم مثلا شیوه غذا خوردن در جامعه ما در مقایسه با ملت های دیگر متفاوت است این نوع رفتار اولا از قاعده و قانون خاصی تبعیت می کند ثانیا تقریبا در افراد درونی و نهادینه شده است به این جهت رفتار دائمی است مانند شکل غذا خوردن که هم در جمع و هم در خلوت و تنهایی به یک شکل می خوریم. اما زمانی که ما در جماعتی وارد می شویم یا در جمعیتی قرار می گیریم در این موقعیت ما رفتاری شبیه به دیگران داریم که این رفتار الزاما دارای ماهیت یکسانی نیست بلکه موقتا مشابه دیگران است. مانند وقتی که وارد مجلس شادی می شویم طبیعت آن مجلس ایجاب می کند و از ما انتظار دارد که جهره ای غمگین از خود نشان ندهیم بلکه شاد باشیم هرچند ممکن است که ما به دلایلی غمگین باشیم . چنین رفتاری ، رفتار جمعی است بنابراین رفتار جمعی رفتار موقتی است. هر فضای فیزیکی و جغرافیایی دارای هویت فرهنگی است. 5 - اهمیت رفتار اجتماعی را توضیح دهید. عضویت در گروه های مختلف و ارزش های اجتماعی متفاوت ، به همان میزان در رفتار و کردار این شخص با افراد دیگر تفاوت های چشمگیری به وجود می آورد. البته خط مشی های آموزشی و تربیتی تا حد بسیار تحت تاثیر فرهنگ یک جامعه است بنابراین لازم می شود برای فهم رفتار اجتماعی به زمینه ی فرهنگی و اجتماعی جامعه ای که افراد در ان زندگی می کنند توجه داشته باشیم. 6 -  نهاد اجتماعی را تعریف نمایید. نظام سازمان یافته از روابط اجتماعی که مبتنی بر ارزش ها و رویه های عمومی معینی است که نیازهای اساسی خاصی از جامعه را برآورده می سازد. ارزش های عمومی به اعتقادات و هدف های مشترک افراد جامعه اشاره می کند. رویه های عمومی حاکی از شیوه های رفتار اجتماعی پذیرفته شده معینی است که افراد و گروه های جامعه از ان پیروی می کنند.نهاد ها (موقعیت شغلی) اعضای خود را از پایگاه اجتماعی خاصی برخوردار می سازند، به این معنی که مردم جامعه راجع به منزلت اجتماعی افرادی که در نهادها عضویت دارند باور قائل می شوند. 7 -  تکنولوژی و رفتار اجتماعی را شرح دهید. تکنولوژی هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی دارد که باید جنبه های منفی را به عنوان تهدید تبدیل به فرصت کنیم یا به اصطلاح از روش SWOT یعنی نقاط ضعف و قدرت ، تهدید وفرصت استفاده کرد 8 - تاثیرمثبت تکنولوژی(ماشینیزم) در رفتار اجتماعی را بنویسید. 1-  به عنوان عامل کنترل اجتماعی جامعه مثل دوربین های مداربسته . 2- ابهام زدایی بسیاری ازابهامات را روشن و واضح می کند مثل دزدی بانکها )شفاف سازی (. 3- تسهیل و تسریع در انتقال اخبار و اطلاعات . 4-آموزش . 5- غنی سازی اوقات فراغت .) ماهواره ( 6- سرگرمی و تفریحات . 7- گستردگی و حذف محدودیت های زمانی و مکانی . 8- جهانی سازی فرهنگ .) جهانی شدن فرهنگ ( 9- ارتقاء سطوح علمی و آگاهی مردم .) رفاه معیشتی ( 10- بهبود امید به زندگی و کیفی بخشی زندگی . 11- افزایش بازدهی اقتصادی و سود آوربودن . 12-  مهارت و تخصصی شدن مشاغل و افراد جامعه . 13-مکانیزه شدن جامعه . 14- ارتقاء سلامت جسمی و روانی            9-  تاثیرمنفی  تکنولوژی(ماشینیزم) در رفتار اجتماعی را بنویسید   -  متزلزل شدن تحکیم خانواده . 2-  افزایش کالاها و محصولات فرهنگی مصنوعی و کزایی در جامعه و فقدان هنر اصیل . 3- تضعیف ارزشها ،اخلاق ،معنویت ،باورها و اعتقادات در جامعه . 4-  ابهام افکنی مثل موضوعات سیاسی ،اجتماعی در جامعه . 5- اقناع دروغین و ... . نتیجه گیری : بر اساس تحقیقات و یافته های علمی و عقلانی جنبه های مثبت تکنولوژی به مراتب بیشتر از جنبه های منفی بوده و باعث رفاه و آسایش مردم در تمامی جنبه های شغلی وزندگی شده است   10 -  رابطه اقوام و رفتار اجتماعی را به طور کامل شرح دهید. اجتماعی شدن با قوم شناسی ارتباط کامل دارد جدا کردن فرد از جامعه و رسوم فرهنگی بسیار دشوار است.رفتارهای فردی که ما در خود و پیرامون خود می بینیم تنها با توجه به ویژگی های فرهنگی خاص و روح کلی تمدن ، معنی و مفهوم پیدا می کند. در گذشته روان شناسان غربی انواع رفتارهای انسان را مورد مطالعه قرار می دادندو چنین فکر می کردند که نتایج مطالعاتشان در همه جوامع بشری صادق است در صورتی که کم کم به این نتیجه رسیدند که چنین نیست . اجتماعی شدن  بررسی ماهیت و طبیعت اجتماعی  افراد است ، انسان یک موجود اجتماعی است و به همین علت اعمال و افکارش تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد.ما باید از واقعیت طبیعی  قوم مداری بر اساس ملاک های فرهنگ خودی و فرهنگ دیگران درکی صحیح پیدا کرده و سپس قضاوت کنبم.هرگز نباید بگوییم فرهنگ ما برتر است چرا که این می شو تعصب . باید بیاموزیم که از بهترین دستاوردهای بشری قدردانی کنیم بدون توجه به اینکه به کدام فرهنگ تعلق دارد و آن دسته از مهارتهایی را که ارتباط اجتماعی موفقیت آمیز بین فرهنگ ها را تقویت می کند فراگیریم. 11 – اثرات پوشش بر رفتار اجتماعی را کاملا شرح دهید. پوشاک بارزترن سمبل فرهنگی ، مهم ترین و مشخص ترین مظهر قومی و از نشانه های فرهنگی است که به سرعت انتقال می یابد و به سرعت تحت تاثیر پدیده های فرهنگی دربین جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد. حتی عده ای را عقیده برآن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در آغاز از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه ، نوع معیشت و ساختار اجتماعی آن را متغییر کرد. فرهنگ هر ملتی آیینه ای است که اگر در آن بنگریم نوع پوشش افراد آن جامعه را می بینیم . مبادی آداب بودن و نوع فرهنگ و حتی ملیت یک فرد را می توان از نوع پوشش او تشخیص داد . لباس ما شخصیت ما را شکل نمی دهد اما لباس اغلب پایه ای برای قضاوت اولیه در مورد فرد است. تاثیر گذاری بر دیگران از طریق پوشیدن لباسی خاص نیز امکانپذیر است 12 – عوامل موثر در شکل گیری پوشاک را بنویسید. 1- مذهب : چادر ،روسری ،مانتو،جهت دین اسلام . 2- عوامل طبیعی : در کوهستان ضخیم می پوشند و در خط استوا سفید می پوشند . 3- فرهنگ های اقوام:ُ مثل کرد ،بلوچ ،عرب . 4- منزلت اجتماعی: یقه سفید ها یا مدیران رده بالا غالباً کت و شلوار می پوشند .زیور آلات برای خانمها منزلت اجتماعی محسوب می شود . پوشاک نشانگر سنبل ،نماد و منزلت یک فرد ،یک قوم و یا یک کشور می باشد که می توان از اینطریق به عمق رفتارهای اجتماعی و فرهنگ جامعه پی برد .مثل فرهنگ عرب ) لباس عرب (   13 – رابطه حقوق و روابط اجتماعی را شرح دهید. یکی از مهم ترین راه های تنظیم روابط اجتماعی ، وجود قوانین و مقررات و عمل به آنهاست. ورود به سن قانونی برای افراد ایجاد تکلیف می نمایند که حتما باید جهت شناخت و آگاهی کامل از حقوق خود و دیگران به رعایت قوانین و روابط اجتماعی بپردازند.در هر جامعه ای برای ایجاد نظم تکالیفی بر عهده اشخاص ان جامعه گذاشته می شود مانند دریافت مدرک پزشکی برای طبابت و یا حق قانونی رانندگی برای کسی که گواهینامه گرفته است همچنین برای افراد به واسطه قرار گرفتن در زندگی اجتماعی مسئولیت هایی مطرح است: 1-  مسئولیت در مقابل وجدان : مسئولیت انسان در مقابل وجدان ، مراقبت برحسن رفتار و پاکسازی خود از صفات رذیله مانند تکبر و نیت بد  و مسخره کردن دیگران است.2-   مسئولیت در مقابل جامعه : مسئولیت انسان در قبال جامعه این است که به جامعه خود خیر برساند و شرها و بدی ها را از کشور و اجتماع خود دفع نماید.   14 – هنگامی که افراد در زندگی اجتماعی قرار می گیرند چه مسئو لیت هایی متوجه انان می شود؟ اول باید خودسازی کند و خود کارهای نیکو و شایسته ای انجام دهد و دوم اینکه دیگران را به کارهای شایسته و نیک دعوت نماید واز ناشایست بازدارد. 15 – رابطه آداب و رفتار اجتماعی در اسلام را شرح دهید.آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی) زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی)ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد. 16 – حقوق همسایگان در رفتار اجتماعی را توضیح دهید. گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی). آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی) ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد. 16 – حقوق خویشاوندان در رفتار اجتماعی را توضیح دهید. آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی). زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی) ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد. 17 – حقوق والدین و فرزندان در رفتار اجتماعی را توضیح دهید. خانواده به عنوان کوچک ترین مجموعه تشکیل دهنده جامعه در اعتلا و یا انحراف آن نقش موثری دارد . الف – حقوق پدر و مادر : احترام به حقوق والدین از حقوق انسانی است و از حقوق دائمی است نه از حقوق موقت. احساس محبت و دوستی به والدین در همه حال لازم است هرچند پدر و مادر خوب باشند یا بد ، زنده باشند یا مرده . به انسان امر شده تا نهایت تواضع و فروتنی را گسترده باشد . همچنین از ما خواسته تا در گفتارمان نسبت انها نهایت ادب را داشته باشیم.پیامبر(ص)  فرموده حتی نباید پدر و مادر را به نام صدا زد و در راه رفتن از آنان سبقت گرفت. ب- حقوق فرزندان: 1- تربیت فرزندان و آموزش آداب اجتماعی 2-  آشنایی فرزندان با احکام و خداشناسی3-  هدایت او در جهت اطاعت از فرمان خداوند 4- راهنمایی و کنترل فرزندان  5-  انتخاب نام نیکو برای فرزندان  6- ایجاد تسهیلات لازم برای تحصیل علم  7-  مهربانی با کودکان و محبت به آنها.   18 – انواع ارتباطات غیر کلامی در الگوهای رفتاری از نظر آقای (جی پورتر) را توضیح دهید. انواع ارتباطات غیر کلامی در الگوهای رفتاری : از نظر آقای جی پورتر: 1- جسمی : مثل اشاره های چهره ای ،حرکات بدن ،لحن صدا ،چشمک زدن . 2- هنرهای نمایشی : مثل موسیقی ،مجسمه ،نقاشی . 3-  علائم : شامل پرچم ،راهنمایی رانندگی . 4- نمادها : لباس ،آداب و رسوم 19- انواع ارتباطات حسی و غیر حسی در رفتار انسانی را بیان نمایید. طرز طلقی ،نگرش و احساسات کارکنان و یا مخاطبین را می توان از طریق ارتباطات غیر کلامی متوجه شد و نسبت به ارزاء آنها اقدام کرد مثل : عصبانیت ،احساساتی بودن و... اشخاص از طریق پیام های غیرکلامی خود سرنخ های زیادی را به ما می دهندیا نشانه هایی را در مورد هیجانات ، خواسته ها، مقاصد ، شخصیت و حتی پایگاه اجتماعی بروز می دهند. در هر فرهنگ و خرده فرهنگ بر اساس ویژگی حاکم بر خود ، حرکات را به شیوه ی خاصی تعبیر و تفسیر کرده و از آنها معنی مورد نظر خود را جستجو می کنند مانند علامت دادن با دستی که دو انگشت سبابه و شست در نوک به هم چسبیده باشند در غرب به معنی وفق مراد است و لی در ژاپن معنی پول را می دهد. بخش وسیعی از ارتباطات بدون استفاده از زبان صورت می گیرد. مردم به علائم فرازبانی وابستگی زیادی دارند مثلا نگاه کردن یا نگاه نکردن مستقیم درچشم ، لمس کردن یا لمس نکردن و........رفتار انسانی را تعبیر می کند. 1-      عواطف شواهد بسیار محکمی وجود دارد که نشان می دهند: عواطف کما بیش در سراسر جهان به یک شکل تجربه می شوند . به نظر می رسد که لذت ، خشم ، ترس ،غم ،تنفر و تعجب از عواطف اصلی هستند که در سراسر جهان به یک شکل درک می شوند چراکه غریزی هستند هرچند قواعد نمایش آنها شیوه ی کاملا فرهنگی دارند. 2-      تماس چشم با چشم : نگریستن مستقیم در چشم فرد دیگر توسط اشخاص مختلف معانی متفاوت دارد گاهی نشانه گستاخی و گاهی نشانه توجه است.ومهمتر اینکه اگر نگاه چپ کردن صورت پذیرد نشان بی ادبی و جسارت است . 3-      تعیین فاصله: مطالعات واتسون نشان می دهد درجه بندی فاصله از اعداد کوچک تا بیشترین فاصله در جوامع مختلف متفاوت است. در مجموع می توانیم مطمئن باشیم که در فاصله گرفتن از هم برخی تفاوت های فرهنگی وجو دارد. پژوهش ها نشان می دهد آمریکاییان فاصله بیشتر و اعراب فاصله نزدیکتر  را دوست دارند. 4-      سطح صدا: فرهنگ های مختلف از بلندی ویژه ای در محاوره استفاده می کنند . عرب ها از صدای بلند استفاده می کنندو معتقدند صادقانه است و صدای ملایم گمراه کننده است و آمریکایی ها بسته به طبقه بندی اجتماعی از صدای آرام تری استفاده می کنند. رسایی صدا و طنین مناسب و روانی سخنگویی می تواند مورد قضاوت و تعیین شخصیت فرد قرار گیردولی لزوما ملاک نمی باشد. 5-      ایما و اشاره: ایما و اشاره مجرای بسیار مهم دیگری از ارتباطات را می سازد.برخی از آنها جهانی هستنداما بیشتر آنها خاص فرهنگی هستندو تحت تاثیر تفاوت های فرهنگی قرار می گیرند.اشاره ای که در یک فرهنگ شایسته است ممکن است در فرهنگی دیگر کاملا ناشایست باشد مانند حرکات سر که هم بله است و هم نه. این مهم است که بدانیم در یک فرهنگ یکسان نیز در دو زمان متمایز از هم معنی یک حرکت ممکن است تغییر یابد. 6-      لامسه : لمس کردن به عنوان یکی از حواس پنج گانه ی مهم ما به حساب می آید و دارای ظرفیت بالایی می باشد.پوست که در بردارنده ی گیرنده های حسی فراوانی است ، می تواند فشار ،درد، گرما و سرما را به راحتی دریافت و به مغز انتقال دهد. عامل فرهنگ در استفاده از دست و لمس کردن از اهمیت بالایی برخورداراست و نحوه گرفتن دست کسی در بین مردان در فرهنگ غرب که بندرت صورت می گیرد تعبیر ناپسند دارد ولی در اعراب نشان صمیمت است.   19 – قانون گرایی و قانون شکنی در رفتار اجتماعی را کاملا شرح دهید. تقریبا هیچ کشور ی نیست که در آن قانون وجو نداشته باشد اما اینکه آن قوانین چقدر اجرا و چقدر مورد احترام هستند به تربیت و فرهنگ ان جامعه بستگی دارد.در واقع تفاوت این دو مرحله وجه تمایز بین جوامع متمدن و غیر متمدن است. حاکمیت قانون دارای دو وجه است: یکی اینکه شهروندان جامعه در سطحی قرار بگیرند که قانون پذیری به ویژگی فرهنگی شان تبدیل شود ضمانت اخلاقی پیدا کند.دوم اینکه مراجع و ارگان ها تطبیق و نظارت بر تطبیق قانون، به وجه احسن ، در جامعه بنیانگذاری شوندتا تخلفات از قانون را مهار ساخته و جنبه عینی حاکمیت قانون را در جامعه به نمایش گذارند.و حتی واضعین قانون خود مکلف به پیروی از قانون باشند و حق تخلف از قانون برای هیچکس وجو ندارد.از مهمترین اهداف قانون گذاری به وجو آمدن نظم و امنیت و تعیین حد و مرز اختیارات و وظایف افراد در روابط اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و قضایی از یک سو و تقویت روحیه تعاون و همیاری از سوی دیگر است. این شهروندان منضبط و مقید به قانون هستند که باعث ایجاد مراحل رشد و توسعه جامه و کشور خود می گردند. با این توصیف می توان گفت که اهمیت و نقش قانون پذیری از حیطه فردی فراتر رفته و ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی انسان ها را در برگرفته است. 20 – فرهنگ ذهنی و رفتار اجتماعی را توضیح دهید. ما بسیاری از رفتارهایمان را به دلیل احساسمان نسبت به آنچه برای ما شایسته است یعنی همان احساس اخلاقی انجام نمی دهیم.یکی از این عناصر مهم خودشناسی ما خوداثر بخشی است.  خوداثربخشی میزانی که شخص تصور می کند می تواند کاری را با وجود موانع و مشکلاتی که ممکن است او را ازانجام کار بازدارد ، انجام دهد، منعکس می کند. اگر شخصی فکر نکند که قابلیت یا توانایی رسیدن به هدف خاصی را دارد برای رسیدن به آن هدف حتی سعی هم نخواهد کرد مانند اگر فکر کنید فراگیری یک زبان خارجی فکرخوبی است اما فکرنکنید می توانید آن را فراگیرد احتمالا تلاش هم نخواهید کرد.موقعیت ، تعیین کننده ی بسیار مهمی برای رفتار است .نگرش ما نسبت به شخص دیگر مبتنی بر تجربیات پیشین ما و همچنین ارتباط ما با آن شخص است.     21 – دو منبع تامین کننده نوع رفتار اجتماعی را بنویسید. 22 – عوامل تعیین کننده رفتار اجتماعی را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید. 23 – جامع ترین تعریف از فرهنگ راچه کسی ارائه نموده و توضیح دهید. 24 – نکات مهمی که بایستس به هنگام ارزیابی مطالعات فرهنگی رعایت کنیم را نام ببرید. 25 – خصوصیات رفتار جمعی چیست؟

جزوه فرهنگ ورفتار اجتماعی

 
قابل توجه دانشجویان کاردانی مرکز علمی کاربردی جزوه درس فرهنگ و رفتار اجتماعی-------------------------------------------------------------------------------------------- v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} هنگ پذیری فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی وئ انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است.در واقع فرهنگ دربرگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر می آموزیم و تقریبا اعمال انسان مستقیم و یا غیرمستقیم از فرهنگ ناشی می شود و تحت نفوذ آن است و دو دسته دارد: الف- فرهنگ پذیری یکسویه ب- فرهنگ پذیری دوسویه یکسویه: مربوط به کودکان می شود و به این دلیل است که کودک درمقابل پذیراشدن ارزش های جدید منفعل است یعنی آنکه جریان تاثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه به سوی کودک است و او مقاومتی در برابر ارزش ها از خود بروز نداده و نمی تواند بر جامعه تاثیر متقابل داشته باشد .کودک به تدریج و ابتدا از طریق خانواده به عنوان میانجی با ارزش ها و نهادها و واقعیت های اجتماعی آشنا می گردد. دوسویه: جریان فرهنگی شدن در بزرگسالان است. بدین معنا که در مورد افرادی مصداق داردکه شخصیت آنان تکوین یافته و دارای فرهنگ پیش بینی باشند در چنین حالتی فرهنگ پذیری تبدیل به جریانی پیچیده می شود و فرهنگ جدید به سهولت فرد را تحت سلطه و تاثیر خود قرار نخواهد داد. رفتار اجتماعی انسان در درون اجتماع زندگی می کند ولاجرم رفتارهایی که از او سر می زند ، بخشی از آنها در ارتباط با تعاملات اجتماعی است و یا به نحوی از طرف عوامل اجتماعی تحت تاثیر قرار می گیرد به طوریکه رفتار یک فرد در تنهایی متفاوت از رفتاری خواهد بود که در مجمع از خود نشان می دهدرفتار اجتماعی یعنی هر رفتار فرد متضمن کنش متقابل دو یا چند انسان باشد.نیاز به کسب حمایت و امنیت شاید اولین نشانه نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است ،لبخند اجتماعی را که در حدود ماه های اول زندگی در نوزاد دیده می شود کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده اجتماعی است.نیاز به دوست داشتن نیاز به حمایت و کسب امنیت (نیازهای مازلو) ارضای این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود. رفتار اجتماعی در دوران مختلف ظهور و بروز رفتار اجتماعی از همان ماه های اولیه زندگی آغاز می گردد و نوزاد در ایجاد ارتباط با افراد خانواده و بستگان دیگر گسترده تر عمل می کند .در دوران کودکی در حدود چهار ÷نج سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و دردوران مدرسه با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی دارد.رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی نمود پیدا می کند. کودک از این طریق رفتارهای جدیدی می آموزد و در موارد زیادی آنها را در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می سازد .در دوران نوجوانی گرایش فرد به گروه های اجتماعی بیشتر و بیشتر می شود فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان می دهد به عضویت گروه های مختلف درمی آید و در تعامل با این گروه ها رفتار های اجتماعی خود را شکل می دهد. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پخته تر شده اند.فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و.... رفتارهای گسترده تر اجتماعی پیدا می کند. اصول رفتار و رفتار اجتماعی ما در تماس ها وارتباطات اجتماعی که بین ما به وجود می اید با یک رفتار اجتماعی سروکار داریم مثلا شیوه غذا خوردن در جامعه ما در مقایسه با ملت های دیگر متفاوت است این نوع رفتار اولا از قاعده و قانون خاصی تبعیت می کند ثانیا تقریبا در افراد درونی و نهادینه شده است به این جهت رفتار دائمی است مانند شکل غذا خوردن که هم در جمع و هم در خلوت و تنهایی به یک شکل می خوریم. اما زمانی که ما در جماعتی وارد می شویم یا در جمعیتی قرار می گیریم در این موقعیت ما رفتاری شبیه به دیگران داریم که این رفتار الزاما دارای ماهیت یکسانی نیست بلکه موقتا مشابه دیگران است. مانند وقتی که وارد مجلس شادی می شویم طبیعت آن مجلس ایجاب می کند و از ما انتظار دارد که جهره ای غمگین از خود نشان ندهیم بلکه شاد باشیم هرچند ممکن است که ما به دلایلی غمگین باشیم . چنین رفتاری ، رفتار جمعی است بنابراین رفتار جمعی رفتار موقتی است. هر فضای فیزیکی و جغرافیایی دارای هویت فرهنگی است. اهمیت رفتار اجتماعی عضویت در گروه های مختلف و ارزش های اجتماعی متفاوت ، به همان میزان در رفتار و کردار این شخص با افراد دیگر تفاوت های چشمگیری به وجود می آورد. البته خط مشی های آموزشی و تربیتی تا حد بسیار تحت تاثیر فرهنگ یک جامعه است بنابراین لازم می شود برای فهم رفتار اجتماعی به زمینه ی فرهنگی و اجتماعی جامعه ای که افراد در ان زندگی می کنند توجه داشته باشیم. نهاد اجتماعی نظام سازمان یافته از روابط اجتماعی که مبتنی بر ارزش ها و رویه های عمومی معینی است که نیازهای اساسی خاصی از جامعه را برآورده می سازد. ارزش های عمومی به اعتقادات و هدف های مشترک افراد جامعه اشاره می کند. رویه های عمومی حاکی از شیوه های رفتار اجتماعی پذیرفته شده معینی است که افراد و گروه های جامعه از ان پیروی می کنند.نهاد ها (موقعیت شغلی) اعضای خود را از پایگاه اجتماعی خاصی برخوردار می سازند، به این معنی که مردم جامعه راجع به منزلت اجتماعی افرادی که در نهادها عضویت دارند باور قائل می شوند. ماشینیزم در رفتار اجتماعی : ماشینیزم هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی دارد که باید جنبه های منفی را به عنوان تهدید تبدیل به فرصت کنیم یا به اصطلاح از روش SWOT یعنی نقاط ضعف و قدرت ، تهدید وفرصت استفاده کرد . جنبه های مثبت ماشینیزم در رفتار اجتماعی : 1-  به عنوان عامل کنترل اجتماعی جامعه مثل دوربین های مداربسته . 2- ابهام زدایی بسیاری ازابهامات را روشن و واضح می کند مثل دزدی بانکها )شفاف سازی (. 3- تسهیل و تسریع در انتقال اخبار و اطلاعات . 4-آموزش . 5- غنی سازی اوقات فراغت .) ماهواره ( 6- سرگرمی و تفریحات . 7- گستردگی و حذف محدودیت های زمانی و مکانی . 8- جهانی سازی فرهنگ .) جهانی شدن فرهنگ ( 9- ارتقاء سطوح علمی و آگاهی مردم .) رفاه معیشتی ( 10- بهبود امید به زندگی و کیفی بخشی زندگی . 11- افزایش بازدهی اقتصادی و سود آوربودن . 12-  مهارت و تخصصی شدن مشاغل و افراد جامعه . 13-مکانیزه شدن جامعه . 14- ارتقاء سلامت جسمی و روانی . جنبه های منفی ماشینیزم : 1-  متزلزل شدن تحکیم خانواده . 2-  افزایش کالاها و محصولات فرهنگی مصنوعی و کزایی در جامعه و فقدان هنر اصیل . 3- تضعیف ارزشها ،اخلاق ،معنویت ،باورها و اعتقادات در جامعه . 4-  ابهام افکنی مثل موضوعات سیاسی ،اجتماعی در جامعه . 5- اقناع دروغین و ... . نتیجه گیری : بر اساس تحقیقات و یافته های علمی و عقلانی جنبه های مثبت تکنولوژی به مراتب بیشتر از جنبه های منفی بوده و باعث رفاه و آسایش مردم در تمامی جنبه های شغلی وزندگی شده است . تكنولوژي و رفتار اجتماعي علم تكنولوژي با همه بركاتي كه براي بشر  داشته است پيامد هاي منفي ناخواسته اي نيز دامنش را آلوده كه هرچند بر سرمستان از تكنولوژي رخ ننموده ولي از چشمان تيزبين انديشمندان نيز از آن پنهان نشده است .                                                                                آنچه در نظر اول از تكنولوژي براي اغلب انسان ها ترسيم ميشود چهره دوستي قابل اعتماد و مفيد است .تكنيك وضعيت زندگي را آسان تر تميز تر و طولاني تر ساخته و نعمت هاي بي شماري را به ما ارزاني داشته است . رشد غير قابل كنترل آن زندگي و حياط انساني را تهديد مي كند مباني اخلاقي را از فرهنگ زدوده و روابط عاطفي و ارزش هاي انساني را سست مي نمايد . فرهنگ متاثر  از تكنولوژي به ما مي فهماند  كه تكنولوژي براي ما هم دوست و هم دشمن است . تاثير تكنولوژي بر فرهنگ و ارتباط آن با جهان سمبل ها و عادات روحي و رواني يك جامعه غير متعارف و غريب نيست . ماركس معتقد است كه از رهگذر  تاثيرات تكنولوژي فرم ها و روابطي در جامعه پديدار مي گردد كه مباني انديشه و خلقيات  آن جامعه  را متاثر ساخته و حتي ساختار رواني و اجتماعي موجود را تغيير ميدهد . وي در جاي ديگر مينويسد :(( تكنولوژي نوع رفتار و ارتباط انسان را با طبيعت تعيين مي كند و نيز تعيين كننده ي كيفيت رابطه ي انسان ها با يكديگر است)) . اين تاثير تكنيك را حتي مي توان به ساده ترين و ابتدايي ترين و طبيعي ترين ابزارمورد استفا ده ي بشر يعني زبان نيز تعميم داد . نكته ي قابل توجه اين است كه تاثير علم و تكنولوژي را از قبل نمي توان فهميد و كنترل كرد . حتي صاحبان يك تكنيك و مخترعين يك صنعت به ميزان بسيار ناچيزي قدرت هدايت و كنترل تاثيرات اجتماعي رواني و حتي عقيدتي تكنيك اختراعي خود را دارا هستند . هيچ جامعه و اجتماعي امروزه  نمي تواند خود را از در گيري و تكنيك دور نگاه دارد و از آزار مثبت آن محروم سازد . مسئله اين است كه در برخورد با تكنيك بايد خردمندانه و هوشيارانه عمل كرد نه بي توجه و غافل . اين انسان است كه بايد بر ماشين حكومت كند و نه بر عكس . براي شناخت بهتر عواقب تكنولوژي توجه به اين نكته اساسي ضروري است كه معمولا فن و تكنيك يك وسيله خنثي و بي طرف نيست كه فوايد و مظرات آن بستگي به نحوه ي كاربرد آن داشته باشد . نوع وروشي كه در كاربرد يك تكنيك موجود است عمدتا بستگي به ساختمان و ذات همان فن و تكنيك دارد به عبارت ديگر نقش و كاربرد هر تكنيك از فرم آن نشات مي گيرد و با هر وسيله اي به هر هدفي نميتوان رسيد . تكنولوژي  جهت دار است در هر وسيله و ابزاري يك تمايل  دروني و گرايش عقيدتي وجود دارد  كه جهان را آن طور كه اين وسيله و تكنيك ايجاب مي كند بسازيم و بشناسيم و نه جور ديگري . تكنولوژي ها در واقع امر معاني و تعاريف متداول و قديمي را  چندان دستخوش دگرگوني مي سازد كه حتي به حوزه خودآگاهي ما نيز خطور نمي كند و در دراز مدت به مذهب هنر خانواده سياست تاريخ حقيقت حوضه ي شخصي افراد  هوشياري و روشنفكري اطلاعات  دانسته ها افكار عمومي و . . . . مفاهيمي ديگر مي دهند . جامعه و اجتماع معاني ديگر پيدا مي كند . با اين وصف انسان ها در جهان مدرن چنان مجذوب اعجاب آفريني ها و شگفتي هاي ماشين مي شوند كه انگيزه ها و ايده هاي نهفته و ذاتي آن ها را اصلا  مورد توجه قرار نمي دهند . تكنولوژي هاي مهم همواره دانشي انحصاري را براي بهره مندان از خود پديد مي آورند و بدين ترتيب اين كسان خواسته يا ناخواسته  و به تدريج صاحب اقتداري ويژه و تسلطي انكار ناپذير خواهند شد عمدتا به اين دليل كه ديگران براي دارندگان قدرت و اطلاعات انحصاري اين تكنولوژي ها نوعي خردمندي و شعور برتر قائل هستند . در يك جامعه ي فن سالارانه ابزار و آلات نقش كليدي را در جهان انديشه هاي فرهنگي آن جامعه بر عهده دارند . همه ي شرايط تحولات خواسته ها و همه ي ويژگي هاي اجتماعي بايد تا حدود زيادي تابع خواسته ها و ضوابطي باشد كه رشد اين ابزارآلات وسير تحولي و تكاملي آن ايجاب مي كند در اين جامعه ابزار و تكنيك در اجتماع و فرهنگ هضم نمي شود بلكه به ان هجوم مي برد و خود بر آن است كه به فرهنگ تبديل گردد .در اينجاست كه بايد سنن آداب عقايد سياست مقررات و حتي مذهب براي بقاي خود وارد نزاع شود . از زندگي جمعي و شرايط اجتماعي آن گرفته تا دنياي مفاهيم و سمبل ها همه تابع متغير خواسته هاي جبري و توقعات ناشي از سير تكاملي تكنيك ها مي باشد . اقوام  و رفتار اجتماعی اجتماعی شدن با قوم شناسی ارتباط کامل دارد جدا کردن فرد از جامعه و رسوم فرهنگی بسیار دشوار است.رفتارهای فردی که ما در خود و پیرامون خود می بینیم تنها با توجه به ویژگی های فرهنگی خاص و روح کلی تمدن ، معنی و مفهوم پیدا می کند. در گذشته روان شناسان غربی انواع رفتارهای انسان را مورد مطالعه قرار می دادندو چنین فکر می کردند که نتایج مطالعاتشان در همه جوامع بشری صادق است در صورتی که کم کم به این نتیجه رسیدند که چنین نیست . اجتماعی شدن  بررسی ماهیت و طبیعت اجتماعی  افراد است ، انسان یک موجود اجتماعی است و به همین علت اعمال و افکارش تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد.ما باید از واقعیت طبیعی  قوم مداری بر اساس ملاک های فرهنگ خودی و فرهنگ دیگران درکی صحیح پیدا کرده و سپس قضاوت کنبم.هرگز نباید بگوییم فرهنگ ما برتر است چرا که این می شو تعصب . باید بیاموزیم که از بهترین دستاوردهای بشری قدردانی کنیم بدون توجه به اینکه به کدام فرهنگ تعلق دارد و آن دسته از مهارتهایی را که ارتباط اجتماعی موفقیت آمیز بین فرهنگ ها را تقویت می کند فراگیریم. اثرات پوشش بر رفتار اجتماعی پوشاک بارزترن سمبل فرهنگی ، مهم ترین و مشخص ترین مظهر قومی و از نشانه های فرهنگی است که به سرعت انتقال می یابد و به سرعت تحت تاثیر پدیده های فرهنگی دربین جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد. حتی عده ای را عقیده برآن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در آغاز از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه ، نوع معیشت و ساختار اجتماعی آن را متغییر کرد. فرهنگ هر ملتی آیینه ای است که اگر در آن بنگریم نوع پوشش افراد آن جامعه را می بینیم . مبادی آداب بودن و نوع فرهنگ و حتی ملیت یک فرد را می توان از نوع پوشش او تشخیص داد . لباس ما و شخصیت ما را شکل نمی دهد اما لباس اغلب پایه ای برای قضاوت اولیه در مورد فرد است. تاثیر گذاری بر دیگران از طریق پوشیدن لباسی خاص نیز امکانپذیر است. عوامل مؤثر در شکل گیری پوشاک و لباس اقوام : 1- مذهب : چادر ،روسری ،مانتو،جهت دین اسلام . 2- عوامل طبیعی : در کوهستان ضخیم می پوشند و در خط استوا سفید می پوشند . 3- فرهنگ ها : مثل کرد ،بلوچ ،عرب . 4- منزلت اجتماعی: یقه سفید ها یا مدیران رده بالا غالباً کت و شلوار می پوشند .زیور آلات برای خانمها منزلت اجتماعی محسوب می شود . پوشاک نشانگر سنبل ،نماد و منزلت یک فرد ،یک قوم و یا یک کشور می باشد که می توان از این طریق به عمق رفتارهای اجتماعی و فرهنگ جامعه پی برد .مثل فرهنگ عرب ) لباس عرب ( حفوق و قوانین روابط اجتماعی یکی از مهم ترین راه های تنظیم روابط اجتماعی ، وجود قوانین و مقررات و عمل به آنهاست. ورود به سن قانونی برای افراد ایجاد تکلیف می نمایند که حتما باید جهت شناخت و آگاهی کامل از حقوق خود و دیگران به رعایت قوانین و روابط اجتماعی بپردازند.در هر جامعه ای برای ایجاد نظم تکالیفی بر عهده اشخاص ان جامعه گذاشته می شود مانند دریافت مدرک پزشکی برای طبابت و یا حق قانونی رانندگی برای کسی که گواهینامه گرفته است همچنین برای افراد به واسطه قرار گرفتن در زندگی اجتماعی مسئولیت هایی مطرح است: 1-      مسئولیت در مقابل وجدان : مسئولیت انسان در مقابل وجدان ، مراقبت برحسن رفتار و پاکسازی خود از صفات رذیله مانند تکبر و نیت بد  و مسخره کردن دیگران است. 2-      مسئولیت در مقابل جامعه : مسئولیت انسان در قبال جامعه این است که به جامعه خود خیر برساند و شرها و بدی ها را از کشور و اجتماع خود دفع نماید. مراحل مسئولیت انسان در قبال جامعه در دو مرحله است: اول باید خودسازی کند و خود کارهای نیکو و شایسته ای انجام دهد و دوم اینکه دیگران را به کارهای شایسته و نیک دعوت نماید واز ناشایست بازدارد.   آداب و رفتار اجتماعی در اسلام آزادی از مسایل اولیه در زندگی انسان است.اسلام آزادی را برای انسان تضمین نموده است ولی  در همه قوانین اسلام و به خصوص در قانون هایی که بازدارنده فرد از تعدی به دیگران است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت گذاشتن و مسخره کردن  دیگران  تاکید بر رعایت حقوق فردی است (آزادی فردی) زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی است و دارای نظام آسمانی یا قراردادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند و خانواده باید اعضای صالحی را برای یک جامعه بزرگ تربیت نماید(آزادی خانوادگی) ازآنجا که یکی از تفاوت های انسان با حیوان ادب است و انسان در اثر درک حقایق ادب دارد هرچه انسان کامل تر می شود تربیت او نیز بیشتر می شود آداب و رفتار اجتماعی طرز برخورد انسانها با یکدیگر با حکومتها با زیردستان با فرزندان و پدرمادرها و همسایگان و... براساس مقررات صورت می گیرد. حقوق همسایگان رفتار با همسایگان اهمیت زیادی دارد. چراکه با آنها بیشتر از اقوام و نزدیکان برخورد داریم و بی تفاوتی با انها نشانه خودخواهی و نداشتن آشنایی با آداب معاشرت است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید حق همسایه آن است که اگر مریض شد عیادتش کنی و اگر از دنیا رفت در تشییع جنازه اش حاضر شوی و اگر از تو قرض خواست به بدهی  اگر  حادثه ی خوبی برای او رخ داد به تبریک بگویی و اگر  مصیبتی دید به او تسلیت بگویی. راز داری یکی از حقوق همسایگان است. و دیگر آنها: 1-      به هسایه سلام کند 2-      او را معطل نکند 3-      زیاد سئوال نکند 4-      به عیادتش برود 5-      از اشتباهاتش درگذرد 6-      از بالای بام درون خانه او را نبیند 7-      راه خانه او را اشغال نکند 8-      از استراق سمع بپرهیزد 9-      اگر کمک خواست انجام بدهد و.......   حقوق خویشاوندان: پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که با خویشاوندان خود رفت و آمد کند من به او نزدیک شده و ارتباط پیدا می کنم و هر کس با خویشان خود قطع رابطه کند از من جدا شده است. امام رضا (ع) فرمود: بهترین صله ارحام آن است که از طرف تو آزاری به خویشانت نرسد صله ارحام عمر را زیاد می کند و دوستی میان خویشاوندان را استحکام می بخشد. حقوق والدین و فرزندان: خانواده به عنوان کوچک ترین مجموعه تشکیل دهنده جامعه در اعتلا و یا انحراف آن نقش موثری دارد . الف – حقوق پدر و مادر: احترام به حقوق والدین از حقوق انسانی است و از حقوق دائمی است نه از حقوق موقت. احساس محبت و دوستی به والدین در همه حال لازم است هرچند پدر و مادر خوب باشند یا بد ، زنده باشند یا مرده . به انسان امر شده تا نهایت تواضع و فروتنی را گسترده باشد . همچنین از ما خواسته تا در گفتارمان نسبت انها نهایت ادب را داشته باشیم.پیامبر(ص)  فرموده حتی نباید پدر و مادر را به نام صدا زد و در راه رفتن از آنان سبقت گرفت. ب- حقوق فرزندان: 1-      تربیت فرزندان و آموزش آداب اجتماعی 2-      آشنایی فرزندان با احکام و خداشناسی 3-      هدایت او در جهت اطاعت از فرمان خداوند 4-      راهنمایی و کنترل فرزندان 5-      انتخاب نام نیکو برای فرزندان 6-      ایجاد تسهیلات لازم برای تحصیل علم 7-      مهربانی با کودکان و محبت به آنها. ارتباطات غیرکلامی و الگوهای  رفتاری انواع ارتباطات غیر کلامی در الگوهای رفتاری : از نظر آقای جی پورتر: 1- جسمی : مثل اشاره های چهره ای ،حرکات بدن ،لحن صدا ،چشمک زدن . 2- هنرهای نمایشی : مثل موسیقی ،مجسمه ،نقاشی . 3-  علائم : شامل پرچم ،راهنمایی رانندگی . 4- نمادها : لباس ،آداب و رسوم . طرز طلقی ،نگرش و احساسات کارکنان و یا مخاطبین را می توان از طریق ارتباطات غیر کلامی متوجه شد و نسبت به ارزاء آنها اقدام کرد مثل : عصبانیت ،احساساتی بودن و... اشخاص از طریق پیام های غیرکلامی خود سرنخ های زیادی را به ما می دهندیا نشانه هایی را در مورد هیجانات ، خواسته ها، مقاصد ، شخصیت و حتی پایگاه اجتماعی بروز می دهند. در هر فرهنگ و خرده فرهنگ بر اساس ویژگی حاکم بر خود ، حرکات را به شیوه ی خاصی تعبیر و تفسیر کرده و از آنها معنی مورد نظر خود را جستجو می کنند مانند علامت دادن با دستی که دو انگشت سبابه و شست در نوک به هم چسبیده باشند در غرب به معنی وفق مراد است و لی در ژاپن معنی پول را می دهد. بخش وسیعی از ارتباطات بدون استفاده از زبان صورت می گیرد. مردم به علائم فرازبانی وابستگی زیادی دارند مثلا نگاه کردن یا نگاه نکردن مستقیم درچشم ، لمس کردن یا لمس نکردن و........رفتار انسانی را تعبیر می کند. 1-      عواطف شواهد بسیار محکمی وجود دارد که نشان می دهند: عواطف کما بیش در سراسر جهان به یک شکل تجربه می شوند . به نظر می رسد که لذت ، خشم ، ترس ،غم ،تنفر و تعجب از عواطف اصلی هستند که در سراسر جهان به یک شکل درک می شوند چراکه غریزی هستند هرچند قواعد نمایش آنها شیوه ی کاملا فرهنگی دارند. 2-      تماس چشم با چشم : نگریستن مستقیم در چشم فرد دیگر توسط اشخاص مختلف معانی متفاوت دارد گاهی نشانه گستاخی و گاهی نشانه توجه است.ومهمتر اینکه اگر نگاه چپ کردن صورت پذیرد نشان بی ادبی و جسارت است . 3-      تعیین فاصله: مطالعات واتسون نشان می دهد درجه بندی فاصله از اعداد کوچک تا بیشترین فاصله در جوامع مختلف متفاوت است. در مجموع می توانیم مطمئن باشیم که در فاصله گرفتن از هم برخی تفاوت های فرهنگی وجو دارد. پژوهش ها نشان می دهد آمریکاییان فاصله بیشتر و اعراب فاصله نزدیکتر  را دوست دارند. 4-      سطح صدا: فرهنگ های مختلف از بلندی ویژه ای در محاوره استفاده می کنند . عرب ها از صدای بلند استفاده می کنندو معتقدند صادقانه است و صدای ملایم گمراه کننده است و آمریکایی ها بسته به طبقه بندی اجتماعی از صدای آرام تری استفاده می کنند. رسایی صدا و طنین مناسب و روانی سخنگویی می تواند مورد قضاوت و تعیین شخصیت فرد قرار گیردولی لزوما ملاک نمی باشد. 5-      ایما و اشاره: ایما و اشاره مجرای بسیار مهم دیگری از ارتباطات را می سازد.برخی از آنها جهانی هستنداما بیشتر آنها خاص فرهنگی هستندو تحت تاثیر تفاوت های فرهنگی قرار می گیرند.اشاره ای که در یک فرهنگ شایسته است ممکن است در فرهنگی دیگر کاملا ناشایست باشد مانند حرکات سر که هم بله است و هم نه. این مهم است که بدانیم در یک فرهنگ یکسان نیز در دو زمان متمایز از هم معنی یک حرکت ممکن است تغییر یابد. 6-      لامسه : لمس کردن به عنوان یکی از حواس پنج گانه ی مهم ما به حساب می آید و دارای ظرفیت بالایی می باشد.پوست که در بردارنده ی گیرنده های حسی فراوانی است ، می تواند فشار ،درد، گرما و سرما را به راحتی دریافت و به مغز انتقال دهد. عامل فرهنگ در استفاده از دست و لمس کردن از اهمیت بالایی برخورداراست و نحوه گرفتن دست کسی در بین مردان در فرهنگ غرب که بندرت صورت می گیرد تعبیر ناپسند دارد ولی در اعراب نشان صمیمت است. قانون گرایی و قانون شکنی در رفتار اجتماعی  : تقریبا هیچ کشور ی نیست که در آن قانون وجو نداشته باشد اما اینکه آن قوانین چقدر اجرا و چقدر مورد احترام هستند به تربیت و فرهنگ ان جامعه بستگی دارد.در واقع تفاوت این دو مرحله وجه تمایز بین جوامع متمدن و غیر متمدن است. حاکمیت قانون دارای دو وجه است: یکی اینکه شهروندان جامعه در سطحی قرار بگیرند که قانون پذیری به ویژگی فرهنگی شان تبدیل شود ضمانت اخلاقی پیدا کند. دوم اینکه مراجع و ارگان ها تطبیق و نظارت بر تطبیق قانون، به وجه احسن ، در جامعه بنیانگذاری شوندتا تخلفات از قانون را مهار ساخته و جنبه عینی حاکمیت قانون را در جامعه به نمایش گذارند.و حتی واضعین قانون خود مکلف به پیروی از قانون باشند و حق تخلف از قانون برای هیچکس وجو ندارد. از مهمترین اهداف قانون گذاری به وجو آمدن نظم و امنیت و تعیین حد و مرز اختیارات و وظایف افراد در روابط اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و قضایی از یک سو و تقویت روحیه تعاون و همیاری از سوی دیگر است. این شهروندان منضبط و مقید به قانون هستند که باعث ایجاد مراحل رشد و توسعه جامه و کشور خود می گردند. با این توصیف می توان گفت که اهمیت و نقش قانون پذیری از حیطه فردی فراتر رفته و ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی انسان ها را در برگرفته است. فرهنگ ذهنی و رفتار اجتماعی ما بسیاری از رفتارهایمان را به دلیل احساسمان نسبت به آنچه برای ما شایسته است یعنی همان احساس اخلاقی انجام نمی دهیم.یکی از این عناصر مهم خودشناسی ما خوداثر بخشی است.  خوداثربخشی میزانی که شخص تصور می کند می تواند کاری را با وجود موانع و مشکلاتی که ممکن است او را ازانجام کار بازدارد ، انجام دهد، منعکس می کند. اگر شخصی فکر نکند که قابلیت یا توانایی رسیدن به هدف خاصی را دارد برای رسیدن به آن هدف حتی سعی هم نخواهد کرد مانند اگر فکر کنید فراگیری یک زبان خارجی فکرخوبی است اما فکرنکنید می توانید آن را فراگیرد احتمالا تلاش هم نخواهید کرد.موقعیت ، تعیین کننده ی بسیار مهمی برای رفتار است .نگرش ما نسبت به شخص دیگر مبتنی بر تجربیات پیشین ما و همچنین ارتباط ما با آن شخص است.  

نمرات درس روانشناسی اجتماعی واحد قوه قضائیه



نمرات درس روانشناسی اجتماعی واحد قوه قضائیه


ردیف

نام و نام خانوادگی

کتبی

عملی

نمره نهائی

1

علی            اصغری

9-

3

12

2

مهدی           باقری

11

3/5

14/5

3

محمد رضا    حیدری

13

3/5

16/5

4

لیلا             خالدی

16

4

20

5

طاهره          نادی

15

4

19

6

ملیحه          جلیلوند

14

3

17

7

حوریه جلالی فراهانی

11/5

3/5

15

8

سودابه         رضائی

16

4

20

9

اکرم           شفاعی

15

3/5

18/5

10

عبدالرضا     فدائیان

13/5

3/5

17

11

بهاره          فروغیان

14

3/5

17/5

12

فهیمه          قربانی

16

4

20

13

حامد          ساکت

10/5

3

13/5

14

مهدی         عکاسی

9-

3/5

12/5

15

وحید          کزازی

15

4

19

16

مریم          ربیع زاده

14

3/5

17/5

17

مهدی         کوهبر

13

3/5

16/5

18

محسن  جعفری گلدیانی

13/5

3/5

17

19

حمید          رسام

10

4

14

20

محمد امین   کیانی

16

4

20

21

وحید       مهر علی

8-

4

12

22

علی        یزدانی منش

11/5

3/5

15

23

پیمان       موسوی

13/5

3/5

17

24

حسین      مراد پور

13/5

3/5

17

25

رسول   محمدی گل تپه

14

3/5 17/5

26

سیده وجیهه  میر نظام

16

4

20

نمرات درس مردم شناسی واحد قوه قضائیه



نمرات درس مردم شناسی واحد قوه قضائیه

ردیف

نام و نام خانوادگی

کتبی

عملی

نمره نهائی

1

علی            اصغری

13

4

17

2

مهدی           باقری

12/75

3/75 16/5

3

محمد رضا    حیدری

13/75

3/25

17

4

لیلا             خالدی

16

3

19

5

طاهره          نادی

16

4

20

6

ملیحه          جلیلوند

14

3/5

17/5

7

حوریه جلالی فراهانی

15

3/5

18/5

8

سودابه         رضائی

16

4

20

9

اکرم           شفاعی

13/5

3/5

17

10

عبدالرضا     فدائیان

13/5

3

16/5

11

بهاره          فروغیان

10

3

13

12

فهیمه          قربانی

16

4

20

13

حامد          ساکت

7-

0

7-

14

مهدی         عکاسی

9-

3

12

15

وحید          کزازی

16

4

20

16

مریم          ربیع زاده

16

3

19

17

مهدی         کوهبر

14/5

4

18/5

18

محسن  جعفری گلدیانی

12

4

16

19

حمید          رسام

14/5

4

18/5

20

محمد امین   کیانی

13/5

4

17/5

21

الهام         غفاری

16

4

20

22

علی        یزدانی منش

14/5

3

17/5

23

پیمان       موسوی

14/5

3/5

18

24

حسین      مراد پور

15

3/5

18/5

25

رسول   محمدی گل تپه

16

3/5

19/5

26

سیده وجیهه  میر نظام

16

4

20

شماره تلفن بنده


شماره تلفن بنده09123907262

ادامه نوشته

داستان کوتاه برگرفته از وبلاگ تنهایی

 

 

 داستان کوتاه برگرفته از وبلاگ تنهایی

 

در بيمارستاني، دو بيمار در يک اتاق بستري بودند. يکي از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روي تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشيند ولي بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. آنها ساعتها با هم صحبت مي‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعتيلاتشان با هم حرف مي‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود، مي‏نشست و تمام چيزهائي که بيرون از پنجره مي‏ديد، براي هم اتاقيش توصيف مي‏کرد. پنجره، رو به يک پارک بود که درياچه زيبائي داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي‏کردند و کودکان با قايقهاي تفريحيشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بيرون، زيبيايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي‏شد. همان‏طور که مرد کنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‏کرد، هم اتاقيش جشمانش را مي‏بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‏کرد و روحي تازه مي‏گرفت. روزها و هفته‏ها سپري شد. تا اينکه روزي مرد کناز پنجره از دنيا رفت و مستخدمان بيمارستان جسد او را از اتاق بيرون بردند. مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را با رضايت انجام داد. مرد به آرامي و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد. بالاخره مي‏توانست آن منظره زيبا را با چشمان خودش ببيند ولي در کمال تعجب، با يک ديوار بلند مواجه شد! مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزي را از پشت پنجره براي او توصيف مي‏کرده است. پرستار پاسخ داد: ولي آن مرد کاملا نابينا بود!
-------------------------------------------------------------------------------------------
 
قدرت کلمات

چند غورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان ۲ تا از آنها به داخل چاهی عمیق میفتند ..بقیه غورباقه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به آن ۲ گفتند : چاره ای نیست شما به زودی میمیرید ..

۲ غورباقه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیددند که از گودال بیرون آیند ..اما دائما غورباقه های دیگر به انها میگفتند دست از تلاش بردارید..چون نمیتوانید خارج شوید …به زودی خواهید مرد.. بالاخره یکی از ۲ غورباقه تسلیم شد و به داخل اعماق گودال افتاد و مرد..اما غورباقه دیگر حداکثر توانش را برای بیرون آمدن به کار گرفت ..بقیه غورباقه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره خارج شد …

وقتی بیرون آمد بقیه از او پرسیدند مگر صدای ما را نمیشنویدی ..؟؟؟

معلوم شد که غورباقه ناشنواست ..او در تمام مدت فکر میکرده که دیگران وی را تشویق میکنند .
 

پرسش های درس اصول سرپرستی

 

 

پرسش های درس اصول سرپرستی

 

 

نمونه سوالات درس اصول سرپرستی در روابط عمومی

1- انگیزش چیست؟ 5تئوری انگیزش را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

2- کنترل و نظارت را در علم مدیریت را تعریف کنید؟مراحل  فرآیند آن را ذکر نمایید؟

3- فرآیند بودجه بندی راشرح دهید؟

4- انواع بودجه بندی را نام برده و آنها را توضیح دهید؟

5- اخلاق در مدیریت روابط عمومی را تعریف کرده و شاخص های مطلوب آن رابنویسید؟

6- حقوق مالکیت فکری چیست؟

7- 2نمونه از تعاریف حقوق دانان داخلی از نوع مالکیت ادبی هنری را بنویسید؟

8- هنری میتز برگ چه نقش هایی را برای مدیریت قائل بود؟

9- رابرت کتز چه مهارت هایی را برای مدیریت در نظر گرفت؟یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

10-هارولد کونتز مهارت چهارمی را که اضافه کرد چه نام داشت؟

11-اصل پیتر را توضیح دهید؟

12-توانایی انجام کارها با دیگران و به یاری آن­ها که باعث شناخت انگیزش و کاربرد رهبری موثر در رابطه با آن­ها می شود را مهارت...........گویند.

13-ماکس وبر سازمان­ها را بر اساس چگونگی مشروعیت یافتن اقتدار به چند گروه تقسیم کرد؟

14-نارسائی­های مکتب کلاسیک را بیان نمایید؟

15-نتایج تحقیقات هاثورن در ارتباط با کدام نظریه مدیریت است؟

16-تئوری نظریه اقتضایی را توضیح دهید؟

17-کدامیک از گزینه های زیر متناسب ترین مفهوم واژه اقتضایی است؟

18-خلاقیت چیست؟ و تفاوت آن با نوآوری چیست؟و نقشی در سازمان دارد؟

19-محاسن برنامه ریزی در سازمان را بنویسید؟

20-واحدهای صف و ستاد در سازمان را توضیح دهید؟

21-در تئوری اقتضائی رهبری،سه گروه از عوامل موثر در سبک رهبری را نام ببرید؟

22-سازمان را تعریف کنید؟انواع آن را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

23-مدیریت را تعریف کنید؟

24-انواع مدیران را براساس سطح سازمانی نام برده و آن را توضیح دهید؟

25-سیر تحول اندیشه مدیریت را بنوسیسد؟

26-انواع نظریه های کلاسیک را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

27-شعار مدیریت علمی چیست؟

28 -5 وظیفه مهم مدیریت را نظر هانری فایول را بنویسید؟

29-مشخصات مدیریت بورکراتیک را نام برده و نظر ماکس وبر را در این زمینه بیان کنید؟

30-نظریه xوy را توضیح دهید؟

31-انواع تصمیم گیری را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

32-عناصر کلیدی در نگرش سیستمی را بنویسید ویکی را به دلخواه توضیح دهید؟

33-هدف نظریه مدیریت علمی رابنویسید؟

34-تفاوت نگرش های جدید مدیریتی A)وJ (بنویسید?

35-واضع تئوری Z چه کسی بود؟ آن را تو

تصویری از پرسنل بخش دبیری سازمان آگهی های همشهری

 

 

تصویری از پرسنل بخش دبیری سازمان آگهی های همشهری

رسانه سرد و گرم

http://s1.picofile.com/file/6532241446/Document_in_Scrap_2_.pdf.html

سئوالات علمی کاربردی سال 87

 

 

 سئوالات علمی کاربردی سال 87

 

سئوالات علمی کاربردی سال 87

 

 

 سئوالات علمی کاربردی سال 87

 

ادامه پکیج کامل دروس روابط عمومی4

 

 

 

ادامه پکیج کامل دروس روابط عمومی4

 

 

مبانی ارتباط جمعی (کد 5017)

 

 

 

1-     در کدام نوع ارتباط، اطلاع افکار از طریق مواج میان افراد مبادله می‌شود؟

 

1)غیر نوشتاری                     

 

 2) ابزاری                          

 

 3)فراملی                    

 

 4) ملی

 

2-     خصوصیت مدل، کدام است؟

 

1) به عنوان یک معیار درست برای شناخت می‌شود                      

 

2) شباهت زیادی با ویژگی‌های پدیده اصلی دارد.

 

3)نمایش همه چیزی طرح ریزی شده است                                  

 

4)همه موارد

 

3-     اصطلاح "تفکرهای قالبی" را اولین بار چه کسی در بین مردم، باب کرده است؟

 

1)والتر لیپمن                     

 

2) ویلبر شرام              

 

3) رایت میلز             

 

4)رایزمن

 

4-     بنا به نظر تونیس، به گروه بزرگ انسانی که در آن، به سبب فراوانی و گوناگونی جمعیت، روابط طبیعی، خانوادگی و همبستگی قبیله‌ای و قومی موجود است، چه می‌گویند؟

 

1)توده                    

 

2) جامعه                         

 

3) اجتماع                        

 

4) همگام

 

5-     مک لوهان، برای کدام یک از وسایل ارتباط جمعی زیر، نقش بشتری قایل است؟

 

1)رادیو                          

 

2) کتاب                    

 

3) تلویزیون                          

 

4) روزنامه

 

6-     مزایای نقش خبر رسانی وسایل ارتباط جمعی، کدام است؟

 

1)از بین رفتن انزوای افراد       

 

2) احساس مشترک و همدردی      

 

3)ایجاد ارتباط با جامعه خودی و بیگانه      

 

4) همه موارد

 

7-     همه موارد زیر، درباره تلویزیون، صحیح هستند، بجز:

 

1)آرزوها و تمایلات ما را به فرافکنی می‌کشاند                                    2)از آن برای تفریح و فراغت نمی‌توان استفاده کرد.

 

3) به طور نسبی، محرکی برای درمان بیماری‌های روانی  است             

 

4)وسیله گسترش دید و ذهن و گشایش مرزهای موجود است

 

8-     دومین وسیله ارتباط جمعی، به لحاظ تاریخی، کدام است؟

 

1)رادیو                          

 

2)روزنامه                           

 

3)سینما                 

 

4)تلویزیون

 

9-     به دلیل تابعیت از کدام موارد زیر، تفارت چشمگیری در کاربرد و محتوای آموزشی رادیو جوامع گوناگون وجود دارد؟

 

1)هدف‌های توسعه و رشد کشور                                      

 

2)نوع دولت حاکمه در کشورها

 

3)میزان سواد و بی سوادی کشورها                                     

 

4)میزان استفاده مردم از رادیو و تلویزیون

 

10-  کدام مورد، اجتماعی از افراد مختلف است بدون توجه به شغل، ملیت یا جنس آن‌ها؟

 

1)توده                   

 

2) اجتماع                          

 

3) انبوه خلق                     

 

4) عامه یا همگان

 

11-  عبارت "اکنون وسایل مختلف ارتباط جمعی، بدون انقطاع در تمام ساعات شبانه روز فعالیت می‌کنند"،  کدام خصوصیت وسایل ارتباط جمعی را بیان می‌کند؟

 

1)سرعت انتشار                     

 

2) فراوانی محتوا                    

 

3) مداومت انتشار                  

 

4)وسعت جهانی (حوزه انتشار)

 

12-  کدام یک از موارد زیر از خصوصیت  "گزل شافت" است؟

 

1)وسعت جامعه                     

 

2) ارتباط سطحی                      

 

3) اراده سنجیده                       

 

4) همه موارد

 

13-  برای نقل و انتقال اطلاعات به شکل صریح و مستقیم، از کدام زبان، استفاده می‌شود؟

 

1)معنایی                    

 

2)ادراکی                         

 

3)سازنده                             

 

4)عاطفی

 

14-  مزیت استفاده از وسایل ارتباط جمعی دیجیتالی کدام است؟

 

1)هزینه کمتر                   

 

2) سرعت بیشتر                 

 

3) انعطاف پذیری کمتر                 

 

4) موارد 1 و 2

 

15-  از نقش‌های اصلی وسایل ارتباط جمعی در جوامع سرمایه داری، کدام است؟

 

1)نظارت بر محیط                      

 

2) نجزیه – تحلیل و تفسیر خبر          

 

3) اجتماعی                 

 

4) سرگرم کننده

 

اصول و مدیریت روابط عمومی

مديريت :

- عبارت است از توانايي انجام كار ،‌ توانايي نفوذ در ديگران ،‌توانايي ايجاد انگيزه .

- عبارت است از فرآيند بكارگيري موثر و كار آمد منابع مادي و انساني در برنامه ريزي ، سازماندهي ، بسيج منابع و امكانات ، هدايت و كنترل جهت دستيابي به اهداف سازماني در يك نظام ارزشي مورد قبول.

 

پنج قضيه  اساسي كه زير بناي مفاهيم كلي نظري و عملي مديريت را در بر ميگيرد:

1- فرايند                                                     2- هدايت تشكيلات سازماني

3- رسيدن به هدف مطلوب                         4- مديريت كارا و توانمند

5- مديريت هدفدار

 

فرايند:

مديريت يك فرايند است يعني اينكه تفسير بسوي هدف با استفاده از بازخورد و مكانيزمهاي لازم  .

بنابراين فرايند داراي هدف ، ‌ساختار و نتيجه است .

تعريف سازمان : عبارت است از تشكيل عده اي از افراد با امكانات و تجهيزات لازم جهت دست يافتن به يك هدف عيني.

 

ديدگاه ماكس وبر در مورد سازمانها:

 در سازمانهاي نوين زماني كه انسان براي تصميم گيري خود بجايي استفاده از معيار عاطفي ، غير عقلايي ،‌رفتار وي به رفتار هاي عقلايي و تفكري و منطقي تبديل شود.

 

مهمترين محورهاي ماكس وبر در زمينه مديريت:

1-   تقسيم كار ( بر حسب تخصص و تجربه ).

2-   تفويض اختيار و مسئوليت ( بر اساس تجربه و آگاهي و علم بكار ، حتما بايد تفويض شود).

3-   انضباط .                         4- وحدت  فرماندهي.

 5- وحدت هدف ( در يك سازمان هدف و نوع هدايت بايستي مشخص شود ).               6- حقوق و مزاياي كاركنان.  

7-  تمركز يا عدم تمركز      8-  سلسله مراتب    9- تشكيلات 10-عدالت و مساوات      11- امنيت شغلي 

12- ترغيب وحدت               15- مشاركت         16-روح اتحاد و فضاي كار گروهي

 

ديدگاه تايلور در مورد مديريت:

هدف اصلي در مديريت عبارتند از :

1-   تامين حداكثر رضايت و خشنودي براي كارفرما.

2-   رسيدن به حد اعلاي كاميابي مانند فروش بالا ، كيفيت خوب .

3-   استفاده از روش هاي علمي جهت بررسي و رفع مشكلات سازماني .

 

اصول بنيادين در برخورد در مديريت نهفته مي ديد عبارتند از :

1-   جايگزين اصول علمي بجاي محاسبات سر انگشتي .

2-  كسب هماهنگي در فعاليتهاي گروهي به جاي فردي.

3-   جلب همكاري افراد بجاي آشفتگي حاصل از فرد گرايي.

4-   كار و تلاش براي به حداكثر رساندن بازده.

5-   تلاش به منظور ارتقاي سطح تمامي كاركنان براي ترقي روز افزون خود و سازمان.

ناگفته نماند كه بعضي از فنوني كه تيلور و پيروانش براي به اجرا در آوردن فلسفه و اصول مديريت علمي بكار برده اند جنبه مكانيكي داشته است .

 

ديدگاه فايول در مورد مديريت :

وي معتقد است در امور مديريتي هيچ چيز مطلق نيست و روشها و فنوني را كه تجربه به آن رسيده است آنها را در راستاي تقويت پيكره سازمان و يا در انجام وظايف مديريت مفيد ميدانست كه به عنوان اصول 14 گانه مديريت نيز مطرح است :

1- تقسيم كار   2- اختيار        3- انضباط    4- وحدت و فرماندهي    5- وحدت مديريت    6- وابستگي هاي منافع فردي

 7- جبران خدمات كاركنان     8- تمركز     9- سلسله مراتب     10- نظم و انضباط       11- عدالت     12- ثبات  

13- ابتكار عمل                      14- احساس يگانگي

 

ويژگيهاي عام  مديران :

1- متقي و پرهيز گار           2- شايستگي و توانايي     3- مسلط بر هواي نفس        4- حسن سابقه       5- امانت داري

6- مهرباني با زير دستان     7- ميانه رو و معتدل      8- سعه صدر                        9- وفاي به عهد    

10- احتياط و دوانديشي     11- پر هيز از خود پسندي   و....

 

بطوركلي مدير روابط عمومي براي توفيق در وظايف خود بايد داراي چه ويژگي و خصوصياتي باشد ؟

الف)‌ويژگي و خصوصيات خاص :

1-   مهارت ها ي علمي و احساس مسئوليت اخلاقي .

2-   آگاه بودن از مسائل روز جامعه و سازمان و پر هيز از ارائه نظرات غير كارشناسي .

3-   قدرت نويسندگي .

4-   آشنايي با علوم اجتماعي (‌روز نامه نگاري و... ).

5-   نوآوري و خلاقيت .

6-   ايمان به حقانيت افكار عمومي (‌مدافع حقوق مردم و سازمان ).

7-   داشتن مهارت و تجربه در برقراري ارتباط بصورت نوشتاري و گفتاري.

8-   داشتن قدرت قضاوت صحيح ، اعتماد به نفس و اتخاذ تصميم درست در لحظات سخت و بحراني .

9-   داشتن قدرت تجزيه و تحليل محيط كار (‌موقعيت پيش آمده را درك و آثار نهايي را پيش بيني نمايد).

10-  داشتن دانش و تخصص در حوزه خود جهت تسلط بر كار رسانه ها.

11- گفتن حقيقت ( امام صادق (ع) : حق را بگوولو عليه تو باشد ).

12- پرهيز از دادن  وعده هاي دروغين و غير ممكن و دست نيافتني.

13-داشتن قدرت ابتكار و توانايي.

 

ب) ويژگي ذاتي مدير روابط عمومي :

1- داشتن استعداد مديريت              2- داشتن هيجان و شور    3- داشتن استعدادي مثبت

4- سر زنده بودن و شوخ طبعي      5- داشتن بيان خوب          6- داشتن ظاهري مناسب 

7- آينده نگري                                 8- داشتن شخصيت ترغيبي و متقاعد كننده

 

 

خلاقيت:

عبارت است از بكار گيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد.

 

نوآوري :

فراگرد ايجاد فكرهاي جديد و تبديل آن فكرها به عمل و كار بردهاي سودمند را نوآوري مي نامند.

در قالب مديريت سازمان موفقيت نهايي يا بقاي آن به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نوآوري و بكار گيري فكرهاي نو بستگي دارد اما در اين راستا مهمترين دليل وابستگي به خلاقيت و نو آوري بروز مشكل است.

حل مشكل به شيوه : عقلايي _ خلاقانه ميسر است براي قلمرر يك ذهنيت خلاق بايد تعريف دقيقي از مشكل ارائه گردد . همچنين زمينه استفاده از راه حلهاي گوناگون جدا از راه هاي مرسوم ايجاد شود ،‌مسئله حائز اهميت در رابطه با خلاقيت موانع خلاقيت است.

 

موانع خلاقيت:

1-   ترس از انتقاد و شكست     2- عدم اعتماد به نفس      3- تمايل به همرنگي و همگوني    4-عدم تمركز ذهن

گفتني است در اين راستا انسدادهاي اداركي همچون ثبات ،‌تعهد ، تراكم و بي خيالي يكي از مهمترين موانع ذهني خلاقيت بشمار مي آيند و با آگاهي از انسداد هاي اداراكي و اجرايي  روشهاي خاص مي توان مهارت حل مسئله را به گونه اي خلاق افزايش داد.

به زعم صاحب نظران حل خلاقانه مشكل شامل 4 مرحله است:

1- آمادگي    2- تكوين   3- روشنگري    4- تائيد

 

مراحل 4 گانه حل خلاقانه مشكل :

1-   آمادگي : شامل جمع آوري اطلاعات ، تعريف مشكل ،‌ايجاد راه حلهاي جايگزين و بررسي آگاهانه تمامي اطلاعات موجود مي باشد .

2-   تكوين: شامل فعاليتهاي ذهني نا آگاهانه اي است كه در آن ذهن افكار غير مرتبط را با هم جهت رسيدن به يك راه حل تركيب مي كند و تلاش آگاهانه وجود ندارد .

3-   روشنگري: زماني رخ مي دهد كه بصيرتي موجود باشد يعني يك راه حل خلاق بطور رسا مطرح گردد .

4-   تائيد: شامل ارزيابي راه حل خلاق نسبت به برخي از ستانده هاي قابل قبول.

 

مديريت استراتژيك :

عبارت است از فرايند اتخاذ تصميماتي است كه منجر به توفيق ادامه حيات و يا مرگ موسسه يا سازمان  مي شود .

 

وظيفه اساسي مديريت استراتژيك:

عبارت است ايجاد بستر تغيير ، ايجاد تعهد و احساس مالكيت و ايجاد توازون بين ثبات و نوآوري استراتژيستها (‌اهل تغيير ، اهل بصيرت ، بين عملكرد و جبران خدمات بايد رابطه بهتري برقرار كنند و با كاركنان دائم در ارتباط باشند.) و بهترين منابع موسسه در يك محيط در حال تغيير را تشريح كنند

 به عبارتي ديگر مي توان گفت : مديريت استراتژيك يعني : هنر و علم تدوين ،‌اجرا و ارزيابي تصميمات و وظيفه هاي چندگانه كه سازمان را قادر مي كند كه به  هدف هاي بلند مدت خود دست يابد.

 

مراحل مديريت استراتژيك:

تدوين استراتژيك      2- اجراي استراتژيك       3- ارزيابي استراتژيك

تدوين استراتژيك   : در اين مرحله ماموريت موسسه يا سازمان مشخص ميشود ، عوامل محيطي اعم از عوامل بازدارنده ، ‌تهديد كننده ها و فرصتها و مزيتها و تهديدات هاي محيطي نيز استخراج شود و سپس نقاط ضعف و قوت داخلي سازمان را شناسايي نمايد.

 اصولا  استراتژيست در فرايند تدوين  با سئولات زير سر و كار دارد :

1- فعاليت موسسه يا سازمان چيست؟         2- اين فعاليت چه بايد باشد ؟   

3- توليد موسسه يا سازمان چيست؟           4- بازار محصولات موسسه يا سازمان كجاست؟

5- سازمان يا موسسه براي رسيدن به هدف خود به چه فعاليتهايي نيازمند است ؟

 

عناصر مديريت استراتژيك عبارتند از:

1- استراتژيست ها     2- فرصت ها     3- تهديدات خارجي      4- ماموريت      5- نقاط ضعف 

6- قوت داخلي           7- هدف هاي بلند مدت                         8- هدف هاي سالانه ، سياستها

 

ماموريت سازمان داراي 9 ركن اساسي است:

1- مشتريان    2- محصول و خدمات    3- بازارها    4- فناوري        5- توجه به بقا و رشد سود آوري     6- فلسفه

7- ويژگيهاي ممتاز                              8- توجه به تصور مردم       9- توجه به كاركنان

 

سه نوع شخصيت مديران :

1- قاطع     2- پرخاشگر      3- سلطه پذير (‌كم رو)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ويژگي مديران قاطع :

1- اهل تفكر             2- گرايش به ارتباط با ديگران    3- انتقاد پذير     4- خلاقيت      5- احترام برانگيز 

6- اعتماد به نفس     7- مساله مدار                            8- شنونده خوب                       9- برانگيزاننده

 

ويزگي مديران پرخاشگر:  

1- بهره كشي از ديگران     2- ظاهرا خوش برخورد    3- آسيب پذير رواني    4- ناايمني و مضطرب

5- نقد كليشه اي                6- برچسب زدن به ديگران 7- مستعد بيماري قلبي   8- تو مدار

 

ويژگي مديران سلطه پذير:

1- عدم بيان ديدگاه     2- من مدار   3- احساس حقارت     4- گريز از تصميم    5- گريز از تعارض

6- افسردگي                7- خيال پرداز  8- بيانات دوپهلو      9- طعنه زن

 

 مديريت مشاركتي :

فرايند مديريت بر مبناي هدف كه يكي از انواع مديريت مشاركتي است در دهه 1950 بوسيله  پيتردراكر ابداع گرديده و با تلاشهاي جان هام بل در جهان عموميت يافت .

مديريت مشاركت بر مبناي فرايندي است كه بوسيله سرپرست و زير دست  در يك سازمان به اتفاق هم اهداف مشترك را شناسايي كرده و حوزه هاي مسئوليت پذيري هر فرد را بر اساس انتظاراتي كه از آنها مي رود تعيين نمود و از اين معيار ها به عنوان خطوط راهها جهت انجام فعاليت هاي واحد و ارزيابي كمك هاي هر كدام از اعضاء  عمل مي كند.

اگر نقش موثر اطلاعات را در خط او مي گذاري و تصميم گيري بزاريم از آنجائيكه مشورت ميزان اطلاعات را تفسير ميدهد به  سادگي ميتوان دريافت كه تصميم گيري اثرات جهت دهنده اي خواهد داشت.

بدين ترتيب مشورت نوعي تصميم گيري مشاركتي بوجود مي آورد ، حتي اگر در ظاهر مقام تصميم گيرنده ملزم به عمل كردن به پيشنهاد و نظر مشاوران نباشد .

فرض مثال: اساسي ترين اصل در مديريت ژاپن اين است كه مديران و كارگران بايستي با يكديگر همانند دو شريك و دو يار كار بكنند و مديران و كاركنان خودشان را به عنوان يك گروه تلقي نمايند كه اين امر باعث ميشود كه نظر  اعضاء براي  انجام كار بر انگيخته شود و در رسيدن به منافع سازماني قدم بردارند.

مديريت زمان :

اساس مديريت زمان ،‌استفاده مديريت از زمان است و اين نيازمند آن است كه سازمان اهدافي را كه  دنبال ميكند ،‌آنها را شناسايي نموده و همچنين فعاليت هايي را كه منجر به رسيدن به اين اهداف ميشود تعيين نموده و فوريت هر فعاليت را نيز مشخص نمايد.

 

فرايند مديريت زمان داراي 5 مرحله است:

1- ليست كردن اهداف              2- درجه بندي اهداف

3- فهرست نمودن فعاليتهاي ضروري براي رسيدن به هريك از اهداف

4- براي هر هدف مشخص كند كدام يك از فعاليتهاي مورد نياز برا ي رسيدن به آن داراي اولويت بيشتر مي باشد

5- برنامه ريزي فعاليت ها مطابق اولويتهاي تعيين شده باشد .

 

يكي از اصول مديري 10-90 است   (‌مهم )

طبق اين اصل بيشتر مديران 90 درصد نتايج خود را تنها در 10 درصد زمان اختصاص خود بوجود مي آورند . يعني كسانيكه از زمان خودشان خوب استفاده مي كنند در 10 درصد حياتي بالاترين اولويت را بكار ميگيرند. يا به عبارتي ديگر هر فردي بخوبي مي داند در چه زماني از شبانه روز داراي كارايي بيشتر است و بر همين اساس اولويت هاي كاري خود را عملي سازد

 

يكي از اصول و شيوه هاي مديريت زمان ،  فهرست نمودن كارهايي كه بايد در هر روز انجام شود در صبح همان روز مي باشد و اقلام كاري بر روي كاغذ در سه طبقه مختلف دسته بندي ميشود:

1-   فعاليت هاي حياتي كه بايستي انجام شود

2-   فعاليتهاي مهمي كه بايستي انجام شود

3-   كارهاي ضروري كه جنبه فوريت ندارند و ميتوان به تعويق انداخت.

 

علل حمايت نكردن مديريت عالي از مديريت روابط عمومي سازمان چيست؟   (‌مهم )

1-   با تشكيلات روابط عمومي موافق نبودن به عنوان سئوال رساني

2-   آيا روابط عمومي را موجودي مزاحم تلقي مي كنند يا خير ؟

3-   فرد شايسته اي براي تصدي مديريت روابط عمومي آيا يافته ايد يا نه؟

4-   روابط عمومي را واحدي مي دانيد كه سنگ ديگران را به سينه مي زند يا نه؟

5-   فرهنگ كاري و فرهنگ سازماني شما آيا با روابط عمومي سازگاري دارد يا نه؟

6-   خودتان از روابط عمومي چيزي ميدانيد يا خير؟

7-   آيا روابط عمومي سازمان شما ميتواند از پس وظايف محوله بر آيد يا نه؟

8-   آيا آنچه كه شما مي خواهيد با آنچه كه روابط عمومي شما مي خواهد همخواني دارد يا نه؟

9-   آيا روابط عمومي را يك الزام سازماني يا ضرورت مي دانيد؟

 

 

مهمترين وظايف مديران روابط عمومي :

1-   پيش بيني ،‌تحليل  و تفسير افكار عمومي ، گراي هاي ذهني و مسائلي كه ممكن است به نحو مطلوب و نامطلوب بر عمليات و طرح هاي سازماني تاثير بگذارد .

2-   مشورتهاي اداري در زمينه  تصميم گيري ها  و مراحل اجرايي آنها و ارتباطات در كليه سطوح سازمان بنحوي كه عواقب عمومي اين تصميم گيريها و مسئئوليت هاي اجتماعي و كليه مخاطبين آن سازمان در نظر گرفته شود.

3-   بررسي ،‌ هدايت و ارزيابي برنامه هاي اجرايي و ارتباطي كه براي دستيابي به تفاهم مخاطبان و تحقق اهداف سازماني ضروريست  (‌شامل : بازاريابي ،‌برنامه هايي براي ايجاد رابطه با گروه هاي ديگر اجتماعي و گروه هاي ذينفع و كارمندان )

4-   طرح ريزي و اجراي برنامه هاي سازمان به منظور تاثير گذاري و يا  تغيير سياستهاي عمومي

5-   تعيين اهداف ، برنامه ريزي ، بودجه بندي ، استخدام و آموزش كاركنان بطور خلاصه اداره منابع مورد نياز براي اجراي تمامي برنامه هاي سازمان

 

يكي از مهمترين ويژگيهاي مدير روابط عمومي :

شناسايي   – <  شناساندن  –  < رضايت   =<  توان –<  دانش – <  بينش – <  روش

توان:

 توان فيزيكي و جسماني : مديري كه مريض و   باشد و نتواند در سركار حاضر شود كنترل كار از دستش خارج ميشود و مدير بايد توان فيزيكي و فكري براي تصميم گيري داشته باشد.

دانش: مجموعه فرايندي هايي فرد در قالب تجربه و علم و مهارت ها و ...است

سنجش: امروزه هر مديري از مدير روابط عمومي تا بالا بينش و باورها ،‌اعتقادات و برداشت هايش هماهنگ با

سيستم ارزش جامعه باشد.

روش: هر مديري علاوه بر موارد فوق بايد با شيوه ها و روشهاي برخورد با انسانها ، پديده ها و مشكلات و بحرانها را شناسايي بكند و همين مسئله است كه انسانها را از هم متمايز ميكند.

نتيجه گيري : اين سه مورد در تدبير مديرت ، چاره انديشي ،‌انديشه به عاقبت كار مي رسد.

 

بخش هاي مختلف يك  روابط عمومي :

1- ارتباطات مردمي       2- چاپ و تكثير        3- تشريفات                  4- سنجش افكار عمومي

 5- سمعي و بصري        6- اطلاعات و اخبار    7- امور نمايشگاهها       8- امور رسانه ها  

*******************************************************8888

 

۶- انواع طبقه­بندی در بودجه روابط عمومی را بنویسید.

1. طبقه­بندی بر اساس تشکیلات و نمودار سازمانی 2. طبقه­بندی بر اساس برنامه عملیاتی 3. طبقه­بندی هزینه­ای 4. طبقه­بندی درآمدی 5. طبقه­بندی اقتصادی

***

۸- بودجه عملیاتی را شرح دهید.

بودجه برنامه است که به نحو دقیقتر اجرای برنامه­ها را از دیدگاه فایده و هزینه تجزیه و تحلیل می­کند و با روش اندازه گیری حجم کار، قیمت تمام شده خدمات را به دست می­آورد و با استاندارد مقایسه تطبیقی و تحلیلی می­کند.

***

۹- چهار اصل اساسی بودجه عملیاتی را بنویسید.

1. روش اندازه­گیری کار 2. حسابداری قیمت تمام شده 3. استفاده از رقبا 4. استفاده از استانداردها و نرخ صنعت.

***

۱۰. پنج مورد از عملکرد کارگزار روابط عمومی را نام ببرید و یکی را توضیح دهید.

1. فرآیند برنامه­ریزی جامع برای روابط عمومی

2. شناخت اهداف موجود روابط عمومی: وقتی اهداف بلند روابط عمومی تدوین شد باید اهداف مذکور با اهداف فعلی مورد مقایسه و بررسی قرار گیرد. باید اهداف فعلی در راستای اهداف بلند مدت و استراتژیک باشد مگر آنکه برنامه­ها وهمچون توسعه سازمان در آینده مد نظر باشد.

3. تجزیه و تحلیل مزیتها

4. تجزیه و تحلیل منابع و امکانات داخلی

5. شناخت وضع موجود سازمان

6. اجرا استراتژی جدید

7. کنترل و سنجش

***

۱۱. علت نیازسنجی افکارسنجی را بنویسید.

1. برای تدوین اینکه چه می­خواهیم بکنیم (برنامه جدید) 2. برای ارزشیابی برنامه موجود یا جاری

***

۱۲- چه کسانی می­توانند نیازسنجی کنند.

1. کارگزاران روابط عمومی 2. ارزشیابان فعالیتهای روابط عمومی 3. کارشناسان خارج از سازمان 4. موسسات پژوهشی و تحقیقاتی

***

۱۳- اصول لازم الرعایه در مراحل برنامه­ریزی را شرح دهید.

1. اصل انعطاف­پذیری: برنامه باید امکان تغییر، جابجایی، اصلاح و جبران معنی مفاهیم و آنها فراهم باشد.

2. اصل تنوع: که موجب حفظ رضایت و انگیزه افراد می­شود.

3. اصل جامعیت: برنامه باید جامع و گسترده باشد و هیچ فعالیتی نباید خارج از برنامه قرار گیرد چراکه در مراحل اجرای برنامه اخلال ایجاد می­کند.

***

۱۴- تقسیم بندی مدیران بر اساس میزان اطلاعات محیط خارجی را بنویسید.

1. اگر اطلاعات آنها نسبت به محیط کامل باشد می­گویند سازمان در حالت اطمینان (بدون ریسک) قرار دارد.

2. اگر اطلاعات در دسترس نباشد و تقریباً 50 – 50 باشد می­گویند سازمان در شرایط ریسک قرار دارد.

3. اگر اطلاعات نسبت به محیط خارجی بسیار کم باشد می­گویند سازمان در شرایط عدم اطمینان قرار دارد.

***

۱۵- روابط عمومی برای اعمال تغییرات چه می­کند.

اصولاً به روش آموزش و متقاعد کردن متوسل می­شود.

***

۱۶- تئوری اثرپروانه (لورنس) را بنویسید.

این تئوری می­­گوید در اثر پر زدن پروانه­ای در پکن ممکن است توفانی واشنگتن را در نوردد. همین طور ممکن است نارضایتی کارمندی در یکی از کارخانه­­های (مثلاً برزیل) منجر به اعتصاب و این اعتصاب منجر به عصیان کارگران کارخانه­ای در آمریکا شود.

***

۱۸- سنجش افکار را توضیح دهید.

نمونه گیری از افکار عمومی یکی از وظایف اصلی روابط عمومی است. موسساتی که همه نوع سرویس روابط عمومی را انجام می­دهند؛ پژوهش در مورد افکار عمومی را یا خودشان انجام   می­دهند و یا به شرکت­های متخصص در امور پژوهش واگذار می­کنند.

***

۱۹- دلایل آنکه روابط عمومی فاتح قلبها و فکرهاست را بنویسید.

1. روابط عمومی یک ابزار تشویقی ارتباطی است و از وسایل ارتباط جمعی استفاده می­کند.

2. روابط عمومی یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت است.

3. شامل ترویج، تبلیغ، سخنرانی و مدیریت بحران است.

4. معمولاً شامل یک ارتباط صادقانه است.

5. روابط عمومیط برای بهبود بخشیدن به تصویر صنعت خود تلاش می­کند.

***

۲۰- اهمیت روابط عمومی را بنویسید.

روابط عمومی یک وسیله ارتباطی تشویقی است که مردم می­توانند برای برانگیختن دیگران و موسسات به منظور کمک به آنها برای رسیدن به اهدافشان از آن استفاده کنند و روابط عمومی وسیله­ای در اختیار مدیریت است برای رهبری در بازرگانی، دولت و سایر موسسات در جهت بنا کردن روابط سودمند با سایر موسسات و گروهها.

***

۲۱. پنج مورد از قوانین افکار عمومی را بنویسید.

1. عقیده نسبت به حوادث مهم حساسیت دارد. (حوادث مهم حساسیت آفرین هستند)

2. وقتی پای منفعت و مصلحت شخصی در میان باشد، تغییر افکار و عقاید آسان نخواهد بود.

3. کردار بیش از گفتار در ایجاد عقیده موثر است (به عمل کار برآید، سخنرانی نباشد) مگر آنکه خود گفتار، عمل و کردار تفسیر تلقی شوند.

4. وقتی پای منفعت شخصی در میان است افکار عمومی در کشورهای دموکراتیک جلوتر از سیاست رسمی دولت خواهد بود.

5. مردم دارای عقاید متنوعی هستند و به سهولت می­توانند عقاید خود را به مقاصد و هدفهای خود تطبیق دهند تا شیوه­ها و طریقه نیل به آن مقاصد روشن شود.

***

 

۲۳- روابط عمومی و مدیریت را شرح دهید.

روابط عمومی توجه مدیریت را معطوف مسائل حاکم سازمان می­کند. به گونه­ای که یارای حل دشواریها را داشته باشد و با دریافت اطلاعات و حساس بودن در برابر آنها با توجه به افکار عمومی و تاکید بر مسئولیت مدیران در برابر خواست­های عمومی و خدمتگزاری به آنها می­پردازد. به مدیریت کمک می­کند که از دگرگونی یا تحولات بهره گیرد و در کنار آن به راحتی ادامه حیات سازمان را تامین کند و به عنوان یک نظام هشدار دهنده در سنجش تغییرات محیطی در کنار روندهای جاری و آتی سازمانی عمل کند.

***

  24- روابط عمومی را از دیدگاه "ادوارد برنیز" بنویسید.

۱- اطلاعاتی که به مردم داده می شود.

۲- تلاش های ترغیبی به منظور تغییر گرایش ها و رفتار مردم.

۳- کوشش در همبسته کردن نگرش ها و اقدامات یک موسسه نزد مخاطبان و متقابلا تغییر نگرش و اقدامات مخاطبان با موسسه.

***

 25- چهار عنصر روابط عمومی از نظر کنگره جهانی روابط عمومی (۱۹۸۷- مکزیک) را بنویسید.

۱- روابط عمومی، فلسفه اجتماعی مدیران است.

۲- بیان این فلسفه به هنگام اتخاذ خط مشی یا سیاست موسسه.

۳- اعمال و اقداماتی که ناشی از آن خط مشی می باشد.

۴- شرح و تفسیر و توضیح سیاست ها یا خط مشی موسسه یا سازمان به مردم و دفاع از آن سیاست ها به منظور جلب تفاهم و حسن نیت.

***

 ۲۶- چرا روابط عمومی نیاز به نظریه انگیزشی دارد.

روابط عمومی نیازمند اطلاعات انگیزشی است، چرا که کارش بر انگیختن انسان ها و ایجاد تعامل پایدار بین آنهاست. طبق تئوری مازلو گفته شد: انگیزش فرایندی روان شناختی و چند وجهی است که رفتارهای فرد را به سمت هدف مطلوب هدایت می کند.

***

 

۳- ابهام. شایعه و وجود ابهام نیاز اجتماعی فرد را تشدید می کند و انسان ها احساس می کند که بهتر است با یکدیگر باشند. هر قدر این حالت ابهام بیشتر باشد، انگیزه افراد برای با هم بودن، زیادتر می شود.

***

 ۲۸- یکی از دلایل شکل گیری گروه های غیر رسمی و فشار، در سازمان را بنویسید.

بروز ناراحتی برای افراد در سازمان باعث شکل گیری گروه های غیررسمی و فشار در سازمان می شود این گروه ها گاهی به دلیل ترس بروز ناراحتی و از دست دادن منافع شکل می گیرند.

***

 ۲۹- نظریه وجود- ارتباط-رشد آلدرفو را بنویسید.

این نظریه نیازهای انسان را به سه قسمت تقسیم می کند.

الف) نیازهای وجود، که نیازهای پایه ای است مانند: آب/غذا و دستمزد

ب) نیازهای ارتباطی، این نیازهای شامل نیازهای روابط اجتماعی افراد با دوستان و همکاران و سرپرستان است.

ج)نیاز رشد، که شامل نیازهای دستیابی به حداکثر نیرو و قوه در هر فرد است و شامل نیاز به تکامل و رشد مشخصی است.

***

۳۰- نظریه دوعاملی هرزبرگ را بنویسید.

هرزبرگ معتقد است: بهترین راه ایجاد انگیزه در افراد، برای کار و تلاش بیشتر ، معنی کردن شغل است و اگر بتوانیم کار را برای کارکنان معنی دار، جالب و جذاب تعریف کنیم، در آن صورت کارکنان به تلاش بیشتر بر انگیخته خواهند شد.

هرزبرگ نیازها را به دو دسته (انگیزاننده ها) و عوامل محیطی (بهداشتی) تقسیم می کند.

***

 ۳۱- نیازهای انگیزاننده از نظر هرزبرگ را شرح دهید.

این گروه از نیازها که گاهی ارضاء کننده نیز خوانده می شوند، نیازهای سطح بالا هستند و با نیازهای خودیابی مازلو مطابقت دارد. این نیازها به نوعی با تمایلات ذاتی انسان ها سر و کار دارند که موجب چالش استقلال و کامل شدن فرد می شود. بعلاوه انگیزه ها مستقیما در رضایت شغلی و اجرا اثر دارند و نقش محرک اولیه را در تشویق کارکنان به انجام کارهای سخت به عهده دارند.

***

 ۳۲- اجزای نظریه آدامر را بنویسید.

۱- فرد: افرادی که خود را در مقایسه با دیگران ببینند.

۲- دیگران: افرادی که  عمل مقایسه با آنها انجام می شود.

۳- داده ها: تمام سرمایه ای است که فرد با خود به محیط کار آورده (شامل: تحصیلات، تجربیات، رتبه، مهارت و استعداد)

۴- ستانده ها: شامل هر آنچه افراد به شکل های مختلف از بابت کار خود دریافت می کنندـ(مانند حقوق، مزایا، فرصت های ارتقا، پایه و مقام)

***

 ۳۳- نظریه تقویت را شرح دهید.

در این نظریه می خوانیم: ممکن است بتوان با استفاده از زمان و پاداش، رفتار را کنترل کرد.

تمام رفتارها بر اساس پاداش و تنبیه شکل گرفته است. که با استفاده از یکی یا ترکیبی از چهار عامل ( تقویت مثبت ـ تقویت منفی ـ تبیه ـ خاموش سازی) قابل کنترل است.

تقویت مثبت (+) عاملی مهم در برانگیختن افراد است.

تقویت منفی (-) افراد را مجبود می کند تا به منظور دور ماندن از عواقب نامطلوب، وظایف خود را به شکلی مناسب انجام دهند.

تنبیه: رفتار مناسب را تحریک نمی کند بلکه اعمال نامناسب را حذف می کند.

***

 ۳۴- مدیریت را تعریف کنید.

مدیر به عنوان هدایت کننده کل سازمان، مسوول هر گونه موفقیت یا ناکامی سازمانی است. او باید بستر اجتماعی، حرکت سازمانی خود را بشناسد و عوامل پیش برنده و عوامل بازدارنده محیطی را بررسی کند. مدیر موفق باید بر دولت، قوانین، مقررات، فرهنگ، اخلاق و ارزش های اجتماعی، تولیدکنندگان مواد اولیه، نخبگان جامعه، نفوذگزاران و افراد دخیل در تصمیمات حساس و حیاتی، آگاهی و حداقل نفوذ لازم را داشته باشد.

***

 ۳۵- مکاتب مدیریت را نام ببرید.

۱- مکتب کلاسیک ها    ۲- نئوکلاسیک ها  ۳- مکتب مقداری  ۴- مکتب سیستمی  ۵- مکتب اقتضایی  ۶-نظریه نقش ها

**

 ۴۰- وظایف مدیریت را بنویسید.

۱- برنامه ریزی.    ۲- سازمان دهی    ۳- کنترل     ۴- به کارگیری نیروی انسانی

***

 ۴۱- عوامل برون سازمانی موثر بر اخلاق مدیران را بنویسید.

۱- رقبا - اندازه و بزرگی صنعت و رقابت میان صنایع مربوطه

۲- عرضه کنندگان و تولیدکنندگان کالا و خدمات

۳- بازار کار

۴- بازار اوراق بهادار

۵- مشتریان، ارباب رجوع و مصرف کنندگان بالقوه محصولات

۶- روش های تولید

۷- رکود اقتصادی

۸- قوانین محلی

۹-رقابت با شرکت های خارجی

***

 ۴۲- سه محرک عمده که اقتصاد جهانی را دچار تحول کرد، نام ببرید.

۱- فن آوری.   ۲- تغییر نقش دولت در اقتصاد   ۳- جهانی شدن.

***

 ۴۳- ویژگی های سازمان های جدید در جامعه اطلاعاتی از نظر پیتردراکر را بنویسد.

۱- مبتنی بر اطلاعات است.

۲- غیر متمرکز است اما با این وجود از نظر فن آوری به شدت متمرکز است.

۳- به سرعت قابل تطبیق و کاملا چابک است.

۴- خلاق، همکار، همراه ساختار مبتنی بر کارگروهی است.

۵- دارای کارکنان صاحب علم از هر قشر، طبقه و تخصص و ملیت است.

۶- بر خود نظارت دارد.

***

 ۴۴- سه عامل استراتژیک در روابط عمومی کدامند؟

۱- جامعه     ۲- روابط عمومی   ۳- سازمان مطبوع

در جامعه، دولت از طریق اعمال قوانین و مقررات ارگان ها و سازمان ها، اعم از رقبا و یا اعضای صنعت، مطبوعات و رادیو و تلویزیون، باعث موفقیت روابط عمومی می شوند

در سازمان، مدیریت افکار و گرایش ها و میزان توجه به اهداف روابط عمومی و  فرهنگ سازمانی، کارکنان، اهداف و یا محصول سازمانی از عوامل مهم در موفقیت روابط عمومی هستند.

روابط عمومی نیز در درون خود، برای موفقیت مستلزم داشتن منابع مالی کافی، حمایت مدیریت، نیروی انسانی متخصص و متعهد و منافع فیزیکی و فن آوری هاست.

***

 ۴۷- نظریه عدالت را شرح دهید.

این نظریه مربوط به دانشمند روانشناسی به نام آدامر است. او معتقد بود که انسان ها تمایل دارند با آنها به عدالت رفتار شود.  یعنی کارکنان علاقمند هستند که در ازای انجام کار یکسان و مشابه، پرداخت ها نیز مشابه هم باشد. اگر در سازمانی این بینش حاکم شود که پرداخت ها و پاداش ها و ترفیعات و تنبیهات برای تمامی افراد، حتی مدیران، یکسان است. آن سازمان به سوی آرمانش با شتاب گام برمی دارد و در این حرکت به هدف می رسد.

***

 ۴۸- نظریه تقویت را شرح دهید.

رفتار تابع پاداش است. هر چه پاداش بیشتر و جذاب تر باشد، رفتار طبیعی تر می شود. (عکس این قضیه هم صادق است). گاه تنبیه می تواند در ایجاد رفتاری جدید، نقش داشته باشد. بنابراین می توان گفت: رفتار توسط چهار عامل به نام های ۱- تقویت مثبت(پاداش) ۲- تقویت منفی(تهدید به اخراج) ۳- تنبه  ۴- خاموش سازی (کم محلی و کم توجهی) قابل جهت دهی است.

***

 ۴۹ - آیا رفتار انسان جبری است یا اختیاری؟

     هر دو. رفتار انسان از نظر اندیشمندانی چون ژان پل سارتر، کاملا اختیاری و آزاد است، ولی متفکرانی چون جان واتسن معتقد هستند که رفتار انسان جبری است. حتی نظریات دیگری وجود دارد که رفتار انسان را بین الجبرین می داند.

***

 ۵۰- آیا بین هدف و انگیزه رابطه وجود دارد؟

بله. هر اندازه انگیزه فرد، قوی تر و شدیدتر شود، او دیگر به اهداف کوچک بها نداده و توجه خود را معطوف اهداف بزرگتر می کند. اگر اهداف پیش رو، جاذبه بیشتری داشته باشند، انگیزه افراد بیشتر می شود. بنا بر این، می توان گفت: بین هدف و انگیزه رابطه متقابل و دوسویه وجود دارد.

توصیه می شود: برای خود و همکاران و فرزندانتان اهداف متعالی و بزرگ کنید.

***

 ۵۲- برنامه ریزی جامع و استراتژیک را شرح دهید.

***

 22- تعریف روابط عمومی را از نظر اشخاص حرفه ای بنویسد.

 آگهی و تبلیغ و پروپاگاندا اجزای روابط عمومی هستند ولی مجموع این اجزا را نمی توان، روابط عمومی خواند.

روابط عمومی عبارت است از رفتارهای خوب گزارش خوب.

 

55-برنامه ريزي چیست؟

پيش بيني راههاي استفاده بهينه از امكانات و تجهيزات جهت رسيدن به هدف 5دبيلو و يك اچ

56-بزرگترين مشكل مديران چست؟

 انسان و روابط انساني

57-اصول مهارت مدير روابط عمومي را نام برید.

1-شناخت رفتار گذشته 2-استمرار شناخت رفتار خوب و يا بد افراد 3-پيش بيني رفتار آينده 4-چگونگي كنترل رفتار افراد 5-چگونگي تغيير رفتار

58-دوره های تاريخ تحولات مديريت را نام برید.

 1-دوره پيش از علمي(تمدنهاي باستان-انقلاب صنعتي) 2-علمي(تيلور-گيلبرت) 3-اداري(فايول-وبر) 4-روابط انساني(هائورن-التون مايو-علوم رفتاري) 5-در عصر جديد(روش سيستمي-روش اقتضائي)

 

 

ادامه پکیج کامل دروس روابط عمومی4

 

 

ادامه پکیج کامل دروس روابط عمومی4

 

 

اصول سرپرستی و مدیریت در روابط عمومی (کد 5017)


 

16-  هدف اصلی کدام تکنیک نظر سنجی، جمع آوری نظریات، قضاوت‌ها و نگرش‌های افراد متخصص در ارتباط با مسئله خاص است؟

 

1)دلفی (دلفای)                             

 

2) فیش پاول                              

 

3) رویداد مهم                              

 

4) جدول کارنما

 

17-  در کدام منطقه از پنجره جوهری، شایعه پراکنی بالاست؟

 

1) من آگاه                                 

 

2) من نابینا                           

 

3) من نهفته                        

 

4) من نا آگاه یا ناشناخته

 

18-  کدام مورد، به مفهوم تقویم ریالی عملیات و فعالیت‌های پیش بینی شده است؟

 

1)طرح ریزی                             2) بودجه ریزی                           3) سازماندهی                           4) مدیریت

 

19-  در کدام نوع از سازمماندهی، واحدها بر اساس تولیدات و یا نوع خدمات سازمان، تقسیم می‌شوند؟

 

1)ترکیبی                                           2) بر مبنای تولید                      

 

3)بر مبنای مشتری                              4) می‌تواند هر نوع سازماندهی را شامل شود

 

20-  تیلور در سال 1895 با هدف افزایش تولید و کارآیی، با استفاده از کدام مکانیزم، به چیزی به نام استاندارد کار رسید؟

 

1)زمان سنجی                                   2) حرکت سنجی                           

 

3) مخاطب سنجی                              4) زمان سنجی و حرکت سنجی

 

21-  کدام مکتب، به جهت توجه به انسان و رفتار او، "مکتب روابط انسانی" نام گرفت؟

 

1)اقتضایی                                

 

2) کلاسیک                                   

 

3) نئوکلاسیک                                   

 

4) سیستمی

 

22-  از مواردی که نظریه اقتضایی به آن توجه دارد، کدام است؟

 

1)انسان – گروه                               

 

2) استاندارد کار                           

 

3) موقعیت‌های مختلف                             

 

4) همه موارد

 

23-  طرح را در جهت حصول هدف‌ها به مرحله اجرا و عمل درآوردن، چه نامیده می‌شود؟

 

1)هدایت                          

 

2) طرح ریزی                              

 

3) سازماندهی                                      

 

4) کنترل و ارزیابی

 

24-  نظریه انگیزشی الگوی Y، X، مربوط به کدام اندیشمند است؟

 

1)مگ گریگور                                 

 

2) اریک برن                               

 

3) ادگار شاین                               

 

4) آلدر فر

 

25-  مدیر عملیاتی، به کدام مهارت، نیاز بیشتری دارد؟

 

1)فنی                         

 

2) انسانی                                   

 

3) ادراکی                              

 

4) همه مهارت‌ها در یک سطح هستند

 

26-  کدام مورد، از وظایف اجرایی سیستم مدیریت نیروی انسانی است؟

 

1)عملیات استخدامی                    

 

2) آموزش و بهسازی                          

 

3) نگهداری نیروی انسانی و کاربرد               

 

4)همه موارد

 

27-  فعالیت تولید، فروش اموال مالی در یک مؤسسه صنعتی، معمولاً چه نامیده می‌شود؟

 

1)صف                                            2) ستاد                           

 

3) وظیفه عملیاتی                              4) نام خاصی ندارد

 

28-  در کدام نوع سازماندهی، واحدها بر اساس تولیدات و یا نوع خدمات سازمان، تقسیم می‌شود؟

 

1)بر مبنای مشتری                            2) ساخت ترکیبی                 

 

3) بر مبنای وظیفه                            4) بر مبنای نوع تولید یا عملیات

 

29-  مراحل اندازه گیری کارهای انجام شده، به منظور آگاهی از انحرافات احتمالی و اطمینان از این که تلاش‌ها در جهت رسیدن به هد‌ها به کار گرفته شده است، مربوط به کدام یک از وظایف مدیریت است؟

 

1)کنترل و ارزیابی عملکرد                        

 

2) برقراری ارتباط                       

 

3) هدایت                            

 

4) سازماندهی

 

30-  از مواردی که امکان طرح ریزی‌های وسیع (برنامه ریزی) را عملی ساخته، کدام است؟

 

1)رشد اقتصادی جامعه                           

 

 2) توسعه کاربرد ریاضی                     

 

3) تکنیک‌های مختلف پژوهش عملیات                

 

4) موارد 1 و 3

 

 

 

افکار عمومی (کد 5017)

 

 

 

31-  فاصله اجتماعی با کدام یک از مقیاس‌های زیر، سنجیده می‌شود؟

 

1)ترستون                                    2) بوگاردوس                                   

 

3) نگرش                                     4) ازگود

 

32-  هر گاه جامعه آماری مورد نظر نامتجانس باشد، بهترین روش نمونه گیری کدام می‌باشد؟

 

1)طبقه‌ای                                    2) سهمیه‌ای                           

 

3) خوشه‌ای                                 4) منظم

 

33-  پیتر تاونز، در تحقیقات خود پیرامون فقرا، از کدام روش‌های زیر، استفاده کرد؟

 

1)پیمایشی                                  2) توصیفی                                

 

3)تبیینی                                      4) همه موارد

 

34-  همه موارد زیر، جزو ویژگی‌های شایعه می‌باشند، بجز:

 

1)نا موثق ترین خبر                        2) مخاطبان همگون                               

 

3) نوعی فرافکنی                           4)هزینه اندک

 

35-  کدام یک از موارد زیر، از نظر پل خانف، رواج دهنده اندیشه در میان توده وسیع مردم هستند؟

 

1)رسانه‌ها                                       2) رهبران                                

 

3) آژتاتور                                      4) تبلیغاتچی

 

36-   مطابق دیدگاه کدام یک از افراد زیر ، موقعیت‌ها عامل کلیدی در شکل و ساختار رهبری افراد می‌باشد؟

 

1)فیدلر                                         2) رگان

 

3) تار                                           4) لیمپن

 

37-  کدام اندیشمند، پویایی گروه را تلاش و تعامل فرد در گروه کوچک می‌داند؟

 

1)گابریل تارد                              2) کرت لوین                        

 

3) لوفت                                       4) بلومر

 

38-  ویلهم بوئر، چه کسی را اولین روزنامه نگار سیاسی مدرن و منتقد اجتماعی می‌داند؟

 

1)لیمپن                                        2) کوپرنیک                          

 

3) سروانتس                                4) دانته آلیگیری

 

39-  کدام یک از گروه‌های زیر، رفتارشان منطبق با اندیشه‌های کهن تر می‌باشد؟

 

1)جان سختان                                2) سنت گرایان                          

 

3) واپس گرایان                            4) ارتجاعی‌ها

 

40-  در کدام مرحله، مخاطب در معرض نو آوری قرار می‌گیرد اما فاقد اطلاعات کامل درباره آن است؟

 

1)علاقه                                     2) آگاهی                                 

 

3) انتخاب                                  4)آزمایش

 

41-  به اعتقاد کارتز، ماد خام افکار عمومی را در دیدگاه چه کسانی ، می‌توان یافت؟

 

1)افراد                                      2) فرمانبران                                

 

3) فرمانروایان                            4) همه موارد

 

42-  کدام یک از موارد زیر، جزو گروه‌های فشار به شمار می‌آیند؟

 

1)گروه‌های مسلکی                   2) گروه‌های نژادی                      

 

3) اتحادیه بازرگانی                   4) همه موارد

 

43-  مطالعه نوین در زمینه افکار عمومی، با انتشار کتب چه کسانی آغاز شده است؟

 

1)اسپیر و روسو                    

 

2) لوول و لیمپن                             

 

3) لیمپن و اسپیپر                            

 

4) دوتو کوویل و روسو

 

44-  به اعتقاد روسو، همه کدام یک از موارد زیر، بر اساس افکار عمومی بنا نهاده شده است؟

 

1)قوانین                         

 

2) حکومت‌ها                               

 

3) ساختارها                                  

 

4) تبلیغات

 

45-  افکار عمومی برای کدام مورد، روح جامعه به حساب می‌آید؟

 

1)ماکیاول                        

 

2) هابرماس                                

 

3) ژاک نکه                             

 

4)آلتوسر

 

 

 

روزنامه نگاری (کد 5017)

 

 

 

1-     عبارت "خبرنگار باید به پرسش‌های مربوط به عناصر خبر، به طور کامل پاسخ دهد" به کدام معنی است؟

 

1)روشنی خبر                      

 

2) صحت خبر                     

 

3) جامعیت خبر                             

 

4) برنامه ریزی خبر

 

2-      مسئولیت بخش صفحه آرایی، صفحه بندی و حروف چینی تا مرحله چاپ را چه کسی بر عهده دارد؟

 

1)ویراستار                       

 

2)دبیر فنی                           

 

3)دبیر هنری                            

 

4) دبیر سرویس

 

3-     عبارت "رقابت احزاب سیاسی در آستانه انتخابات شدت گرفت" ، کدام ارزش خبری را به همراه دارد؟

 

1)تازگی                        

 

2) شهرت                           

 

3) مجاورت                               

 

4) برخورد، اختلاف

 

4-     اختراعات و اکتشافات، دارای کدام ارزش خبری است؟

 

1)استثنا و شگفتی                      

 

2) نو بودن                               

 

3) شهرت                             

 

4) دربرگیری

 

5-     عنصر خبری که، مربوط به کدام ارزش خبری است؟

 

1)زمان                             

 

2) شهرت                                

 

3) مجاورت                                

 

4) دربرگیری

 

6-     "طی مراسمی با سخنان مدیر عامل بانک صنعت و معدن، اولین نمایشگاه منسوجات صادراتی در پارک ارم گشایش یافت" ، کدام عنصر خبری، در خبر فوق، برجسته شده است؟

 

1)کی؟                                  

 

2) چرا؟                               

 

3) کجا؟                     

 

4) چگونه؟

 

7-     کدام لید، پر استفاده ترین لید در خبرهای عمدتاً سیاسی، اقتصادی و گزارش خبری است؟

 

1) تشریحی و تحلیلی                        

 

2) چند خبری                              

 

3) توصیفی                                    

 

4) تاریخی

 

8-     در کدام سبک تنظیم خبر، اعمال نظر خبرنگار در برجسته کردن مطالب، بیشتر از سایر سبک‌ها است؟

 

1)تاریخی                     

 

2)هرم وارونه                       

 

3) بازگشت به عقب                                    

 

4)تاریخی با لید

 

9-     در خبرهای طولانی یا مورد اختلاف و بحث انگیز، از کدام سبک استفاده می‌شود؟

 

1)تشریحی                           

 

2) تاریخی                    

 

3)هرم وارونه                      

 

4) بازگشت به عقب

 

10-   به کدام دلیل زیر، وضوح و روشنی در خبر نگارش متن خبری تلویزیون و رایویی، بیشتر است؟

 

1)استفاده افراد تحصیلکرده از آن                                               

 

 2)کم سواد یا بی سواد بودن بیشتر مخاطبان آن

 

3) مخاطب نمی‌تواند دوباره و یا چند باره خبر را بخواند                    

 

4) موارد 2 و 3

 

11-  کدام مورد، درباره اندازه سابقه خبر، صحیح است؟

 

1)آنقدر طولانی نباشد که اصل خبر را تحت الشعاع قراردهد                

 

 2) در خبر، نیازی به سابقه خبر وجود ندارد

 

3) کوتاه باشد                                                                        

 

 4) بلند باشد

 

12-  کدام مورد، کلمات یا عبارت‌های کوتاه و بدون فعلی هستند که مطالب مختلف خبر را تفکیک می‌کند؟

 

1)تیتر                                

 

2) روتیتر                             

 

3) میان تیتر                            

 

4) خلاصه تیتر

 

13-  مفهوم دروازه بانی، نخستین بار توسط چه کسی مطرح شد؟

 

1)مک لین                         2) دیوید وایت                            3) کرت لوین                                  4) پال انسایدر

 

14-  در کدام گونه روزنامه نگاری، گزارشگران و مقاله نویسان تحت تأثیر نگش‌های فکر خویش، نقش دفاعی به عهده گرفتند و بر مبنای هدف موضع گیری می‌کنند؟

 

1)نوین                               2) مدافعه گر                                      3)مشارکت جو                      4) متعهد

 

15-  تفاوت بین گزارش از سفر با سفر نامه، کدام است؟

 

1)اولی، بلند و دومی، کوتاه است.

 

2)اولی، گزارش خبری و دومی گزارش از مکان است.

 

3)اولی، هم گزارش از مکان و هم گزارش خبری و دومی، فقط گزارش از مکان است.

 

4)اولی، کوتاه، گزارش خبری و گزارش از مکان و دومی، بلند و فقط گزارش از مکان است.

 

 

 

 

پکیج کامل درس روابط عمومی 4

 

 

 

پکیج کامل درس روابط عمومی 4

 

اصول روابط عمومی (کد 5021)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 1-    مخاطبان روابط عمومی از نظر ارتباط ساختاری با سازمان، به کدام یک از دسته‌های زیر تقسیم، می‌شوند؟

 

1) محدود و خاص، فراوان و همگام                                    

 

2) درون سازمانی، برون سازمانی

 

3) اصلی، حاشیه‌ای                                                      

 

4) کنونی، آینده

 

2-    اطلاعات آرایش شده و برجسته که مؤسسه به رسانه‌ها ارسال می‌دارد و رسانه‌ها به دلیل ارزش‌های خبری یا علایق مخاطبانشان، آن را عیناً یا با دستکاری پخش و نشر نمایند، چه نامیده می‌شود؟

 

1)تبلیغات            

 

2) بازاریابی             

 

3) آوازه گری              

 

4) تبلیغات بازرگانی

 

3-    دومین سمینار روابط عمومی در ایران، در کدام سال و در کدام شهر برگزار شد؟

 

1) 1344 -  کرمانشاه             

 

2)  1343 – آبادان       

 

3) 1343 – کرمانشاه    

 

4) 1344 - آبادان

 

4-    کدام یک از اندیشمندان زیر، در مدل ارتباطی خود، "چه کسی می‌گوید؟" "چه می‌گوید؟" "به چه کسی می‌گوید؟" "از چه راهی و با چه تأثیری؟" را مطرح کردند؟

 

1)لاسول                2) ارسطو               3) شرام                           4) شانول و ویور

 

5-    اولین رکن روابط عمومی، کدام است؟

 

1)تحقیق               

 

2) ارتباط دوسویه             

 

3) برنامه ریزی             

 

4) گفتگو با مخاطب برای هم فهمی

 

6-    کدام یک از انواع نشریه موردی زیر، پیام مورد نظر را با استفاده سازمان یافته و اثر بخش از عناصر نوشتاری (شعار)، ترسیمی و تصویری به مخاطب می‌رساند؟

 

1)کتابچه              

 

2) تراکت                  

 

3) بروشور                     

 

4) پوستر

 

7-    مراحل پذیرش پیام، به ترتیب کدام آست؟

 

1)علاقمند شدن – سنجش – تجربه – پذیرش                               

 

2) خبردار شدن - سنجش – تجربه – علاقه مند شدن- پذیرش

 

3) خبردار شدن - علاقه مند شدن - سنجش – تجربه – پذیرش           

 

4) خبردار شدن - سنجش – علاقه مند شدن- تجربه - پذیرش

 

8-    ساده ترین، سریع ترین، سهل الوصول ترین وسیله اتباطی، کدام است؟

 

1)تلویزیون                        

 

2) رادیو                          

 

3) بروشور                         

 

4) روزنامه

 

9-    گران ترین تماس کتبی که شرکت با سهامداران و جامعه مالی طرف خود، برقرار می‌کند، کدام است؟

 

1)کتابچه             

 

 2) بروشور                     

 

 3) تراکت                        

 

 4) گزارش سالانه

 

10-   همه موارد زیر، درباره سخنرانی، صحیح است، بجز:

 

1)باید با توجه به موقعیت شغلی، تحصیلی و سایر ویژگی‌های مستمعین باشد.

 

2) می‌توان موضوع‌های متعدد را در یک جلسه آن، مطرح کرد.

 

3)باید روشن و قابل فهم باشد.

 

4)باید دارای محتوای باشد.

 

11-   عبارت "روابط عمومی باید پیامی ارائه کند که جعل آمار و ارقام در آن نباشد" مربوط به کدام اصل روابط عمومی است؟

 

 1)روابط عمومی و اخلاق        

 

 2) روابط عمومی و ترغیب       

 

 3) روابط عمومی و تحلیل           

 

 4) هیچکدام

 

12-  تهیه "تقویم مراسم"، مربوط به کدام اصل برگزاری مراسم است؟

 

1)      برنامه ریزی                    

 

2)       2) تشریفات                             

 

3)       3) مدیریت                      

 

4)       4) موارد 1 و 3

 

13-  شیوه تهیه اخبار ابتکاری در روابط عمومی، کدام است؟

 

1)تعارض                             

 

 2) تشابه                                     

 

 3) تعمیم                                

 

 4) همه موارد

 

14-  عبارت "روابط عمومی در گزارش مطبوعاتی خود از ذهنی بودن گزارش بپرهیزد و گزارش را با توصیف مبتنی بر واقعیت ارائه دهد" مربوط بیانگر کدام اصل است؟

 

1)عینیت                           

 

 2) گیرایی                                     

 

 3) بی طرفی                                

 

 4) صحت

 

15-  مکمل "جامعه آگاهی"کارگزار روابط عمومی، کدام است؟

 

1)آشنایی با علوم اجتماعی            

 

 2) آگاهی‌های روز           

 

 3) نو آوری و خلاقیت         

 

 4) سازمان آگاهی

 

 

 

 

اصول خبر نویسی (کد 5021)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

16-  عبارت "خبرنگار باید به پرسش‌های مربوط به عناصر خبر، به طور کامل پاسخ دهد" ، به معنی کدام است؟

 

1)روشنی خبر                   

 

 2) صحت خبر                       

 

 3) جامعیت خبر                         

 

 4) برنامه ریزی خبر

 

17-   مسئولیت بخش صفحه آرایی، صفحه بندی و حروف چینی تا مرحله چاپ را چه کسی بر عهده دارد؟

 

1)ویراستار                       

 

 2) دبیر فنی                         

 

 3) دبیر هنری                          

 

 4)دبیر سرویس

 

18-  عبارت "رقابت احزاب سیاسی در آستانه انتخابات شدت گرفت"، کدام ارزش خبری را به همراه دارد؟

 

1)تازگی                      

 

 2) شهرت                        

 

 3) مجاورت                     

 

 4) برخورد، اختلاف

 

19-  اختراعات و اکتشافات، دارای کدام ارزش خبری هستند؟

 

1)استثنا و شگفتی                   

 

 2) نو بودن                  

 

 3) شهرت                 

 

 4) دربرگیری

 

20-  عنصر خبری که، مربوط به کدام ارزش خبری است؟

 

1)زمان                          

 

2) شهرت                        

 

3)مجاورت                          

 

4) دربرگیری

 

21-  "طی مراسمی با سخنان مدیر عامل بانک صنعت و معدن، اولین نمایشگاه منسوجات صادراتی در پارک ارم گشایش یافت" ، کدام عنصر خبری، در خبر فوق، برجسته شده است؟

 

1)کی؟                                    

 

 2) چرا؟                                

 

 3) کجا؟                      

 

 4) چگونه؟

 

22-  کدام لید، پر استفاده ترین لید در خبرهای عمدتاً سیاسی، اقتصادی و گزارش خبری است؟

 

1) تشریحی و تحلیلی                  

 

 2) چند خبری                    

 

 3) توصیفی                   

 

 4) تاریخی

 

23-  در کدام سبک تنظیم خبر، اعمال نظر خبرنگار در برجسته کردن مطالب، بیشتر از سایر سبک‌ها است؟

 

1)تاریخی                    

 

2)هرم وارونه                       

 

3) بازگشت به عقب                     

 

4)تاریخی با لید

 

24-  در خبرهای طولانی یا مورد اختلاف و بحث انگیز، از کدام سبک استفاده می‌شود؟

 

1)تشریحی                  

 

 2) تاریخی         

 

 3)هرم وارونه            

 

 4) بازگشت به عقب

 

25-   به کدام دلیل زیر، وضوح و روشنی در خبر نگارش متن خبری تلویزیون و رایویی، بیشتر است؟

 

1)استفاده افراد تحصیلکرده از آن                                                  2)کم سواد یا بی سواد بودن بیشتر مخاطبان آن

 

3) مخاطب نمی‌تواند دوباره و یا چند باره خبر را بخواند                     

 

4) موارد 2 و 3

 

26-  کدام مورد، درباره اندازه سابقه خبر، صحیح است؟

 

1)آنقدر طولانی نباشد که اصل خبر را تحت الشعاع قراردهد                 

 

2) در خبر، نیازی به سابقه خبر وجود ندارد

 

3) کوتاه باشد                                                                           4) بلند باشد

 

27-  کدام مورد، کلمات یا عبارت‌های کوتاه و بدون فعلی هستند که مطالب مختلف خبر را تفکیک می‌کند؟

 

1)تیتر                     

 

 2) روتیتر                   

 

 3) میان تیتر                  

 

 4) خلاصه تیتر

 

28-  مفهوم دروازه بانی، نخستین بار توسط چه کسی مطرح شد؟

 

1)مک لین             

 

 2) دیوید وایت                

 

 3) کرت لوین                   

 

 4) پال انسایدر

 

29-  در کدام گونه روزنامه نگاری، گزارشگران و مقاله نویسان تحت تأثیر نگش‌های فکر خویش، نقش دفاعی به عهده گرفتند و بر مبنای هدف موضع گیری می‌کنند؟

 

1)نوین                

 

 2) مدافعه گر                        

 

 3)مشارکت جو                 

 

 4) متعهد

 

30-  تفاوت بین گزارش از سفر با سفر نامه، کدام است؟

 

1)اولی، بلند و دومی، کوتاه است.

 

2)اولی، گزارش خبری و دومی گزارش از مکان است.

 

3)اولی، هم گزارش از مکان و هم گزارش خبری و دومی، فقط گزارش از مکان است.

 

4)اولی، کوتاه، گزارش خبری و گزارش از مکان و دومی، بلند و فقط گزارش از مکان است.

 

 

 

 

 

 

اصول و فنون تبلیغات (کد 5021)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

31-  در تبلیغ زیر، از کدام فن استفاده شده است؟

 

 "من یک ایرانی هستم. پس خودروی ایرانی استفاده می‌کنم"

 

1)حیثیت                  

 

 2) روش لقب گذاری                 

 

 3) کلی گویی فریبنده                 

 

 4) شستشوی مغزی

 

32-  مبارزات امام حسین با یاران کم در کربلا، چه نوع تبلیغی به شمار می‌رود؟

 

1)جنگ روانی                

 

 2) تبلیغ تأییدی                    

 

 3) تبلیغ نمادین                            

 

 4) احاله به ارزش‌ها

 

33-  کدام عبارت، صحیح است؟

 

1)تبلیغ، نوعی ارتباط است     

 

 2) تبلیغ برای متقاعد سازی است       

 

 3)تبلیغ برای اطلاع رسانی است          

 

 4) همه موارد

 

34-  قدرت‌های استکباری، کدام مورد را راهی میان بر برای رسیدن به اهداف سلطه جویانه خود می‌دانند؟

 

1)سیاست                      

 

 2) اقتصاد                          

 

 3) دانش                           

 

 4) تبلیغات

 

35-  فن بر چسب زدن برای رسیدن به هدف، در کدام یک از تبلیغات زیر، مؤثر است؟

 

1)تلقین                  

 

 2) تهییج                         

 

 3) پروپاگاندا                         

 

 4)آژیتاسیون

 

36-  تلقین در کدام یک از موارد زیر، سلاح کار آمدی در تبلیغ به حساب می‌آید؟

 

1)مرحله کودکی                                                            2) مبلغ، تمایلات مقامات را به کار نمی‌گیرد

 

3)مبلغ، انگیزه‌های اجتماعی را به کار نمی‌گیرد                     

 

4) مبلغ، چیزی که می‌گوید، برای فرد اهمیت زیاد دارد

 

37-  کارگزار تبلیغ همان ............................... است.

 

1)پیام گیر                

 

 2) پیام رسان                 

 

 3) پیام تبلیغ                          

 

 4) وسیله تبلیغی

 

38-  در کدام نوع تبلیغ، اطلاعات پیام نادرست و ساختگی بوده و هدف منبع نیرنگ آمیز است؟

 

1)خاکستری                          

 

 2) سفید                                 

 

 3) سیاه                              

 

 4) آشوبگر

 

39-  کدام مورد درباره تبلیغ تلویزیونی، صحیح نیست؟

 

1)می‌توان از کلمه عالی  ترین و بهترین استفاده کرد

 

2)به مستندات آگهی برای ادعاهایی که عنوان می‌شود، توجه شود

 

3)به مسئله مجوز تولید آگهی بازرگانی، توسط مؤسسه تبلیغاتی توجه می‌شود

 

4)اثر تبلیغی به صورت نوار ویدیویی توسط مدرسه تبلیغی تهیه شده و دو نسخه آن، به بخش ویژه صدرور مجوز داده می‌شود

 

40-  ارائه پیام‌های سیاسی از اه تحریک عواطف و احساسات مردم و درستکاری عاطفی در افکار عمومی، چه نام دارد؟

 

1)تهییج                        

 

2) پروپاگاندا                                

 

3)آژیتاسیون                          

 

4) موارد 1 و 3

 

41-  تعریف زیر، از کدام اندیشمند است؟

 

"تبلیغات چیزی جز مدیریت نگرش‌های جمعی از طریق دستکاری نمادهای مهم نیست؟"

 

1)لاسول                        

 

 2) ارونسون                                 

 

 3) دببلیو دوب                            

 

 4) برنیز

 

42-  کدام رنگ در تبلیغات، کمتر استفاده می‌شود؟

 

1)قرمز                       

 

 2)سبز                            

 

 3) آبی                                 

 

 4) زرد

 

43-  عبارت زیر، از کیست؟

 

"تبلیغاتی که برای مردم است، باید ساده و بر گرفته از شعارهایی باشد که دایماً تکرار می‌شود تا مردم بتوانند آن را بیاموزند و بر جنبه‌های عاطفی آن تکیه کنند"

 

1)گلوبلز                             

 

 2)هیتلر                            

 

 3)کولونل برکان                            

 

 4)لرد بارنهام

 

44-  کدام مورد، در خصوص تفاوت بین روابط عمومی و تبلیغات، صحیح است؟

 

1)تبلیغات، خصلتاً و فی ذاته یک سویه و دگم و در اجرا لجوج است، اما در روابط عمومی، افکار عمومی طرف مذاکره و بحث و گفتگوی صمیمانه است.

 

2)در روابط عمومی، نقش خبر رسانی عمده و اصلی نیست، ولی در تبلیغات، نقش خبر رسانی عمده و اصلی است.

 

3)روابط عمومی اصرار دارد بر دوش افکار عمومی سوار شود، ولی تبلیات چنین نیست

 

4)روابط عمومی، گاهی پنهان کاری دارد، ولی تبلیغات، روشن و شفاف است

 

45-   کدام وسیله تبلیغی، برای دادن آگاهی و اطلاعات بیشتر که نیاز به زمان بیشتری دارد، مناسب است؟

 

1)تلویزیون               

 

 2) رادیو                         

 

 3) مجله                         

 

 4) رادیو و تلویزیون

 

افکار عمومی (کد 5021)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

46-  فاصله اجتماعی با کدام یک از مقیاس‌های زیر، سنجیده می‌شود؟

 

1)ترستون                       

 

 2) بوگاردوس                          

 

 3) نگرش                          

 

 4) ازگود

 

47-  هر گاه جامعه آماری مورد نظر نامتجانس باشد، بهترین روش نمونه گیری کدام می‌باشد؟

 

1)طبقه‌ای               

 

 2) سهمیه‌ای              

 

 3) خوشه‌ای                 

 

 4) منظم

 

48-  پیتر تاونز، در تحقیقات خود پیرامون فقرا، از کدام روش‌های زیر، استفاده کرد؟

 

1)پیمایشی                

 

 2) توصیفی                     

 

 3)تبیینی                  

 

 4) همه موارد

 

49-  همه موارد زیر، جزو ویژگی‌های شایعه می‌باشند، بجز:

 

1)نا موثق ترین خبر                 

 

 2) مخاطبان همگون                   

 

 3) نوعی فرافکنی               

 

 4)هزینه اندک

 

50-  کدام یک از موارد زیر، از نظر پل خانف، رواج دهنده اندیشه در میان توده وسیع مردم هستند؟

 

1)رسانه‌ها                   

 

 2) رهبران                                 

 

 3) آژتاتور                        

 

 4) تبلیغاتچی

 

51-   مطابق دیدگاه کدام یک از افراد زیر ، موقعیت‌ها عامل کلیدی در شکل و ساختار رهبری افراد می‌باشد؟

 

1)فیدلر               

 

 2) رگان                       

 

 3) تار                      

 

 4) لیمپن

 

52-  کدام اندیشمند، پویایی گروه را تلاش و تعامل فرد در گروه کوچک می‌داند؟

 

1)گابریل تارد                     

 

 2) کرت لوین              

 

 3) لوفت                

 

 4) بلومر

 

53-  ویلهم بوئر، چه کسی را اولین روزنامه نگار سیاسی مدرن و منتقد اجتماعی می‌داند؟

 

1)لیمپن                       

 

2) کوپرنیک           

 

3) سروانتس                 

 

4) دانته آلیگیری

 

54-  کدام یک از گروه‌های زیر، رفتارشان منطبق با اندیشه‌های کهن تر می‌باشد؟

 

1)جان سختان                  

 

 2) سنت گرایان               

 

 3) واپس گرایان                 

 

 4) ارتجاعی‌ها

 

55-  در کدام مرحله، مخاطب در معرض نو آوری قرار می‌گیرد اما فاقد اطلاعات کامل درباره آن است؟

 

1)علاقه                  

 

 2) آگاهی                        

 

 3) انتخاب                           

 

 4)آزمایش

 

56-  به اعتقاد کارتز، ماد خام افکار عمومی را در دیدگاه چه کسانی ، می‌توان یافت؟

 

1)افراد                    

 

 2) فرمانبران                        

 

 3) فرمانروایان                         

 

 4) همه موارد

 

57-  کدام یک از موارد زیر، جزو گروه‌های فشار به شمار می‌آیند؟

 

1)گروه‌های مسلکی                  

 

 2) گروه‌های نژادی             

 

 3) اتحادیه بازرگانی                    

 

 4) همه موارد

 

58-  مطالعه نوین در زمینه افکار عمومی، با انتشار کتب چه کسانی آغاز شده است؟

 

1)اسپیر و روسو          

 

 2) لوول و لیمپن                  

 

 3) لیمپن و اسپیپر             

 

 4) دوتو کوویل و روسو

 

59-  به اعتقاد روسو، همه کدام یک از موارد زیر، بر اساس افکار عمومی بنا نهاده شده است؟

 

1)قوانین             

 

 2) حکومت‌ها                   

 

 3) ساختارها                     

 

 4) تبلیغات

 

60-  افکار عمومی برای کدام مورد، روح جامعه به حساب می‌آید؟

 

1)ماکیاول              

 

 2) هابرماس                    

 

 3) ژاک نکه                 

 

 4)آلتوسر

 

 

 

 

 

 

مبانی ارتباط جمعی (کد 5021)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

61-  بازگشت پیام را چه می‌گویند؟

 

1)بازخورد                        

 

 2) ارتباط                          

 

 3) پارازیت                         

 

 4) اطلاع

 

62-  بازگشت پیام در ارتباط جموعی، چگونه است؟

 

1)مستقیم و مریی               

 

 2) نامریی و مستقیم               

 

 3) پراکنده و غیر مستقیم                 

 

 4) نامریی و پراکنده و غیر مستقیم

 

63-  کدام مورد، نقش تهیه، تدوین و انتقال سریع خبرها را به صورت مکتوب و غیر مکتوب داد؟

 

1)رادیو                 

 

 2) وسایل ارتباط جمعی                    

 

 3)مطبوعات                  

 

 4) تلویزیون

 

64-  رابطه انواع مختلف وسایل ارتباطی خواندنی، شنیدنی و دیدنی، کدام است؟

 

1)رابطه با هم ندارند             

 

 2) بر علیه یکدیگر هستند           

 

 3) در پخش پیام، مشارکت دارند          

 

 4)مکمل و محافظ هم محسوب می‌شوند

 

65-  کدام وسیله ارتباطی، تنها از طریق تلویزیون که مهم ترین رقیب آن است، می‌تواند وارد محیط صمیمانه خانوادگی شود؟

 

1)رادیو                    

 

 2) کامپیوتر                                 

 

 3) سینما                        

 

 4) مطبوعات

 

66-   همه موارد زیر، از ویژگی‌های ارتباط جمعی محسوب می‌شوند، بجز:

 

1)بازگشت پیام، با تأخیر است                                          

 

2) پیام گیران، ناآشنا و پراکنده

 

3) بازخورد پیام، فوری و مستقیم است                               

 

4) سرعت عمل، زیاد و ارتباط، سطحی و ناپایدار است

 

67-  در مدل ارتباطی کدام اندیشمند، بای برقراری ارتباط، یک منبع پیام، یک رمز گذار، یک پیام، یک کانال، یک رمز خوان و یک گیرنده به عنوان عنصر پارازیت که می‌تواند روی پیام اثر بگذارد، لازم است؟

 

1)کلودشانون و وارون ویور                         

 

 2) پل لازارسفلد                        

 

 3) وارون ویور                       

 

 4) لاسول

 

68-  عالی ترین وسیله تبادل اطلاعات، افکار، تفاهم و دوستی بین افراد انسانی، کدام است؟

 

1)نامه                        

 

2) زبان                   

 

3) پیام                        

 

4)وسایل ارتباط جمعی

 

69-  کدام ارتباط است که بدون واسطه، بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می‌شود؟

 

1)ارتباط جمعی                 

 

 2) ارتباط شخصی               

 

 3) ارتباط غیر مستقیم                  

 

 4)ارتباط مستقیم و شخصی

 

70-  کدام علم است که به انسان یا ماشین خودکار، امکان حکومت کردن و فرمان دادن می‌دهد؟

 

1)مکانیک                  

 

 2) جامعه شناسی ارتباطات                       

 

 3) سابیرنتیک یا خود فرمانی                 

 

 4)این موضوع، علم نیست

 

71-  کدام وسیله ارتباطی، از لحاظ تحلیل و تشریح وقایع، تفسیر و بررسی عقاید، تنوع مطالب و حفظ اسناد تاریخی، مأخذ و مرجع به شمار می‌رود؟

 

1)رادیو                               

 

 2) روزنامه                                  

 

 3) تلویزیون                                

 

 4) اینترنت

 

72-  کدام اندیشمند را به عنوان پیشگوی فرزانه می‌شناسد؟

 

1)مارشال مک لوهان                       

 

 2) دیوید رایزمن                       

 

 3) فردیناند تونیس                     

 

 4) والتر لیپمن

 

73-  در کدام دوره تحول انسانی از نظر "دیوید رایزمن" دیگرانی چند (صاحبان وسایل ارتباطی) الگوی حیات اجتماعی را می‌سازند؟

 

1)فرد گرایی (درون راهبر)         

 

 2) باستانی (سنتی)                  

 

 3) ابتدایی (قبیله‌ای)                  

 

 4) مصرف و فراوانی (دگر راهبر)

 

74-  کدام مورد، ترجمه اصطلاح انگلیسی mass media است؟

 

1)رسانه                       

 

 2) ارتباطات                             

 

 3) رسانه‌های همگانی                     

 

 4) ارتباطات الکترونیک

 

75-  کدام اندیشمند، صنعت چاپ را "باروت روح آدمی" می‌داند؟

 

1)دیوید رایزمن                  

 

 2) مارشال مک لوهان                               

 

 3) مارکوزه                          

 

 4)ادگار مورن